اسلام شناسی

اسلام آمیزه‌ای است از جنایت، سکس و خرافه؛ آنچه که مغلطه‌کاران معجزه‌ی قرآن می‌دانند خرافاتی بیش نیستند؛ در این دین زن کالائی است جنسی در اختیار شوهر، مجوز تصاحب زنان کفار نیز در همین راستاست. تاریخ جانیان زیادی را به خود دیده، محمد تنها جنایتکاری است که پیروانش همچنان طبق سنت او آدم‌کشی می‌کنند؛ در این دین تنها مسلمانان انسان شمرده می‌شوند و دیگران جانور؛ پس با شمع روشنگری، سایه سنگین و تاریک مذهب که همان اندیشه‌ی ضحاکی مغز خور باشد را از میهنمان بر خواهیم چید.

جستجو کردن موضوعات خاص (لطفا کلمات مربوطه را وارد نمائید)

100 مورد از تناقضات و اشتباهات ساختاری قرآن

 بزرگترین تناقض ادیان در این است که اگر خدایشان پدید آورده تمام جهان است، پس آیا منطقی است که خدا به زمینی بسیار کوچک، تا این اندازه ا...

۱۳۹۳ مرداد ۹, پنجشنبه

حکم خوردن ادرار گاو، شتر، گوسفند و آب دهن آنان در اسلام

    از امام صادق در مورد نوشیدن ادرار گاو پرسیده شد، فرمودند: اگر به عنوان دارو به آن نیاز داشته باشد پس بنوشد و همچنین ادرار شتر و گوسفند. (تهذیب الاحکام / شیخ طوسی /  جلد 1 / صفحه 284 - وسائل الشیعه (آل بیت) / حر عاملی / جلد 3 / صفحه 410)(1)
امام موسی کاظم علیه السلام فرمود:
   ادرار شتران از شیر آنها بهتر است با آنکه الله عزوجل درمان را در شیرشان (نیز) قرار داده است.(الکافی / جلد 6 / صفحه 338) (2)
شیر شتر جوان برای هر دردی درمان است و درمان چاقی ادرارشان است. (الکافی / جلد 6 / صفحه 338) (3)
    اینکه امامان خوردن ادرار این حیوانات را در جهت درمان جایز می‌دانند، منظور چیست؟ به این احادیث توجه فرمائید:
حر عاملی در زمنیه فواید خوردن ادرار شتر، گاو و گوسفند و خوردن آب دهن آنان برای درمان و همچنین شیر آنان بابی مفصل دارد. (وسائل الشیعه (ال بیت) / حر عاملی / جلد 25 / صفحه 113) (4):
 حدیث شماره 31362:
از امام صادق (ع) در مورد خوردن ادرار گاو پرسیده شد، فرمود: اگر برای درمان به آن نیاز باشد پس آن را بنوشد و همچنین ادرار شتر و گوسفند. (وسائل الشیعه (ال بیت) / حر عاملی / جلد 25 / صفحه 114
حدیث شماره 31364:
 ادرار شتر از شیر آن مفیدتر است..(وسائل الشیعه (آل بیت) / حر عاملی / جلد 25 / صفحه114- وسائل الشیعه (الاسلامیه) / حر عاملی / جلد 17 / صفحه 87) 
 حدیث شماره 31367:
  از امام صاددق روایت است که فرمود: خوردن ادرار گاو، گوسفند و شتر برای هر دردی درمان هستند و نگهدارنده‌ای هستند برای بدن که آن را پاک می‌کنند، کثافت‌ها را از بدن خارج  و بدن را به بهترین حالت شستشو می‌دهند. (وسائل الشیعه (ال بیت) / حر عاملی / جلد 25 / صفحه 115-  وسائل الشیعه (الاسلامیه) / حر عاملی / جلد 17 / صفحه 88) 
 در حدیث شماره 31368 هم به مجوز خوردن ادرار گاو و گوسفند و شتر اشاره کرده است. (وسائل الشیعه (ال بیت) / حر عاملی / جلد 25 / صفحه 115
حدیث شماره 31369:
مردی به نام مفضل بن عمر به امام صادق در مورد آسم که فردی به آن مبتلا بود پرسید؛ امام فرمود: از ادرار شتر جوان بالغ به او بخورانید، او خورد و الله دردش را از بین برد(وسائل الشیعه (ال بیت) / حر عاملی / جلد 25 / صفحه 115
و:
شیر شتر جوان داروی هر دردی است و کسی که مبتلا به آسم باشد خوردن ادرارش مفید است. (وسائل الشیعه (الاسلامیه) / حر عاملی / جلد 17 / صفحه 88)
   
 از دید اسلام نه تنها ادرار و مدفوع حیوانات حلال گوشت پاک هستند، بلکه مدفوع حیوانات اهلی مانند الاغ، قاطر و اسب هم پاکند:
     ادرار و مدفوع حیواناتی که گوشتشان حلال است پاک می‌باشد، حتی الاغ، قاطر و اسب. (کتاب الطهاره / ایت الله العظمی خوئی / جلد 1 / صفحه 455 - تعلیق علی عروه الوثقی / ایت الله العظمی سیستانی / جلد 1 / صفحه 51) (5)
    ادرار و مدفوع  هر حیوانی که گوشتش خورده می‌شود پاک هستند. (منتخب الاحکام / سید علی خامنه‌ای / صفحه 16) (6)
   رسول الله فرمود، خوردن ادرار چیزی که گوشتش حلال است ایرادی ندارد. (وسائل الشیعه (الاسلامیه) / حر عاملی / جلد 17 / صفحه 87 - بحار الانوار / مجلسی / جلد 77 / صفحه 107) (7) 

آیت الله منتظری معتقد بود که به اجماع علما فروش ادرار شتر جایز است. (دراسات فی المکاسب المحرمه / آیت الله حسین علی منتظری / جلد 1 / صفحه 238) (8)
     به نظر می‌رسد که شتر از مقدسات اسلام باشد؛ زیرا محمد با این حیوان بیشتر از بقیه سر و کار داشت.
جالب است بدانید از دید اسلام خوردن آبی که با آب دهن موش آمیخته باشد ایرادی ندارد. ==========================================
(1)  سئل عن بول البقر يشربه الرجل؟ قال ان كان محتاجا اليه يتداوى به شربه و كذلک بول الابل و الغنم. (لفظ تهذیب الاحکام)
عن ابی عبد الله (ع)  قال  سئل عن بول البقر يشربه الرجل؟ قال ان كان محتاجا اليه يتداوى به (فيشربه) و كذلک بول الابل و الغنم.(لفظ وسائل الشیعه)
(2) محمد بن يحيى عن احمد بن محمد بن عيسى عن بكر بن صالح عن الجعفری قال سمعت ابا الحسن موسى عليه السلام يقول ابوال الابل خير من البانها و يجعل الله عزوجل الشفاء فی البانها. 
(3) البان اللقاح شفاء من كل داء و عاهه و لصاحب البطن ابوالها.
(4)  باب جواز شرب ابوال الابل و البقر و الغنم و لعابها و الاستشفاء بابوالها و بالبانها. 
  ابی عبد الله عليه السلام قال سئل عن بول البقر يشربه الرجل قال ان كان محتاجا اليه يتداوى به يشربه و كذلک ابوال الابل و الغنم.
  سمعت ابا الحسن موسى عليه السلام يقول ابوال الابل خير من البانها ويجعل الله الشفاء فی البانها.
 و عن ابی عبد الله عليه السلام انه قال مثل ذک و زاد: فيه شفاء من كل داء وعاهه فی الجسد و هو ينقى البدن و يخرج درنه و يغسله غسلا.
  وعن احمد بن الفضل عن محمد عن اسماعيل بن عبد الله، عن زرعه عن سماعه قال: سالت ابا عبد الله عليه السلام عن شرب الرجل ابوال الابل و البقر و الغنم تنعت له من الوجع هل يجوز له ان يشرب؟ قال نعم لا باس به.
  و عن احمد بن محمد عن محمد بن خالد عن محمد بن سنان عن المفضل بن عمر عن ابی عبد الله عليه السلام انه شكا اليه الربو الشديد فقال "اشرب له ابوال اللقاح، فشربت ذلک فمسح الله دائي.(وسائل الشیعه (ال بیت) / حر عاملی / جلد 25 / صفحه 115)
(5)  البول و الغائط من حلال اللحم فطاهر، حتى الحمار و البغل  والخيل.
(6) البول و الغائط من الحيوانات التی يحل اكل لحمها كالبقر و الغنم طاهران.
(7) ان النبی صلى الله عليه و آله قال لا باس ببول ما اكل لحمه.
(8) بول الابل يجوز بيعه اجماعا  على ما في جامع المقاصد وعن ايضاح النافع.

۱۳۹۳ مرداد ۴, شنبه

بررسی ختنه دختران و زنان در اسلام شیعه و سنی

     ختنه زنان و دختران از جمله مواردی است که در منابع معتبر هم شیعه وجود دارد هم اهل سنت و بر آن اتفاق نظر دارند گرچه عده‌ای از روحانیون نواندیش اکنون و با توجه به شرایط زمان، سعی در اصلاح و تغییر این حکم دارند:
    از دید اسلام، ابراهیم اولین کسی بود که خود را ختنه کرد، قرآن این داستان را از تورات اقتباس کرده و آن را پذیرفته:  
 رسول الله (ص) فرمود:
    ابراهیم در سن 80 سالگی در منطقه قدوم ختنه شد.(صحیح بخاری / کتاب استئذان / باب الختان بعد الکبر و نتف  الابط) (1)
 و در منابع شیعه:
از علی (ع) روایت است که فرمود:
     اولین کسی که ختنه شد، ابراهیم بود؛ او در سن 80 سالگی‌اش در منطقه قدوم ختنه شد.(جامع الاحادیث الشیعه / آیت الله بروجردی / جلد 21 / صفحه 386) (2)
    از آنجائی که شیعه همیشه پیامبران را به دید فوق بشری نگاه می‌کند، در برخی از منابع شیعه گفته شده که پوست آلت تمامی پیامبران در روز هفتم از آلتشان به طور خودکار جدا می‌شد:
   به درستی که تمامی پیامبران پوست آلتشان همراه بند نافشان در روز هفتم می‌افتد، پس هنگامی که از هاجر برای ابراهیم فرزندی زاده شد (اسماعیل)، ساره از هاجر به مانند سایر کنیزان بدی می‌گفت و این کار را زیاد تکرار می‌کرد، هنگامی که اسماعیل دید مادرش گریه می‌کند، او هم گریست؛ ابراهیم وارد شد و گفت: ای اسماعیل، چه چیزی تو را به گریه انداخته؟ گفت که ساره به مادرم چنین و چنان می‌گوید! مادرم گریه کرد و من هم با گریه‌اش گریستم؛ پس ابراهیم به مصلی رفت و از پروردگارش خواست که این حرف زشت از روی هاجر بیفتد؛ بنابراین الله آن را از او افکند؛ پس هنگامی که ساره اسحاق را زائید، روز هفتم بند نافش افتاد، ولی پوست آلتش نیفتاد؛ پس ساره داد و فریاد کرد، هنگامی که ساره ابراهیم را دید، گفت: ای ابراهیم، این همان چیزی است که بر خاندان ابراهیم و انبیاء رخ داده؟ این پسرت اسحاق بند نافش افتاده ولی پوست سر آلتش نیفتاده؛ ابراهیم هم به مصلی رفت و پروردگارش را صدا زد که این فرزندم اسحاق بند نافش جدا شده ولی پوست آلتش نه، از سوی الله وحی آمد که ای ابراهیم، این بدان خاطر است که ساره  واژگان زشتی به کار برده، از این پس  به خاطر طعنه ساره، پوست آلت فرزندان تمامی پیامبران نمی‌افتد، پس ابراهیم اسحاق را با آهن ختنه کرد و از این پس ختنه کردن در فرزندان اسحاق (یهودیان) سنت شد.  (الکافی / جلد 6 / صفحه 35) (3)
  در صحیح بخاری از قول محمد، ختنه کردن را از 5 چیز فطری می‌داند که انسان باید انجام دهد. (صحیح بخاری / کتاب استئذان / باب الختان بعد الکبر و نتف  الابط) (4)
  رسول الله (ص) فرمود:
    در روز هفتم فرزندانتان را پاک کنید، پس  پسندیده تر و زیباتر است که در بریدن گوشت اضافی شتاب کنید؛ زیرا زمین 40 شبانه روز از ادرار ختنه نشده نجس می‌گردد. (الکافی / جلد 6 / صفحه 35) (5) 
  از دو صادق (امام صادق و باقر) روایت است که فرمودند:
     فرزندانتان را در روز هفتم ختنه کنید، زیرا زمین از ادرار شخص ختنه نشده به سوی الله فریاد می‌کشد. (الکافی / جلد 6 / صفحه 35) (6)
   اگر در احادیث بالا دقت شود، متوجه می‌شویم که گفته فرزندانتان را ختنه کنید، زیرا واژه اولاد به معنی فرزند و شامل دختر و پسر می‌باشد:
 يُوصِيكُمُ اللّهُ فِي أَوْلاَدِكُمْ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنثَيَيْنِ... (نساء/11) الله به شما درباره فرزندانتان سفارش می‌کند که سهم پسر برابر سهم دو دختر است... شرح ستم اسلام در تقسیم ارث
 دلیل دیگری که بر لزوم ختنه کردن زنان و دختران در اسلام است، این موضوع می‌باشد که تمام علمای قدیم، از نزدیکی دو ختنه گاه به عنوان اصطلاح فقهی به جای مقاربت استفاده می‌کردند، و این بدان معناست که از دید اسلام، زنان مسلمان هم باید مانند مردان ختنه شده باشند، ختنه‌گاه اصطلاحات فقهی است که در منابع معتبر هر دو مذهب به کار رفته:
   در صحیح بخاری / کتاب الایمان / باب اذا لم یکن الاسلام علی الحقیقه و کان علی الاستسلام او الخوف من القتل؛ شامل بخش حدیث است که در قسمت مربوط به مقاربت عنوان بابی است با عنوان "اذا التقی الختاتان" به معنی "هنگام برخورد دو ختنه گاه" است.
و
  هنگامی که دو ختنه گاه به هم برخورد کردند، پس غسل واجب می‌گردد.(کتاب الطهاره / شیخ انصاری / جلد 1 / صفحه 174) (7) 
    محمد ابن اسماعیل گفت که از امام رضا در مورد رسیدن آلت مرد به آلت زن در صورتی که همراه انزال نباشد، پرسیدم که آیا غسل واجب می‌گردد؟ فرمود: هنگامی که دو ختنه گاه به هم رسیدند، غسل واجب است؛ گفتم: منظورتان پنهان شدن سر آلت (در واژن) است؟ گفت: بله. (تهذیب الاحکام / شیخ طوسی / جلد 1 / صفحه 118) (8)
 آیت الله خمینی : 
مساله 9 - شرایط زن و مرد مسلمان برای سنگساز شدن به اجماع امور بدین صورت است:
   اول اینکه با زنش از جلو نزدیکی کرده باشد و از روی احتیاط نزدیکی  از پشت ولو اینکه عقد کرده و با هم در خلوت کامل بسر ببرند (در صورت زنا با زنی دیگر) موجب سنگسار نمی‌شود و همچنین کشیدن آلت مابین ران و ... و اگر دو ختنه گاه به هم برخورد کردند شرایط سنگسار تحقق یافته و شرط انزال نیست ولو اینکه دو بیضه مرد سالم نباشد. (تحریر الوسیله / آیت الله خمینی / جلد 2 / صفحه 457) (9)
 اما مکان ختنه زنان کجاست و چه قسمتی از واژنش باید برید شود:
     ختنه کردن زن عبارت است از بریدن پوستی که بالای محل دخول آلت مرد است و مانند هسته یا تاج خروس می‌باشد و واجب است بر بریدن همین گوشتی که با آن بازی می‌گردد. (فتح الباری فی شرح صحیح بخاری / جلد 10 / صفحه 286 کتاب استئذان / باب الختان بعد الکبر و نتف  الابط) (10)
 بدان که آلتش (آلت زن) به سه چیز احاطه است: 
     سوراخی در پائین که آن محل داخل شدن آلت مرد و خارج شدن خون قاعدگی و خروج فرزند است و سوراخی بالای این که مانند سوراخ آلت مرد است و آن فقط محل خارج شدن ادرار می‌باشد و سومی بالای سوراخ ادرار است که جای ختنه می‌باشد و آن پوست نازکی است عمودی مانند تاج خروس، بریدن این پوست ختنه می‌باشد و اگر سر آلت داخل شود، بخش بریده شده‌ی آلت مرد به قسمت ختنه گاه زن می‌رسد. (تفسیر رازی / جلد 11 / صفحه 164 ) (11)
     برای اینکه دو ختنه گاه به هم برسند، سر آلت مرد باید در آلت زن پنهان شود، زیرا محل داخل شدن آلت مرد، پائین آلت زن است و آن موضع خروج خون حیض و منی است و بالا آن سوراخی است مانند سوراخ سر آلت مرد که مکان خروج ادرار است و بالای آن گوشتی است روئیده شده مانند تاج خروس و این همان چیزی است که باید بریده شود و آن جای ختنه است. (المبسوط / شیخ طوسی / جلد 1 / صفحه 27) (12)
و احادیث محمد

 از امام صادق روایت است که فرمود:
    زنی بود که او را ام طیبه می‌گفتند و دخترکان را ختنه می‌کرد، رسول الله (ص) او را خواست و به او گفت: "ای ام طیبه، اگر زنی را ختنه کردی زیبا بگردان و کامل نبر، زیرا رنگ را شفاف می‌کند و نزد شوهر عزیز می‌گردد. (الکافی / جلد 6 / صفحه 38) (13) 
 از امام صادق روایت است که فرمود: 
     هنگامی که زنان به سوی رسول الله هجرت کردند، زنی با آنان هجرت نمود که به او ام حبیب می‌گفتند و دخترکان را ختنه می‌کرد؛ پس هنگامی که رسول الله (ص) او را دید، فرمود: ای ام حبیب، آن کاری که می‌کردی اکنون هم می‌کنی؟ گفت: بله ای رسول الله مگر اینکه حرام باشد و تو مرا نهی کنی.
     رسول الله گفت: نه، بلکه حلال است، پس نزدیک من بیا تا چیزی به تو یاد دهم؛ ام حبیب گفت نزدیکش شدم، پس به من گفت: ای ام حبیب، اگر تو (ختنه) کردی، همه را نبر، زیرا صورت را روشن و نزد شوهر خوش بخت تر می‌گردد. (الکافی / جلد 6 / صفحه 38 - الکافی / جلد 5 / صفحه 118- مکارم الاخلاق / شیخ طبرسی / صفحه 230) (14)
    و البته در برخی از روایات گفته شده که ختنه کردن زن سنت نیست بلکه کار پسندیده‌ و مستحب است:
  ختنه کردن زنان مکرمه است ولی سنت نیست، ولی چه چیزی گرامی تر از مکرمه. (الکافی / جلد 6 / صفحه 37 - مکارم الاخلاق / شیخ طبرسی / صفحه  230 - وسائل الشیعه (الاسلامی) / حر عاملی / جلد 15 / صفحه 167) (15)

=========================================
(1)  ان رسول الله صلى الله عليه و سلم قال: اختتن ابراهيم بعد ثمانين سنه و اختتن بالقدوم مخففه قال هبو عبد الله حدثنا قتیبه حدثنا المغيره عن ابی الزناد و قال بالقدوم و هو موضع مشد.
(2) عن علی عليه السلام قال اول من اختتن ابراهيم عليه السلام، اختتن بالقدوم على راس ثمانين سنه من عمره.
(3) ان الانبياء عليهم السلام كانت تسقط عنهم غلفتهم مع سررهم فی اليوم السابع؛ فلما ولد لابراهيم عليه السلام من هاجر عيرت ساره هاجر بما تعير به الاماء، فبكت هاجر و اشتد ذلک عليها، فلما راها اسماعيل تبكی، بكاء لبكائها، و دخل ابراهيم عليه السلام فقال ما يبكيک يا إسماعيل؟ فقال ان ساره عيرت امی بكذا و كذا فبكت و بكيت لبكائها؛ فقام ابراهيم الى مصلاه فناجى فيه ربه و ساله ان يلقى ذلک عن هاجر فالقاه الله عنها فلما ولدت ساره اسحاق و كان يوم السابع سقطت عن اسحاق سرته و لم تسقط عنه غلفته فجزعت من ذلک ساره، فلما دخل ابراهيم عليه السلام عليها قالت يا ابراهيم، ما هذا الحادث الذی حدث فی ال ابراهيم و اولاد الانبياء هذا ابنک مسحاق قد سقطت عنه سرته و لم تسقط عنه غلفته؛ فقام ابراهيم عليه السلام الى مصلاه فناجى ربه و قال  "يا رب، ما هذا الحادث الذی قد حدث فی ال ابراهيم و اولاد الانبياء و هذا ابني اسحاق قد سقطت عنه سرته و لم تسقط عنه غلفته؛ فاوحى الله تعالى اليه ان يا ابراهيم هذا لما عيرت ساره هاجر فاليت  ان لااسقط ذلک عن احد من اولاد الانبياء لتعيير ساره هاجر فاختن اسحاق بالحديد و اذقه حر الحديد قال فختنه ابراهيم عليه السلام بالحديد و جرت السنه بالختان فی اولاد اسحاق بعد ذلک.
(4)  النبی صلى الله عليه و سلم قال الفطره خمس: الختان و الاستحداد و نتف الابط و قص الشارب و تقليم الاظفار
 (5)  قال رسول الله صلى الله عليه و اله طهروا اولادكم يوم السابع فانه اطيب  و اسرع لنبات اللحم و ان الارض تنجس من بول الاغلف اربعين صباحا.
(6)   عن الصادقين عليهما السلام ان اختنوا اولادكم يوم السابع يطهروا وان الارض تضج الى الله من بول الاغلف.
(7)  و قد صح عن امير المؤمنين  فی صحيحه زراره الحاكيه لمحاكاته بين المهاجرين و الانصار انه اذا التقى الختانان فقد وجب الغسل.
(8)  محمد بن اسماعيل قال سالت الرضا عليه السلام عن الرجل يجامع المراه قريبا من الفرج فلا ينزلان متى يجب الغسل؟ فقال اذا التقى الختانان فقد وجب الغسل قلت التقاء الختانين هو غيبوبه الحشفه قال نعم.
(9)   مساله 9  يتحقق الاحصان الذی يجب معه الرجم باستجماع امور؛ الاول  الوط باهله فی القبل و فی الدبر لايوجبه على الاحوط فلو عقد و خلا بها خلوه تامه او جامعها فيما بين الفخذين او بما دون الحشفه او ما دون قدرها فی المقطوعه مع الشک فی حصول الدخول لم يكن محصنا و لا المراه محصنه و الظاهر عدم اشتراط الانزال فلو التقى الختانان تحقق و لا يشترط سلامه الخصيتين.
(10) ختانها قطع جلده تكون فی اعلى فرجها فوق مدخل الذكر كالنواه او كعرف الديک و الواجب قطع الجلده المستعليه منه دون استئصاله
 (11) ختان المراه فاعلم ان شفريها محيطان بثلاثه اشياء ثقبه فی اسفل الفرج و هو مدخل الذكر و مخرج الحيض و الولد و ثقبه اخرى فوق هذه مثل احليل الذكر و هی مخرج البول لاغير و الثالث  فوق ثقبه البول موضع ختانها  و قطع هذه الجلده هو ختانها فاذا غابت الحشفه حاذى ختانها ختانه.
 (12) حتى تغيب الحشفه فتكون موضع القطع منه محاذيا لموضع منها و ان لم يتضاما  فان مضامتها لا يمكن لان مدخل الذكر اسفل فرج المراه و هو موضع خروج دم الحيض و المنی و اعلى منه ثقبه مثل الاحليل للذكر يكون منه البول و فوق ذلک لحم نابت كعرف الديک و هو الذی يقطع و هو موضع الختان.
(13)  عن ابی عبد الله عليه السلام قال  كانت امراه يقال لها ام طيبه تخفض الجواری؛ فدعاها رسول لله صلى الله عليه و اله فقال لها يا ام طيبه اذا انت خفضت امراه فاشما و لا تحجفی فانه اصفى للون و احظى عند البعل.
(14) عن ابی عبد الله عليه السلام قال لما هاجرن النساء الى رسول الله صلى الله عليه و اله هاجرت فيهن امراه يقال لها  ام حبيب و كانت  فلما راها رسول الله صلى الله عليه و اله قال لها يا ام حبيب العمل الذی كان فی يدک هو فی يدک اليوم؛ قالت: نعم يا رسول الله الا ان يكون حراما فتنهانی عنه قال لا بل حلال فادنی منى حتى اعلمک قالت فدنوت منه فقال يا ام حبيب اذا انت فعلت فلا تنهكي ای لا تستاصلی و اشمی فانه اشرق للوجه و احظى عند الزوج. (لفظ الکافی)
 عن ابی عبد الله قال لما هاجرت النساء الى رسول الله هاجرت فيهن امراه يقال لها ام حبيب و كانت خافضه تخفض الجواری فلما راها رسول الله  قال لها يا ام حبيب العمل الذی كان فی يدک هو فی يدک اليوم؛ قالت نعم يا رسول الله الا ان يكون حراما فتنهانی عنه فقال لا بل حلال فادنی منی حتى اعلمک قالت فدنوت منه فقال يا ام حبيب، اذا انت فعلت فلا تنهكی  و اشمي فانه اشرق للوجه و احظى عند الزوج (مکارم الاخلاق )
(15)  ابی عبد الله عليه السلام قال خفض الجاريه مكرمه و ليست من السنه و لا شيئا  واجبا و ای شیء افضل من المكرمه. (لفظ الکافی)

۱۳۹۳ تیر ۳۰, دوشنبه

حدیث در مورد افتادن مگس و سوسک سیاه در غذا

         هنگامی که مگسی در ظرف غذایتان افتاد، مگس را در آن (غذا) فرو ببرد؛  در یکی از بال‌هایش درد و در دیگری درمان است، زیرا مگس با بالی که درد است فرو می‌رود، پس  مگس را به طور کامل در آن فرو کنید، سپس بیرون بیاورید. (مکارم الاخلاق / شیخ طبرسی / صفحه 152 (1)- و با اندکی اختلاف در واژه، در بحار الانوار / جلد 61 / صفحه 312 (2))
   و همین حدیث خرافی که نشانه‌ای است از خرافات بزرگ اسلام، در معتبرترین منبع احادیث اسلامی یعنی صحیح بخاری که تمام احادیثش نقل قول محمد ابن عبدالله پیامبر اسلام است، نیز آمده است:
    اگر مگسی در ظرف غذایتان افتاد، تمام مگس را در آن غذا فرو ببرد، سپس بیرونش بکشد؛ زیرا در یکی از دو بالش درمان است و در دیگری درد. (صحیح البخار / کتاب الطب / باب اذا وقع الذباب فی الاناء)(3)
و همچنین ابن حجر عسقلانی در شرح صحیح بخاری می‌گوید: روایتی است  از ابی داود که ابن حبان آن را صحیح می‌داند دال بر اینکه مگس همیشه با بالی که درد در آن است می‌افتد" و من متوجه نشدم که کدام بالش درد است اما برخی علما متوجه شدند که مگس همیشه با بال چپش  می‌افتد، پس در بال راستش درمان است. (فتح الباری فی شرح صحیح بخاری / ابن حجر عسقلانی / کتاب الطب / باب اذا وقع الذباب فی الاناء)(4)
   اما احادیث در مورد مردن سوسک سیاه، مگس، ملخ، مورچه و مانند اینها در شیر، روغن زیتون و روغن حیوانی و ...
    از ابی عبدالله (امام صادق) در مورد اینکه اگر سوسک سیاه، مگس، ملخ، مورچه و مانند اینها در شیر، روغن زیتون، روغن حیوانی و مانند اینها  بمیرد حکمش پرسیده شده؛ گفت (آن نوشیدنی می‌توان خورد) ایرادی ندارد. (المعتبر / محقق حلی / جلد 1 / صفحه 101 - الاستبصار / شیخ طوسی / جلد 1 / صفحه 26 - .وسائل الشیعه (آل بیت) / حر عاملی / جلد 1 / صفحه 241 - کتاب الطهاره / شیخ انصاری / جلد 2 / صفحه 340) (5)
   از امام صادق در مورد حکم مردن سوسک سیاه، مگس، ملخ، مورچه و مانند اینها در  چاه، روغن زیتون، روغن حیوانی مانند اینها پرسیده شد؛ فرمود "(افتادن و مردن) چیزی که خون ندارد، ایرادی ندارد.(تهذیب الاحکام / شیخ طوسی / جلد 1 / صفحه 285)(6) و همین حدیث از قول امام صادق در تذکره الفقهاء علامه حلی / جلد / 1 صفحه 7 (7)
   خمینی هم در کتاب الطهاره جلد 3 صفحه 78 با استناد به همین روایت، خوردن موارد غذائی مایعی که سوک سیاه، ملخ و مگس در آن مرده باشد را جایز می‌داند. (8)
 خوردن آبی که موش از آن خورده باشد ایرادی ندارد
   علی (ع) فرمود: خوردن ابی که موش از آن خورده باشد ایرادی ندارد و با آن می‌توان وضو گرفت. وسائل الشیعه (آل بیت) / حر عاملی / جلد 1 / صفحه 241  (9)

=========================================================
(1)  قال رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم): إذا وقع الذباب في إناء أحدكم فليغمسه، فإن في أحد جناحيه داء وفي الاخر شفاء وإنه يغمس بجناحه الذي فيه الداء، فليغمسه كله ثم لينزعه.
(2)  أبي جعفر الباقر عليه السلام قال: قال رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم: إذا وقع الذباب في إناء أحدكم فليغمسه فيه فان في إحدى جناحيه شفاء وفي الأخرى سما وإنه يغمس جناحه المسموم في الشراب ولا يغمس الذي فيه الشفاء فاغمسوها لئلا يضركم.
(3)  حدثنا قتيبه حدثنا اسماعيل بن جعفر عن عتبه بن مسلم مولى بنی تيم عن عبيد بن حنين مولى بنی زريق عن ابی هريره رضی الله عنه ان رسول الله صلى الله عليه و سلم قال "اذا وقع الذباب فی اناء احدكم فليغمسه كله، ثم ليطرحه؛ فان فی احد جناحيه شفاء و فی الاخر داء. 
(4)  فی روايه ابی داود و صححه ابن حبان  من طريق سعيد المقبری عن ابی هريره "و أنه يتقي بجناحه الذی فيه الداء  و لم يقع لی في شیء من الطرق تعيين الجناح الذي فيه الشفاء من غيره، لكن ذكر بعض العلماء انه تامله فوجده يتقی بجناحه الايسر فعرف ان الأيمن هو الذی فيه الشفاء 
(5)  عن ابی عبد الله عليه السلام أنه سئل عن الخنفساء و الذباب و الجراد و النمله و ما اشبه ذلک يموت فی اللبن و الزيت و السمن و شبهه؛ قال كل ما ليس له دم فلا باس.
(6)  و سئل عن الخنفساء و الذباب و الجراد و النمله و ما اشبه ذلک تموت فی البئر و الزيت و السمن و شبهه؛ فقال "كل ما ليس له دم فلا بأس 
(7)  و لقول الصادق (ع) و قد سئل عن الخنفساء و الذباب كل ما ليس له دم فلا باس
(8)  و الاقوى ما هو المشهور، بل عليه الاجماع فی محكی الخلاف و الغنيه و السرائر و المعتبر و المنتهى لقول الصادق عليه السلام فی موثقه عمار الساباطی قال " سئل عن الخنفساء و الذباب و الجراد و النمله و ما اشبه ذلک يموت فی البئر و الزيت و السمن و شبهه؛ قال "كل ما ليس له دم فلا باس"
(9)  ان عليا (عليه السلام) قال "لا باس بسؤر الفار ان تشرب منه و يتوضا.

۱۳۹۳ تیر ۲۵, چهارشنبه

حضرت محمد: به زنان نوشتن نیاموزید

   همانگونه که پیشتر بیان شد، از دید اسلام زن کالائی است جنسی که هدف از آفرینش اولیه‌اش آرامش مردی بود به نام آدم، سپس تولید فرزند برای او؛ محمد ابن عبدالله و علی ابن ابی طالب حتی در برخی از سخنانشان، واژن یا مهبل و یا واژه‌ی عامیانه‌ای که در کوچه و بازاز به جای آن به کار برده می‌شود را معادل زن می‌دانند، محمد می‌گوید:
واژن را بر پالان سوار نکنید. (من لا یحضره الفقیه / شیخ صدوق /  جلد 3 صفحه 468 - بحار الانوار / جلد 100 / صفحه 260 - الکافی / جلد 5 / صفحه 516)(1)
علمای شیعه بر مبنای همین حدیث دوچرخه سواری زنان را ممنوع کرده اند.
 اسلام نیز همچنان به این کارکرد پایند بود، گرچه اکنون با تغییر شرایط، مسلمین مجبورند روی برخی از سخنان و دستورات اسلام را با هر وسیله‌ای که می‌توانند بپوشانند.
    حدیثی که در پائین بیان شده، یکی از احادیثی است که هم در منابع معتبر شیعه و هم اهل سنت بیان شده است؛ تعداد منابع نقل کننده این حدیث به قدری زیاد است که مسلمین هرگز نمی‌توانند آن را رد نمایند؛ در این حدیث محمد علاوه بر اینکه نگاهی کاملا جنسی به زن دارد بیان می‌نماید که "از آموزش نوشتن به زنان خودداری کنید و اگر مایلید که آنان را آموزش دهید، به آنان نخ ریسی و سوره نور را آموزش دهید، در این سوره به زنان سفارش شده که همواره مطیع شوهر و پاکدامن باشند، متن حدیث:
   زنان را نه در اتاقک بالای خانه رها کنید و نه به آنان آموزش نوشتن دهید، به آنها نخ ریسی و سوره نور را آموزش دهید.
 (الکافی/  شیخ کلینی / جلد 5 / صفحه 516 - من لایحضره الفقیه / شیخ صدوق / جلد 1 / صفحه 374 و جلد 3 / صفحه 442 - جامع الاحادیث الشیعه / آیت الله بروجردی / جلد 20 / صفحه 266 و جلد 15 / صفحه 47 - تفسیر مجمع البیان / شیخ طبرسی / جلد 5 / صفحه 354  و مکارم الاخلاق شیخ طبرسی / صفحه 232- مستدرک الوسائل / میرزا نوری / جلد 14 / صفحه 259 -   جامع الاحادیث اهل بیت / شیخ هادی نجفی / جلد 11 / صفحه 124 - وسائل الشیعه / حر عاملی / جلد 4 صفحه 839 - کشف الغطاء / شیخ  جعفر کاشف الغطاء / جلد 2 / صفحه 299 - اعیان الشیعه / سید محسن الامین / جلد 1 / صفحه 304 و جلد 3 / صفحه 170) لفظ حدیث در منابع شیعه(2)
و ابن ابی الحدید معتزلی در شرح نهج البلاغه می‌گوید:
شرح نهج البلاغه / ابن ابی الحدید / جلد 12 / صفحه 116
و در منابع اهل سنت:
 تفسیر القرطبی / جلد 20 / صفحه 121- دارالمنثور / سیوطی / جلد 5 / صفحه 18 - میزان الاعتدال / ذهبی / جلد 3 / صفحه 446 -  تفسیر البغوی / بغوی / جلد 3 / صفحه 360  - فتح القدیر / شوکانی / جلد 4 / صفحه 3 -  المستدرک علی الصحیحین / جلد 2 / صفحه 396 -  مجمع الزوائد / الهیثمی /  جلد 4 / صفحه 93) لفظ غالب حدیث در منابع اهل سنت(3)
  همچنین در شرح بخش اول حدیث، باید بدانیم که در زمان محمد ابن عبدالله، اعراب اتاقکی کوچک و چوبی بالای خانه‌هایشان می‌ساختند تا در گرما، باد بیشتری به آنان بخورد، در آن زمان به این اتاقک غرفه می‌گفتند، ظاهرا این اتاقک بسیار مورد پسند اعراب بود تا جائی که محمد در بهشت هم به آنان وعده‌ی چنین اتاقکی که طبقه طبقه هم هست را داده است:
  لَكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ غُرَفٌ مِّن فَوْقِهَا غُرَفٌ مَّبْنِيَّةٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَعْدَ اللَّهِ لَا يُخْلِفُ اللَّهُ الْمِيعَادَ(زمر/20) اما كسانى كه از پروردگارشان ترس داشتند، براى ايشان غرفه‌هايى است كه بالاى آنها غرفه‌هايى  بنا شده است که جوی ها از زير آن روان است؛ نوید الله است و الله  خلاف نوید خویش نمی‌کند.
 وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَنُبَوِّئَنَّهُم مِّنَ الْجَنَّةِ غُرَفًا تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا نِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ(عنکبوت/58) کسانی را که ايمان آورده‌اند و کارهای شايسته انجام داده‌اند، ایشان را در غرفه‌های بهشت جا می‌دهيم که از زير آن جويهای آب روان است در آنجا جاودانه بمانند عمل کنندگان را چه پاداش خوبی است!
 دلیل آن هم آنگونه که در منابع اسلام بیان شده، دیده شدن آنان توسط مردان و اغفال آنان است. (4)
جالب این است که بدانید محمد زن را بازی می‌داند:
 رسول الله (ص) فرمود: یقینا زن بازی است، کسی که آن را گرفت از دستش ندهد. (الکافی/جلد 5 / صفحه 510 - مکارم الاخلاق / شیخ طبرس / صفحه 218 - موسوعه احادیث اهل البیت / شیخ هادی نجفی / جلد 10 / صفحه 200 - تفسیر المیزان / جلد 4 / صفحه 350 - وسائل الشیعه / حر عاملی / جلد 14 / صفحه 119) (5)
این هم سخنان زن ستیزانه‌ی بسیار زشت علی ابن ابیطالب
====================================================
(1)   ابی عبد الله (عليه السلام) قال: نهى رسول الله (صلى الله عليه و آله) ان يركب سرج بفرج.
(2)  علی بن ابراهيم، عن ابيه، عن النوفلی، عن السكونی، عن ابی عبد الله (عليه السلام) قال: قال رسول الله (صلى الله عليه و آله): لا تنزلوا النساء بالغرف و لا تعلموهن الكتابه و علموهن المغزل و سوره النور.
 (3)  حدثنا ابو علی الحافظ  انبا محمد بن محمد بن سليمان، ثنا عبدالوهاب بن الضحاک، ثنا شعيب بن اسحاق عن هشام بن عروه، عن ابيه عن عائشه رضی الله عنها قالت: قال رسول الله  صلى الله عليه وسلم  " لاتنزلوهن الغرف و لاتعلموهن الكتابه ( يعنی النساء) و علموهن المغزل و سوره النور".
 و روى حماد بن سلمه عن الزبير بن عبدالسلام عن ايوب بن عبد الله الفهری عن عبد الله بن مسعود، قال "قال رسول الله صلى الله عليه و سلم، لا تسكنوا نسائكم الغرف و لا تعلموهن الكتابه ". 
(4)  به نقل از تفسیر القرطبی / جلد 20 / صفحه 121: و ليس فی ذلک تحصين لهن و لا تستر و ذلک انهن لايملكن انفسهن حتى يشرفن على الرجل، فتحدث الفتنه و البلاء فحذرهم ان يجعلوا لهن غرفا ذريعه  الى الفتنه.
(5)  قال رسول الله (ص): انما المرأه لعبه، من اتخذها فلا يضيعها.

Translate

دریافت از طریق ایمیل