اسلام شناسی

اسلام آمیزه‌ای است از جنایت، سکس و خرافه؛ آنچه که مغلطه‌کاران معجزه‌ی قرآن می‌دانند خرافاتی بیش نیستند؛ در این دین زن کالائی است جنسی در اختیار شوهر، مجوز تصاحب زنان کفار نیز در همین راستاست. تاریخ جانیان زیادی را به خود دیده، محمد تنها جنایتکاری است که پیروانش همچنان طبق سنت او آدم‌کشی می‌کنند؛ در این دین تنها مسلمانان انسان شمرده می‌شوند و دیگران جانور؛ پس با شمع روشنگری، سایه سنگین و تاریک مذهب که همان اندیشه‌ی ضحاکی مغز خور باشد را از میهنمان بر خواهیم چید.

جستجو کردن موضوعات خاص (لطفا کلمات مربوطه را وارد نمائید)

در حال بارکردن…

100 مورد از تناقضات و اشتباهات ساختاری قرآن

 بزرگترین تناقض ادیان در این است که اگر خدایشان پدید آورده تمام جهان است، پس آیا منطقی است که خدا به زمینی بسیار کوچک، تا این اندازه ا...

ه‍.ش. ۱۳۸۸ مرداد ۱۳, سه‌شنبه

آیا می‌دانید که خرافه‌ترین خرافات در قرآن است؟

    نخست خلاصه‌ای از مطلب را می‌نویسم و سپس به شرح آن می‌پردازم.
از نظر قرآن خورشید و ماه در بین طبقات آسمان قرار دارند (نوح/15) و سایر ستارگان، زینت آسمان پائینی هستند(صافات/6)؛ پس برای رفتن به ماه باید از تمام ستارگان آسمان عبور نمود.
    آیا داستان جن، چیزی جز خرافه است؟
    در همین داستان خرافی، خرافات بسیاری را مشاهده مینمائیم که پرتاب شهاب سنگ از سوی الله، برای زدن به جنها، استراق سمع نمودن جنها از دربار الهی و روی صندلی نشستن در کنار آسمان، نمونه‌ای از این خرافات است(جن/9)و صافات/9 )و ادامهی آیات.
    همچنین لمس نمودن آسمان از سوی جنها(جن/8)
    آیا این خرافه نیست که خورشید در حرکت است(یس/37 رعد/2 و زمر/5) و در زیر زمین ، جائی به نام ثری (طه/6)که زمین بر آن قرار دارد، الله را سجده می‌کند؟
    قرآن تصور می‌کند که ماه باریک و کلفت می‌گردد (یس/38) و با حرکتش به دور زمین، الله را سجده می‌نماید.
    ستارگان هم الله را سجده می‌نمایند، زیرا به دور زمین در حرکتند . اما قرآن هرگز نگفته که زمین ، الله را سجده می‌نماید، زیرا زمین ثابت است.
    اگر الله آسمان را رها نماید، بر روی زمین سقوط می‌کند (فاطر/41) و این الله است که آسمان را نگه داشته تا بر زمین نیفتد، پس او را شاکر باشید(حج/65)؛ ضمنا هر لحظه ممکن است تکه‌ای از آسمان بر زمین بیفتد(طور/4).
    از دید قرآن زمین و آسمان در ابتدا به هم چسبیده بودند که الله آسمان را بلند کرد و آنرا بالا برد (انبیاء/30)
    ابر از آسمان می‌روید (نمل/25) و در آسمان دریائی است شیرین و از برخورد این دو دریاست که مروارید و مرجان درست تشکیل می‌گردد. این همان اعتقاد قدماست که بیان می‌شود، مروارید از برخورد قطرات باران بر دهان صدفها شکل می‌گیرد (رحمن/22) و آیات قبل و بعدش..
   در ضمن به این ادعا که رب المشرقین و رب المغربین، دلیلی بر کروی بودن زمین است، پاسخ داده خواهد شد.
    خورشید و ماه بسیار دورتر از سایر ستارگان هستند.
در صافات/6 قرآن می‌گوید که ما آسمان (و نه آسمانها) دنیا را به ستارگان زینت دادیم:
إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ (صافات/6) ما آسمان دنیا (پائين) را با ستارگان تزيين كرديم.
    در این آیه گفته شده که ستارگان زینت آسمان هستند و تمام ستارگان در آسمان دنیا(پائین) قرار دارند.
    در فصلت/12 نیز عینا به این مسئله اشاره شده:
فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ (فصلت/12) در اين هنگام آنها را به صورت هفت آسمان در دو روز آفريد، و آنچه را مي‏خواست در هر آسماني مقدر فرمود، و آسمان دنیا (پائين) را با چراغهاي (ستارگان) زينت بخشيديم و (پرتاب شهاب سنگها) از استراق سمع شياطين حفظ كرديم، اين است تقدير الله دانا.
اما:
أَلَمْ تَرَوْا كَيْفَ خَلَقَ اللَّهُ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا (نوح/14) آيا نمی بینید چگونه خداوند هفت آسمان را يكي بالاي ديگري آفريده ؟
وَجَعَلَ الْقَمَرَ فِيهِنَّ نُورًا وَجَعَلَ الشَّمْسَ سِرَاجًا (نوح/15) و ماه را در ميان آسمانها مايه روشنائي، و خورشيد را چراغ فروزاني قرار داده است )

    می‌گوید که ماه را در بین این طبقات نور و خورشید را فانوسی روشن قرار داد که تاریکی را ازبین می‌برد.
با اندکی تامل در این آیات، متوجه می‌شویم که که خورشید و ماه در بین طبقات آسمان هستند نه در طبقه‌ای از آسمان که سایر ستارگان قرار دارند.
    پس کل ستارگان دنیا در پائین‌ترین آسمان قرار دارند؛ لذا برای رفتن به کره‌ی ماه، باید از تمام ستارگان عبور نمود و همچنین باید از آسمان دنیا گذشت، البته این موضوع از نظر خود قرآن، غیر ممکن است؟
به خرافه‌ای دیگر در مورد جنها توجه فرمائید.  این یکی شه بیت خرافات است.
    نگهبانان آسمان با شهاب سنگ جن ها را میزنند.
    برخی از جنها که تازه مسلمان شده بودند به پیامبر اسلام تعریف می‌کردند که پیش از آمدن اسلام، ما(جنها) آزاد بودیم که با سوار شدن بر پشت همدیگر، تا آسمان طبقه‌ی هفتم پیش رویم؛ پس از لمس آسمان، اقدام به استراق سمع می‌کردیم و به مردانی از اهل زمین که به ما پناه می‌بردند، این اطلاعات را منتقل می‌کردیم؛ آنها با استفاده از این اطلاعات غیبی به گمراه کردن دیگران مشغول بودند، الله هم در آنها سرکشی را زیاد کرده بود؛ تا اینکه یک شب که مانند همیشه برای استراق سمع اقدام به سوار شدن بر روی هم نمودیم، همینکه بالا رفتیم با شهاب سنگهائی مواجه شدیم و دیگر توانائی رسیدن به آسمان را نداشتیم؛ ما نمی‌دانستیم که الله برای زمین خیری می‌خواهد یا شری در راه آنهاست.
    با شنیدن صدای قرآن، دانستیم که الله برای ساکنان زمین (جن و انس) خیری در نظر گرفته که آنها را هدایت نماید؛ لذا به شما(محمد) ایمان آوردیم؛ البته قاسطون ما ایمان نیاوردند، الله هم برای آنها جهنم مهیا نموده است(جملات زیر آیات نخست سوره‌ی جن است):
     قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِّنَ الْجِنِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا (جن/1) بگو به من وحي شده است كه جمعي از «جن» به سخنانم گوش فرا داده‏اند، سپس گفته‏اند: ما قرآن عجيبي شنيده‏ايم!
    يَهْدِي إِلَى الرُّشْدِ فَآمَنَّا بِهِ وَلَن نُّشْرِكَ بِرَبِّنَا أَحَدًا (جن/2) که به راه راست هدايت مي‏كند، لذا ما به آن ايمان آورده‏ايم، و هرگز احدي را شريك پروردگارمان قرار نمي‏دهيم.
    وَأَنَّهُ تَعَالَى جَدُّ رَبِّنَا مَا اتَّخَذَ صَاحِبَةً وَلَا وَلَدًا (جن/3) و اينكه بلند است مقام با عظمت پروردگار ما، و او هرگز براي خود همسر و فرزندي انتخاب نكرده است
   وَأَنَّهُ كَانَ يَقُولُ سَفِيهُنَا عَلَى اللَّهِ شَطَطًا  (جن/4) و اينكه سفيهان ما درباره الله سخنان ناروا مي‏گفتند
   وَأَنَّا ظَنَنَّا أَن لَّن تَقُولَ الْإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى اللَّهِ كَذِبًا  (جن/5) و اينكه ما گمان مي‏كرديم كه انس و جن هرگز دروغ بر الله نمي‏بندند
   وَأَنَّهُ كَانَ رِجَالٌ مِّنَ الْإِنسِ يَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِّنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا  (جن/6) و مردانى از آدميان به مردانى از جن پناه مى‏بردند و بر سركشى آنها مى‏افزودند
  وَأَنَّهُمْ ظَنُّوا كَمَا ظَنَنتُمْ أَن لَّن يَبْعَثَ اللَّهُ أَحَدًا  (جن/7) و اينكه آنها گمان كردند همانگونه كه شما گمان مي‏كرديد كه خداوند هرگز كسي را (به نبوت) مبعوث نمی کند
   وَأَنَّا لَمَسْنَا السَّمَاء فَوَجَدْنَاهَا مُلِئَتْ حَرَسًا شَدِيدًا وَشُهُبًا  (جن/8) و ما آسمان را لمس نمودیم و آن را پر از نگهبانان توانا و تيرهائی از شهاب سنگ يافتيم
   وَأَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْهَا مَقَاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَن يَسْتَمِعِ الْآنَ يَجِدْ لَهُ شِهَابًا رَّصَدًا  (جن/9) و همانا ما می نشستیم که در مکانی که جایگاه نشستن بود و گوش (به حرفهای داخل آسمان) میدادیم اما اكنون هر كس بخواهد استراق سمع كند شهاب سنگي را در كمين خود مي‏يابد
   وَأَنَّا لَا نَدْرِي أَشَرٌّ أُرِيدَ بِمَن فِي الْأَرْضِ أَمْ أَرَادَ بِهِمْ رَبُّهُمْ رَشَدًا  (جن/10) و ما نمى‏دانيم كه آيا براى كسانى كه در زمينند بدى خواسته شده يا پروردگارشان برايشان هدايت‏خواسته است
وَأَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ وَمِنَّا دُونَ ذَلِكَ كُنَّا طَرَائِقَ قِدَدًا (جن/11) و از ميان ما برخى درستكارند و برخى غير آن و ما فرقه‏هايى گوناگونيم
وَأَنَّا ظَنَنَّا أَن لَّن نُّعجِزَ اللَّهَ فِي الْأَرْضِ وَلَن نُّعْجِزَهُ هَرَبًا  (جن/12) و ما مى‏دانيم كه هرگز نمى‏توانيم در زمين خداى را به ستوه آوريم و هرگز او را با گريز [خود] درمانده نتوانيم كرد
وَأَنَّا لَمَّا سَمِعْنَا الْهُدَى آمَنَّا بِهِ فَمَن يُؤْمِن بِرَبِّهِ فَلَا يَخَافُ بَخْسًا وَلَا رَهَقًا  (جن/13) و ما چون هدايت را شنيديم بدان گرويديم پس كسى كه به پروردگار خود ايمان آورد از كمى [پاداش] و سختى بيم ندارد
وَأَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَمِنَّا الْقَاسِطُونَ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُوْلَئِكَ تَحَرَّوْا رَشَدًا  (جن/14) و از ميان ما برخى فرمانبردار و برخى از ما منحرفند پس كسانى كه به فرمانند آنان در جستجوى راه درستند
وَأَمَّا الْقَاسِطُونَ فَكَانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَبًا  (جن/15) ولى منحرفان هيزم جهنم خواهند بود.
    نکته‌ای که در آیات بالا جالب این است که جن‌ها در کنار آسمان صندلی داشتند و با نشستن بر آنها، آسمان را لمس می‌کردند.
   چه خرافه ای بالاتر از این داستان؟
    همچنین در سوره‌ی صافات به ای مسئله اشاره می‌کند:
    إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ (صافات/7) ما آسمان دنيا را با ستارگان زینت دادیم
    وَحِفْظًا مِّن كُلِّ شَيْطَانٍ مَّارِدٍ (صافات/8) و از هر شيطان سركشى محفوظ داشته‏ايم
   لَا يَسَّمَّعُونَ إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلَى وَيُقْذَفُونَ مِن كُلِّ جَانِبٍ(صافات/9) به [اسرار] ملأ اعلى گوش نتوانند داد و از هر طرف به سویشان (با شهاب سنگ) پرتاب می‌شود
    دُحُورًا وَلَهُمْ عَذَابٌ وَاصِبٌ (صافات/10) به راندنى سخت، و عذابى پاينده [در پيش‏] دارند
    إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ ثَاقِبٌ (صافات/11) مگر كسى كه ربايشى بربايد (اطلاعاتی بدست آورد و فرار کند) که در این صورت شهاب سنگی درخشان به سویش پرتاب می‌گردد.
     آیا این خرافه نیست که بپذیریم الله شهاب سنگ را به قصد زدن به جنها پرتاب می‌نماید؟
     توضیحی اضافه نمی‌دهم داوری با شماست.
    خورشید در حرکت است و پائین ثری الله را سجده می‌کند.
   خورشید از نظر قرآن در حرکت است و این حرکت باعث پیدایش شب و روز میگردد, در یس/37و 38 به روشنی به این امر اشاره شده:
   وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيم  (یس/38) و خورشيد كه پيوسته به سوي قرارگاهش در حركت است، اين تقدير الله قادر و دانا است
    وَالْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ حَتَّى عَادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ (یس/39)  وبراى ماه منزل‌هايى معين كرده‏ايم تا چون شاخك خشك قوسی شکل خوشه خرما برگردد ِ/قرآن تصور می‌کرد که خود ماه باریک می‌گردد)
    قرآن در ادامه خورشید را مانند ما تصور می‌نماید که در فلک(فضای مدور) در حال گردش است:
      لَا الشَّمْسُ يَنبَغِي لَهَا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ  (یس/40) نه خورشيد را سزد كه به ماه رسد و نه شب بر روز پيشى جويد و هر كدام در سپهرى شناورند
     پس ازبحث چگونگی پیدایش شب و روز  بیان شده که خورشید جهت رسیدن به محل استقرارش (محل سجده کردنش یا طبق قول بعضیها دائما در حرکت است  تا اینکه قیامت برسد و در آن هنگام است که استقرار می یابد) در حرکت است؛ دلیلش را نیز در زمر/5 باید جستجو کرد:
       خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ يُكَوِّرُ اللَّيْلَ عَلَى النَّهَارِ وَيُكَوِّرُ النَّهَارَ عَلَى اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى أَلَا هُوَ الْعَزِيزُ الْغَفَّارُ (زمر/5) آسمانها و زمين را به حق آفريد، شب را بر روز مي‏پيچد، و روز را بر شب، و خورشيد و ماه را مسخر فرمان خويش قرار داد، هر كدام تا اجل مسمی (مدتی معین) به حركت خود ادامه مي‏دهند، آگاه باشيد او قادر بخشنده است .
     همچنین در رعد/2 باز به این موضوع اشاره شده است:
       اللّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لأَجَلٍ مُّسَمًّى يُدَبِّرُ الأَمْرَ يُفَصِّلُ الآيَاتِ لَعَلَّكُم بِلِقَاء رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ (رعد/2) الله همان كسي است كه آسمان را بدون ستونی که می بینید(همانگونه که میبینید) نسیت آفريد سپس بر عرش استيلا يافت و خورشيد و ماه را مسخر ساخت كه هر كدام تا زمان معيني حركت دارند كارها را او تدبير مي‏كند آيات را تشريح مي‏نمايد تا به لقاي پروردگارتان يقين پيدا نمائید.
      اگر بپذیریم که ماه دارای مسیر دایره‌ای (فلکی ) شکلی است که به دور زمین می‌گردد، پس خورشید نیز باید مانند ماه دارای همین مسیر باشد.
    الله ستارگان را برای این خلق کرده تا ما در تاریکی( شب) خشکی و دریا راهمان را گم نکنیم:
      وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُواْ بِهَا فِي ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ قَدْ فَصَّلْنَا الآيَاتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ (انعام/97) و اوست كسى كه ستارگان را براى شما قرار داده تا به وسيله آنها در تاريكيهاى خشكى و دريا را به يقين ما دلايل را براى گروهى كه مى‏دانند به روشنى بيان كرده‏ايم.
       همه‌ی ستارگان مشغول سجده کردن الله هستند:
      أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَمَن فِي الْأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ وَكَثِيرٌ مِّنَ النَّاسِ وَكَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذَابُ وَمَن يُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن مُّكْرِمٍ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ (حج/18) آيا نديدي كه سجده مي‏كنند براي الله تمام كساني كه در آسمانها و زمين هستند و همچنين خورشيد و ماه و ستارگان و كوهها و درختان و جنبندگان، و بسياري از مردم، اما بسياري ابا دارند و فرمان عذاب در باره آنها حتمي است، و هر كسي را الله خوار كند كسي او را گرامي نخواهد داشت، خداوند هر كار را بخواهد انجام می‌دهد!
      سجده‌ی ماه، خورشید و ستارگان هنگامی است که در مسیر گردششان بدور زمین به پائین ثری(پائین ترین جائی که خورشید در هنگام گرش بدور زمین به آن نقطه می‌رسد و زمین بر روی آن قرار دارد ) می‌رسند.
    زمین بر روی پدیده‌ای موهوم به نام ثری قرار دارد.
   البته شاید خیلی‌ها ندانند که ثری کجاست.
   قرآن در طه/6 دقیقا به این نقطه اشاره کرده است:
        لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَمَا تَحْتَ الثَّرَى برای اوست(طه/6) (الله) آنچه را که در آسمانها و زمین و آنچه که بین این دو است و آنچه که پائین ثری است.
        اما هرگز قرآن نگفته که زمین برای الله سجده می‌کند؛ زیرا زمین را ثابت می‌داند:
       وَلِلّهِ يَسْجُدُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا وَظِلالُهُم بِالْغُدُوِّ وَالآصَالِ (رعد/15)همه آنها كه در آسمانها و زمين هستند از روي اطاعت يا اكراه و همچنين سايه‏هاي آنها - هر صبح و عصر - براي خدا سجده مي کنند.

     اگر الله آسمان را رها کند، روی زمین می‌افتد:
     الَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُم مَّا فِي الْأَرْضِ وَالْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَيُمْسِكُ السَّمَاء أَن تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ (حج/65 )آيا نديدي كه الله آنچه در زمين است مسخر شما كرد؟ و كشتيها به فرمان او بر دریا حركت مي‏كنند و آسمان را نگه مي‏دارد تا بر زمين، فرو نيفتند مگر به اذن او الله نسبت به مردم رحيم و مهربان است
    انَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ أَن تَزُولَا وَلَئِن زَالَتَا إِنْ أَمْسَكَهُمَا مِنْ أَحَدٍ مِّن بَعْدِهِ إِنَّهُ كَانَ حَلِيمًا غَفُورًا (فاطر/41 )همانا الله است که گرفته است آسمانها را که بر روی زمین نیفتد و اگر افتادند, کیست غیر از خدا این دو را یگیرد اوست آمرزنده ی بردبار؟
     آسمان طبق قرآن، دارای جرمی است که هر آنگاه ممکن است تکه‌ای از آن به زمین بیفتد.
      زمانیکه پیامبر اسلام شروع به دعوت مردم به این دین نمود؛ دگراندیشان ( کفار) می‌گفتند که اگر شما راست می‌گوئید از الله بخواه تا تکه‌ای از آسمان را پائین بیندازد.
     قرآن در پاسخ آنها گفت که اگر من این کار را انجام دهم، شما هنگامیکه این تکه از آسمان را مشاهده نمودید، خواهی گفت که ابری است متراکم:
وَإِن يَرَوْا كِسْفًا مِّنَ السَّمَاءِ سَاقِطًا يَقُولُوا سَحَابٌ مَّرْكُومٌ  و اگر ببینند که تکه ای از آسما در حال سقوط است مى‏گويند ابرى متراكم است. شرح در اینجا
    ابتدا آسمانها به زمین چسبیده بودند!
    از نظر قرآن، ابتدا زمین را آفریده شد و سپس الله بر روی زمین قرار گرفت و آسمان را خلق نمود؛ در این هنگام بود که این دو به هم چسبیده بودند؛، سپس آنرا (آسمان ) بالا برد؛ در نازعات/30 و آیات قبل از آن (ءانتم اشد خلقا ام السماء بناها / رفع سمکها و سواها ) این موضوع را قرآن آشکارا در انبیاء/30 می‌گوید:
    أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاء كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ (انبیاء/30) آیا کفار ندیدند(نمیدانند) که آسمان و زمین (در ابتدا) به هم چسبیده بودند, پس ما آنها را از هم جدا کردیم و هر چيز زنده‏اى را از آب پديد آورديم آيا ايمان نمى‏آورند.
      این آیه نشان می‌دهد که همگان چنین تصوری از آسمان را داشتند، زیرا قرآن این را علم می‌نامد.
      در آن زمان طبق بعضی از اسطوره‌های یونانی، گمان می‌کردند که آسمان و زمین در ابتدا به هم چسبیده بودند و سپس یکی از خدایان آنها آن دو را از هم جدا کرد.
      ابر از  آسمان) می‌روید.
      این هم یکی دیگر از خرافات اسلامی.
      الله آب باران را مسقیما ازآسمان نازل می‌کند:
   وَأَنزَلْنَا مِنَ الْمُعْصِرَاتِ مَاء ثَجَّاجًا (عم/14)
        اگر قرآن را بخوانیم متوجه خواهیم شد که در دنیا دو دریا وجود دارد، یکی دریای زمینی و دیگری دریای آسمان دریای زمینی برای صید و کشتیرانی است و دریای آسمان برای بارش باران آفریده شده است و ابر از آنجا پیدا می‌شود؛ هیچنین یکی از این دریاها شیرین و یکی دیگر شور می‌باشد:
      وَهُوَ الَّذِي مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَجَعَلَ بَيْنَهُمَا بَرْزَخًا وَحِجْرًا مَّحْجُورًا (فرقان/53) اوست كسى كه دو دريا را به سوى هم روان كرد اين يكى شيرين [و] گوارا (دریای آسمان که آب باران از اوست ) و آن يكى شور [و] (دریای زمینی ) است و ميان آن دو مانع و حريمى استوار قرار داد
     بر طبق همین آیه، الله معتقد است آب باران از دریای آسمان سرازیر می‌گردد.
     با توجه به اینکه وصف هر یک ار دو دریا را بیان می‌کند؛ کاملا آشکار است که منظور چیست و لزومی به شرحی اضافه را در اینجا نمی‌بینم.
    الله ابر را به عنوان پنهان آسمان معرفی می‌کند، در نمل /25 گفته شده که الله هم از زمین می‌رویاند (گیاهان) و هم از آسمان می رویاند (ابر)؛ در قرآن هر جا که از کلمه‌ی نزول استفاده شده، نازل شونده مستقیما از سوی خودش(الله) پائین می‌آید؛ چیزهائیکه مستقیما از طرف الله نازل شده‌اند عبارتند از:
نور(نساء/174)، من و سلوی (اعراف/160)(غذائی مخصوص برای بنی اسرائیل)، کتاب (مائده/145)(قرآن)، ترازو (حدید/25)، آهن(حدید/25، لباس (اعراف/26) و باران (فرقان/48).
    در قرآن آمده است که ما آب را از معصرات نازل می‌کنیم:
    وَأَنزَلْنَا مِنَ الْمُعْصِرَاتِ مَاء ثَجَّاجًا (عم/14)
   اگر کسی اعتقاد داشته یاشد که الله هر کدام از اینها را از آسمان نازل نکرده؛ کافر است. خواه آهن باشد یا قرآن، لباس، ترازو و باران، هیچ تفاوتی در کیفیت پیدایش آنها نیست.
    در داستان طوفان نوح نیز به روشنی اشاره شده که ما در آن هنگام , درِ آسمان را باز کردیم و آب با شدت تمام بر زمین ریخت:
فَفَتَحْنَا أَبْوَابَ السَّمَاء بِمَاء مُّنْهَمِرٍ (قمر/11) آنگاه درهاى آسمان را به آبى سيل‏آسا گشوديم‏.
اگر از دید قرآن، باران ناشی از تبخیر دریاهاست؛ در آن صورت در جریان طوفان نوح امکان نداشت که کل گیتی را آب فرا گیرد و هیچ خشکی بر جای نماند.
خرافه‌ای دیگر در مورد چگونگی پیدایش مروارید.
    در قدیم گمان می‌کردند که هرگاه باران می‌بارد صدفها از درون دریا بیرون می‌آیند، دهنشان را باز می‌کنند تا قطره‌ی باران بر دهانشان بیفتد و هر صدفی که قطره‌ای باران در دهنش افتاد؛ درون او مروارید تشکیل می‌گردد.
    قرآن نیز دقیقا به همین نکته اشاره می‌کند:
    مرج الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ (رحمن/19) دو دريا را روان كرد كه با هم برخورد كنند.
    بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَّا يَبْغِيَانِ (رحمن/20) ميان آن دو حد فاصلى است كه به هم تجاوز نمى‏كنند.
    فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ (رحمن/21)پس كدام يك از نعمتهاى پروردگارتان را منكريد.
    يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجَانُ (رحمن/22) از (برخورد) این دو دریاست که مروارید و مرجان پدید می‌آید.
     استدلال مدعیان روشنفکری دینی
     اما عده‌ای در بیان کروی بودن زمین، استدال‌هائی می‌آورند که نه پیامبر اسلام چنین فهمی از قرآن داشته است و نه ائمه, انگار اینان از آنها در این زمینه داناترند.
    یکی از این استدال ها رب المشرقین و رب المغربین است؛ تصوری که ما از شرق داریم، با تصور پیشینیان، کاملا متفاوت است.
     کلمه‌ی شرق در قرآن یک بار بصورت فعل در زمر/69 آمده:
   (و اشرقت الارض بنور ربها و وضع .......) ودر بیان آغاز روز قیامت است، پس از تاریکی مطلقی که جهان را فرا می‌گیرد، قرآن می‌گوید که زمین با نور پروردگارش، آغاز به نورانی شدن نمود.
     همانگونه که مشاهده می‌کنیم؛ شرق به معنای آغاز به روشن شدن است.
    شرق با مشرق اگرچه اکنون به نظر ما دارای یک معنا هستند؛ اما در عربی هرکدام دارای معنای خاصی می‌باشند.
    در قرآن کلمه‌ی شرق و مشتقات آن 16 بار آمده، شرق معادل جهت و مشرق (محل آغاز روشن شدن) اسم مکان است و اشاره به نقطه ی خاصی دارد .
      با ملاحظه‌ی مکان طلوع خورشید که در هیچ دو روز متوالی از یک نقطه طلوع نمی‌کند مشرقهای زیادی در ذهن تجلی می‌شود که قرآن از آنها به عنوان مشارق یاد می‌کند.
    اما در قدیم آخرین نقطه‌ای که خورشید به سمت شمال می‌رود و از آنجا طلوع می‌کند را مشرق تابستان و آخرین نقطه‌ای که خورشید به سمت جنوب می‌رود و از آنجا طلوع می‌کند را مشرق زمستان می‌نامیدند، آنها معتقد بودند که دو مشرق وجود دارد: 
یکی مشرق تابستان و دیگری مشرق زمستان.
      الله خود را رب این دو مشرق می‌نامد؛ در جاهای دیگرخود را رب مشرقهائی که مابین این دو است نامیده.
      همین دلیل عینا برای مغربین و مغارب نیز صادق است؛ اما اکنون عده‌ای برای این که بتوانند پیش ذهنی خویش را ثابت کنند، فهمی را از این آیات ارائه می‌دهند که نه پیامبر و نه ائمه و نه هیچ یک از علماء قدیمی آنرا نفهمیدند, اینان در بیان توجیه خویش، خود را از پیامبر اسلام، داناتر و او را حتی از گالیله ترسوتر می‌دانند؛ اگر مفهوم این آیات چنین بود؛ چرا پیامبر اسلام جهان را با سکوت خویش اینقدر از قافله‌ی علم عقب انداخت؟
     البته دلایل دیگری نیز می‌آورند اما روی منطق یاد شده‌ی بالا زیاد مانور می‌دهند و آن را محکمترین دلیل می‌دانند.
خود قضاوت نمائید.

 خود قضاوت نمائید!

البته خرافات اسلامی خیلی زیاد است؛ این هم نمونه‌ای خنده‌دار از همین خرافات در احادیث.

برای دیدن لینک‌های مربوط به خرافات اسلامی، اینجا را کلیک کنید.

۳۹ نظر:

emanoel1357 گفت...

دوست عزيز
با سلام
اخيرا" آقاي عبدالعلي بازرگان تفاسير علمي و نسبتا" جالبي از روابط بين نجوم ماه خورشيد جن و... در قران ارايه كرده اند كه البته بيراه هم نيست.
اگر قطعا" جوينده هستيد به وبسايت ايشان سر بزنيد در قسمت كلاس قران به سوره هاي مورد نظر رجوع كنيد.
موفقث باشيد

پژوهش در زمینه ی اسلام گفت...

دوست گرامی جناب امانوئل:
من سایت ایشان را خوانده ام و در آن چیزی جز مغلطه و بازی با الفاظ، پیدا نکردم.
اگر شما مطلب جالبی از ایشان سراغ دارید بیان نمائید تا پاسخ دهم.
ضمنا دوستی پیش از شما باز از سایت ایشان در قسمت اعجاز ریاضی قرآن یاد کردند که من بررسی کردم و جز، با عرض پوزش؛ دروغ و مغلطه، چیزی نیافتم.
میتوانید به لینک مربوطه مراجعه نمائید؛
http://iran000.blogspot.com/2009/08/blog-post_01.html

ناشناس گفت...

سلام جناب اقای عالم .ایا بنظر شما همه دروغ گو هستند الا شما این روش غلطه ضمنا شما بر مباحث دیگران را بدون هیچ استدلالی دورغ میپندارید و قران را با بیان نارسای خودتان انکار میکنید .اگر تمایل داشتید در یک مباحثه با شما شرکت میکنم . بدرود

پژوهش در زمینه ی اسلام گفت...

دوست گرامی!
اگه میخای حتما نظرت منتشر بشه؛ از گزینه ی ناشناس استفاده نکن!
من بسیاری از نظرات ناشناس را چه له و یا علیه اسلام منتشر نمیکنم.
با هویت مشخص بیا؛ حتما با شما بحث میکنم!

ناشناس گفت...

Ba dorod faravan khedmateh shoma bozorgavar as say va koshesh shoma dar rastayeh roshan kardan mozoati ke vaghe an mardom ra 1400 sal gomrah kardeh sepas migoyam va baraton arezoyeh movafaghiyat mikonam

ناشناس گفت...

دوستان ایا اقای بازرگان تونسته قبل از کسی یک فرمول جدید پیدا کنه یا اینکه فقط فرمول موجود رو ربط داده که اگه اینطور باشه من هم میتونم به شعرهای حافظ فرمول فیزیک ربط بدم.پس چرا کسی از تو قران چیزی پیدا نمیکنه که هنوز هیچ علمی ثابت نکرده و هیچ فرمولی هم قبل از دانشمندها از توی قران بیرون نمییاد؟

ناشناس گفت...

سلام و درود
اشکال کردن در جمع دوستان جوان و ردیف کردن آیات و قیافه حق به جانب گرفتن و دیگران را مدام متهم به مغلطه کردن ، گُلم! راه حق جویی وانصاف علمی نیست.
آشنایان با منطق میدانندکه یکی از مغالطه ها "اتهام مغالطه زدن است".
خدا بیامرزد آقای مطهری را که اگر نقدمارکسیست ها و مادیگری را میکرد قبلش، بهتر از خودشان و محکمتر از خودشان آنرا مستدل میکرد و بعدجواب میداد.
دوست نازنینم
این کار شما هنر نیست.
قرآن متشابه و محکم دارد(آل عمران 7) (اوست كسى كه اين كتاب [=قرآن‏] را بر تو فرو فرستاد. پاره‏اى از آن، آيات محكم [=صريح و روشن‏] است. آنها اساس كتابند؛ و [پاره‏اى‏] ديگر متشابهاتند [كه تأويل‏پذيرند]. اما كسانى كه در دلهايشان انحراف است براى فتنه‏جويى و طلب تأويل آن [به دلخواه خود،] از متشابه آن پيروى مى‏كنند، با آنكه تأويلش را جز خدا و ريشه‏داران در دانش كسى نمى‏داند. [آنان كه‏] مى‏گويند: «ما بدان ايمان آورديم، همه [چه محكم و چه متشابه‏] از جانب پروردگار ماست»، و جز خردمندان كسى متذكر نمى‏شود.)
ردیف کردن آیات و هرآنچه میفهمید رابه آن نسبت دادن و... ؟؟
من فعلا فرصت برای پزوهش در این زمینه ندارم ولی فکر نکنید شبهات جدیدی میکنید 1400 سال است این شبهات بوده و خواهد بود و راه تحقیق هم باز بوده و خواهدبود. اگرکسی به دنبال حقیقت است باید اهل مطالعه باشد واهل مطالعه واهل مطالعه بعد خواهد دید که جواب های روشنی از صدها سال پیش وجود داشته.
مخلصم سعید

منتقد گفت...

دوست گرامی!
چه خوب بود که با هویت مشخص نظر می دادی!
ضمنا اگر من اتهام به مغالطه می زنم دلیل دارم اما شما با بیان اینکه اتهام مغلطه نیز مغالطه است از پاسخ خوداری می نمائید البته در آخر بیان نمودید که من در این زمینه مطالعه ندارم پس چگونه اتهام می زنید؟
پیروز باشید!

ناشناس گفت...

در قران حیلی چیزهای دیگری هم گفته شده و متعصبین باب روز از هرکدام که بخواهند به عنوان چماق استفاده میکنند در حالیکه موارد زیاذی از یهود گرفته شده حودتو اگر معرفی کنی با برهان قاطع کلکتو میکنند.خشن ترین دین در دنیا اسلام است.

محمد حسين قربانيان گفت...

با عرض سلام اميدوارم تمام تلاش هاي شما در راه يافتن حقيقت باشد. اما اين آياتي كه شما فهرست كرديد به نظر من نه تنها هيچ خرافه اي در آن ديده نمي شد بلكه بسيار جالب و بديع بود. مثلا اينكه مي گويد ما از معصرات آب درست كرديم. در عربي ع ص ر به معناي فشرده است يعني ما از چيزهاي متراكم و فشرده شده آب را ايجاد كرديم. من نمي دانم شما دريا را از كجا آورديد.
يا اينكه مي فرمايد زمين و آسمان به هم چسبيده بودند. آيا شما مي توانيد از لحاظ علمي اين ادعا را رد كنيد. يا صرف اينكه براي شما تازگي دارد خرافه است. علاوه بر اينكه امروزه بسياري از دانشمندان تمام كائنات را در ابتدا توده اي متراكم مي دانند كه بر اثر انفجار و به تدريج به اين شكل در آمده است. بقيه آيات هم به نظر من بسيار جالب بود كه از اطاله كلام پرهيز مي كنم من احساس مي كنم چون شما به عربي تسلط كافي نداريد بعضي از آيات را بد برداشت مي كنيد. لطفا من را در جريان پاسخ خود بگذاريد.
با تشكر.

منتقد گفت...

گرامی!
قرآن بیان می نماید که ما باران را از معصرات نازل می کنیم.
2- قرآن بیان می نماید که از برخورد دو دریاست که مروارید درست میشود، یکی شیرین و دیگری شور (اشاره به اعتقاد قدما در بیان اینکه صدفی که در دریا(ی شور) پرورش یافته هنگام باران، بالای سطح اب امده و دهن خویش را باز میکند تا اب باران در آن بیفتد و مروارید تشکیل گردد) در اینجا قران بیان می نماید که از برخورد این دو دریا که یکی از آنها شیرین است.
نتیجه دریای شیرن همان چیزی است که باران را تولید می کند.
البته در این زمینه نوشته ای کامل را پست خواهم کرد.
در زمینه ی کائنات هم می توانید به پستهای مربوطه که توضیح کامل در آنجا دادم مراجعه نمائید.
تناقضات علمی قرآن/معجزات علمی قرآن یا دروغهای مغلطه بازان/معجزه علمی قرآن , مغلطه یا حقیقت (پیدایش هستی، اتم و ژن) مراجعه نمائید و در آنجا نظرتون رو بنویسید.
از اینکه محترمانه ایده ی خویش را بیان نمودید از شما سپاسگزارم
پیروز باشید!

ناشناس گفت...

برخی موردها به نگر منطقی بود، برخی هم نه. برای نمونه خورشید در روی مداری در کهکشان راه شیری می‌جنبد یعنی حرکت دارد.

The Sun's orbit around the Galaxy is expected to be roughly elliptical with the addition of perturbations due to the galactic spiral arms and non-uniform mass distributions.

http://en.wikipedia.org/wiki/Sun#Motion_and_location_within_the_galaxy

اگر چه این دلیلی بر معجزه بودن قرآن نیست.

ناشناس گفت...

یعنی خورشید افزون بر گردش بدور آسه‌ (محور) خود همراه با سامانه‌ی خورشیدی روی مداری در کهکشان راه شیری میجنبد. افزون بر آن خود راه شیری هم در گیتی (universe) در سنجش با دیگر کهکشانها در جنبش است. یعنی خورشید دستکم سه حرکت دارد.

پدرام رحمانی گفت...

با سلام خدمت دوست عزیزم
قران کتابی است که برای یک زمان خاص نیامده بود بلکه قران نازل شد تا برای همیشه کتابی باشد برای هدایت مردمان. ان واضح است که قران را باید چنان نوشته می شد که فردی که پس از 1400 سال آن ا می خواند از آن درس بگیرد و آن ردی هم که د زمان نازل شدن قران بود نیز از آن درس می گرفت برای همین بود که درک بعضی از آیات قران برای افرادی مثل شما که روح حقیقت طلبی دارید کمی سخت باشد . ایات قرانا باد به وسیله ی آیات دیگر آن تفسیر کرد چه بسا افراد بسیار که از دانشمندان دوران خود بوده اند و با همین شبهه ها از دین اسلام زده شده اند . ما معصومانی داریم که تک تک آیات قران را بری ما تفسیر کرده اند چرا به روایات این ها نگاه نمی کنید ؟

آریا گفت...

دوست گرامی ،
اگر این انسانهایی که در تار عنکبوت اسلام ، تنیده شده توسط سلمان فارسی (روزبه) و همدستش محمد بدنیا نمی آمدند و امکان انتخاب آزادانه یک دین را داشتند، بطور حتم اکثر این افراد پس از شناخت و مطالعه بی طرفانه ادیان دیگری مانند زرتشت، مسیحیت و بودایی را ، اسلام را کپی برداری سطحی ( تاکید میکنم; کپی برداری بسیار سطحی وعوام فریبانه )از این سه دین و ترکیب آن با دین یهود یافته و اینگونه عمر خود را هدر نمیدادند. میگید نه پس اینارو جواب بدین;

1- چرا سر یک مسجد بیت المقدس سالیان سال بین یهودیان و مسلمانها جنگ؟ یهودی مسجد می خواد چیکار؟ (توجه کنید به قدمت ادیان -اسلام حتی مسجدش هم دزدیه و کپی از بیت المقدس یهودیهاست)

2- سلمان فارسی رو کامل بریز بیرون؟ کی بود ؟اونجا چیکار می کرد ؟ چرا محمد تازمانیکه اونو ندیده بود نمی دونست اسلام یعنی چی و بعد از آشنایی با او یهویی معجزها اومد و اولینش هم با سواد شدنش بود و .....(برین تاریخ هایی رو که بی طرف هستند کمی بخونید)؟

3- همین قران میگه هرکسی یک آیه من رو بتونه رد کنه قران دیگه معجزه نیست. کلی آیه توش هست که رد شده با اثبات نه مغالطه.مثلا برده داری -داشتن غلام و کنیز مجاز وووووو.....- دومیش اینه که اگه زن و بچه دشمنت رو غنیمت گرفتی بر تو حلال هستند یعنی تجاوز نوش جونت اگه طرف زن دشمنت باشه و .....- ارزش زن نصف مرد-
کتابها و منابع زیادی هم هست ،اگه خیلی آتیش تعصبت تنده کمی زحمت بکش و searchکن.

(من هیچی نیستم و هیچ ادعای سواد و علم هم ندارم ولی دوست دارم حقیقت رو بدونم،حالا اونی که باید بگیره من چی گفتم، خودش می گیره ، اونی هم که باید متعصبانه بد و بیراه بگه هم ....)

محمود گفت...

در مورد يكي بودن زمين و آسمان به اعتقادات يوناني ها كه اشاره شد توجه كنيد. مشابهات قران دقيقا تصورات مردم ان زمان از پديده ها را منعكس مي كند. دريا،شهابسنگ،مغرب ها و مشرقها، دو دريا،صرع،خورشيد و ماه، باريك شدن ماه و... . يعني اولين توجيهي كه با ديدن پديده به ذهن انسان بدون علم مي رسه.
براي من واضحه كه اينها نتيجه تفكرات محمد باهوشه كه مي خواسته دنياي اطراف خودشو اصلاح كنه. دوستان مذهبي! قدرت انسان را دست كم نگيرين.

آوا گفت...

دوست عزیزم از مطالب شما خیلی لذت بردم ولی یه واقعیته که کسانی که به اسلام اعتقاد دارند، تحت هیچ شرایطی نمیخواهند فکر کنند!!! چون اگر هم بفهمند که اینها همه دروغ است به دلیل تعصبات بیخود خود نمیخواهند قبول کنند و اصلا نمیشود با آنها وارد بحث شد. آنها مانند کبکی میمانند که سر خود را در زیر برف کرده است. وقتی که در سر مردم مسلمان این همه خرافه میگذرد علم جایی ندارد و کشورهای مسلمان به همین دلیل به هیچ جایی نخواهند رسید

بارباپاپا گفت...

هنگامی که از برخورد دو دریا صحبت میشود به هیچ وجه نشانه ای از آسمانی بودن یکی از این دریا ها وجود ندارد،
بلکه این نظر شما است که چون شیرین است آسمانی است و این نظر شماست که این همان نظر قدما از برخورد باران وصدف است. ولی نظر شما صحیح نیست
یک دلیل محکم برای انکه آنها یروی زمین هستند:
الكهف
وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِفَتَاهُ لَا أَبْرَحُ حَتَّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَيْنِ أَوْ أَمْضِيَ حُقُبًا ﴿۶۰﴾ و [ياد كن] هنگامى را كه موسى به جوان [همراه] خود گفت دست بردار نيستم تا به محل برخورد دو دريا برسم هر چند سالها[ى سال] سير كنم (۶۰)

فَلَمَّا بَلَغَا مَجْمَعَ بَيْنِهِمَا نَسِيَا حُوتَهُمَا فَاتَّخَذَ سَبِيلَهُ فِي الْبَحْرِ سَرَبًا ﴿۶۱﴾
پس چون به محل برخورد دو [دريا] رسيدند ماهى خودشان را فراموش كردند و ماهى در دريا راه خود را در پيش گرفت [و رفت] (۶۱)

آنها به محل برخورد دو دریا میرسند.پس یک محل خاص و مشخص است نه هر جا که باران ببارد.

بارباپاپا گفت...

ادامه...

مَا يَسْتَوِي الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَمِن كُلٍّ تَأْكُلُونَ لَحْمًا طَرِيًّا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْكَ فِيهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ﴿۱۲﴾
و دو دريا يكسان نيستند اين يك شيرين تشنگى‏زدا [و] نوشيدنش گواراست و آن يك شور تلخ‏مزه است و از هر يك گوشتى تازه مى‏خوريد و زيورى كه آن را بر خود مى‏پوشيد بيرون مى‏آوريد و كشتى را در آن موج‏شكاف مى‏بينى تا از فضل او [روزى خود را] جستجو كنيد و اميد كه سپاس بگزاريد (۱۲)

آمده است که از هر دوی آنها مروارید بیرون میآید نه از برخورد آنها و در هر دوی آنها کشتی روان است.

حسین گفت...

با سلام به شما
آیا شما تمام این مطالب را خودتان به دست آوردید یا از جایی هم استفاده کردید. اگر استفاده نکردید بهتر است تحقیق بیشتری بنمایید. چون دانشمندان اکنون به این نتیجه رسیده‌اند که کل منظومه شمسی خودش در حال حرکت است. پس لطفاً هیچ موقع خود را عقل کل ندانید و با کسانی که در این زمینه کارشناس هستند مباحثه کنید بعد اگر به نتیجه نرسیدید این مطالب را اشاعه بدهید.

Bahram گفت...

با تشکر از نویسنده محترم بابت تحقیق و گردآوری این مجموعه ارزشمند.
اینجانب مایلم نکات زیر را در این رابطه اضافه نمایم:
1) تا جائی که اطلاعات بنده اجازه میدهد یک تحقیق علمی و مستقل فارغ از تعصب در متن قرآن هیچگاه صورت نگرفته احتمالاً به دلیل اینکه چنین تحقیقی میتواند به قیمت جان محقق تمام شود چرا که پیروان متعصب اسلام تحمل شنیدن هیچ ندای مخالفی را ندارند.

2) شاید واقعاً معجزه اصلی قرآن در غیر شفاف بودن آن است که اجازه میدهد هر گونه که مصلحت ایجاب نمود تفسیر گردد. به عنوان مثال دوستی گفته بود که چون خورشید و منظمومه شمسی در کهکشان در حرکت میباشند پس گفته قرآن مبنی بر حرکت خورشید درست است! جواب من به این دوست عزیز این است که چگونه نویسنده این کتاب (خدا یا پیامبر) که آسمان را هفت طبقه میدانسته و ستارگان را در طبقه پائین آن جای میداده از وجود منظومه شمسی و میلیونها منظومه و کهکشان که در حال حرکت و گردش به دور مراکز خود هستند اطلاع داشته؟ و اگر داشته پس چرا آنرا به صراحت در این معجزه جاویدش بیان ننموده که هم شک و شبهه را از میان ببرد و هم بشریت را هزار سال در مسیر تکامل علمی به جلو بیندازد. ثانیاً چرا یک کلمه از گردش زمین به دور خورشید سخن نگفته ولی گردش خورشید را بارها تکرار کرده است؟ همین ایراد در مورد بارش باران هم وارد است. اگر نویسنده قرآن واقعاً میدانست که باران حاصل تبخیر آب همان دریاهای شور است که چون نمکش قابل تبخیر نیست به صورت آب شیرین فرو میریزد پس چرا آنرا همانگونه که هست بیان نکرده و در قالب الفاظی شاعرانه و موهوم مانند برخورد دو دریا (یکی آب شیرین و یکی آب شور) عنوان کرده است؟ اگر محمد (یا خدائی که او مدعی است قرآن را به او وحی کرده) واقعاً به این موضوع اشراف داشت فکر میکنید بشر آن زمان که تمدنهای ایران، یونان، و مصر را بوجود آورده بود و در علوم پزشکی و مهندسی تا به آنجا پیش رفته بود که بناهایشان هنوز پابرجاست و موجب شگفتی دانشمندان امروز است، قدرت درک فرایند تولید باران را نداشت؟

پس آنکه مغلطه میکند اسلامیون متعصبی هستند که به انحاء مختلف سعی در توجیه خرافات موجود در این کتاب و تخطئه هر گونه روشنگری در این زمینه را دارند.

مطمئن باشید اگر این کتاب معجزه ای داشت و میتوانست کمکی به زندگی بشر بکند تا به حال توسط همه مردم دنیا به عنوان معجزه پذیرفته شده بود و نیازی نبود مسلمانان همه جا معجزه بودن آن را تبلیغ کنند بدون اینکه خریداری داشته باشند.

فراس گفت...

بسم الله الرحمن الرحيم
قل يايهاالكافرون(١) لااعبدماتعبدون(٢) ولاانتم عبدون مااعبد(٣)ولااناعابد
ماعبدتم(٤) و
لاانتم عبدون مااعبد(5)لكم دينكم
ولي دين(٦)
با سلام به دوستان؛ اقاي عزيز نخبه چندي است به لطف خدا كتابي در ارتباط معجزات قران مينويسم انقدر زياد است كه نميدانم چه كنم رشتم نرم افزارهست درضمن در مورد گردش خورشيد نه چرخش
كمي فكركن اين ١ معجزه فاضل به اين مربوط كه ناظركجاايستاده باشه؛ اين مال وقتي بود كه فقط منظومه شمسي وجود داشت كل كهكشان مي چرخه به دورهم كشش _رانش.
سوال اينه اخري به دور چي ميچرخه اين همون سوالي كه مطرح كردي كشسان ايه رو دوباره بخون :اري تمامي موجودات در حال سجده هستند _اين ٢ تا معجزه_خيلي اشكاره يكم سورال ترببين انشاالله

جواد گفت...

خوب بود اگر همه جا صداقت در ترجمه رو رعایت میکردی. و "کلٌ فی فلکٍ یسبحون" رو ترجمه کردی تسبیح میگویند در صورتی که تر جمه صحیح این هست که در مداری شناور هستند. متاسفانه شما با تمام مسائل سطحی و موردی برخورد میکنی و هیچ کاه فلسفه و طرز تفکر اسلامی رو به صورت کلی بررسی نمیکنی.
در ضمن بدون که شما مشغول تخریب هستی و همیشه خراب کردن بسیار راحت تر ساختن هست.

ناشناس گفت...

بله قران سرتاسر معجزه است!
اما با دلایل و منطق آقایانی که معجزات قران را پیدا میکنند اگر یک دیکشنری که هیچ یک کتاب داستان هم بررسی گردد کلی معجزه از آن در خواهد آمد.
چند نکته که همیشه می بینم:
۱- پیروان دین آن را عاری از اشتباه و مقدس می دانند درست! اما این انتظار را از نقاد دین هم دارند!
۲- با پرحرفی سعی در پنهان نقطه شروع بحث دارند مثلا سو استفاده از داستان حرکت خورشید! من قران زیاد خواندم شک ندارم که منظور از حرکت طلوع و غروب خورشید است حال می بینم که بعضی می گویند که اصلا این معجزه قران است چون کل کهکشان در حرکتا است...
۳- خشم و تعصب در نوشتار و کلام اهل دین در برابر نقادان دین کاملا واضح است اما عجیب این است که اکثرا در جواب نقد به این اشاره می کنند که نقاد تعصب دارد... دست پیش گرفتن!

علی بی ستاره گفت...

جناب ناشناس یکی از مغالطات روشن قرآن همین متشابه و محکم است. و یا ناسخ و منسوخ!مگه الله که«علی کل شیء قدیر» است ممکن است امروز یک چیزی بگوید و فردا آنرا نسخ کند!؟اصلاً بی معنی است که بخواهیم بپذیریم که الله هم شل کن سفت کن داشته است!در قرآن فراوان سماء و سماوات آمده در صورتیکه امروزه می بینیم چیزی بنام آسمان وجود ندارد که بخواهد یکی باشد یا هفت تا! در ضمن چندتا از برنامه های عبدالعلی بازرگان را دیدم ایشان هم از ماله کشهای مدرن بعد از شریعتی و پدر شان مهدی بازرگان هستند!زنده باد بنیان گذاران گوگل و دستگاه هایی که امروز ما را با خردمندان و خردگرایانمان نزدیک می کند تا از آنها بهره ور شویم و دوباره در دام این این خزعبلات و خرافه ها نیفتیم.

ب.بیدار گفت...

بنده میخوام به مومنان نشون بدم سعدی 700،800 سال پیش طیاره یا همون هواپیمارو پیشگویی کرده!!!
طیران مرغ دیدی توزبندشهوت
بدرای تا ببینی(( طیران آدمیت))
طیران آدمیت یعنی پرواز آدمی، یعنی پیش بینی هواپیما!!!
هر مومنی که ادعا کنه این تفسیر وبرداشت منه، به من حق بده که منم اونارو به برداشت وتفسیر خودشون از قرآن متهم کنم!
من اینو یه جای دیگه ام گفتم
شمازمانی میتونید ادعای اعجاز قرآن رو داشته باشید که قبل از اثبات اون موضوع توسط علم بتونین ازتو قرانتون به ما نشونش بدین.
وگرنه منم میتونم ده ها معجزه از کتابای دیگه با مغلطه بازی وتفسیر بکشم بیرون.
در ثانی این علمی که تو قرآن نهفتست
به درد کی میخوره؟ مگه قرآن واسه سعادت بشر نیست؟! خب یه چندتا ازین موضوعات علمی رو مسلمونا فاش کنن که به بشریت سودی برسه مردم دنیا هم بعد از مشاهده این اعجاز به این کتاب ایمان بیارن!

دل آرا محمدی گفت...

دوست عزیز
نظرات شما فقط بمنظور تبلیغ قرآن و اسلام آورده شده است.
مطمئن هستم که شما باید طلبه ای ، آخوندی ، چیزی باشید که اینگونه در رد اسلام ضعیف دفاع می کنید. می گویند به کسی گفتند بزرگترین ایراد خود را بگو، گفت من خیلی مهربانم. حالا حکایت کلام شماست. شما تمام آیاتی که انتخاب کردید منطبق برآخرین نظریات علمی در زمینه تاریخچه جهان است (مثلا اینکه خورشید در حال حرکت است -- اگر کمی با فیزیک نجوم آشنا بودید متوجه می شدید که حرکت خورشید بسیار بدیهی است) البته تکرار می کنم همه اینها را می دانید و به این ترتیب می خواهید برای قرآن تبلیغ کنید
همیشه شاد و زنده باشید

iran000 گفت...

خانم دل‌آرا محمدی، روشی که برای اظهار نظر برگزیده‌اید چقد شبیه به آخوندهاست، تحقیر مخالف و عقل کل دانستن خویش!
خدمت شما عرض کنم که حرکت نسبی است نه مطلق؛ هنگامیکه گفته می‌شود خورشید ثابت است یعنی خورشید نسبت به زمین ثابت است و این همان چیزی است که قرآن خلاف آن می‌گوید:
وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيم/ و خورشيد كه پيوسته به سوي قرارگاهش در حركت است، اين تقدير الله قادر و دانا است.
زمین ثابت است و این را به روشنی در نمل/61 بیان می‌کند:
أَمَّن جَعَلَ الْأَرْضَ قَرَارًا وَجَعَلَ خِلَالَهَا أَنْهَارًا وَجَعَلَ لَهَا رَوَاسِيَ وَجَعَلَ بَيْنَ الْبَحْرَيْنِ حَاجِزًا أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ /يا كسي كه زمين را قرار داد، و در ميان آن نهرهائي روان ساخت، و براي زمين كوههاي ثابت و پا بر جا ايجاد كرد، و ميان دو دريا مانعي قرار داد آيا معبودي با الله است ؟، نه بلكه اكثر آنها نمي‏دانند.
( http://iran000.blogspot.com/2009/07/blog-post_7329.html )
پیروز باشید!

ناشناس گفت...

يا كسي كه زمين را قرار داد، و در ميان آن نهرهائي روان ساخت، و براي زمين كوههاي ثابت و پا بر جا ايجاد كرد، و ميان دو دريا مانعي قرار داد آيا معبودي با الله است ؟، نه بلكه اكثر آنها نمي‏دانند.


میشه بگید دقیقا کجای این آیه اشاره شد زمین ثابت است؟؟

و اینکه این تعریف رو چه کسی ایجاد کرده؟
هنگامیکه گفته می‌شود خورشید ثابت است یعنی خورشید نسبت به زمین ثابت است

Arash Irani گفت...

گرامی، متوجه نشدم منظورتان کدام آیه است.

اسکندر مرادی گفت...

سلام
خواندن قرآن نباید گزینشی باشد.رعایت اتصال قول همانطورکه در خود قرآن سوره قصص آمده است باید با رعایت اتصال باشد.با رعایت این روش است که میتوان منظور اصلی را درک کرد.
با رعایت اتصال آیات در هر سوره بعنوان یک قول مثلا در سوره النساء برداشت دیگری از اولی الامر خواهیم داشت.
فهمیدن مطالب این جهانی و اجتماعی صورت معقولی پیدا میکند خلاف آنچه که رایج است.
فهمیدن مطالب غیبی ممکن نبوده و نیست بنابراین ناچار از بیانات غیر مانوس میشود.
آیات متشابهات همان آیات شبیه سازی گریز ناپذیر هستند.
بر خلاف برداشت رایج متشابهات با "ما تشابه منه" فرق دارد.وقتی رعایت اتصال آیات نکنیم "ماتشابه منه" میشوند والا فلا.

والسلام
quranmizan.com

mastane ps گفت...

واقعا واسه آدمای سطحی نگر متاسفم..واسه آنها که عناد دارند نمیشه کاری کرد و دلیل آورد چون با سفسطه خودشون و بهضی سفها رو راضی میکنن..ولی وای ب حال ساده های ظاهر نگر......ظاهر نگر....

mastane ps گفت...

واقعا واسه آدمای سطحی نگر متاسفم..واسه آنها که عناد دارند نمیشه کاری کرد و دلیل آورد چون با سفسطه خودشون و بهضی سفها رو راضی میکنن..ولی وای ب حال ساده های ظاهر نگر......ظاهر نگر...

ناشناس گفت...

از شگفتیهای قران که کمتر کسی به ان میپردازد ایاتی از سوره الرحمن است انجا که خطاب به جن وانس میگوید اگر توانستید در چهار گوشه اسمانها وزمین نفوذ کنید پس نفوذ کنید(به این کلمه زمین خوب دقت کنید اسمانها وزمین مورد اشاره است )نمیتوانید نفوذ کنید مگر با وسیله ای که بر ان تسلط یابید(با ابزاری قوی) به هنگام نفوذ در انها یعنی هم اسمانها وهم زمین بسوی شما شعله های اتش پرتاب میشود وفلز مذاب یا گداخته ویا چیزی شبیه مس گداخته وداغ مترجمان نحاس را به فلز یا مس گداخته معنی کرده اند اینجا کاری به اسمانها نداریم اما فرد بیسوادی چون محمد در سرزمین عقب افتاده ای چون عربستان از کجا میدانست داخل زمین اتش وسرب مذاب قرار دارد که در هنگام نفوذ به ان انسان را تهدید میکند خواهشمند است نگویید مراد فقط اسمانها بوده چون ایه اسمانها وزمین را با هم مورد اشاره قرار داده

ناشناس گفت...

خیلی ممنون از شما و شفاف سازی واقعا این اسلام و خرافات دارد ایران مارو حیف می کنند

اتابک گفت...

با سلام خدمت عزیزان من خیلی وقته مشغول این ایات و اسلام هستم من واقعا گیج شدم قران راست میگه خورشید در حال حرکته اصلا کل دنیا با ستاره ها همه گی در حال حرکتن کهکشان ها هم در بین یک دیگر در حرکت هستند و ما نمیتوانیم ببینیم در مستند کازموس به صراحت توضیح داده شده اگه این کتاب یعنی قران نوشته محمد باشه ایا محمد توانایی و سواد این منابع عظیم را داشت؟اگر نداشت پس از کجا امده اند؟اصلا محمد از کجا میداند کوه ها ثابت نیستند محمد از کجا میداند جهان در گردشه؟من که گیج شدم

بهروز گفت...

با شلام اصلا شیوه قران ایجاد تناقضات بی شمار و گیج کننده و بی اساس است. یعنی شما را اینقدر در تناقض و افکار پوچ پیش میبرد که از فکر کردن باز میمونید. یکی نیست فکر کنه که اصلا چه لزومی داره بین اینهمه حرف های بی معنی و ضد و نقیض حتما باید دنبال چیزی بگردند؟ متن علمی یا ادبی باید شفاف باشد نه صد جور پیچش... نمونه بارز این موضوع رو در گفتار بعضی میبینیم: طرف میگه 1400 سال است که این شبهات وجود دارند و شما میخواهید شبهات جدیدی به آن اضافه کنید!!! یعنی یکم فکر نکرده چرا این شبهات اصلا باید با این حجم وسیع و ویران کننده وجود داشته باشند/ ؟ اصلا چرا من و شما باید الا و بلا بدنبال رفع این شبهات باشیم/ مگر خود درگیری داریم/ ؟ چه چیزی از آن تا بحال دستگیر بشر شده؟ و این یعنی غرق شدن در پیچش کذایی قران

بهروز گفت...

محمد هم فقط در عربستان نبوده... بعد از 20 سال تجارت و سفر به روم و ایران و آسیای دورو ... تصمیم گرفت خدا با او سخن بگوید.

اهورا گفت...

دروود به دوستان عزیز 1 چرا باید بهشت و جهنمی وجود داشته باشد 2 چرا همه باید خدا را بپرستند و خدا چه کمبودی دارد که بنده باید بیشتر وقتش را در پرستش او باشد

Translate

دریافت از طریق ایمیل

بايگانی وبلاگ