اسلام شناسی

اسلام آمیزه‌ای است از جنایت، سکس و خرافه؛ آنچه که مغلطه‌کاران معجزه‌ی قرآن می‌دانند خرافاتی بیش نیستند؛ در این دین زن کالائی است جنسی در اختیار شوهر، مجوز تصاحب زنان کفار نیز در همین راستاست. تاریخ جانیان زیادی را به خود دیده، محمد تنها جنایتکاری است که پیروانش همچنان طبق سنت او آدم‌کشی می‌کنند؛ در این دین تنها مسلمانان انسان شمرده می‌شوند و دیگران جانور؛ پس با شمع روشنگری، سایه سنگین و تاریک مذهب که همان اندیشه‌ی ضحاکی مغز خور باشد را از میهنمان بر خواهیم چید.

جستجو کردن موضوعات خاص (لطفا کلمات مربوطه را وارد نمائید)

در حال بارکردن…

100 مورد از تناقضات و اشتباهات ساختاری قرآن

 بزرگترین تناقض ادیان در این است که اگر خدایشان پدید آورده تمام جهان است، پس آیا منطقی است که خدا به زمینی بسیار کوچک، تا این اندازه ا...

ه‍.ش. ۱۳۹۳ مرداد ۲۰, دوشنبه

حرکت خورشید در قرآن چگونه است؟

از دید قرآن خورشید مانند ماه در حرکت است:
     اللّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لأَجَلٍ مُّسَمًّى يُدَبِّرُ الأَمْرَ يُفَصِّلُ الآيَاتِ لَعَلَّكُم بِلِقَاء رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ (رعد/2) الله كسى است كه آسمان‌ها را بدون ستون‌هايى كه آنها را ببينيد بالا برد، آنگاه بر عرش قرار گرفت و خورشيد و ماه را رام گردانيد هر كدام براى مدتى معين در حرکتند، (الله) در امور تدبير می‌کند و نشانه‌ها را به روشنى بيان می‌نماید، باشد كه شما به دیدار پروردگارتان يقين نمائید.
و یا:
     يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُّسَمًّى ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِ مَا يَمْلِكُونَ مِن قِطْمِيرٍ (فاطر/13) شب را به روز و روز را به شب داخل می‌کند و خورشید و ماه را تسخير كرده است هر کدامشان تا هنگامى معين در حرکتند؛ اين است ‏الله پروردگار شما، فرمانروايى از تنها برای اوست و كسانى را كه بجز او می‌خوانيد مالک پوست هسته خرمايى نيستند.
     خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ يُكَوِّرُ اللَّيْلَ عَلَى النَّهَارِ وَيُكَوِّرُ النَّهَارَ عَلَى اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى أَلَا هُوَ الْعَزِيزُ الْغَفَّارُ(زمر/5) به حق آسمانها و زمين را  آفريد، شب را بر روز می‌پیچاند و روز را بر شب، و خورشيد و ماه را تسخیر خود کرده هر كدام تا مدت معینی در حرکتند، آگاه باشيد او با عزت بخشنده است.
و حرکتشان از روی حساب و کتاب است:
 الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ (رحمان/5) (حرکت) خورشيد و ماه بر طبق حساب (دقیقی) است.
    در تفسیر قمی از قول امام رضا گفته شده که نور خورشید و ماه از عرش است و گرمایشان از جهنم و به دستور الله در حرکتند... (1)
   اما این حرکت دقیق ماه و خورشید چگونه و در چه مسیری است؟ قرآن به این پرسش هم پاسخ می‌دهد:
   وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ (انبیاء/33) و  او آن کسی است كه شب و روز و خورشيد و ماه را پديد آورده است هر كدام در فلکی شناورند.
اگر در آیه بالا دقت شود قران گفته که حرکت خورشید و ماه و در فلک است، اما معنی فلک؟
فلک در زبان عربی معادل مکان دایره‌ای شکل است:
    ابن منظور در کتاب لسان العرب که از مهمترین کتب در شناخت زبان عربی است به معنی های گوناگون فلک اشاره دارد:
فلک یعنی مدار ستارگان:
  الفلک: مدار النجوم.
    و همچنین به معنی مکان دایره‌ای شکل است؛ در این زمینه حدیثی را از ابن مسعود نقل می‌کند که خطاب به مردی گفت: من اسب تو را رها کردم، انگار دور فلک می‌چرخید: 
   و فی حديث عبد الله بن مسعود: ان رجلا اتى رجلا و هو جالس عنده فقال: انی تركت فرسک كانه يدور فی فلک.
   در قدیم هنگامی که به زمین نگاه می‌کردند آن را به شکل صفحه‌ای دایراه‌ای شکل می‌دیدند، آنان همین بخش از آخرین نقطه زمین را فلکه تصور می‌کردند. (چیزی که در ایران هم به آن گفته می‌شود).
این منظور از قول جوهری برای فلکه همین معنا قائل است:
 الجوهری: و الفلكه قطعه من الارض تستدير و ترتفع على ما حولها. قال الشاعر:  خوانهم فلكه لمغزلهم     يحار فيه لحسنه البصر
 (معزل در اینجا به معنی دوک نخ ریسی است)
نوشته بالا برگرفته از کتاب (لسان العرب / ابن منظور/حرف الفاء / فلک) می‌باشد.
 در معجم الغنی نوشته دکتر عبدالغنی ابوالعزم گفته شده که اگر دختری بالغ شود گفته می‌شود که پستانش حالت فلک شده، یعنی نیم‌گرد و مانند نیم کره:
فلک ثدی الفتاة: استدار، فصار کالفله.
و کنایه از دختر نوبالغی که تازه پستانش آشکار می‌گردد:
فلکت الفتاة: استدار ثدیها فهی فالک.
مُنیر اسم فاعل از انار و به معنی فرستنده‌ی نور می‌باشد.
قرآن می‌گوید که خورشید و ماه که هر کدام نشانه‌های روز و شب هستند در همین مدار آسمانی در شناورند:
     لَا الشَّمْسُ يَنبَغِي لَهَا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ (یس/40) نه خورشيد را سزد كه به ماه رسد و نه شب بر روز پيشى جويد و هر كدام در فلکی شناورند.
  
  قرطبی در تفسیر هیمن آیه می‌گوید که خورشید و ماه و ستارگان در فلکی میان آسمان و زمین هستند که به آنان نچسبیده و اگر جسبیده بود نمی‌توانستند حرکت کنند. (جامع الاحکام القران / قرطبی / سوره یس / قوله تعالى لا الشمس ینبغی لها ان تدرک القمر و لا الليل سابق النهار و كل فی فلک یسبحون ) (2)
    و باز قرطبی از قول ابن زید می‌گوید: افلاک محل حرکت ستارگان و خورشید و ماه هستند و آن میان آسمان و زمین است. و از قول مجاهد می‌گوید که مانند اهن آسیاب است که در قطبش قرار داشته باشد.(تفسیر القرطبی / جلد 11 / صفحه 286) (3) 
 طبری در تفسیر همین ایه می‌گوید که فلک در اینجا مانند فلک دوک ریسندگی است. (4)
   این کثیر هم در بیان منظور قرآن از فلک می‌گوید که مانند دایره دوک ریسندگی یا آهن آسیاب است که تنها با آن می‌چرخد. (تفسیر سوره یس / ابن کثیر / قوله تعالی و ایه لهم الیل نسلخ....) (5)
   علی ابن ابراهیم قمی استاد کلینی در تفسیر وكل في فلک يسبحون می‌گوید که خورشید و ماه پشت فلک گردی حرکت می‌کنند.(تفسیر القمی / جلد 2 / صفحه 214) (6)
و در تفسیر المیزان:
    و کل فی فلک یسبحون یعنی خورشید و ماه و مانند اینها مثل ستارگان و سیارات در مسیری خاص حرکت می‌کنند همانگونه که ماهی در دریا شنا می‌کند و فلک مدار فضائی است که اجسام بالا در آن حرکت می‌کنند.  (تفسیر المیزان / جلد 17 / صفحه 91) (7)
    بنابراین قرآن چیزی جدیدی نگفته جز بیان و تأیید نظام بطلمیوسی در مورد حرکت خورشید و تمامی اجرام آسمانی به دور زمین، فرضیه‌ای که در آن هنگام اندیشه غالب و حقیقتی مسلم و پذیرفته شده بود؛ در نظام بطلمیوسی، فلک تدویر مسیر حرکت ستارگان را توجیه می‌کرد؛ موضوعی که در آیات بیان شده از قرآن هم آن را حقیقت محض دانسته و به خدای مسلمین نسبت داده شده.
اما حرکت خورشید تا کجاست، قران می‌گوید:
 وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ (یس/38) و خورشيد به (سوی) قرارگاه ويژه خود روان است، این است تقدير آن عزيز دانا!
   شیخ طبرسی  از مفسران بزرگ شیعی می‌گوید که خورشید تا پایان جهان در حرکت است و در ادامه می‌گوید که او تا دورترین منزلش در زمستان و تابستان در حرکت است و او از بیشترین ارتفاعش تجاوز نمی‌کند و و همچنین خورشید کمترین پائین آمدنی دارد که از آن هم تجاوز نمی‌کند  که ان مکان استقرارش است (تفسیر مجمع البیان / شیخ طبرسی / جلد 8 / صفحه 274) (8)
و بخاری می‌گوید:
ابوذر در شرح همین آیه از قول محمد می‌گوید:
  پیامبر (ص) هنگام غروب خورشید گفت: ای ابوذر، آیا می‌دانی که خورشید کجا می‌رود؟ گفتم الله و فرستاده‌اش داناترند. گفت "او می‌رود تا زیر عرش سجده کند و اجازه بگیرد، پس به او اجازه داده می‌شود، نزدیک است که سجده کند، اجازه (سجده کردن) به او داده نمی‌شود و به او گفته می‌شود "برگرد از جائی که آمدی"؛ پس طلوع می‌کند از مکان پنهان شدنش و این معنی قول الله است که می‌گوید " خورشید در حرکت است به سوی مکان استقرارش (زیر عرش) ..." (صحیح بخاری/ کتاب بدء الخلق/ باب صفه الشمس و القمر- بحار الانوار/ جلد55 / صفحه 210) 
   از دید قرآن این و شب و روز هستند که خورشید را می‌پوشانند یا آشکار می‌کنند نه اینکه خورشید سبب پیدایش شب و روز باشد:
الشَّمْسِ وَضُحَاهَا (الشمس/1) سوگند به خورشید و پرتو افشانی‌اش
وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا  (الشمس/ 2) و سوگند به ماه هنگامی که پس از (رفتن ) آن آشکار گردد.
وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا (الشمس/ 3) و سوگند به روز هنگامی که آن را آشکار کند.
 وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَاهَا (الشمس/4 ) و سوگند به شب هنگامی که آن را می‌پوشاند.
 وَالسَّمَاء وَمَا بَنَاهَا (الشمس/ 5) و سو.گند به آسمان و آن کسی که آن را بنا نمود. (شرح داستان ساختن آسمان با دست از سوی الله)
زیرا از دید قرآن، شب و روز را کل جهان فرا می‌گیرد:
أَأَنتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاء بَنَاهَا(نازعات/27) آيا آفرينش شما مشكل تر است يا آفرينش آسماني كه بنایش نموده؟!
 رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّاهَا
(نازعات/28) سقف کلفتش را بالا برده و آن را منظم ساخت.
 وَأَغْطَشَ لَيْلَهَا وَأَخْرَجَ ضُحَاهَا(نازعات/29) و شبش را تيره و روزش را آشكار گردانيد. (منظور شب و روز آسمان است) شرح

=======================================
(1)   حدثنی ابی عن الحسين بن خالد عن ابی الحسن الرضا عليه السلام فی قوله: الرحمن علم القرآن قال عليه السلام الله علم محمدا القرآن قلت خلق الانسان؟ قال ذلك امير المؤمنين عليه السلام؛ قلت علمه البيان؟ قال علمه تبيان كل شئ يحتاج الناس اليه، قلت الشمس والقمر بحسبان؟ 
   قال هما يعذبان، قلت الشمس و القمر يعذبان؟ قال سالت عن شئ فأتقنه إن الشمس و القمر آيتان من آيات الله يجريان بأمره مطيعان له،  ضوؤهما من نور عرشه و حرهما من جهنم فاذا كانت القيامة عاد الى العرش نورهما وعاد إلى النار حرهما ... (تفسیر القمی / علی ابن ابراهیم قمی / جلد 2 / صفحه 343)
(2) الشمس و القمر و النجوم فی فلک بين السماء و الارض غير ملصقه و لو كانت ملصقه ما جرت.
 (3)  قال ابن زيد: الافلاک مجاری النجوم و الشمس و القمر؛ قال و هی بين السماء و الارض و قال قتاده الفلک استداره فی السماء تدور بالنجوم مع ثبوت السماء و قال مجاهد الفلک كهيئه حديد الرحى و هو قطبها. 
 (4) حدثنا محمد المثنی قال  ثنا ابو النعمان الحكم بن عبد الله العجلی قال ثنا شعبه عن مسلم البطين عن سعيد بن جبير  عن ابن عباس  و كل فی فلک يسبحون؛ قال فی (صفحه 521 فلک كفلک المغزل).
  (5) و قال مجاهد الفلک كحديد الرحى  او كفلكه المغزل؛ لا يدور المغزل الا بها  ولا تدور الا به (تفسیر سوره یس / ابن کثیر / قوله تعالی و ایه لهم الیل نسلخ....)
 (6) وكل في فلك يسبحون " يقول يجرئ  وراء الفلک الاستداره (تفسیر القمی / جلد 2 / صفحه 214)
 (7) و كل فی فلک يسبحون "ای كل من الشمس و القمر و غيرهما من النجوم و الكواكب يجرون فی مجرى خاص به كما يسبح السمكه فی الماء فالفلک هو المدار الفضائی الذی يتحرک فيه الجرم العلوی (تفسیر المیزان / جلد 17 / صفحه 91)
 (8) انها تجری لانتهاء امرها عند انقضاء الدنيا، فلا تزال تجری حتى تنقضي الدنيا، عن جماعه من المفسرين قال ابو مسلم ومعنى هذا و معنى لامستقر لها واحد أی: لا قرار لها الى انقضاء الدنيا و ثانيها انها تجری لوقت واحد لاتعدوه، و لايختلف عن قتاده و ثالثها انها تجری یلى أقصى منازلها فی الشتاء و الصيف لاتتجاوزها و المعنى ان لها فی الارتفاع غايه لاتتجاوزها و لاتنقطع دونها و لها فی الهبوط غايه لاتتجاوزها و لاتقصر عنها فهو مستقرها. (تفسیر مجمع البیان / شیخ طبرسی / جلد 8 / صفحه 274)
     این است معجزه یا معجزات علمی ادعائی در قرآن

۱۹ نظر:

ناشناس گفت...

آقای ایرانی واقعا عالیه تمام مطالبتون فقط اگه می شه فقط در رابطه با خرافات اسلام ننویسید از خرافات تمام ادیان هم بنویسید

Arash Irani گفت...

درود بر شما، اینجا همانگونه که از عنوانش پیداست اسلام شناسی است، من در زمینه سایر ادیان هیچ تخصصی ندارم؛ شرط نخست نقد ادیان دانستن زبانی است که منابع اصلی آن دین نوشته شده است، به نظر من برای نقد دو دین سامی دیگر شناخت زبان عبری و لاتین شرط است.
پاینده و پیروز باشید!

ناشناس گفت...

من اصلا به دین اعتقادی ندارم ولی تنها دلیلی که یکم گوشه ذهنم هست می خواستم بدونم بعد از مرگ چه اتفاقی برای فرد می افته؟

بزرگمهر گفت...

به نام یزدان پاک مهربان اهورامزدای مهربان هستی بخش.(یا پدر آسمانی مهربان)
درود و خسته نباشید به شما آقای آرش ایرانی بزرگوار گرامی.خوشحالم از ارتباط دوباره با شما.
من همانی ام که چند ماه پیش شما را دعوت به دین زردشتی کردم ولی شما به من پاسخ دادید تمامی ادیان خرافه اند! و آن گونه که من از این وبلاگ شما بزرگوار و دیگر وبلاگ هایتون مانند خدایی نیست! و... فهمیدم شما خداناباورید و با باور به هیچ دین و خداوندی موافقت ندارید!
باید خدمت شما بزرگوار عرض کنم بنده مسلمان زاده ام و مانند شما در جامعه مسلمان ایران زندگی میکنم و جوانی 17 ساله ام ولی با خواندن کتاب ها و سخنان مبلغان و موبدان و بزرگان دین زردشتی و پیامبر این دین یعنی اشو زردشت پیامبر بزرگوار فهمیدم در اولویت اول این دین مناسب است و در اولویت اول گرویدن و بازگشت به این دین آسمانی را مناسب میدانم و برای همین شما بزرگوار را دعوت به این دین خوب کردم.
ولی با این حال بنده در اولویت های بعدی دین زیبای مسیحی را هم خوب میدانم و به نظرم در اولویت بعد دین زردشتی میتواند خوب و زیبا و خوشبخت کننده باشد و آموزه های موجود در انجیل و کتاب های آسمانی دین مسیحی و کتاب های بزرگان و مبلغان و قدیسان و پیامبران دین مسیحی مانند پولس قدیس بزرگوار و پطرس قدیس و عیسی مسیح پیامبر بزرگوار و...واقعا زیباست و میتوانند خوشبخت کننده برای هر دو جهان باشند و مسیحیت واقعا خیلی اخلاقی است نسبت به اسلام البته دین زردشتی خیلی اخلاقی تر و بهتر هم هست.
البته بنده یهودیت را هم خیلی منحرف شده به مرور زمان میدانم ولی پیامبران و بزرگان اولیه یهودیت مانند موسی پیامبر و ابراهیم پیامبر و نوح پیامبر و ادریس پیامبر و... برایم محترم و دوست داشتنی اند ولی دین زردشتی خیلی برایم بهتر است.
شایان ذکر باشد بنده دیانت ایرانی بهایی که دینی اخلاقی و یکتاپرستی است را هم بعد دین زردشتی و مسیحی دوست میدارم و برایم محترم است و میتواند خوشبخت کننده باشد و آموزه های کتاب اسمانی و دینی بهاییان یعنی اقدس و... برایم محترم است و زیبا و اخلاقی است.
همچنین دین بودا هم زیبا است.و...
به هر حال من دین آسمانی و زیبا و یکتاپرستانه زردشتی را بهتین دین برای بازگشت و گرویدن میدانم.
ولی سوالم این است آیا به نظرتون دوری از خداوند که ما هر چه نیاز داریم از او میخواهیم(در دین زردشتی اهورامزدا در مسیحیت پدر آسمانی مهربان و....)و دین و معنویت و... آیا به نظر شما خوشبخت کننده برای ایران و جهان خواهد بود و اؤامش خواهد آورد؟آیا شما این مورد را تضمین میکنید؟به نظر من که این طور نیست دوست گرامی.
شاید شما چون از اسلام زده شده اید و نسبت به این دین بدبین شده اید به طور کلی خداوند مهربان و دین را از یاد برده اید.در حالی که شما دوست گرامی بنده به خوبی میدانید ادیان دیگر هیچ بدبختی اسلام را ندارند مانند دین زردشتی و حتی دین های مسیحی و بودایی و بهایی و هندو و...
به هر حال منون میشم شما عزیز رو پیشنهادم و پرسشم فکر کنید و پاسخ دهید.
بسیار سپاسگزارم دوست خوب.خداوند(اهورامزدا)هموراه یار و یاورتان.
پاینده و پیروز باشید!

ناشناس گفت...

جناب بزرگمهر همین که خدتان به خرافات اسلام پی بردید به این هم پی ببرید که تمامی ادیان ریشه خرافی دارند حالا بحث وجود خدا مبراست که در چنین وضعیت ندانم گرایی بهترین اعتقاد است

آیا داعش طبق سیره پیامبر رفتار می کند گفت...

چی شد پس؟
صرف نمیکنه بیای تو سرنگار "آیا داعش طبق سیره پیامبر رفتار می کند ؟" نظر بدی؟
چرا نظرم رو منتشر نمیکنی؟
ازچی میترسی؟
http://iranclubs.org/forums/showthread.php?t=137214

ناشناس گفت...

قران مجید کاملا درست گفته ، خورشید به دور خود میگرده و منظومه شمس هم بدور خود میگرده و کهکشان راه شیری هم بدور خود میگرده ، حالافهمیدید که خورشید در حال حرکتته

ناشناس گفت...

قرآن یک کتاب علمی مانند کتابهای ریاضی و فیزیک و شیمی نیست ! قرآن یک کتاب ارشادی و اعتقادی است که بر مبنای تفکر عامه آنان را پند و اندرز میدهد به عنوان مثال در قرآن قرار نیست گفته شود که دو اتم هیدروژن با عدد اتمی فلان و یک اتم اکسیژن با عدد اتمی فلان طی پیوند کوالانسی تشکیل آب می دهند که شما را سیراب میسازد و دوباره این سیراب شدن را توضیح بیوشیمیایی و ارگانیکی بدهد که در بدن شما اینچنین و آنچنان !!! همین که قرآن خلقت آب را شگفتی قلمداد کند و شما را متذکر آفریننده آن نماید هدف اصلی کتابهای مقدس از جمله قران است بدین طریق آنچه بشر از حدود دوازده هزار سال پیشت تا بدین روز تجربه کرده از لحاظ بصری گردیدن خورشید بدور زمین و پیدایش شب و روز بوده این ذات و هستی پیدایش شب و روز است که ما را متذکر بگرداند مانند آنچه که طفل بدون آگاهی از جزییات علمی آب او را سیراب میگرداند و قدرت ذاتی و وجودی اثر آب را نمایان میسازد نمیدانم از نظر فلسفی توانسته ام مطلب را به دوستان عزیز برسانم یا نه ولی باز متذکر میشوم که کتابهای مقدس از جمله قرآن کریم کتابهای صرفا علمی مثل کتب علمی شناخته شده امروز نیستند و قرار نبوده هم که اینطور باشند بلکه با یاداوری جهان پیرامونی انسانها و آنچه برای او ملموس و واضح از نظر ادراکات حسی دیداری و شنیداریست او را به درک جهانی فراتر از ادراکات و احساسات مادی خود اوست فرا میخواند و از انسانها میخواهد که جهان پیرامون خود را که نقشی در پیدایش و گسترش آن نداشته اند مایه تفکر و شگفتی خود قرار داده و آغازگر و کنشگری برای آن متصور شده و از جهانهای دیگر با قابلیتهایی که در کتب مقدسه گفته شده به عنوان تصمیم نهایی جهان ما ایمان آورده شود

Arash Irani گفت...

خطاب به اون دوستی که فرمودند پس از مرگ چه می شود? هیچ نمی شود؛ زاده شدن تمامی انسانها نتیجه اتفاق است، در همه حالت؛ از ساده ترین آنها بگیریم که انعقاد نطفه می باشد، تا انتخاب همسر و بعد زمانی و مکانی آن.... در هر سانتی متر مکعب از منی مرد چند ملیارد اسپرم وجود دارد که تنها یکی از آن، به تخمک می‌رسد؛ هر انسان در طول زندگی‌اش هزاران ملیارد اسپرم و دهها تخمک تولید می کند، حالا شما شرایط مکان زندگی ما را در نظر بگیرد متوجه این موضوع خواهی شد، اعتقاد به جاوید بودن موضوع نتجبه دید شاعرانه ما به گیتی است، گمان داریم که جهان بر اساس عدالت می چرخد در صورتی که اصلا چنین نیست، شاید از اخلاقیات بپرسید، در قسمت جستحوی کردن موضوعات خاص (در بالا) واژه " اخلاق فرگشتی " را جتسجوی کنید شرح داده شده:
http://iran000.blogspot.com/2013/06/blog-post_13.html
خطاب به بزرگمهر گرامی، در مسیحیت هم دستور به کشتن از سوی عیسی داده شد:
در به نظرم انجیل لوقا آمده:
گمان نکنید که آمده‌ام تا صلح بیاورم، نیامده‌ام که صلح بیاورم....
هر که پدر یا مادر خود را بیشتر از من دوست داشته باشد لایق من نیست و هر کس که دختر یا پسر خود را بیش از من دوست بدارد لایق من نمیباشد.
دین یهودیت دین است نژاد پرست که مخصوص قوم بنی اسرائیل یا فرزندان یعقوب است، انان خود را برتر از سایر انسانها می دانند.
خطاب به اون دوستی کگه میگه بیا مناظره کنیم، من هیچ لینکی را اینحوری باز نمی کنم.
خطاب به دوست آخری:
سفسطه نتیجه فلسفه است و شما مرزی میان این دو نمی توانید بکشید، همین نظر شما از دید من سفسطه است.
در مورد اینکه قرآن کتاب علمی نیست قطعا همین طور است؛ ولی یادتان باشد که این کتاب کسی نوشته که خدای جهان است، پس نظراتش نباید غیر علمی و اشتباه باشد، در مورد آب که فرمودید، این موضوع یکی از تناقضات قران است، حتی یک آیه هم وجود ندارد که از خلقت اب سخن گفته باشد، در اسلام اب اهمیت زیادی دارد تا جائی که پیش از خلقت گیتی عرض الله بر اب قرار داشت و الله هم خودش گفته که ما هر چیز زنده ای را از آب خلق کردیم و در جای دیگری هم گفته که من زنده هستم...." تناقض موجود در قرآن درباره چگونگی پیدایش آب " را در کادر بالا جستجو کنید:
http://iran000.blogspot.com/2014/02/blog-post.html

ناشناس گفت...

ممنون آثای ایرانی من همونی بودم که در رابطه با پس از مرگ سول پرسیده بودم یعنی شما میگی یه جورایی تناسخ اتفاق می افتد؟

mnk گفت...

حرف شما نادرست است. اتفاقا این ها نشانه های صحت قرآن است. امروزه طبق کیهانشناسی مدرن عالم در حال انبساط است و کهکشان ها از جمله کهکشان ما و به تبع خورشید در حال
حرکت هستند و البته در تمامی دوره ها کیهان کاملا دینامیک بوده است. این حقیقت در آیه دیگری هم آمده است. همچنین دقت کنید در آیه ای که در همین مقاله ارائه شد بیان می کند که نور ماه از خودش نیست در حالی که خورشید خودش نور می دهد که این هم از معجزات قرآن است.

Arash Irani گفت...

خطاب به دوست قبلی، شما چگونه از سخن من اعتقاد به تناسخ را استنباط فرمودید؟ من معتقدم چیزی که برایش کوچکترین دلیلی نیست (زنده شدن پس از مرگ)، نباید بپذیریم.
خطاب به این دوستمون که فرمودند "قرآن گفته نور ماه از خورشید است"، کدام آیه این را گفته؟
حرکت کهکشهانه چه ربطی به چرخش خورشید در فلک دارد؟
پاینده و پیروز باشید!

بزرگمهر خداپرست(یزدان پرست) گفت...

به نام خدا.
درود دوباره به شما آقای آرش ایرانی عزیز.
ببخشید ولی شما جواب یکی از پرسش های مهم من را ندادید و آن هم این که آیا به نظر شما دوست عزیز خداناباور که به دین و خدایی باور ندارید آیا دوری از خداوند و دین از جمله دین زردشتی و دین مسیحی و دین یهودی و دین بهایی و بودایی و... و معنویت و جهان مینوی و نیایش و... به سود ما خواهد بود و ما را به پوچی و بدبختی نخواهد رساند؟آیا برای ما فایده خواهد داشت و تضمین میکنید که خوشبخت کننده خواهد بود؟
لطفا پاسخ این پرسشم را بدهید.
اضافه کنم بنده در اولویت اول دین آسمانی زیبای زردشتی را قبول دارم و بعد آن دین خوب مسیحی را میپسندم و بعد دیانت ایرانی بهایی و دین بودا و هندو و... برایم قابل قبول و دل چسب اند البته نه به اندازه زردشتی.
ممنن میشم جواب دهید.تندرست باشید.خدانگهدار شما آقای آرش ایرانی.

mnk گفت...

آیه 61 فرقان خورشید رو منبع نور و ماه رو جسمی معرفی میکنه که از خودش نور نمیده همچنین این که گفتم کهکشان در حال حرکته یعنی خورشیدم با اون در حال حرکته

Arash Irani گفت...

بزرگمهر گرامی، اگر بر اساس دانش خود را شناختی نه تنها احساس پوچی نخواهی کرد بلکه زندگی برایت هدفمند خواهد شد، خواهی دانست که برای بهتر شدن آن چه کارهائی باید انجام دهی، توهم جاوید بودن و ستم به دیگران در چارچوب خودبرتر بینی عقیدتی ارزش تخریب زندگی را دارد؟ اعتقاد به ادیان یعنی بندگی انسانها، انسانهائی که خود را متصل به خدا و یا مطلع از دستورات او می دانند.
این موضوع بحث مفصلی است که شما می توانید در اینجا دیدگاهتان بگذارید ( اخلاق فرگشتی )
http://iran000.blogspot.com/2013/06/blog-post_13.html
جناب mnk گرامی؛
شما از کجای این آیه این را استخراج کردید که نور ماه از خورشید است؟:
تَبَارَكَ الَّذِي جَعَلَ فِي السَّمَاء بُرُوجًا وَجَعَلَ فِيهَا سِرَاجًا وَقَمَرًا مُّنِيرًا (فرقان/61) جاودان و پر بركت است آن کسی كه در آسمانها برجهائي قرار داد، و در ميان آن چراغ روشن (خورشید) و ماه را نور دهنده آفريد.
در اینجا محمد چون دیده که نور خورشید زیاد است گفته اون مانند چراغ است و ماه هم به چشمه نور (منیر) تشبیه کرده.
مُمنیر: فرستنده نور، اسم فاعل از انار.
مَنِير: اسم مفعول از نار.
پس منیر اسم فاعل است نه مفعول.
در مورد حرکت خورشید چرا بازم تکرار می فرمائید!
قرآن گفته در فلک و فلک هم مداری است به دور زمین، این همه معنی فلک گذاشتم بازم شما حرفتان را تکرار می‌کنید؟

ناشناس گفت...

اعتقاد داشتن به وجود خدایی که بعد از انفجار اولیه خودش رو نخود هرآشی بکنه زیاد به دل من نمیشسنه. اگه به بزرگی این جهان یه کم فکر کنید میبینید که سوال اساسی راجع به قبل از انفجار بزرگه والا بعد از اون که وجود خدا لزومی نداشته هر چه که اتفاق افتاده نتیجه همون اتفاقات چند لحظه اول بوده .امیدوارم دوستانی که راجع به اخترشناسی مدرن صحبت میکنن واقعا" به عظمت این جهان توجه کنن چه لزومی داره که معلومات علمی رو صرف توجیه کردن تعصبات دینی کنیم
اگه خدایی هست که زیر بنای کوانتومی را بر مبنای شانس و روبنای جهان رو برمبنای قوانین فیزیکی ساخته اینچنین خدایی چرا باید اعتقادی به ساختن جهنم و بهشت داشته باشه. من خودم سالها نفر اول توجیه کردن بودم تا حوصلم دیگه سررفت شما هم یک ساعت بدون تعصب زندگی کنید پشیمون نمیشید.

ناشناس گفت...

شما که گیر دادید به معجزات قران وسطحی نگرید میگید دروغه ایا درمورد بوجود امدن نطفه که در قران از یک ماهگی تا نه ماهگی تمام خصوصیاتشو گفته دروغه؟ نکنه اون موقعه هم سونگرافی بوده

ناشناس گفت...

وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ (انبیاء/38)
سوره یس 38 می باشد ن انبیا...اصلاح شود لطفا

م. ایرانی گفت...

 که چرا رسول خدا به جاي آنکه به بني قريظه اجازه دهد که مانند ساير يهوديان اموال خود را در اختيار مسلمانان گذارده و جلاي وطن کنند ، با نظر سعد معاذ موافقت کرده و دستور قتل همه آنها را دادند ؟

پاسخ روشن است : زيرا هيچ بعيد نبود که اين گروه مانند بني نضير و بني قين قاع ، وقتي از دسترس مسلمانان بيرون رفتند باز با تحريک نيروهاي عرب بت پرست اسلام و مسلمانان را با خطرات بزرگي مواجه سازند ؛ (زيرا بني قين و قاع بعد از بيرون رفتن از مدينه سبب بروز جنگ احد و کشته شدن بسياري از مسلمانان شده و بني نضير نيز بعد از تبعيد از مدينه مشغول فعاليت بر ضد مسلمانان شده و ايشان بودند که سبب بسياري از جنگ ها مانند جنگ خندق شدند ) و باعث شوند که خون عده زيادي ريخته شود ؛ از اين جهت پيامبر با اين نظر موافقت نکرده و نظر سعد را كه خود يهود او را به عنوان حكم قرار داده بودند ، پذيرفتند ؛ و نظر سعد نظري بود که از روي مدارک و دلائل مستحکم داده شده بود :

1 . يهود بني قريظه با رسول خدا پيمان بسته بودند که اگر بر ضد مصالح اسلام قيام کنند مسلمانان در کشتن آنان آزاد باشند و در عوض بتوانند در مدينه بدون هيچ گونه محدوديتي رفت و آمد داشته باشند ودر حقيقت نبض اقتصادي مدينه را در دست گرفتند ؛ زيرا مسلمانان نمي توانستند به طور مستقيم با کفار در ارتباط باشند و يهود بني قريظه در بسياري مواقع نقش واسطه را ايفا مي کردند .

2 . يهود بني قريظه با خود فکر مي کردند که بعد از حمله به مدينه عملي مي شد ، تمامي مردان را اعدام کرده و زنان و کودکان به اسارت مي گيرند و اين عمل سعد دقيقا مطابق با طرحي بود که ايشان براي مسلمانان داشتند .

3 . در قوانين يهود و تورات چنين آمده است که : هنگامي که به قصد نبرد آهنگ شهري نمودي نخست ايشان را به صلح دعوت نما ؛ و اگر آن ها از در جنگ وارد شدند ، شهر را محاصره کن و وقتي بر شهر مسلط شدي مردان را از دم تيغ گذرانده و زنها و کودکان و حيوانات و هرچه در شهر موجود است را به غنيمت بگير .

و در واقع او به همان قانون خود يهود دستور داده است .

موفق باشيد

Translate

دریافت از طریق ایمیل

بايگانی وبلاگ