اسلام شناسی

اسلام آمیزه‌ای است از جنایت، سکس و خرافه؛ آنچه که مغلطه‌کاران معجزه‌ی قرآن می‌دانند خرافاتی بیش نیستند؛ در این دین زن کالائی است جنسی در اختیار شوهر، مجوز تصاحب زنان کفار نیز در همین راستاست. تاریخ جانیان زیادی را به خود دیده، محمد تنها جنایتکاری است که پیروانش همچنان طبق سنت او آدم‌کشی می‌کنند؛ در این دین تنها مسلمانان انسان شمرده می‌شوند و دیگران جانور؛ پس با شمع روشنگری، سایه سنگین و تاریک مذهب که همان اندیشه‌ی ضحاکی مغز خور باشد را از میهنمان بر خواهیم چید.

جستجو کردن موضوعات خاص (لطفا کلمات مربوطه را وارد نمائید)

در حال بارکردن…

100 مورد از تناقضات و اشتباهات ساختاری قرآن

 بزرگترین تناقض ادیان در این است که اگر خدایشان پدید آورده تمام جهان است، پس آیا منطقی است که خدا به زمینی بسیار کوچک، تا این اندازه ا...

ه‍.ش. ۱۳۸۸ شهریور ۳, سه‌شنبه

آیا وقتش فرا نرسیده؟


      ایده‌ای که مردم هر جامعه بر طبق آن برنامه‌ی آینده و راه و روش زندگی خویش را بر می‌گزینند، مانند نرم افزاری است که جامعه را به سمتی که برنامه ریزی شده‌، هدایت می‌کند.
       همان گونه که اگر کسی بهترین سخت افزار دنیا را در اختیار داشته باشد و بخواهد نرم افزاری فرسوده که پر از ویروس است را بر آن نصب نماید نه تنها از این سخت افزار استفاده‌ی درستی نخواهد برد، بلکه سبب از بین رفتن آن نیز خواهد شد؛ به نظر من وضع مملکت ما در حال حاضر این گونه است؛ دین اسلام در واقع نرم افزاری است که جامعه‌ی ما را به سمت اهدافی که مد نظر این مکتب و دین است سوق می‌دهد.
         پرسش: آیا ما حق نقد این دین را نداریم؟
       آیا درست است که اسلام را تابو نمائیم و به خود اجازه‌ی اندیشیدن در آنرا را ندهیم؟
       جامعه‌ای که در آن اندیشه سرکوب گردد در مسابقه‌ی پیشرفت از کاروان جهانی عقب خواهد افتاد؛ گذشت آن روزی که ملت‌ها با استفاده از منابع طبیعی خویش، خود را اداره می‌کردند.
      بهترین سرمایه‌ی هر جامعه، اندیشه و مشکل‌ترین اندیشه‌ها به چالش کشیدن بدیهیات جامعه است، بدیهیاتی که قرنهاست با فکر مردم عجین و به تابوئی تبدیل شده که تفکر در آن برابر با نابودی تلقی خواهد شد، چیزی که ما را در گذر زمان به گذشته میخکوب نموده به گونه ای که گمان می‌کنیم پیشینیان ما به حقیقتی رسیده اند که نمی‌توان در آن شک نمود، زیرا مطلق است.
      آیا می‌توان به فکر اصلاح جامعه بود ولی از اصلاح نرم‌افزاری آن غافل شد؟ آیا می‌توان برای ایران عزیز آینده‌ای درخشان را تصور نمود، ولی از اصلاح تفکری که این گریان در خون خفته را از پای درآورده، امتناع ورزید؟ آیا قابل پذیرش است که برای مبارزه با مگس تنها به فکر از بین بردن آن بود و از بهداشت غافل شد؟ ما هرگز نخواهیم توانست ایرانی بسازیم که در آن همه‌ی هم میهنان احساس دلبستگی و امنیت در آن را داشته باشند بدون آنکه به ریشه‌های تنفر بپردازیم.
     چگونه است که ادعای حکومت مردم بر مردم را داریم، ولی همزمان به تفکری احترام می‌گذاریم که هم میهنانش را به چند درجه تقسیم می‌نماید، خودی و غیر خودی!
       آیا فکر می‌کنید مزدورانی که به نوامیس مردم قربتا الی الله تجاوز می‌نمایند انسان نیستند؟ نه، آنها هم مانند من و تو انسانند با این تفاوت که به جنبه‌هائی از عقایدشان آگاهی بیشتری دارند و گمان دارند با این کار به فضلیتی خدائی دست خواهند یافت!
      آیا می‌توان با تجاوز جنسی مبارزه نمود و همزمان معتقد بود که می‌توان به زنان و دختران غیر مسلمان تجاوز نمود؟
      ای تو که خود را پایبند این دین می‌دانی! بدان که روزی به سراغ تو نیز خواهند آمد، توئی که به جنبه‌های از این دین فکر می‌کنی که در آن کشتن بی‌گناهی مانند کشتن تمام مردم جهان است.
       مِنْ أَجْلِ ذَلِكَ كَتَبْنَا عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنَّهُ مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِي الأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا وَمَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا وَلَقَدْ جَاءتْهُمْ رُسُلُنَا بِالبَيِّنَاتِ ثُمَّ إِنَّ كَثِيرًا مِّنْهُم بَعْدَ ذَلِكَ فِي الأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ (مائده/32) از اين روى بر فرزندان اسرائيل مقرر داشتيم كه هر كس كسى را جز به قصاص قتل يا [به كيفر] فسادى در زمين بكشد چنان است كه گويى همه مردم را كشته باشد و هر كس كسى را زنده بدارد چنان است كه گويى تمام مردم را زنده داشته است و قطعا پيامبران ما دلايل آشكار براى آنان آوردند [با اين همه] پس از آن بسيارى از ايشان در زمين زياده‏روى مى‏كنند.
       ولی آیا در این آیه هیچگاه دقت فرموده ای؟ آیا می‌دانی که خطاب آیه به یهودیان است؟
       اما اگر باز تو خودت را قانع می‌نمائی که خطابش به همه است من هم به این گمان تو احترام می‌گذارم، اما می‌دانی هنگامی که تصوری انسانی از دین را ارائه دهی به تو چه خواهند گفت؟ تو را مخالف الله و رسولش خواهند نامید، زیرا بلافاصه بعد از این آیه قرآن می‌گوید:
       که إِنَّمَا جَزَاء الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَيَسْعَوْنَ فِي الأَرْضِ فَسَادًا أَن يُقَتَّلُواْ أَوْ يُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلافٍ أَوْ يُنفَوْاْ مِنَ الأَرْضِ ذَلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيَا وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ (مائده /33) كيفر آنها كه با الله و پيامبر به جنگ بر مي‏‌خيزند و در روي زمين دست به فساد مي‏‌زنند اين است كه اعدام شوند يا به دار آويخته گردند يا (چهار انگشت از) دست راست و پاي چپ آنها بريده شود و يا از سرزمين خود تبعيد گردند، اين رسوائي آنها در دنياست و در آخرت مجازات بزرگي دارند.
      آیا می‌دانی که قرآن تمام انکار کنندگان مسلمات اسلام را در حال جنگ (فکری) با الله و رسولش می‌نامد.
      خواهر ایرانی من! من از تو متعجبم، توئی که خواهان برابری هستی، آیا می‌توان به برابری رسید و همزمان به تفکری که نیمی از جامعه را قیم تو می‌داند و معتقد است که آنها می‌توانند تو را بزنند، احترام می‌گذاری!:
      قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللّهُ وَاللاَّتِي تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَكُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَيْهِنَّ سَبِيلًا إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا (نساء/34 )مردان قیم زنان هستند، زیرا الله برخی از انسانها را بر برخی ديگر برترى داده است و به دلیل اینکه مردان از اموال خويش خرج مى‏كنند، زنان شايسته کسانی هستند كه فرمانبر نگهدارنده‌ی آن چیزی باشند که الله نگه داشته است ، و زنانى كه از نافرماني آنها می‌ترسید، بايد نصيحتشان كنيد و در بسترها(ی‌تان) از آنان دورى كنيد آنها را بزنید، پس اگر از شما پیروی نمودند، ديگر بهانه جويى نكنيد که الله بلندمرتبه بزرگ است.
      و یا به تفکری که را تو برده ی جنسی می‌داند که هدف از پیدایشت آرامش نیمی دیگر از جامعه است، احترام گذاشت:
     زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاء وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَلِكَ مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاللّهُ عِندَهُ حُسْنُ الْمَآبِ ( آل عمران /14) "برای مردم(انسانها) لذت شهوت از زنان و داشتن پسران و سرمایه‌ی زیاد از طلا و نقره و اسب‌های ممتاز و دام‌ها و کشاورزی، جلوه داده شده است، اينها کالاهای زندگي دنیا هستند، و سرانجام نيك، نزد الله است. آیا تو را برده ی جنسی به حساب نمی‎کنند ؟
       ای ملت سرزمین پاکان (ایران) چرا به تاریخ مراجعه نمی‌نمائیم ؟ آیا هرگز فکر کرده‌اید که و می‌دانید که شتاب نزول ما از بعد اسلام آغاز و با ترویج اسلام صفوی مقلد جوی، شتاب بیشتری گرفته است؟
      آیا هرگز از خویش پرسید‌ه‌ایم که چرا ما صد سال است که مبارزه‌ای برای آزادی داریم، اما هرگز موفق نشده‌ایم؟
      آیا همواره دلیلش دخالت آخوندها نبوده است ؟
      آیا تفکری که عامه باید مقلد باشد را آخوندها برای پرکردن جبیب خویش به خورد جامعه نمی‌دهند؟
      آیا درست است که ما به آخوند پول (خمس) بدهیم تا آنان به جای ما در دین تفکر نمایند؟
      آنها خوب می‌دانند که اگرتوده‌ی مردم به خود آیند بساط نیرنگشان برچیده خواهد شد.
      ای روشنفکران جامعه چرا از تاریخ درس نمی‌گیرید؟
      جامعه‌ای آزادیخواه خواهد بود که مردمش آزادانه بیندیشند، هرگز نمی‌توان به آینده‌ای روشن دست یافت ولی همزمان از روشن شدن خرافات دینی جلوگیری کرد . من بیش از این نمی‌نویسم، مطالب آن قدر گویا هستند که وجدان بیدار جامعه را آگاه سازد, اگرچه می‌دانم که بیشتر خوانندگان خواهند گفت اکنون وفت این بحثها نیست.
      تقدیم به تمام میهن دوستان هم میهن.
      ای سرزمین پاک من ! بدان که فرزندان تو , تو را خواهند ساخت و بر ضحاکان زمان پیروز خواهند شد , ضحاکان ماردوشی که مغز جوانان ما را قرنهاست که خورده اند و همچنان می خورند , میدانم که از دل دشتت و یا کویر لوتت فریدونی سر بر خواهد آورد که ریشه ی ضحاکی را از بین خواهد برد , روزی را میبینم که او با کمک پوران راستین تو ضحاک زمان را در پای دماوند استوارت بسته اند و انتقام تمام جوانان ستمدیده ی تو را از او می‌گیرند.
      الا ای ظالم بی رحم دلیل هرچه مشکلها/ غاصبان سرزمین پاک آریائی/ که این خون پاکان است مپندار نافه ی آهوست / ندانستم که ضحاکان مست میگردند با خون پاک پوران آریائی / اگر گوئی که ضحاک نیستم / نه که دیو مدرن امروزی هستی؟ / مگر در ارکستر دیوان با جان پاکان ساز میساختند که شیون نت اعلای آن بود؟ / نه که از اولاد آن دیوی که میرقصند با ناله ی دربندان؟ / اگر گوئی که انسانم و آئینم چنین کاری روا داند / پس ای فرزندان ایران بپاخیزیم و بنیاد چنین کیشی براندازیم.

۳ نظر:

ناشناس گفت...

جالبه زیر این مطلبت خبری از برادران مسلمان نیست :)
انکار وجدانشون یه تکونی خورده :)

kazemita گفت...

در جنبش مشروطه كه آخوندها را عقب هم راندیم، ولی چه شد؟ آخرش به دیكتاتوری ختم شد. مشكل از این چیزها بیشتر است برادر جان. از خودت این سوال را بپرس كه چرا از همان اول قوم عرب كه تعدادشان هم خیلی كمتر بود جنگ را از ما بردند. چرا حمایت مردمی نبود؟ چرا بهانه دست چنگیز خان دادیم كه به ما حمله كند و بدتر برای حمله اش آماده نبودیم؟ این قدر نژاد پارسی را بالا بردن كاری از پیش نمی برد. قوم ما ایرادات زیادی دارد. همین چند وقت پیش بود كه بنی صدر به اعتراض می گفت در این سی سال حتی یك اپوزوسیون متحد نداریم. اینها كه دیگر در غرب بودند پس چرا نشد؟

چه موافق دین هستید چه مخالف، و چه از جمهوری اسلامی بدتان می آید چه خوش، باید قبول كنید كه مبانی پایه در كشور ما ضعیف است، و این محدود به قشر مذهبی نمی شود. مثلا به مردم باید ادب و منطق آموخت.اصول استراتژیك آموخت. همین جنبش سبز را ببین. اساسش بر این بود كه یك نفر بدون داشتن دلیل كافی اعلام كرد تقلب شده است. كسی از خود نمی پرسد كه آیا این شخص كه حداقل در پنجاه درصد صندوقهایش ناظرانش حضور داشتند(در كمتر از پنجاه درصد دیگر یا ناظر نداشت یا ناظران اخراج شدند) نمی توانست با پرس و جوی بیشتر اظهار نظر كند؟ وزارت كشور كه رای همه صندوقها را منتشر كرد؟ اگر آقای موسوی كمی اصول استراتژیك را مثل احمدی نژاد بلد بود در همان مناظره، كار احمدی نژاد مغلطه باز تمام بود. ولی موسوی آمد دقیقا همان ایراداتی را مطرح كرد كه خودش و رقیبان دیگر احمدی نژاد ماهها آن را تكرار كرده بودند و احمدی نژاد برای همه اش جواب داشت. برای من دیگر شكی باقی نمانده است كه برای برد احمدی نژاد نیازی به تقلب نبود. این را بر اساس تماسی كه با قشر پایین اقتصادی دارم می گویم. و این را نزد همه دوستان سبزم از همان اول می گفتم. (جهت اطلاع من چند روز مانده به انتخابات رایم را از موسوی به رضایی تغییر دادم چون از همه رقبای احمدی نژاد استراتژیك تر عمل كرد)

از اینكه شما یا آقای حجت الله نیكویی ادب و منطق را رعایت می كنید خوشحالم. چون نهایتا رعایت این اصول یا اصول مشابه-مثل تفكر استراتژیك- است كه تمدن را می سازد و نبود همین ها كار را خراب می كند. تا قبل از اینكه این را بسازیم اگر انقلابی هم بشود باز هم آش همان است و كاسه همان. انتظار معجزه نداشته باشید. خودتان كامنتها را می بینید؛ چه موافقان و چه مخالفان گاهی ادب و منطق سرشان نمی شود. بدون تحقیق حرف می زنند. بالاخره اینها مشتی از خروار ایرانی هستند.

خلاصه مطلب اینكه درست است كه در زمینه مذهب هم رای نیستیم، ولی اگر هدفی به نام ساختن ایران داشته باشیم ( كه فكر می كنم داریم) باید به فكر آموزاندن اصول اولیه باشیم. برای من سه چیز مهمتر می نماید: ادب، منطق و اصول استراتژیك.

ب.بیدار گفت...

با خوندن مطلب بالا قلبم داره ازجادرمیاد اشک تو چشام حلقه زده
واقعا موثر وتاثیرگذاره دوست من

Translate

دریافت از طریق ایمیل

بايگانی وبلاگ