اسلام شناسی

اسلام آمیزه‌ای است از جنایت، سکس و خرافه؛ آنچه که مغلطه‌کاران معجزه‌ی قرآن می‌دانند خرافاتی بیش نیستند؛ در این دین زن کالائی است جنسی در اختیار شوهر، مجوز تصاحب زنان کفار نیز در همین راستاست. تاریخ جانیان زیادی را به خود دیده، محمد تنها جنایتکاری است که پیروانش همچنان طبق سنت او آدم‌کشی می‌کنند؛ در این دین تنها مسلمانان انسان شمرده می‌شوند و دیگران جانور؛ پس با شمع روشنگری، سایه سنگین و تاریک مذهب که همان اندیشه‌ی ضحاکی مغز خور باشد را از میهنمان بر خواهیم چید.

جستجو کردن موضوعات خاص (لطفا کلمات مربوطه را وارد نمائید)

100 مورد از تناقضات و اشتباهات ساختاری قرآن

 بزرگترین تناقض ادیان در این است که اگر خدایشان پدید آورده تمام جهان است، پس آیا منطقی است که خدا به زمینی بسیار کوچک، تا این اندازه ا...

۱۳۹۴ خرداد ۱۸, دوشنبه

بررسی خرافه قرآن در وجود دو دریای شور و شیرین.

    بارها شنیده شده که مسلمین برای اینکه معجزه‌ای از قرآن استخراج کنند، به مخلوط نشدن دو دریا، یکی شیرین و دیگری شور استناد می‌نمایند؛ در رابطه با هر خرافه پرست، قاعده کلی چنین است که همیشه محکم‌ترین دلیل علمی ایشان، خرافه ترین آن نیز خواهد بود؛ اکنون با استناد به آیات قرآن و فهم پیشینان از این آیات، به بررسی آنان پرداخته می‌شود.
قرآن می‌گوید:
     وَهُوَ الَّذِي مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَجَعَلَ بَيْنَهُمَا بَرْزَخًا وَحِجْرًا مَّحْجُورًا (فرقان/53) و اوست كسى كه دو دريا را به سوی هم روان كرد، اين شيرينی است گوارا و این (يكى) شور  تلخ است و ميان آن دو حایل  و جداگری است جدا شده.
و در ادامه همین آیه:
وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْمَاء بَشَرًا فَجَعَلَهُ نَسَبًا وَصِهْرًا وَكَانَ رَبُّكَ قَدِيرًا (فرقان/54) و اوست كسى كه از آب انسانی را آفريد و او را خویشاوندی و دامادى قرار داد و پروردگار تو همواره تواناست.
مَرَج در زبان عربی در اصل به معنی روان شدن به سوی هم، در آمیختن و درهم شدن است. (1) هرج و مرج در زبان فارسی هم به همین معنی و معادل "قر و قاتی" یا "درهم و برهم" است.
قرآن می‌گوید:
بَلْ كَذَّبُوا بِالْحَقِّ لَمَّا جَاءهُمْ فَهُمْ فِي أَمْرٍ مَّرِيجٍ (ق/5) بلکه هنگامی که حق آمد دروغ انگاشتند، پس آنها در كارى سردرگم و آشفته‌اند .
برای اینکه بهتر متوجه منظور قرآن در معنی مرج البحرین بگردیم، به آیه‌ای دیگر از قران نگاه می‌کنیم:
مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ (رحمان/19) دو دريا را كه به سوی هم روان کرد، به هم برخورد می‌کنند.
    پس مرج در این مورد به معنی روان کردن به سوی هم به قصد در آمیخته شدن است، این بدان معناست که این دو دریا در حالت عادی از هم فاصله دارند به گونه‌ای توانائی در آمیختن و روان شدن به سوی هم را ندارند، الله میان این دو را برزخ که به معنی مانع بزرگ و حایل است گذاشته و هرگاه الله اراده کرد، این دو را به سوی هم روان می‌کند تا به هم برخورد نمایند؛ قرآن در ادامه می‌گوید: 
 بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَّا يَبْغِيَانِ (رحمان/20) میان آن دو حایلی است که به هم تجاوز نکنند.
 فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (رحمان/21) پس کدام یک از نعمتهای پروردگاراتان را انکار می‌کنید؟
و در جائی دیگر: 
أَمَّن جَعَلَ الْأَرْضَ قَرَارًا وَجَعَلَ خِلَالَهَا أَنْهَارًا وَجَعَلَ لَهَا رَوَاسِيَ وَجَعَلَ بَيْنَ الْبَحْرَيْنِ حَاجِزًا أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ (نمل/61) (ایا بتها بهترند) يا آن كس كه زمين را قرارگاهى ساخت و در آن رودها پديد آورد و براى آن، لنگرها (کوهها) گذاشت و ميان دو دريا حایلی گذاشت؟ آيا خدایی همراه الله است؟ بلکه بیشترشان نمی‌دانند.
البته در تفسیر دیگری از همین آیه گفته شده که منظور دریای فارس (خلیج فارس) و دریای روم (دریای مدیترانه) است. دلیل
و حاصل این درآمیختن چیست؟ قران پاسخ این پرسش را هم می‌دهد:
يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجَانُ (رحمان/22) از آن دو مروارید و مرجان بیرون می‌آید.
   اما این دو دریا کدامند که از درآمیختن‌شان مروارید و مرجان تولید می‌شود، می‌دانیم که مروارید در بدن صدفی خاص و زمانی تشکیل می‌گردد که جسمی خارجی و ریز (در حد دانه ریگ) وارد بدنش گردد.
پس چرا محمد گفته که مروارید از آمیخته شدن دو دریای شیرین و شور پدید می‌آید؟!
    برای پاسخ به این پرسش، ایتدا سراغ فهم مفسران قدیم قرآن از این آیه می‌رویم؛ زیرا در زمان آنان هنوز بشر دلیل علمی تشکیل مروارید در بدن صدف را نمی‌دانست؛ پس ایشان به اصطلاح امروزی اگر هم ماله کش بودند از دلیل علمی تشکیل مروارید در بدن صاف آگاهی نداشتند.
 طبری می‌گوید که منظور از دو دریائی که به سوی هم روان می‌شوند تا به هم برسند، دریای آسمان و دریای زمین است(2).
    محمد اعتقاد داشت در آسمان نیز دریائی وجود دارد که منشأ رویش ابر و باران است، این همان دریای شیرین است و دریای شور هم دریای زمینی است.
   گذشتگان اعتقاد داشتند هنگامی که باران می‌بارد، صدفها از درون دریا به سطح می‌آیند، دهنشان را باز می‌کنند تا قطره‌ای از باران بر دهنشان بیفتد و در نتیجه درونشان مرواید تشکیل گردد (مراورید سخت شدن همین قطره در بدن صدف است)؛ فهم پیشنیان از آیه نیز دقیقا همین موضوع است.
     طبری (3)، فخر رازی (4)، ابن کثیر (5)، بغوی (6) و قرطبی (7) که از بزرگترن مفسران قرآن هستند، می‌گویند که محکم‌ترن قول در تفسیر آیه این است که در جهان دو دریا وجود دارد، یکی در آسمان و دیگری در زمین و تشکیل صدف از باریدن باران در دریا و بر دهن صدفی است که به سطح آمده است.
سعدی، دل روشنت صدف وار     هر قطره که خورد گوهر آورد.
=========================================================
(1) مرج الشیء بالشیء؛ خلطه به. (معجم الرائد)
و الله الذی خلط البحرين فامرج احدهما فی الاخر وافاضه فيه؛ و اصل المرج الخلط ، ثم يقال للتخليه مرج؛ لان الرجل اذا خلى الشیء حتى اختلط بغيره، فكانه قد مرجه  و منه الخبر عن النبی ، و قوله لعبد الله بن عمرو  كيف بک يا عبد الله اذا كنت فی حثاله من الناس، قد مرجت عهودهم و اماناتهم و صاروا هكذا وشبک بين اصابعه؛ يعني بقوله قد مرجت  اختلطت  ومنه قول الله : في أمر مريج  ای مختلط  و انما قيل للمرج مرج من ذلک، لانه يكون فيه اخلاط من الدواب  و يقال: مرجت دابتک ای خلیتها تذهب حيث شائت. (تفسیر طبری )
 (2) مرج البحرين يلتقيان بينهما برزخ لا يبغيان؛ قال بحر فی السماء  و بحر في الارض 
... سعيد ابن جبیر فی قوله مرج البحرين يلتقيان؛ قال "بحر في السماء و بحر فی الارض". ...عن ابن عباس فی قوله مرج البحرين يلتقيان؛ قال "بحر فی السماء و الارض يلتقيان كل عام" .
نقل از تفسیر بغوی: بحر السماء و بحر الارض يلتقيان کل عام  (تفسیر بغوی)
(3) و اولى الاقوال فی ذلک عندی بالصواب قول من قال: عنی به بحر السماء و بحر الارض؛ و ذلک ان الله قال  يخرج منهما اللؤلؤ والمرجان، و اللؤلؤ و المرجان انما يخرج من اصداف بحر الارض عن قطر ماء السماء فمعلوم ان ذلا بحر الارض و بحر السماء . (تفسیر طبری)
(4) ان الصدف لا يتولد فيه اللؤلؤ الا من المطر وهو بحر السماء . (تفسیر فخر رازی)
 (5) ما سقطت قطره من السماء فی البحر، فوقعت فی صدفه الا صار منها لؤلؤه و كذا قال عكرمه وزاد "فاذا لم تقع فی صدفه نبتت بها عنبره وروی من غير وجه عن ابن عباس نحوه. 
ابن عباس قال  اذا امطرت السماء، فتحت الاصداف فی البحر أفواهها، فما وقع فيها  يعني  من قطر، فهو اللؤلؤ.
إسناده صحيح، و لما كان اتخاذ هذه الحليه نعمه على اهل الارض، امتن بها عليهم فقال فبأی آلاء ربكما تكذبان. (تفسیر ابن کثیر)
(6)  اذا امطرت السماء فتحت الاصداف افواهها، فحيثما وقعت قطره كانت لؤلؤه. (تفسیر بغوی)
(7)  ان نواه كانت فی جوف صدفه، فاصابت القطرا بعض النواه و لم تصب البعض، فكان حيث اصاب القطره من النواه لؤلؤه وسائرها نواه و قيل "ان العذب و الملح قد يلتقيان، فيكون العذب كاللقاح للملح ، فنسب اليهما كما ينسب الولد إلى الذكر والأنثى وإن ولدته الأنثى ، لذلك قيل: 
انه لايخرج اللؤلؤ الا من وضع يلتقيی فيه العذب و الملح. وقيل المرجان عظام اللؤلؤ و كباره؛ قاله علی وابن عباس رضي الله عنهما. و اللؤلؤ صغاره. و عنهما أيضا بالعكس ان اللؤلؤ كبار اللؤلؤ و المرجان صغاره، و قاله الضحاك و قتاده. وقال ابن مسعود و ابو مالک "المرجان الخرز الأحمر.  (تفسیر قرطبی)

۱۳۹۴ خرداد ۱۲, سه‌شنبه

ترویج فقر و ارتباط آن با قضا و قدر

  از دید اسلام، آنچه که تحت عنوان رزق و روزی یا همان اموال متعلق به شخص باشد؛ پیشتر از جانب الله برای تک تک نه تنها انسانها که تمامی موجودات زنده تعیین شده است؛ در نگرش اسلامی، رزق و روزی ارتباط مستقیمی به تلاش انسان ندارد؛ طبق قضا و قدر الهی و بنابه این دلایل، این الله است که موجودات را خلق نموده، سرنوشتشان را تعین و به سوی آن سرنوشت رهنمود می‌سازد، چنین اعتقادی سبب می‌شود که فقرا به جای تلاش دست به دعا بردارند تا الله آنان را روزی دهد، موضوعی که در قرآن به صراحت بدان تأکید شده است.
     در فرهنگ اسلامی اراده‌ی الله است که جهان را هدایت می‌کند نه علم او، یعنی اگر کسی تهیدست و یا داراست است، الله خواسته، نه اینکه می‌دانسته چنین خواهد شد و الله تنها نظاره‌گر راهنمائی بیش نباشد.
 برخی از مسلمین برای توجیه قضا و قدر الهی، موضوع علم الله را مطرح می‌کنند و می‌گویند که الله می‌دانسته که چنین خواهد شد پس این دانستن را در کتابی نوشته در صورتی که اصلا چنین نیست، بلکه طبق نص صریح قرآن، تصمیم الله بوده و علم او بر جهان نتیجه تصمیم اوست:
وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا (انسان/30) شما چیزی را نخواهی خواست مگر اینکه الله آنرا (برای شما) خواسته باشد قطعا الله داناى حكيم است.
   وَمَا مِن دَآبَّةٍ فِي الأَرْضِ إِلاَّ عَلَى اللّهِ رِزْقُهَا وَيَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا كُلٌّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ (هود/6) هیچ جنبنده‌ای در زمین نیست مگر اینکه روزی‌اش بر عهده الله باشد و قرارگاه (محل زیستن) و مردنش را می‌داند و همه در کتاب آشکاری (ثبت) است.
قرآن در مورد فرزندآوری و روزی آنان می‌گوید:
    وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِيَّاكُم إنَّ قَتْلَهُمْ كَانَ خِطْءًا كَبِيرًا (اسراء/31) و از ترس تهیدستی فرزندان خود را نكشيد؛ این ما هستیم كه به آنها و شما روزى می‌دهیم؛  بدون شک كشتن آنان همیشه اشتباه بزرگ است.
و این بخشش روی دلبخواه الله است:
   فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا وَكَفَّلَهَا زَكَرِيَّا كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِندَهَا رِزْقاً قَالَ يَا مَرْيَمُ أَنَّى لَكِ هَـذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِندِ اللّهِ إنَّ اللّهَ يَرْزُقُ مَن يَشَاء بِغَيْرِ حِسَابٍ (ال عمران/37) پس پروردگارش وى از او با نیکی پذیرایی کرد و او را نيكو بار آورد و زكريا را سرپرستش گماشت؛ زكريا هر بار كه در محراب بر او وارد می‌شد، نزد او  خوراكى می‌یافت؛ گفت "اى مريم، اين چگونه مال تو شد؟ گفت " اين از سوی الله است كه الله به هر كس بخواهد روزی بی‌شماری می‌دهد.
 اللَّهُ لَطِيفٌ بِعِبَادِهِ يَرْزُقُ مَن يَشَاء وَهُوَ الْقَوِيُّ العَزِيزُ (شورا/19) الله نسبت به بندگانش مهربان است؛ هر كس را بخواهد روزى می‌دهد و او نيرومندی است چیره.
    روی همین اساس است که در کشورهای اسلامی، به جای اینکه دلیل باران نباریدن و خشکسالی را به صورت علمی بررسی کنند، گمان دارند که گناه و نافرمانی آنان از الله سبب خشکسالی شده است:
   قُلْ مَن يَرْزُقُكُم مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ أَمَّن يَمْلِكُ السَّمْعَ والأَبْصَارَ وَمَن يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيَّتَ مِنَ الْحَيِّ وَمَن يُدَبِّرُ الأَمْرَ فَسَيَقُولُونَ اللّهُ فَقُلْ أَفَلاَ تَتَّقُونَ (یونس/31) بگو چه کسی از آسمان و زمين به شما روزى می‌دهد يا كيست كه حاكم بر گوشها و چشمهاست است؟ و كيست كه زنده را از مرده بيرون می‌آورد و مرده را از زنده خارج می‌سازد؟ و كيست كه كارها را  مدیریت می‌کند؟ خواهند گفت الله؛ پس بگو  ایا پرهیزگاری نمی‌کنید؟
 قرآن در مغالطه‌‌ی مصادره به مطلوبی آشکار، می‌گوید که رحم و مهربانی الله شامل پرندگان و شده و دلیل ماندن پرندگان و پرواز آنان در آسمان تنها و تنها نگه داشتن آنان از سوی الله بیان نموده است:
أَوَلَمْ يَرَوْا إِلَى الطَّيْرِ فَوْقَهُمْ صَافَّاتٍ وَيَقْبِضْنَ مَا يُمْسِكُهُنَّ إِلَّا الرَّحْمَنُ إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ بَصِيرٌ (ملک/19) آيا در بالاى سرشان به پرندگانی نگاه نکرده‌اند که بالهایشان را باز و بسته می‌کنند؟ غیر از الله مهربان (هیچ چیزی ) آنها را نگه نمی‌دارد؛ او به هر چيزى بيناست.
از دید این کتاب، الله مانند سربازی است نگهبان انسانها، هدف از این جمله یادآو.ری مهربانی الله به قصد ایمان آوردن کفار است:
  أَمَّنْ هَذَا الَّذِي هُوَ جُندٌ لَّكُمْ يَنصُرُكُم مِّن دُونِ الرَّحْمَنِ إِنِ الْكَافِرُونَ إِلَّا فِي غُرُورٍ (ملک/20) يا آن كسى كه خود براى شما سربازی است (نگهبان) كه ياريتان می‌کند، غیر از الله مهربان كيست؟ كافران غیر از گرفتار فریب (گرفتار چیز دیگری) نیستند.
پس تنها الله روزی رسان تمامی جانداران است:
    أَمَّنْ هَذَا الَّذِي يَرْزُقُكُمْ إِنْ أَمْسَكَ رِزْقَهُ بَل لَّجُّوا فِي عُتُوٍّ وَنُفُورٍ (ملک/21) يا كيست آن كه به شما روزى دهد اگر  روزى خود را بگیرد؟  بلكه در سركشى و نفرت پافشاری كردند.
روزی هیچ موجودی دست خودش نیست، این الله است که به آنان روزی می‌دهد:
   وَكَأَيِّن مِن دَابَّةٍ لَا تَحْمِلُ رِزْقَهَا اللَّهُ يَرْزُقُهَا وَإِيَّاكُمْ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ (عنکبوت/60) و چه بسيار ند جاندارانى كه نمی‌توانند روزى خود را حمل کنند (به دست آورند)؛ الله آنها و شما را روزى می‌دهد و او شنواى داناست.
 روزی تعیین شده است؛ پس برای موفقیت در بازرگانی هم باید متوجه الله شده، زیرا این الله است به هرکس که بخواهد بی‌حساب روزی می‌دهد:
  رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ (نور/37) مردانى كه نه تجارت و نه داد و ستدى آنان را از ياد الله و برپا داشتن نماز و دادن زكات به خود مشغول نمی‌دارد و از آن روزی (قیامت) كه دلها و چشمها در آن زير و رو می‌شوند می‌ترسند.
لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا وَيَزِيدَهُم مِّن فَضْلِهِ وَاللَّهُ يَرْزُقُ مَن يَشَاء بِغَيْرِ حِسَابٍ (نور/38) تا الله بهتر از آنچه می‌کردند به انان پاداش دهد و از بخشش خود بر (روزی) آنان بيفزايد، و الله هر كه را بخواهد بی‌حساب روزى می‌دهد.
  پس برای رسیدن به روزی بی حساب و زیاد و به اصطلاح سرمایه‌دار شدن، باید تقوای الله را پیشه کرد و از او ترسید، دستوری که سد راه پیشرفت جامعه‌ی مسلمان شده است:
....وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا (طلاق/2) وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا (طلاق/3)  .... و کسی که تقوا پیشه کند برای او گشایشی می‌گذارد. و از جايى كه حسابش را نمی‌کند، به او روزى می‌دهد و هر كس بر الله اعتماد كند، او براى وى بس است؛ الله فرمانش را به انجام رساننده است؛ بدون شک براى هر چيزى اندازه‌ای تعیین كرده است.
بنابراین اگر می‌خواهید روزیتان زیاد شود، همیشه به یاد الله باشید و از او به خاطری دارائی‌هایتان شکرگذاری کنید:
   وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ (ابراهیم/7) و آن گاه كه پروردگارتان بانگ برآورد اگر سپاسگزارى كنيد، (روزی) شما را زیاد خواهم كرد و اگر ناسپاسى نماييد، بدون شک شکنجه من سخت خواهد بود. 
مسلمین روشنفکر مآب، برای توجیه چنین تناقضی، موضوع تلاش انسان و ارتباط آن را با روزی و به اصطلاح از تو حرکت از خدا برکت را مطرح می‌کنند، در صورتی که هیچ آیه‌ای که چنین ارتباطی را نشان دهد در قرآن نیست، آنان به این آیات اشاره دارند:
وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى (نجم/39) و اينكه براى انسان جز حاصل تلاش او نيست.
این این آیه در مورد این است که گناه و ثواب انسانها برای خودشان است و کسی بار گناه دیگری را تحمل نمی‌کند:
 أَلَّا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى (نجم/38) كه هيچ کس  بار گناه ديگرى را بر نمی‌دارند.
آیه‌ای دیگری که به صورت ناقص می‌آورند، این آیه است:
 فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ
    در صورتی که محمد از قول الله در این آیه خود را خطاب می‌کند و از اینکه با مسلمین نرمخو بوده و در کارها مخصوصا جهاد با ایشان مشورت می‌کرده، به خود می‌بالد:
 فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ (آل عمران/159) (ای محمد) پس تو به لطف و رحمت الهى با آنان نرمخو شدى و اگر درشتخوى و سختدل بودى بدون شک از دور تو پراكنده می‌شدند؛ پس از ايشان درگذر و برايشان آمرزش بخواه و با آنان (مسلمین) در كار (جنگ) مشورت كن و هنگامی که تصميم گرفتى بر الله توکل كن، بدون شکالله  توکل كنندگان را دوست دارد.
قرآن می‌گوید "غیر از آنچه که الله برای شما تعیین نموده، چیزی دیگر به شما نخواهد رسید، پس به او توکل کنید":
قُل لَّن يُصِيبَنَا إِلاَّ مَا كَتَبَ اللّهُ لَنَا هُوَ مَوْلاَنَا وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ( توبه/51) بگو جز آنچه الله براى ما تعیین داشته هرگز (چیز دیگری) به ما نمی‌رسد. او سرپرست ماست، و مؤمنان بايد تنها بر خدا توکا كنند.
  ممکن است در دل هر مسلمانی این امر رخنه کند که چرا الله مرا دچار فلان گرفتاری نموده است، قرآن برای این امر هم توجیهی دارد:
 إِنَّمَا النَّجْوَى مِنَ الشَّيْطَانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَلَيْسَ بِضَارِّهِمْ شَيْئًا إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ (مجادله/10) چنان نجوايى  (گفتگوی محرمانه در مورد محمد) صرفاً از (القاات) شيطان است تا كسانى را كه ايمان آورده‌اند دلتنگ گرداند، پس جز به دستور الله هيچ آسيبى به آنها نمی‌رسانند، و مؤمنان بايد بر الله اعتماد كنند.
   پس انسان مسلمان باید همیشه تسلیم قضای اللهی باشد و اگر مایل است الله قضایش را تغییر دهد، با پیشه کردن تقوا، قضائی که تغییر کردنش طبق آیات قرآن و با توجه به نوشته شدن از سوی الله نشدنی است، به او توکل نماید؛ زیرا در بینش اسلامی انسان از خود هیچ اراده‌ای ندارد. 

Translate

دریافت از طریق ایمیل