اسلام شناسی

اسلام آمیزه‌ای است از جنایت، سکس و خرافه؛ آنچه که مغلطه‌کاران معجزه‌ی قرآن می‌دانند خرافاتی بیش نیستند؛ در این دین زن کالائی است جنسی در اختیار شوهر، مجوز تصاحب زنان کفار نیز در همین راستاست. تاریخ جانیان زیادی را به خود دیده، محمد تنها جنایتکاری است که پیروانش همچنان طبق سنت او آدم‌کشی می‌کنند؛ در این دین تنها مسلمانان انسان شمرده می‌شوند و دیگران جانور؛ پس با شمع روشنگری، سایه سنگین و تاریک مذهب که همان اندیشه‌ی ضحاکی مغز خور باشد را از میهنمان بر خواهیم چید.

جستجو کردن موضوعات خاص (لطفا کلمات مربوطه را وارد نمائید)

در حال بارکردن…

100 مورد از تناقضات و اشتباهات ساختاری قرآن

 بزرگترین تناقض ادیان در این است که اگر خدایشان پدید آورده تمام جهان است، پس آیا منطقی است که خدا به زمینی بسیار کوچک، تا این اندازه ا...

ه‍.ش. ۱۳۸۸ اسفند ۱۸, سه‌شنبه

اسلام هم زن را شیطان می‌نامد



     در بسیاری از فرهنگها، هنگامی که شخص جادوگر دغلکاری را می‌خواهند ترسیم نمایند، او را بصورت پیرزنی زشت رسم می‌نمایند.


    الله، خدای مسلمانان، خطاب به دگراندیشان زمان محمد (بت پرستان) بیان می‌نماید که این بتها در واقع زنان شیطانی بیش نیستند:

    إِن يَدْعُونَ مِن دُونِهِ إِلاَّ إِنَاثًا وَإِن يَدْعُونَ إِلاَّ شَيْطَانًا مَّرِيدًا)نساء/117) آنهائی که غیر از الله می‌خوانند مادگانی (جنس ماده)بیش نیستند و اینها که می‌خوانند جز شیطانی سرکش (چیز دیگری) نیستند. .
او حتی از نامیده شدن فرشتگان به عنوان دختر خشمگین می‌گردد:
    أَفَأَصْفَاكُمْ رَبُّكُم بِالْبَنِينَ وَاتَّخَذَ مِنَ الْمَلآئِكَةِ إِنَاثًا إِنَّكُمْ لَتَقُولُونَ قَوْلًا عَظِيمًا(اسرا/40)" آیا برای شما پسر را بر می‌گزیند(اختصاص می‌دهد) و فرشتگان را ماده را می‌گرداند؟ همانا شما گفتار بسیار (زشت) بزرگی  بیان می‌کنید .
    و یجعلون لله البنات سبحنه و لهم مما یشتهون(نحل/57 ) و براى الله دخترانى قرار می‌دهند، منزه است او؛ و براى خودشان آنچه را ميل دارند(پسر).
   قرآن در اینجا به شدت تحت تأثیر فرهنگ مردسالار عرب قرار گرفته، برای رد اینکه الله دارای فرزند نیست گفته "اگر هم فرضا الله که توانای مطلق است می‎خواست فرزندی داشته باشد از میان جنس برتر بر‌می‌گزید":
      لَوْ أَرَادَ اللَّهُ أَنْ يَتَّخِذَ وَلَدًا لَّاصْطَفَى مِمَّا يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ سُبْحَانَهُ هُوَ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ (زمر/4) اگر الله اداره کرده بود که فرزندی داشته باشد، آن (فرزند) را از میان آن چیز (بهتر)ی که خلق می کرد، بر می‌گزید، اما او پاکیزه است، او الله يگانه بسیار خشمگین است.
 أَمِ اتَّخَذَ مِمَّا يَخْلُقُ بَنَاتٍ وَأَصْفَاكُم بِالْبَنِينَ (زخرف/16) آیا (الله) از چیزی که خود خلق نموده برای خودش دختر را انتخاب می‌کند و به شما پسر می‌دهد!
 و یا در اینجا که از دختر کاملا ابراز بیزاری می‌کند:
فَاسْتَفْتِهِمْ أَلِرَبِّكَ الْبَنَاتُ وَلَهُمُ الْبَنُونَ (صافات/149) از ایشان استفتا کن که ایات ایا برای خودشان پسر می‌خواهند و برای الله دختر.
 أَمْ خَلَقْنَا الْمَلَائِكَةَ إِنَاثًا وَهُمْ شَاهِدُونَ (صافات/150) ایا ما فرشتگان را دختر افریدم و اینان گواه بودند؟
أَصْطَفَى الْبَنَاتِ عَلَى الْبَنِينَ (صافات/152) دختر را بر پسر ترجیح داد؟
مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ (صافات/154) شما را چه شده است؟ چگونه حکم می‌کنید؟
  أَمْ لَكُمْ سُلْطَانٌ مُّبِينٌ (صافات/ 156) ایا دلیلی دارید؟
و آیات دیگری که در قران وجود دارد.
جالب اینجاست که محمد با زنانش مشورت می‌نمود و برخلاف ان عمل می‌کرد.
   بنابراین الله هم از اینکه فرشتگانش را دختر بنامند خشمگین می‌گردد و هم بتها را زنان شیطانی بیش نمی‌داند.
در روایات گوناگونی محمد زنان را مانند شیطان میداند:
    عن عبد الله بن الصامت، عن أبي ذر رضي الله عنه ، قال: قال رسولُ الله صلى الله عليه وسلم:
يَقْطَعُ صَلاَةَ الرَّجُلِ؛ إِذَا لَمْ يَكُنْ بَيْنَ يَدَيْهِ قِيدُ آخِرَةِ الرَّحْلِ (1): الحِمَارُ، وَالكَلْبُ الأسْوَدُ، وَالمرْأةُ.فَقُلْتُ: ماَ بَالُ الأسْوَدِ، مِنَ الأحْمَرِ، مِنَ الأصْفَرِ، مِنَ الأبْيَضِ؟ قَالَ: يَا ابْنَ أخِي! سَألْتُ رَسُولَ اللهِ صلى الله عليه وسلم كَمَا سَألْتَني، فَقَال: الكَلْبُ الأسْوَدُ شَيْطَانٌ. رواه مسلم (4/228)
از عبدالله ابن صامت از ابوذر (روایت است که) فرستاده ی الله گفت:
سه چیز نماز را باطل میکند در صورتیکه جلوش چیزی به بلندی زین اسب(ستره) نباشد: خر، سگ سیاه، و زن. گفت: ای پسر برادرم! از فرستاده ی الله (ص) پرسیدم همان پرسش که تو از من کردی(چه چیزی در سگ سیاه وجود دارد که او را از سگ قرمز و زرد متمایز میکند؟) پس گفت: سگ سیاه یک شیطان است.”
  در اینجا چون "و" بین موارد یاد شده "و" عطف میباشد؛ پس اثبات حکم یکی، بر دیگری نیز ثابت است؛ زیرا در اینجا پرسشگر تنها از تفاوت سگ‌های سیاه و سفید و .... پرسیده است.
البته این حدیث‌ها کاملا در راستای آیه‌ی یاده شده‌ی قرآن می‌باشد.
    به نظر می‌رسد که اسلام در این شیطان سازی تنها نیست و ادیان ایران باستا ن نیز چنین اعتقاداتی داشتند؛ اما از دینی که خود را یگانه رهائی بخش دهنده‌ی انسانها می‌داند به هیچ عنوان چنین ستمی در حق مادران، خواهران، همسران و دختران ما پذیرفته نیست.
در اعتقادات زُروانی که مادر ادیان ایران باستان می‌باشد، گفته شده که زن موجودی است اهریمنی.
    منابعی در زمان ساسانیان (دو کتاب بُندَهش و گزیده‌های زاداسپرم) و منابع ارمنی و سریانی در خصوص شناخت آیین‌های زروانی وجود دارد.
(داستان زیر در منابع ارمنی و سریانی است؛ شناخت زروان:
در آغاز جهان تنها زُروان وجود داشت.
    او مدت زیادی در آرزوی فرند بود، اما فرزنددار نمی‌شد تا اینکه به امکان داشتن فرزند در خود شک نمود؛ پس از مدتی در زهدان او دو همزاد(دوقلو) شکل گرفت؛ هرمزد که نتیجه‌ی آرزوی پاک او بود و اهریمن که نتیجه‌ی شک او در چنین امکانی بود.
زُروان پس از اگاهی از این موضوع، اراده کرد هریک از این دو که زودتر زاده شد، فرمانروائی جهان را به او بدهد.
   هرمز از همه چیز آگاه بود و اهریمن را نیز از این خواست پدر آگاه نمود؛ او که از اهریمن بزرگتر و به دهانه‌ی زهدان نزدیکتر بود و چون برای اهریمن اماکن زودتر زاده شدن را نبود، به ناچار زهدان پدر خویش را درید و زودتر از هرمزد به دنیا آمد.
    او دارای چهره‌ی کاملا زشتی بود و زُروان دانست که این نمی‌تواند همان موجود مورد انتظار او باشد، ولی به ناچار فرمانروائی گیتی را به او داد، اما هرمزد زاده شد و زُروان دانست که این همان فرزند مورد انتظار است.
    زروان به اهریمن گفت که تو برای 9000 سال در جهان مادی حکومت خواهی کرد و سپس همه‌ی هستی در اختیار هرمزد است و به هرمزد هم فرمانروائی جهان روحانی را داد.)
اسلام هم این روایت را با اندکی تغییر، می‌پذیرد؛ زیرا در این دین، انسان (حوا) از مرد (آدم) آفریده شد.
جهت بررسی بیشتر این موضوع(اقتباس اسلام از ادیان ایران باستان) میتوانید اینجا را کلیک نمائید.

۳۱ نظر:

ناشناس گفت...

سلام،

مطلبتون جالب بود اما برای نمونه اومدم یکی از آیات رو بیارم که پس و پیشش رو بخونم که ضدحال بدی خوردم. آیه ای که بهش استناد کرده بودین وجود نداشت.
زخرف 43.
منتظر پاسخ هستم.

پژوهش در زمینه ی اسلام گفت...

از یادآوری و نکته سنجی شما بسیار سپاسگزارم و امیدورام که همه این چنین بدنبال صحت و سقم هر مطلبی که میخوانند باشند.
حق با شماست و آیه ی مورد اشاره زخرف/16 میباشد که من متأسفانه بجای شماره ی آیه که 16 است، شماره سوره (43) را نوشتم.

estadeh گفت...

من عاشق این ترجمه ی عالیتم! عربی بلدی اصلا؟:)))))))))))))))

پژوهش در زمینه ی اسلام گفت...

مهم نیست که من عربی بلد باشم یا نه؛
شما ترجمه ی درست رو بنویس تا ویرایش کنم.
من علمنی حرفاً فقر صیرنی عبداً.

البته این سبک از پاسخ، همان فرار به جلو است.
ایرادی را میگیرید بدون اینکه راه حلش را نشان دهید.
پیروز باشید!

پژوهش در زمینه ی اسلام گفت...

فقد.

estadeh گفت...

در جواب این متن اخریتون و فقط به عنوان نمونه مطلبی در وبلاگم منتشر کردم به این آدرس:
http://estadeh.com/2010/03/11/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A2%D9%86-%D9%87%D8%A7-%DA%A9%D9%87-%D8%AF%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%A7%D9%86-%D8%A8%DB%8C-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84%D9%86%D8%AF/
در ضمن در جوابتان پای لینک در بالاترین نظری هم ارسال کردم که میتوانید مطالعه کنید در این آدرس:
http://balatarin.com/permlink/2010/3/7/1975075#c-2938635

پژوهش در زمینه ی اسلام گفت...

دوست گرامی!
امیدوارم که ادبیادتت رو درست کنی!
ضمنا من نمی تونم در وبلاگت کامنت بزارم، زیرا شما را نمی شناسم ممکنه....؛
فرق من و تو اینه:
اولا وبلاگت فیلتر نیست.
ثانیا اگه من شناسیائی بشم اعدام؛ ولی تو راحت خودت رو معرفی میکنی.
این است فرق من و تو.

estadeh گفت...

دوست من, اگر سایر مطالب بنده را بخونید مطالب سیاسی هم در بینشان کم نیست. بنده از کودتاچی جماعت نیستم. در ضمن دانشجو و ساکن آمریکا هستم. اصراری بر کامنت دادن در وبلاگم ندارم. اما جوابتان در باره ی مطلبی که در مورد آقای بازرگان فرموده بودید را در بالاترین پایین لینکم پست کردم. مطالعه کنید اگر سوالی بود در حد توانم در خدمتم.

پژوهش در زمینه ی اسلام گفت...

در مورد آقای بازرگان، در پست مربوطه در قسمت بررسی تعداد کلمات دنیا و آخرت شرحی اضافه نوشتم؛ می توانید مطالعه و نظر بدهید:
http://iran000.blogspot.com/2009/08/blog-post_01.html

ضمنا منظورم در مورد کامنت گذاشتن اینه که پوزش منو بپذیرید.

estadeh گفت...

به مطالب اضافه شده ی مطلب بازرگانتان نظری افزودم. در ضمن جوابی که به ذهنم میرسید را در این آدرس ها عرض کردم:
http://balatarin.com/permlink/2010/3/7/1975075
و
http://balatarin.com/permlink/2010/3/11/1979080

ابراهیمی گفت...

نوشته هایتان بسیار جالب بود وشمارا تحسین میکنم ولی سوالاتی برای من پیش آمده است که آیا شما با همه ادیان الهی مخالف هستید؟ آیا دین را قبول دارید؟ خداوند را؟
اگر اسلام را باطل می دانید باید به کدام سمت یا کدام دین رفت؟
به قول خودتان اگر ایراد گرفته شد،راه حل نیز باید گفته شود.
بی صبرانه منتظر جواب هستم

پژوهش در زمینه‌ی اسلام گفت...

با درود و سپاس از ابراهیمی گرامی!
به نظر من این فرض از اساس اشتباه است که انسان باید حتما دینی داشته باشد.
در مورد روند شکل گیری ادیان، می توانید به :
((موضوعات بررسی شده:
خدا، الله، آفریدگار(آفرینند) و خانه ی خدا
بروید وپستها را مخصوصا " مرز دین و خرافه با عقلانیت " بررسی نمائید.))

شما احتمالا از ادیان انتظار آرامش را دارید؛ اما به نظر من فشار روحی که در پذیرش ادیان وجود دارد در آتیست(بی خدا) بودن نیست.
در روند تکامل انسان، پیشرفت دیگران پیشرفت شما نیز هست؛ و انسانها آموخته اند که اگر مایل به داشتن جامعه ی امن و راحت هستند باید با دیکران مهربان باشند.
این مهربانی نه القائی، بلکه اکتسابی است.
ادیان از این آموزه ی طبیعی انسانها بهره و با مغالطه به مطلوب انرا از خدا خویش میدانند و خود را مروج آنها،
تعامل تا جائی است که احتمال بدهند دیگران دین آنها را می پذیرند.
پیـروز باشـید!

پژوهش در زمینه‌ی اسلام گفت...

با درود و سپاس از ابراهیمی گرامی!
به نظر من این فرض از اساس اشتباه است که انسان باید حتما دینی داشته باشد.
در مورد روند شکل گیری ادیان، می توانید به :
((موضوعات بررسی شده:
خدا، الله، آفریدگار(آفرینند) و خانه ی خدا
بروید وپستها را مخصوصا " مرز دین و خرافه با عقلانیت " بررسی نمائید.))

شما احتمالا از ادیان انتظار آرامش را دارید؛ اما به نظر من فشار روحی که در پذیرش ادیان وجود دارد در آتیست(بی خدا) بودن نیست.
در روند تکامل انسان، پیشرفت دیگران پیشرفت شما نیز هست؛ و انسانها آموخته اند که اگر مایل به داشتن جامعه ی امن و راحت هستند باید با دیکران مهربان باشند.
این مهربانی نه القائی، بلکه اکتسابی است.
ادیان از این آموزه ی طبیعی انسانها بهره و با مغالطه به مطلوب انرا از خدا خویش میدانند و خود را مروج آنها،
تعامل تا جائی است که احتمال بدهند دیگران دین آنها را می پذیرند.
پیـروز باشـید!

ناشناس گفت...

مشكل اصلي اين است .شما در هر صورت بيديني را انتخاب كرده ايدو براي ارضاي وجدان خودتان ناراچاريد خدا را انكار كنيد چون نمينوانيد در ذهنتان خداي بخشده و دوستدار افريده هايش تصور كنيد( اين با آموزه هاي عوامانه ديني تضاد دارد) بنابرين براي انكار خدا بايد بتوانيد اموزه هاي او را از قران غير منطقي جلوه دهيد براي اينكار اياتي از قران را انتخاب ميكنيد آنهارا يا ترجمه خودتان(براي اينكه با تفسير شما جور بيايد كلماتي به آنها اضافه ميكنيد) و بعد بر اساس ترجمه و برداشت خودتان انها را رد ميكنيد. مشكل زمتني حل خواهد شد كه ايات را همانطور كه هست بدون اضافه كردن استنباط خودتان بخوانيد و تحليل كنيد. اگر خداوند ان بتها را مونث خوانده دليلش اينست كه ان مجسمه را بشكل زن ساخته بودند در مورد صيغه نيز منظور قران اين است كه كه دختر و پسر بتوانند مانند جوامع غربي بدون ازدواج رسمي هم با هم زندگي كنند و كسي مانع انها نباشد بشرط انكه هم دختر و هم پسر با اين نوع زندگي موافق باشند در حقيقت از نظر خداوند دختر و پسري كه با غلاقه تصميم ميگيرند با هم زندگي كنند و بهم پايبند باشند صيغه محرميت خوانده اند و نيازي به ثبت در دفتر نيست ساير احكام نيز همين است. در مورد هفت اسمان بدان كه منظور عدد هفت نيست بلكه در قران سمبل7 بعوان نشانه 8 يعني بينهايت بكاررفته است. در ضمن انجا كه كفته اسمان نميفتد منظور كل اسمان (يعني اجرام سماوي است) نه جو كره زمين. موفق باشي

hyas@in.com گفت...

درباره مونث بودن شيطان نظرتان اشتباه است. در فرآن همواره از شيطان بعنوان موجود مذكر نامبرده شده و اغعال مذكر براي او بكاررفته. در ضمن شيطان يك موجود مشخص نيست بلكه به انواع پديده هاي منفي ومضر كه بشر براي انها نامي نداشته عنوان شيطان يا شيطاني داده شده است مانند انجا كه پيامبر در مورد زباله هاي خانه به اعراب ميفرمود انها را در جايي دور از خانه هايتان پنهان كنيد زيرا زباله جايگاه شيطان است مشخص ميشود منظور در اينجا از شيطان ميكروب وعوامل بيماري زاست. دز مورد جايگاه زن در اسلام چرا به اين اشاره نميكنيد كه فرمود مرد از اثر اموزش و تربيت زن است كه ميتواند به بهشت (تعالي)برسد و يا اين سخن پيامبررا بياد آوريد كه ميفرمود از دنياي شما سه چيز دوست دارم - نماز و زن يعني وجود زن و عبادت خدا را همرديف هم قرار داد. اعراب روزي نزد پيامبر آمده گفتند بنظر ما فرشتگان دختر خداوندند اين ايه نازل شد كه خداوند دختر ندارد چون نه ميزايد نه زاييده شده .آيا اگر كسي دختري را در خيابان -مثلا- بشما نشان دهد وبگويد او دختر شمااست براي اينكه به ضديت با زن متهم نشويد ميگوييد خير او پسر من نيست؟ يا جواب ميدهيد خير آن دختر با من نسبتي ندارد؟ بخاطرداشته باشيد خداوند منزه است از انكه دختر يا پسر داشته باشد بلكه همه كس آفريدهء اوست.

پژوهش در زمینه‌ی اسلام گفت...

گرامی!
من کی گفتم که الله شیطان را یک زن میداند.
منظورم این است که اسلام زن را موجودی شیطانی میداند.
پیــروز باشــید!

ناشناس گفت...

این احمقانه است.من امدم شمارا به آگاهی برسانم. شما دارید دین اسلام محمد ص را به بیراهه بکشانید. ای مجمع شیاطین.اگر خداوند به زن بی احترام بود چرا بانوی پاکدامن و نورانی چون فاطمه ص را به پیامبر بخشید تا مقام زنان را ببرد بالا.در حالیکه وجودش از بهشت بود.تا دختران بیگناه را زنده به گور نکنند.چرا 7بار مقام مادر بالاتر از پدر امده.چرا احترام به مادر یکی از کلیدهای بهشت خداوند قرار داده. اگر خداوند به زنان اهمیت نمیداد میگذاشت تا انها تا قیامت زنده بگور بشوند. چرا جرم زنا با زنان نامحرم را عذابی دردناک و رسوایی سخت در قیامت قرار داده . اگر اسلام زن را بالا نمیبرد الان زنان ما یا در گور بودند یا در زندان مردان.یا مورد سو استفاده مردان. به انها حجاب بخشید تا پاکیزه بماند.ایا اگر زنان ما در بی بندوباری بودند و مردان از انها استفاده کامل میبردند و لحظه ای بعد انرا دور میریختند و ابروی زن و خانواده اش تا ابد میرفت.به نظر شما بهتر بود؟ یا انکه به مقامهای علمی رسیدند و در حال درس خواندن در دانشگاهها و مدارس با ارامش هستند/
کسانی که ایات خدا را به بهای اندکی میفروشند انها را به عذابی دردناک تذکر ده. اگر پند بگیرید یا نگیرید از قران . به خداوند چیزی نمیشوند جز انکه شما خود را در دوزخی جاودان میاندازید.خداوند و پیامبر زن را شیطان نمیداند.بلکه راه نفوذ شیطان در قلب مردان سستی میداند که در قلبهایشان مریضی است.چرا خود را به بیراهه میکوبید.مگر خودتان از اولین تیر شیطان در امانید که از زیبایی زنان یا زنان بیمار که لانه شیطان در قلبشان است .چرا شما به زنان با حجاب نگاه هم نمیکنید و از انان دوری میکنید.حالا دونستید حجاب میان مردان و زنان است برای پاکیزگی انان.و شیطان در وجود زنان کثیف بی بندو بار است نه زنان پاکدامن و مومنه.اعوذبالله من الشیطان الرجیم اللعین .و اعوذ بالله من النار العظیم.

پژوهش در زمینه‌ی اسلام گفت...

گرامی!
احساسم اینه که شما از مؤمنان مخلص این دین هستید.
چرا به مسائل مطرح شده پاسخ نمیدید؟
چرا دارید شعار میدید؟
با عرض پوزش(البته این ادبیات در شأن کسی است که مخالفش را مجمع الشیطان میداند نه همه ی منتقدان گرامی)

می پرسم:
چرا الاغ را احمق می دانند؟
می گی:
الاغ حیوان مفیدی است که خوب بار می بره!
امیدورام که پیـروز و در یافتن حقیقت موفق باشید باشید!

کاوه گفت...

پسر جان این دنیا چند سالی بیشتر نیست. به فکر اون روزی باش که لرزه بیافته تو دلت که چرا ایمان نیاوردم که هیچ. یک سری رو هم گمراه کردم. این دنیا ارزششو نداره. حالا فرض کن همه هم به حرفای شما گوش بدن و بگن به به. به شما چه سودی میرسه؟ به فکر خودت باش و آیندت.

ناشناس گفت...

آيا (می‏پنداريد) پروردگارتان شما را با داشتن پسران برگزيده و خودش از فرشتگان، دخترانى گرفته است؟ همانا شما سخن (و تهمت) بزرگى میگوييد.
(فکر می کنم منظور عصبانی شدن خدا از جنسیت فرشتگان نیست اگه میگفتن فرشته ها پسرن هم همینقدر عصبانی می شد )دلیلی نداره هر کلمه مونث یا مذکراومد اینجوری براش داستان سر هم کنیم این باور مشرکین اون موقع بوده که فرشته ها دخترن...خدا اگه قرار بود با دخترا لج باشه که اجازه می داد زنده به گورشون کنن ...موفق باشید ولی شاید بهتره ترجمه ها دقیق تر و متون مستدل تر باشه ...

ناشناس گفت...

سلام من قسمت زیادی از مطالب شما رو در این بلاگ مطالعه کردم.
با صحبت های شما موافقم و معتقدم برای ندیدن و نفهمیدن این نکات لزوما یا باید نابینا بود و یا باید خود رو به نابینایی زد.
از زحمت و زمانی که برای تهیه این مطالب گذاشتید متعجب هستم!
و واقعا هدف شما رو درک نمی کنم ... راهنمایی دیگران؟ نمایش حقایق؟ روشن نمودن ظلمات ؟ علارقم ارزشی که برای کار شما قائل هستم و انتشار Public آن در این صورت رو کاربردی نمی بینم.
صحبت در ارتباط با حرکت شما زیاد است ولی ....
آیا نابینایانی که در ایران سالهاست این عدم درک و حماقت و خرافات را به ارث برده اند با این صحبت ها با حقایق کنار خواهند آمد؟
در هر حال من کاملا هم عقیده شما هستم و مذهب را به در هیچ شکلی دستور العمل از سوی خدا نمی دانم و آن را کاملا ایجاد شده از سوی افرادی منفعت طلب می دانم. حال در ارتباط با این صحبت های یاوه که در کتابی مقدس! نمود پیدا می کند و جزییات آن دیگر زمانی رو هدر نخواهم داد.
صحبت زیاد است ....
موفق باشید.

ناشناس گفت...

من فکر می کنم مقاله هایتان و انتقاداتتان تا حد بسیار بالایی صحیح است و اگر هر دینی از جمله اسلام واقعا اگر حرفی منطقی و قابل قبول داشته باشد احتیاجی به زور و تکفیر و اعدام و غیره ندارد. حداقل امروزه اگر کسی سرش را از پنجره ی اعتقادات به ارث رسیده اش بیرون کنه و بدون تعصب این مساله را مروری دوباره بکنه به چیزهای تازه و جالبی بر خواهد خورد که سوالات تازه ایی خواهد داشت
به نظر من بشر از اول پیدایش به دلایل و شرایط مختلف زمانی و مکانی همیشه جایی در روح و فکرش یا احساسش یا در جایی از موجودیتش جایی یا نیازی یرای چیزی که ما ان را با نام خدا می شناسیم داشته حتی امروزه این نیاز یا حفره برای خیلی ها از جمله خود من وجود دارد و نمی شه انکارش کرد
و متاسفانه ادم های زرنگی که همیشه از زندگی و جامعه اش بیشتر از دیگران طلب می کند سعی کرده اند این حفره ذاتی بشر را با حرفها و اعتقا داتی به نفع خود یا به نفع خواسته هایشان پر کنند
به نظر من یه چیزی هست که ادم مواقعی مثل تنهایی یا خطر یا خیلی از وقتهای دیگر به ان رجوع می کنه برای برطرف کردن نگرانی یا درد دل یا ارضای بعضی نیاز های روحی و یا
و لی لزوما این به اصطلاح خدا حتما نباید خدای محمد یا عیسی یا موسی باشد به نظر من هر کسی خدای خودش را دارد و به اندازه وشمارش تمام انسانهایی که تا حالا زندگی کرده اند یا در حال حاضر زنده اند یا حتی بعدا بوجود خواهند امد خدا وجود دارد که احتیاجی نیست و نباید باشد که کسی بخواهد خدایی را که خودش می شناسد را به دیگران القا یا تحمیل کند
کاش شما می توانستید این مقالات را به نحوی کسترده گی بیشتری در سطح جهان بهش می دادید مثلا بصورت کتاب یا درج در بعضی مجلات یا روزنامه ها می نوشتید تا مردمان بیشتری انرا می خواندند
موفق باشید ناصر از کانادا


.

Tina گفت...

دوست عزیز ، تلاش های شما واقعا جای تشکر دارد. من در سن ۲۳ سالگی دین را کنار گذاشتم ( البته پس از مطالعه فراوان ) وچون فکر میکردم در جامعه بافرهنگی زندگی میکنم، از ابراز نظرم کوتاهی نکردم . ولی مثل یک جذامی با من رفتار میشد . بعد از ۱۰ سال فهمیدم که آنجا جای من نیست و باید بروم !

مهرداد گفت...

قوانین اسلام بر پایه قوانین حمورابی میباشد و فرهنگ قران هم بر اساس فرهنگ نویسنده آن یعنی یک عرب دوران 1400 سال پیش است چه انتظاری میتوانید داشته باشید

ناشناس گفت...

"او حتی از نامیده شدن فرشتگان بعنوان دختر خشمگین میگردد:"
منظور شما این است كه اگر مشركان شبه جزیره می گفتند فرشتگان پسر خدا هستند خدا به آنها خرده نمی گرفت؟! نه برادر، خدا اینكه كسی برایش فرزند فرض كند را نهی می كند چه پسر چه دختر. در مورد نهی در پسر خدا خواندن عیسی بوسیله مسیحیان در خود قرآن آیه آمده.

در جواب مهرداد كه گفت:"قوانین اسلام بر پایه قوانین حمورابی میباشد "
احتمالا در مورد شباهت ده فرمان حضرت موسی به قوانین حمورابی صحبت می كنید.
http://www.wcg.org/lit/bible/law/steal10.htm
كه جوابش در همان تارنما آمده است. اگر خواستید برای ترجمه هم از گوگل می توانید كمك بگیرید.http://translate.google.com/#en|fa|

دشمن الله و عرب گفت...

با توجه به متن فوق، در مجموع گرته برداری ده فرمان از قوانین حمورابی رد نشده بلکه صرفا گفته شده
"تحقیقات نشان داده که کشورهای مختلف آن دوران قوانینی مشابه قوانین حمورابی داشتند که کهن تر از آن هم بوده [که به نظر من این حتی ساختگی بودن ده فرمان موسی را بیشتر تایید می کند] و دیگر این که مبنای قانون حمورابی صرفا مدنی و کیفری بوده اما قانون موسی بر مبنای روحانی عشق به خدا و انسان بنا شده"
که البته واسه ی اثبات اورجینال بودن ده فرمان دلیل قانع کننده و علمی نیست و مشخصه که نگارنده ی این مقاله از برادران ماله کش مسیحی بوده اند!

ناشناس گفت...

با سلام
دوست عزیز من نه مسیحی نه مسلمان چند نکته را باید یاد آور شوم
1- در آوردن حدیث از منابع مسلمین درج سند الزامی است
2-برای ترجمه آیات تسلط به زبان عربی واجب است چگونه جمله هو الواحد القهار را به بسیار خشمگین ترجمه کردهاید
3- باز اسلام دختران را برده و غلام نمدانسته ولی در سفر خروج 21:7 شما میخوانید اگر کسی دختر خود را به کنیزی بفروشد باید در سال هفتم آزاد کند آیا به نظر شما فروختن دختر به عنوان کنیز جایز است؟
3مسلمانان زنان را ناپاک نمی دانند چگونه است که در کتاب مقدس زنان را در ماه یک هفته نجس می داند سفر لاویان باب 15
یا بعد از دوبار طلاق ناپاک محسوب می گردد تثنیه 24:4
البته بعضی از مسلمانها نیز با تحریم زنان به شدت به آنها ظلم کرده اند
یا مثلا زنان را وسیله ای برای مردان می دانند هم چون مسیحیان که که در کتاب مقدس آمده است مرد به جهت زن آفریده نشد بکه زن به جهت مرد آفریده شد قرنتیان 11:9
در قرآن در باره گناه آدم و حوا هردو را مقصر می داند ولی در کتاب مقدس زن را مقصر میداند و اجازت تعلیم به او نمی دهد و رستگاریش را به زاییدن می داند
ادامه دارد...
با تشکر از زحمات شما

ناشناس گفت...

اين آيه به يكى از افكار خرافى مشركان اشاره كرده و پايه منطق و تفكر آنها را به اين وسيله روشن مى‏سازد و آن اين كه: بسيارى از آنها معتقد بودند كه فرشتگان دختران خدا هستند در حالى كه خودشان از شنيدن نام دختر، ننگ و عار داشتند و تولد او را در خانه خود مايه بدبختى و سرشكستگى مى‏پنداشتند.ترجمه ت خیلی بده و طرز فکرت بدتر از اون.

ناشناس گفت...

شما چه طور موجوداتی هستید؟سربازن شیطان.واقعا جای تاسفه.شما اصلاایرانی هستید؟آبروی ایرانی ها رو نبرید.ایرانی ها به دینشون پایبندند.خدا شما رو لعنت کند.مرگ بر همتون.ایشالا یه روز خوش نبینی.اعصابم رو خورد کردید،برم دو رکعت نماز بخونم.یعنی شما کورید این همه نشانه ولی شما نمیبینید.جنگ نرم یعنی این.
اون دنیا چه جوری جوابگو میشی؟

ناشناس گفت...

سلام
این متن و ترجمه و تفسیر کلی :
سوره صافات آيه 149
‏متن آيه : ‏
‏ فَاسْتَفْتِهِمْ أَلِرَبِّكَ الْبَنَاتُ وَلَهُمُ الْبَنُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏از آنان ( كه ساكن مكّه بوده و به دنبال خرافات راه افتاده و معتقدند كه فرشتگان دختران خدايند ) بپرس كه آيا دختران از آنِ پروردگار تو باشند و پسران از آنِ خودشان‌ ؟ ( آيا اين عادلانه است‌ ؟ ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« الْبَنَاتُ » : مراد فرشتگان است كه بنا به عقيده تباه خود مي‌گفتند : فرشتگان دختران خدايند ( نگا : بقره‌ / 116 ، نحل‌ / 57 ، نجم‌ / 27 ) . البتّه پسر و دختر در پيشگاه خدا ارزش يكسان دارند و معيار شخصيّت هر دو پاكي و تقوا است . ولي استدلال قرآن در اينجا به اصطلاح از باب « ذكر مسلّماتِ خصم‌ » است كه مطالب طرف را بگيرند و به خود او باز گردانند . نظير اين معني ( نگا : نجم‌ / 22 ) .‏

سوره صافات آيه 150
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ خَلَقْنَا الْمَلَائِكَةَ إِنَاثاً وَهُمْ شَاهِدُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏يا اين كه ( وقتي كه ) ما فرشتگان را به صورت ماده مي‌آفريديم ، ايشان ناظر ( بر خلقت فرشتگان ) بوده‌اند ؟‏

‏توضيحات : ‏
‏« شَاهِدُونَ » : جمع شاهد ، حاضر و ناظر ( نگا : كهف‌ / 51 ، زخرف‌ / 19 ) .‏

سوره صافات آيه 151
‏متن آيه : ‏
‏ أَلَا إِنَّهُم مِّنْ إِفْكِهِمْ لَيَقُولُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏هان ! آنان تنها از روي دروغها و تهمتهاي به هم بافته خود مي‌گويند :‏

‏توضيحات : ‏
‏« مِنْ إِفْكِهِمْ » : بنا به دروغهاي زشت خود . تنها از روي به هم بافته‌ها و خيال‌پردازيهاي خود . « لَيَقُولُونَ » : مقول قول در آيه بعدي است كه ( وَلَدَ اللهُ ) است .‏

سوره صافات آيه 152
‏متن آيه : ‏
‏ وَلَدَ اللَّهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏خداوند فرزند زاده است ! قطعاً ايشان دروغگويند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« وَلَدَ » : زاد . فرزند به دنياآورد . صاحب فرزند شد .‏

سوره صافات آيه 153
‏متن آيه : ‏
‏ أَصْطَفَى الْبَنَاتِ عَلَى الْبَنِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏آيا خدا دختران را بر پسران ترجيح داده است ( در صورتي كه به گمان شما پسران از دختران بهترند ؟ تازه اگر برابر انديشه تباه شما هم بود ، مي‌بايست خدا پسران را نصيب خود كند ؛ نه دختران را ! ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« أَصْطَفي‌ » : آيا برگزيده است‌ ؟ در اصل ( أَإِصْطَفي ) است . همزه فعل براي تخفيف حذف شده است .‏

ناشناس گفت...

اینم بخونین برای شخص مطرح کننده شبهه آووردم:
سوره صافات آيه 154
‏متن آيه : ‏
‏ مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏چه چيزتان شده است ، چگونه داوري مي‌كنيد ؟ ( هيچ مي‌فهميد چه مي‌گوئيد ؟ ! ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« مَا لَكُمْ . . . » : ( نگا : يونس‌ / 35 ) .‏

سوره صافات آيه 155
‏متن آيه : ‏
‏ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏آيا يادآور نمي‌گرديد ( و از اين بي‌خبريها به خود نمي‌آئيد ، و از اين بيهوده‌گوئيها دست بر نمي‌داريد ؟ ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« أَفَلا تَذَكَّرُونَ » : ( نگا : انعام‌ / 80 ، سجده‌ / 4 ، يونس‌ / 3 ) .‏

سوره صافات آيه 156
‏متن آيه : ‏
‏ أَمْ لَكُمْ سُلْطَانٌ مُّبِينٌ ‏

‏ترجمه : ‏
‏يا اين كه شما دليل روشن و روشنگري ( در اين زمينه ) داريد ؟‏

‏توضيحات : ‏
‏« سُلْطَانٌ » : دليل و برهان ( نگا : آل‌عمران‌ / 151 ، نساء / 91 و 144 و 153 ، انعام‌ / 81 ) . مراد وحي آسماني است .‏

سوره صافات آيه 157
‏متن آيه : ‏
‏ فَأْتُوا بِكِتَابِكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏اگر راست مي‌گوئيد ( كه دليل و برهاني داريد ) كتاب خود را بياوريد و بنمائيد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« بِكِتَابِكُمْ » : مراد از كتاب ، كتاب آسماني است . ( نگا : زخرف‌ / 21 ، فاطر / 40 ) .‏

سوره صافات آيه 158
‏متن آيه : ‏
‏ وَجَعَلُوا بَيْنَهُ وَبَيْنَ الْجِنَّةِ نَسَباً وَلَقَدْ عَلِمَتِ الْجِنَّةُ إِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏آنان معتقد به خويشاوندي و نزديكي ميان خدا و جنّيان هستند . در صورتي كه جنّيان مي‌دانند كه مشركان ( و هم خودشان ، اگر شرك بورزند ، در ميان دوزخ ) حاضر آورده مي‌شوند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« جَعَلُوا » : مراد از ضمير ( و ) مشركان عرب است . « الْجِنَّةِ » : جنّيان . مراد شياطين است . « إِنَّهُمْ » : كه ايشان . مراد مشركان عرب ، يا جنّيان است . « لَمُحْضَرُونَ » : ( نگا : روم‌ / 16 ، سبأ / 38 ، يس‌ / 32 و 53 ، صافّات‌ / 127 ) . « نَسَباً » : خويشي و خويشاوندي . قرابت و نسبت . مثلاً مي‌گفتند : اهريمن و يزدان دو برادر يكديگرند . اهريمن شَرور و لئيم ، و يزدان بزرگوار و كريم است . اهريمن و يزدان شريك همديگرند . اهريمن خالق شرّ و يزدان خالق خير است .‏

سوره صافات آيه 159
‏متن آيه : ‏
‏ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏خداوند ، پاك و منزّه است از توصيفهائي كه ( اين گروه مشرك و خرافه‌پرست ) مي‌كنند .‏

‏توضيحات : ‏
‏« سُبْحَانَ . . . » : ( نگا : انبياء / 22 ، مؤمنون‌ / 91 ) .‏

سوره صافات آيه 160
‏متن آيه : ‏
‏ إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏مگر بندگان مخلص خدا ( كه در دوزخ گرد آورده نمي‌شوند ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« إِلاّ عِبَادَ . . . » : برخي آنان را مستثني از حضور در آتش مي‌دانند و معني آن در بالا گذشت . بعضي هم آنان را مستثني مي‌دانند از آنچه مشركان توصيف مي‌كنند . يعني : جز توصيف بندگان مخلص خدا ، هيچ توصيفي شايسته ذات مقدّس خدا نمي‌باشد . « الْمُخْلَصِينَ » : ( نگا : صافّات‌ / 40 و 74 و 128 ) .‏

سوره صافات آيه 161
‏متن آيه : ‏
‏ فَإِنَّكُمْ وَمَا تَعْبُدُونَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏شما و چيزهائي كه پرستش مي‌كنيد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« فَإِنَّكُمْ وَ مَا تَعْبُدُونَ » : اگر واژه ( ما ) موصوله بشمار آيد ، معني چنين خواهد بود : شما و چيزهائي كه مي‌پرستيد . شما با معبودهايتان بمانيد . اگر هم واژه ( ما ) مصدريّه به حساب آيد ، معني چنين مي‌شود : شما و عبادتي كه مي‌كنيد . شما در گرو عبادتي هستيد كه مي‌كنيد .‏

سوره صافات آيه 162
‏متن آيه : ‏
‏ مَا أَنتُمْ عَلَيْهِ بِفَاتِنِينَ ‏

‏ترجمه : ‏
‏هرگز نمي‌توانيد كسي را با فتنه و فساد از خداپرستي منحرف سازيد ( و به بت‌پرستي بكشانيد ) .‏

‏توضيحات : ‏
‏« مَآ أَنتُمْ » : واژه ( ما ) نافيه است . « عَلَيْهِ » : ضمير ( ه ) به خداوند بر مي‌گردد و جار و مجرور متعلّق به ( فَاتِنِينَ ) است . « فَاتِنِينَ » : گول زنندگان . منحرف كنندگان . مفسدين . حرف ( ب ) زائد و براي تأكيد نفي نسبت ما بعد خود از ما قبل خود به كار مي‌رود . « مَآ أَنتُمْ عَلَيْهِ بِفَآتِنِينَ » : اي كفّار مكّه ! شما و بتهائي كه مي‌پرستيد يا شما و عبادتي كه مي‌كنيد ، هرگز نمي‌توانيد بندگان شايسته خدا را تباه و منحرف سازيد ، و گول زنيد و فريب دهيد .‏

سوره صافات آيه 163
‏متن آيه : ‏
‏ إِلَّا مَنْ هُوَ صَالِ الْجَحِيمِ ‏

‏ترجمه : ‏
‏مگر كسي را كه مايل باشد به آتش دوزخ بسوزد .‏

‏توضيحات : ‏
‏« صَالِ » : مخفّف صالي ، كسي كه با آتش بسوزد . از ماده ( صلي ) كه سوختن با آتش است ( نگا : مريم‌ / 70 ، انشقاق / 12 ) .‏
((اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ ))

Translate

دریافت از طریق ایمیل

بايگانی وبلاگ