ناباوران

اسلام آمیزه‌ای است از جنایت، تجاوز و خرافه؛ آنچه که سوداگران دینی آن را معجزه ای الهی می‌ خوانند، خرافاتی بیش نیست. در این دین زن وسیله ای است جنسی در اختیار مرد، مجوز تصاحب زنان کفار نیز در همین راستاست. تاریخ جانیان زیادی را به خود دیده، اما محمد تنها جنایتکاری است که پیروانش طبق سنت او همچنان جنایت و قتل می کنند. در این دین تنها مسلمانان انسان شمرده می‌شوند و دیگران جانور؛ پس با مشعل روشنگری، سایه سنگین، سیاه و تاریک مذهب را که همان اندیشه‌ی ضحاکین مار به دوش است را از میهنمان بر خواهیم چید.

جستجو کردن موضوعات خاص (لطفا کلمات مربوطه را وارد نمائید)

100 مورد از تناقضات و اشتباهات ساختاری قرآن

 بزرگترین تناقض ادیان در این است که اگر خدایشان پدید آورده تمام جهان است، پس آیا منطقی است که خدا به زمینی بسیار کوچک، تا این اندازه ا...

۱۳۸۸ تیر ۲۸, یکشنبه

اقتباس اسلام از ادیان ایران باستان

مقدمه

بیان هیچ اندیشه ای مدون, که سبب تشکیل فرهنگی مترقی گردد, در خلاء شکل نگرفته؛ بلکه روندی است متکامل و متاثر از اندیشه های ملتهای دیگری که با آنها در ارتیاط است.
در این روند جامعه ی میزبان با توجه به مقتضیات اجتماع خویش, اندیشه و فرهنگ میهمان را به گونه ای تغییر میدهد که قابل پذیرش برای مردمش باشد.
این قاعده ای است که تمام فکرهای ماندگاری که حالت جهانشمولی دارند از آن پیروی میکنند؛ زیرا از یک طرف فرا منطقه ای است و از طرف دیگر با توجه به ورود فرهنگ جامعه ی میزبان در آن, منطقه ای نیز هست.
نمونه ی بارز چنین اتفاقی، پذیرش اسلام توسط ایرانیان میباشد؛ زیرا مردم با پشتوانه ی فرهنگی قوی, فرهنگی را می پذیرند که فرهنگ خویش را در آن ببینند.
در حوزه ی دین به دلیل ادعای جهانشمولی، بیشتر از دیگر حوزه‌های علوم انسانی، چنین تاثیراتی را مشاهده می‌کنیم.
پس برای بررسی هر دین باید ادیان قدیمی آن منطقه ی فرهنگی را بررسی نمود.
هر قدر در گذر زمان به عقب برگردیم، به همان اندازه, فرق بین دین و دیگر رشته های علوم انسانی کمتر و تمیز دادن آنها از هم مشکلتر است.
راحتترین تئوری که می‌توان با آن پدیده‌های مختلف گیتی را توجیه کرد، چسبانیدن آنها به امور غیبی است.
کل ادیانی که خویش را به نیروی فرازمینی پیوند می دهند، مدعی هستند که دلیل تمام پدیده ها نزد آنهاست.
شاید یکی از قدیمی‌ترین این ادیان که آثاری از آن بر جا مانده، افکار میترائی است؛ این دین از یک طرف نقاطی مشترک با ادیان هندی و از طرف دیگر نقاط بسیار مشترکی با مسیحیت و تا حدود کمتری با یهودیت دارد؛ شاید اولین پرسشی که به ذهن برسد این باشدکه با توجه به قدمت یهودیت، تاثیر افکار میترائی بر این دین باید بیشتر باشد، در پاسخ باید گفت که مسیحیت در ابتدا دین جدیدی نبود؛ اندیشه‌ای بود برای اصلاح یهودیت، علمای یهودی آن زمان با این اندیشه برخورد نمودند؛ ولی نه تنها نتوانستند این اندیشه را از بین ببرند، بلکه این اندیشه با بروز رسانی خویش در گذر زمان، توانست بسیار بیشتر از یهودیت سنتی پیشرفت نماید؛ این در حالیست که یهودیت در گذر زمان منجمد شده است.
دلیل اصلی جهانشمولی مسیحیت را باید در انعطاف پذیری آن جستجو کرد.
از آنجائیکه دین اسلام خود را مکمل یهودیت و مسیحیت می‌داند و نقاط مشترکش با این ادیان را می پذیرد، لذا به نقاط مشترک این دین با دیگر ادیان ابراهیمی نمی‌پردازیم. بررسی و اثبات تاثیر هر دینی با دیگر ادیان ابراهیمی ماقبل اسلام، نتیجه ی آن بر اسلام نیز صادق است .
در اینجا تاثیر مستقیم ادیان ایرانی را بر اسلام مورد شناسائی قرار میدهیم:

///
نماز


تاثیری که اسلام مستقیما از زرتشتیت گرفته بی‌گمان نماز است . پیامبر اسلام زمانی احکام نماز را بیان میکند که از سلمان در باره ی دین قبلی او می‌پرسد، سلمان نیز بیان می‌کند که ما در زرتشتیت نماز را در پنج وقت میخوانیم .
در اینجا نماز زرتشتیت را به تفصیل بیان میکنم
زرتشتیان نماز را در پنج وقت می خوانند:

 وقت اول را هاون گاه می‌نامند که از بر آمدن خورشید تا نیمروز است.
وقت دوم را ریپت‌وینگاه می‌نامند، که تا  قرار گرفتن خورشید در زاویه ی 45 درجه اس(تقریبا).
وقت سوم را اوزرینگاه می‌نامند که تا پیدا شدن ستاره است .
وقت چهارم را آیویسروتریمگاه می‌نامند که تا نیمه شب است .
وقت پنجم را اوشهینگاه می‌نامند که تا پیش از طلوع آفتاب است .
پایان وقت هر نماز ابتدای نماز بعدیست.


شرایط نماز نیز تاحدودی مانند اسلام است، پاک بودن تن از هرگونه پلیدی، پوشیدن لباس سفید، پاک بودن مکان نماز.

 همچنین سن واجب شدن نماز پانزده سال می‌باشد.
طریقه ی وضو نیز تاحدودی مانند مسلمانان است و شامل شستن دست تا مچ و صورت را تا بناگوش و شستن پا می‌باشد.
اگر هم
آب نباشد، سه بار دستها را به خاک پاک می‌زنند و به صورت و پشت دست می‌کشند مانند تیمم در اسلام .
اما تفاوتشان با مسلمانان این است که برای نماز خواندن، جهت خاصی را در نظر نمی‌گیرند و به طرفی که روشنائی بیشتری باشد، نماز می‌خوانند.
بنابراین؛ همانگونه که ملاحظه می‌شود، نماز زرتشتیان بطور باورنکردنی مانند اسلام است؛ البته باید به یاد داشته باشیم که قدمت زرتشتیت خیلی بیش از اسلام است و اگر ادعا کنند که این دین هم می‌تواند دین آسمانی باشد؛ پس چرا اینگونه نماز خواندن در یهودیت و مسیحیت وجود ندارد و پیامبر اسلام می‌گوید، این سوغاتی است الهی که مخصوص امت من می‌باشد.

///
پل صراط (زرتشتیان آنرا چینود پل می‌دانند)


زرتشتیان معتقد به این هستند که در آن روز (قیامت)، اعمال را در کفه ی ترازو می‌گذارد.
پس از آن نوبت گذشتن از پل چینود (معادل پل صراط در اسلام)است, چینود پلی است بالای رودی پر از فلزات و سنگهای گداخته، نیکوکاران با گذر از روی این پل , شادمانه به بارگاه اورمزد می‌رسند.
اگر در ترازو  بدی فزونی یابد، نشانه ی بدکاران بودن است؛ بدکاران توانائی گذر از پل چینوت را ندارند. در نتیجه به اندرون می افتند و در نزد دیوان سکنی میگزینند؛ اما اگر بدی و خوبی یکسان باشد در برزخ منزل می‌کنند که جائیست بینابینی .

///
اعتقاد مشترک به مهدویت البته بیشتر در شیعه (سوشیانس)


اما در رابطه با مسائل اعتقادی دیگر
یکی ازنقاط اشتراک اسلام با زرتشتیان مسئله ی مهدویت است، در کتاب زند که کتب مقس زرتشتیان است، به وراثت صالحان اشاره شده؛ آنها او را سوشیانس (نجات دهنده ی بزرگ جهان) می‌نامند؛ او سبب ترویج دین و زوال فقر می‌گردد.
« سوشيانس ( نجات دهنده بزرگ جهان ) دين را به جهان رواج می دهد، فقر و تنگدستي را ريشه كن می سازد، ايزدان را از دست اهريمنان نجات داده، مردم جهان را هم فكر و هم گفتار وهم كردار می‌گرداند.
در اينجا لازم است اين نكته را يادآور شويم كه اعتقاد به ظهور "سوشيانس" در ميان ملت ايران باستان به اندازه اي رايج بوده است كه حتي درموقع شكست‌های جنگی و فراز و نشيبهای زندگی با يادآوري ظهور چنين نجات دهنده مقتدری، خود را از يأس و نااميدی
نجات می دادند.
شاهد صادق اين گفتار اين كه درجنگ قادسیه است.
پس از درگذشت رستم فرّخ زاد، سردار نامي ايران؛ هنگامی كه يزدگرد آخرين پادشاه ساسانی با افراد خانواده خود آماده فرار می‌شد؛ به هنگام خارج شدن از كاخ پر شكوه مدائن، ايوان مجلل خود را مورد خطاب قرار داده و گفت:
«هان اي ايوان!
درود من بر تو باد.
من هم اكنون از تو روي بر می‌تابم تا آنگاه كه با يكي از فرزندان خود كه هنوز زمان ظهور او نرسيده است، به سوی تو برگردم .»
سليمان ديلمی می‌گويد: من به محضر امام صادق شرفيات شدم و مقصود يزدگرد را از جمله «يكی از فرزندان خود » از آن حضرت پرسيدم، حضرت فرمود :
« او مهدي موعود و قائم آل محمد است كه به فرمان خداوند در آخر زمان ظهور مي كند. او ششمين فرزند من، و فرزند دختری يزدگرد است و يزدگرد نيز پدر او مي باشد. »
به نظر می‌رسد که اعتقادات ایرانیان در این روایت نقش اساسی دارد و احتمالا ایرانیان با زیرکی و یکرنگی با مسلمانان مانع از فروپاشی اعتقادات خویش شدند.
البته این اعتقاد در مسیحیان و یهودیان نیز وجود دارد.
مسیحیت معتقد است که عیسی از مریم زاده شده و منجی بوده که به زمین باز خواهد گشت؛ همچنین در یهودیت نیز منتظر چنین منجی هستند.
به نظر من با توجه به نقاط اشتراک هر کدام از این ادیان با اعتقاد سوشیانس ادیان ایرانی و قدمت این ادیان، قطعا این اعتقاد ریشه در باورهای ایرانی دارد.
زرتشتیان معتقدند که نطفه ی زرتشت در دریاچه ای (هامون) نهان است و به بانوی ایرانی که جهت آبتنی به این دریاچه می‌رود، منتقل می‌شود و او بدون شوهر باردار می‌گردد که عین همین اعتقاد را در مسیحیت و باردار شدن مریم  مشاهده می‌کنیم (البته مسیحیت حاصل از ترکیب دو دین یهودیت و میترائی است).
درباره ی مهدی مسلمانان(در اینجا شیعیان) نیز این قاعده تاحدود زیادی صدق می‌کند؛ از یک طرف گفته می‌شود که پدر او از چندین سال پیش از تولد مهدی در زندان بوه و از طرفی می‌گویند که او از نرگس که مادری است ایرانی زاده شده.
یادآوری این نکته را ضروری می‌دانم که قدمت دین زرتشت بسیار بیشتر از ادیان خود خوانده‌ی ابراهیمی (یهودی میسحی و اسلام) است. که صد البته ریشه‌ی این اعتقاد مربوط به ادیان ایرانی پیش از زرتشت است (ادیان میترائی).
لازم به ذکر است که ابراهیم به نظر می‌رسد ایرانی بوده.
///آخرت و جهنم

در آخر کار جهان آتشی عظیم در تمام جهان در می‌گیرد و تنها پیروان میترا از آن آسوده خواهند بود

///عروج میترا مانند اعتقاد به عروع عیسی می‌باشد

بعد از ضیافت میترا سوار ارابه خورشید شده و به آسمان عروج می‌کند.
سُل ایزد آفتاب او را سوار بر ارابه مینویی خود کرده و به آسمان می‌برد تا در آخرالزمان دوباره به زمین برگردد

///شام آخر (نقطه ی اشتراک با مسیحیان)

در آخرین روز زندگی زمینی میترا،  او در ضیافتی شرکت می‌کند و خون گاو، گوشت او، نان و شراب می‌خورد. این ضیافت درون غاری انجام می‌شود.سُل خدای خورشید نیز (میترا ایزد پرتو نور خورشید است نه خود خدای خورشیدکه در طی کارزار او با خدای خورشید او را به زمین زده پرتو آنرا از آن خود کرده است)در ضیافت شرکت می‌کند

///اعتقاد مشترک در زمینه ی روح

از اعتقادات مهم زرتشتيان، اعتقاد به آزادی عمل واراده انسان، در انجام كار نيك و بد مي باشد.
يكي ديگر از باورهاي ايشان، اعتقاد به بقاي روح است.
بر اساس اين اعتقاد، انسان داراي دو عنصر خاكي(جسم) و روح جاوداني می‌باشد؛ اين روح پس از مرگ در جهان ديگر جاودانه خواهد بود.

///مهرابه

مهرابه به محل پرستش مهر پرستان می‌گفتند که همین کلمه دقیقا معادل محراب در اسلام است.
بر خلاف عقیده‌ی عده‌ای که می‌گویند محراب از جنگ می‌آید، اگر این معنی را بپذیریم در محراب که محل عبادت و نزدیکی به خداست نه محل حنگ با او.
این کلمه از فرهنگ دینی ایران باستان وارد اسلام شده.

۱۳۸۸ تیر ۲۷, شنبه

عربها ملت برگزیده ی الله هستند؟



    آن چیزی که از خواندن و بررسی آیات قرآن بر می آید این نکته است که قرآن برای اعراب بیان شده؛ در این کتاب حس برتری عربها بر ملل دیگر، به طور آشکاری بیان گردیده است؛ از نظر قرآن، ابراهیم پدر تمام انبیاست. او فرزندانی به نامهای اسماعیل و اسحق داشت؛ اسحق فرزند بزرگتر اوست؛ از نظر همین دین، تمام یهودیان از نسل یعقوب (پسر اسحق) هستند که او را اسرائیل می نامند و دین یهود مخصوص فرزندان اوست؛ پس ابراهیم جد بزرگ یهودیان می باشد؛  از سوی دیگر طبق همین گفتار، او فرزند دیگری بنام اسماعیل داشت؛ اسماعیل زاده شده‌ی سرزمین عربستان است.
     پس از نظر قرآن، او(ابراهیم) پدر تمام اعراب نیز هست؛ لذا همانگونه که مشاهده می‌کنیم، ابراهیم هم جد بزرگ عربهاست و هم جد بزرگ یهودیان. این مقدمه را بیان کردم تا آیاتی را که در زیر شرح داده خواهد شد، بهتر قابل درک باشد.

    الله بیان می‌نماید که این امت، بهترین امتی است که الله برای فایده رسانیدن به انسانها آفریده است: 
    كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُم مِّنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ)آل عمران/110 ) شما بهترين امتى بودید كه براى مردم پديدار شده‏ايد (شما)به كار نیکو فرمان مى‏دهيد و از كار ناپسند بازمى‏داريد و به الله ايمان داريد و اگر اهل كتاب ايمان آورده بودند، قطعا برايشان بهتر بود برخى از آنان مؤمنند و بيشترشان نافرمانند.
    این آیه خطاب به کسانی از این امت (ملت عرب) است که به این دین الله ایمان دارند و بیان می‌نماید که اگر اهل کتاب نیز ایمان بیاورند، جزء بهترینهای الله قرار می‌گیرند؛ زیرا این امت(ابراهیم) بهترین امت بود

     قرآن می‌گوید هنگامیکه ابراهیم از دست زنش ساره به ستوه آمد؛ به سرزمین عربستان هجرت نمود و در آنجا همراه همسرش هاجر و فرزند کوچکش اسماعیل ساکن گردید؛ در آن هنگام، این سرزمین کاملا برهوت بود. (البته, الله برای خودش در اینجا خانه ای درست کرده بود)!
    ابراهیم با ورود به این سرزمین که قطره‌ای آب نداشت، (داستان چگونگی جوشیدن چشمه و جاری شدن آب با گریه‌ی اسماعیل همه کمابیش از آنها آگاهند) این دعا را خواند:
"    
رَّبَّنَا إِنِّي أَسْكَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِندَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُواْ الصَّلاَةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِّنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُم مِّنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ ) ابراهیم/ 37 ) پروردگارا! من برخی از ذریه ام (اسماعیل) را در دره ای برهوت نزد بیت المحرم تو ساکن کرده ام تا نماز بخوانند پس ای پروردگار! قلب مردم را بسوی آنها بگردان و روزی آنها را از ثمرات خویش بده، تا اینکه تو را پرستش کنند.
    با بررسی این آیه، متوجه می شویم که این سرزمین پیش از ورود ایراهیم، با توجه به بی آب بودنش(از نظر قرآن)، نمی‌تواند دارای ساکنانی بومی باشد، البته اگر دارای چنین ساکنان بود، قرآن کوچکترین اشاره‌ای به آنها ندارد؛ پس تنها ساکنانش این خانواده بوده‌اند؛ 
ابراهیم از الله دو خواسته را مطرح نمود:
یکی اینکه الله قلب تمام مردم جهان را به سوی ذریه‌ی او جلب نماید و آنها را از پرستش کنندگان الله قرار دهد.
دومین درخواستش از الله این بود که به آنها(مردم آینده‌ی این سرزمین) روزی فراوانی ببخشد. 
   در آیه‌ی 128 بقره، قرآن به روشنی از قول ابراهیم می‌گوید که مناسک اسلامی مخصوص ذریه‌ی او می‌باشد (پیامبر اسلام این را به قصد تحریک اعراب به اسلام آوردن بیان می‌نماید)
     رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِن ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُّسْلِمَةً لَّكَ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَتُبْ عَلَيْنَآ إِنَّكَ أَنتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ) بقره/128) پروردگارا ما را تسليم خود قرار ده و از نسل ما امتى فرمانبردار خود [پديد آر] و آداب دينى ما (ذریه ی ابراهیم) را به ما نشان ده و بر ما ببخشاى كه تويى توبه‏پذير مهربان.
        باز ابراهیم، طبق آیه‌ی 129 سوره‌ی بقره می‌گوید: "پروردگارا! از بین اینها(ذریه اش) فرستاده‌ای(پیامبری) را برای خودشان برگزین تا این فرستاده مسلمانی را به آنها بیاموزد:
     رَبَّنَا وَابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولًا مِّنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِكَ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُزَكِّيهِمْ إِنَّكَ أَنتَ العَزِيزُ الحَكِيمُ  )بقره/129) پروردگارا! در ميان آنها فرستاده ای از خودشان مبعوث كن، تا آيات تو را بر آنها بخواند، و آنها را كتاب و حكمت بياموزد و پاكيزه كند، زيرا تو توانا و حكيمي .
    می‌دانیم تنها کسی که در سرزمین عربستان خود را پیامبر نامیده محمد است، او تنها پیامبر شناخته شده‌ی عرب می‌باشد؛ پس این دعا مخصوص قوم عرب است.
    در سوره ی بقره از آیه ی 124 تا 134 ابراهیم از الله می‌خواهد که ذریه اش را امام مردم قرار دهد؛ الله می‌گوید که ظالمین ذریه‌ات, امام نخواهند شد:
     وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ (بقره/124) و هنگامیکه ابراهيم را پروردگارش با كلماتى آزمایش نمود و وى آن همه را به انجام رسانيد (الله) فرمود من تو را پيشواى مردم قرار دادم [ابراهيم] پرسيد از نسل من؟ فرمود پيمان من به ظالمان (نسل تو )نمى‏رسد.
     در این آیه، آشکارا مردم عرب را تحریک به اسلام آوردن می‌نماید و می‌گوید که اگر می‌خواهید شامل دعای ابراهیم گردید، باید از ظالمان مشرک نباشید؛ زیرا از دید قرآن بزرگترین ظلم شرک است: 
    وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثَابَةً لِّلنَّاسِ وَأَمْنًا وَاتَّخِذُواْ مِن مَّقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ أَن طَهِّرَا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْعَاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ ) بقره/125) هنگامي را كه خانه كعبه را محل بازگشت و مركز امن و امان براي مردم قرار داديم (و براي تجديد همين خاطره) از مقام ابراهيم محل نمازی را براي خود انتخاب كنيد، و ما به ابراهيم و اسماعيل امر كرديم كه خانه مرا براي طواف كنندگان و مجاوران و ركوع كنندگان و سجده كنندگان پاك و پاكيزه كنيد.
 حتی برای کفار عرب هم در این بیت متاعی است هرچند کم:
      وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هََذَا بَلَدًا آمِنًا وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُم بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ قَالَ وَمَن كَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِيلًا ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلَى عَذَابِ النَّارِ وَبِئْسَ الْمَصِير )بقره/126 ) هنگامي كه ابراهيم عرض كرد: پروردگارا اين سرزمين را شهر امني قرار ده، و اهل آن را آنها كه ايمان به خدا و روز بازپسين آورده‏اند از ثمرات روزي ده (ما اين دعاي ابراهيم را به اجابت رسانديم ) اما به آنها كه كافر شدند بهره كمي خواهيم داد، سپس آنها را به عذاب آتش مي‏كشانيم و چه بد سر انجامي دارند.
در آیه‌ی 128 به روشنی میگوید که مناسک حج در ابتدا مخصوص نسل ابراهیم بود: 
     رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِن ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُّسْلِمَةً لَّكَ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَتُبْ عَلَيْنَآ إِنَّكَ أَنتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ (بقره/128) پروردگارا ما(خود و خانواده اش) را مسلمان, از ذریه ی ما امت مسلمانی برای خویش قرار بده , مناسک ما را برای ما بنمایان و ما را بسوی خود بگردان .
در آیه‌ی 30ا همین سوره(بقره)، قرآن به روشنی بیان می‌کند که همه تابع این امت هستند، الا سفیه شدگان؛ و ما (الله) این امت(عربها که ذریه ی ابراهیم هستند) را در دنیا برگزیدیم:
    وَمَن يَرْغَبُ عَن مِّلَّةِ إِبْرَاهِيمَ إِلاَّ مَن سَفِهَ نَفْسَهُ وَلَقَدِ اصْطَفَيْنَاهُ فِي الدُّنْيَا وَإِنَّهُ فِي الآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ (بقره/130) چه كسي جز افراد سفيه و نادان از آئین ابراهيم رويگردان خواهد شد؟ ما او را در اين جهان برگزيديم و او در جهان ديگر از صالحان است.
     در آیات بعدی نیز به ذریه‌ی یعقوب(بنی اسرائیل) می‌گوید که آنها (آورندگاند یهودیت ) امتی بودند که از دنیا رفتند و شما به آنچه را که خود اکنون کسب میکنید، مواخذه خواهی شد:
     تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَلَكُم مَّا كَسَبْتُمْ وَلاَ تُسْأَلُونَ عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ (بقره/134) آنها امتي بودند كه درگذشتند، اعمال آنها مربوط به خودشان بود و اعمال شما نيز مربوط به خود شما است، و هيچگاه مسئول اعمال آنها نخواهيد بود.
در آیه‌ی 78 سوره‌ی حج، قرآن به روشنی خطاب به اعراب می‌گوید: در راه الله جهاد کنید که الله شما را برگزیده و در دین جدتان ابراهیم سختی برای شما نیست:
      وَجَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَ اجْتَبَاكُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِّلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِن قَبْلُ وَفِي هَذَا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيدًا عَلَيْكُمْ وَتَكُونُوا شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلَاكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ (حج/78) در راه الله جهاد كنيد و حق جهادش را ادا نمائيد او شما را برگزيد و در دين كار سنگين و شاقي بر شما نگذارد اين همان آئين پدر شما ابراهيم است او شما را در كتب پيشين و در اين كتاب آسماني مسلمان ناميد تا پيامبر شاهد و گواه بر شما باشد و شما گواهان بر مردم بنابراين نماز را بر پا داريد و زكاة را بدهيد و به الله تمسك جوئيد كه او مولای شماست چه مولاي خوب و چه يار و ياور.
مسئله به قدری آشکار است که نیازی به توضیح اضافی را نمی‌بینم.
    در آیه‌ی 92 سوره‌ی انعام گفته شده که قرآن را برای پند دادن ساکنان ام القرا(مکه) و کسانیکه اطرافش هستند، نازل شده؛ واضح است منظورش عربها هستند، زیرا در اطراف مکه نیز عربها ساکن بودند:

     وَهَذَا كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ مُّصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَلِتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَهُمْ عَلَى صَلاَتِهِمْ يُحَافِظُونَ (انعام/92 ) و اين كتابي است كه آنرا نازل كرديم، كتابي است پر بركت كه آنچه را پيش از آن آمده تصديق ميكند، و براي اينكه (مردم) ام القري (مكه) و آنها كه گرد آن هستند بترساني، آنها كه به آخرت ايمان دارند به آن ايمان مي‏آورند و مراقب نمازهاي خويش مي‏باشند.
     در آیه‌ی 142 سوره‌ی بقره، بیان شده که ما شما را امت میانه قرار دادیم تا اینکه پیامبر(محمد)، شاهدی بر شما(اعراب) باشد و شما شاهدی بر دیگر ملل:
     وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنتَ عَلَيْهَا إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَن يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّن يَنقَلِبُ عَلَى عَقِبَيْهِ وَإِن كَانَتْ لَكَبِيرَةً إِلاَّ عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللّهُ وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَكُمْ إِنَّ اللّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ (بقره/142 ) و بدين گونه شما را امتى ميانه قرار داديم تا بر مردم گواه باشيد و پيامبر بر شما گواه باشد و قبله‏اى را كه بر آن بودى مقرر نكرديم جز براى آنكه كسى را كه از پيامبر پيروى مى‏كند از آن كس كه از عقيده خود برمى‏گردد بازشناسيم هر چند جز بر كسانى كه الله هدايت[شان] كرده سخت گران بود و الله بر آن نبود كه ايمان شما را ضايع گرداند زيرا الله [نسبت] به مردم دلسوز و مهربان است.
یعنی محمد پیامبر شماست و شما پیامبر مردم.
امتیاز دیگری که الله برای عربهای مکه و اطرافش قائل شد، بهره مندی از امتیاز مناسک حج است.
در آیه‌ی 32 , 33 و 34 سوره ی حج به روشنی این مسئله را بیان می‌کند (این یکی از پیش بینی‌های قرآنی است که تاکنون به حقیقت پیوسته):
     ذَلِكَ وَمَن يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ (حج/32 ) اينگونه است (مناسك حج) و هر كس شعائر الهي را بزرگ دارد اين كار نشانه تقواي دلهاست.
     لَكُمْ فِيهَا مَنَافِعُ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى ثُمَّ مَحِلُّهَا إِلَى الْبَيْتِ الْعَتِيقِ (حج/33 ) در اینها برای شما منافعي تا زمان معين ( روز قیامت) است، سپس محل آن خانه كعبه آن خانه قديمي و گرامي است (اگر قرباني براي عمره مفرده باشد در سرزمين مكه و اگر براي حج باشد در مني نزديكي مكه محل ذبح آن خواهد بود).
     وَلِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنسَكًا لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَى مَا رَزَقَهُم مِّن بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ فَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ (حج/ 34 ) براي هر امتي قربانگاهي قرار داديم تا نام الله را (به هنگام قرباني) بر دامهائی كه به آنها روزي داده‏ايم، ببرند؛ و خداي شما خدای یگانه ای است در برابر فرمان او تسليم شويد و بشارت ده متواضعان و تسليم شوندگان را.
آیا این آیات، دلیل بر این امر نیست که مراسم حج برای استفاده‌ی اعراب بنا نهاده شده تا با پولی که دیگران خرج می‌نمایند، منافعی به قول قرآن تا اجل مسمی، به آنها برسد؟
روشن است که هدف از قربانی، چیز جز بهره‌مندی عربهای مکه و اطرافش نبوده است.
در آیات مختلف قرآن, بیان شده که ما این کتاب را به زبان عربی و برای عربها نازل کردیم.
سوره‌ی یوسف آیه ی 2:
أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَّعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ (یوسف/2) ما آنرا قرآن عربي نازل كرديم تا شما (عربها)درك کنید.
در سوره ی رعد آیه 37 نیز باز به این مسئله اشاره دارد:
     وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَاهُ حُكْمًا عَرَبِيًّا وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءهُم بَعْدَ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللّهِ مِن وَلِيٍّ وَلاَ وَاقٍ (رعد/37 ) و بدين سان آن [قرآن] را با دستوری عربی (روشن) نازل كرديم و اگر پس از دانشى كه به تو رسيده [باز] از هوسهاى آنان پيروى كنى در برابر الله هيچ دوست و حمايتگرى نخواهى داشت . در سوره‌ی فصلت آیه‌ی 3 گفته شده که:  
   كِتَابٌ فُصِّلَتْ آيَاتُهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِّقَوْمٍ يَعْلَمُونَ (فصلت/3) كتابي كه آياتش هر مطلبي را در جاي خود بازگو كرده است، به زبان عربى براى مردمى كه مى‏دانند. 
    در این آیه به روشنی بیان شده است که پیامبر اسلام در ابتدا تصور نمی‌کرد که روزی قومی غیر از عرب، دینش نیز اختیار کنند. نویسنده ی این کتاب بیان می نماید:
     ما این قرآن به زبان عربی را برای قومی آوردیم که آنرا می‌دانند، واضح است که قوم نامبرده پیش از بیان قرآن از این آگاهی برخوردار بودند، پس چیزی نیست جز زبان عربی، زیرا طبق نظر قرآن حتی محمد هم از اسلام هیچ چیز نمی‌دانست:
     وَ كَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِّنْ أَمْرِنَا مَا كُنتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَكِن جَعَلْنَاهُ نُورًا نَّهْدِي بِهِ مَنْ نَّشَاء مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ  (شورا/52) ) همين گونه روحى از امر خودمان به سوى تو وحى كرديم تو نمى‏دانستى كتاب چيست و نه ايمان ولى آن را نورى گردانيديم كه هر كه از بندگان خود را بخواهيم به وسيله آن راه مى‏نماييم و به راستى كه تو به خوبى به راه راست هدايت مى‏كنى.
     در آیه‌ی 7 سوره‎ی شوری، این طور بیان شده که ما این قرآن را بر تو وحی کردیم تا انذار دهی ساکنان ام‌القری(مکه) و کسانیکه اطرافش هستند(سایر عربها):
     وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِّتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا وَتُنذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لَا رَيْبَ فِيهِ فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَفَرِيقٌ فِي السَّعِير )شوری/7 ) بدين گونه قرآن عربى به سوى تو وحى كرديم تا [مردم] مكه و كسانى را كه پيرامون آنند هشدار دهى و از روز گردآمدن [خلق] كه ترديدى در آن نيست بيم دهى گروهى در بهشتند و گروهى در آتش.
در چندین آیه‌ی دیگر به این موضوع اشاره شده است. اگر به این آیه دقت شود, لازم به شرحی اضافی نیست.
در فصلت آیه‌ی 44 بیان می شود که اگر ما قرآن را به زبانی دیگر می آوردیم؛ شما اعتراض می‌کردید:
     وَلَوْ جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا أَعْجَمِيًّا لَّقَالُوا لَوْلَا فُصِّلَتْ آيَاتُهُ أَعْجَمِيٌّ وَعَرَبِيٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدًى وَشِفَاء وَالَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ فِي آذَانِهِمْ وَقْرٌ وَهُوَ عَلَيْهِمْ عَمًى أُوْلَئِكَ يُنَادَوْنَ مِن مَّكَانٍ بَعِيدٍ .
    هر گاه آن را قرآني به زبان بیگانه قرار مي‏داديم حتما مي‏گفتند "چرا آياتش روشن نيست؟" آيا قرآن بیگانه از پيغمبري عربي درست است؟ بگو "اين براي كساني كه ايمان آورده‏اند هدايت و درمان است"، ولي كساني كه ايمان نمي‏آورند گوشهايشان سنگين است، گوئي نابينا هستند و آن را نمي‏بينند، آنها همچون كساني هستند كه از راه دور صدا زده مي‏شوند

آیا دلایل بالا، برای اینکه بیان شود قرآن و دین اسلام، قوم عرب را بر دیگران برتری داده کافی نیست؟
اما بشنوید از قرآن که چگونه به این انتقدات پاسخ می‌دهد.
نساء آیه‌ی 54:
     أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنَآ آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُم مُّلْكًا عَظِيمًا ( نساء/54) یا اينكه مردم در برابر آنچه الله از فضلش به آنها بخشيده، حسد ميورزند (چرا حسد مي‌ورزند) با اينكه به آل ابراهيم (یهودیان و اعراب) كتاب و حكمت داديم و حكومت عظيمي در اختيار آنها قرار داديم.
     آیات قبلش در باره‌ی ملک و اعتراض بنی‌اسرائیل به این امر است که چرا پیامبر آخرالزمان از ما نبوده ( طبق تورات باید از فرزندان یعقوب بوده باشد)؟
در این آیه قرآن می‌گوید "آیا شما(یهودیان) به چیزی که الله از بخشش خود به آنها (عربها) داده، حسد می‌روزید؟ ما که به دیگر آل ابراهیم (یهودیان) کتاب و حکمت و ملک زیادی داده‌ایم." می‌دانیم که تمام پیامبران غیر از محمد از یهودیان بوده‌اند.
     شاید کسی بگوید که عیسی مستثنی است؛ اما عیسی نیز در ابتدا برای یهودیان آمده بود, چون یهودیان او را مرتد دانستند، به صلیبش کشیدند؛ دین مسیحیت چند قرن بعد با الهام از تعالیم میترائی پا گرفت.
بنابراین قرآن به طور آشکاری اعراب را امت برگزیده می‌نامد.
نوشته‌های مرتبط




۱۳۸۸ تیر ۲۵, پنجشنبه

حذف آیاتی از قرآن که پیامبر اسلام آنها را شیطانی نامید!




ماجرای آیات شیطانی  ( داستان غرانیق )
 
زمانیکه پیامبر اسلام این دین را به مردم عرضه می‌کرد‌، اکثر مردم شهر مکه  بت‌پرست بودند. می‌دانیم که بت پرستان، به الله(خدای اصلی اعراب)اعتقاد داشتند:
"وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ فَأَنَّى يُؤْفَكُونَ(عنکبوت/61) و اگر از ايشان بپرسى چه كسى آسمانها و زمين را آفريده و خورشيد و ماه را رام كرده است‏حتما خواهند گفت الله پس چگونه [از حق] بازگردانيده مى‏شوند.
البته در چندین جای قرآن به این امر اشاره شده که مشرکان صدر اسلام به الله اعتقاد داشتند. 
اما چرا آنها بتها را پرستش می‌کردند؟ 
پاسخ به این پرسش را نیز خود قرآن  بیان می‌کند:
"أَلَا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِي مَا هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ كَاذِبٌ كَفَّارٌ(زمر/3) آگاه باشيد آيين پاك از آن الله است و كسانى كه به جاى او دوستانى براى خود گرفته‏اند [به اين بهانه كه] ما آنها را جز براى اينكه ما را هر چه بيشتر به الله نزديك گردانند نمى‏پرستيم البته الله ميان آنان در باره آنچه كه بر سر آن اختلاف دارند داورى خواهد كرد در واقع ‏الله آن كسى را كه دروغ‏پرداز ناسپاس است هدايت نمى‏كند.
پس فرق مسلمانان با مشرکان در این بود که مسلمانان، بین خود و الله، واسطه‌ای قرار نمی‌دادند.
همین امر باعث واکنش تند مشرکان به مسلمانان شده بود، زیرا مسلمانان معتقد بودند که این بتها سنگ و چوبی بیش نیستند؛ بتها را به شکل افراد مرده‌ی نیکوکار، می‌تراشیدند.
آزار مشرکان مکه به حد غیر قایل تحملی رسیده بود. پیامبر اسلام همواره در این آرزو بود که بتواند فشار را از مسلمانان کم نماید؛ تا اینکه روزی هنگامیکه در اطراف خانه‌ی کعبه، که در آن هنگام پر از بت مخصوصا سه بت لات و عزی و منات بود، عبادت می‌کرد؛ همانجا به خواب رفت. هنگامیکه بیدار شد، همه (مسلمان و غیر مسلمان) را جمع کرد و به آنها گفت که الان جبرئیل این سوره را بر من نازل کرد و سپس شروع به خواندن سوره‌ی نجم نمود؛ تا اینکه به این آیه رسید:
" أَفَرَأَيْتُمُ اللَّاتَ وَالْعُزَّى(نجم/19)آیا لات و عزی را در نیافتید؟(مرا از احوال آنها آگاه سازید).
وَمَنَاةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرَى (نجم/20)  و منات آن سومين (دختر) ديگر .
و بعد این طور ادامه داد که تلک الغرانیق العلی " و شفاعتهن لترتجی "
و پس از اتمام سوره  او به سجده افتاد و همه‌ی حاضرین نیز همراه او به سجده افتادند.

طبری نیز به این داستان, که به داستان غرانیق مشهور است، اشاره می‌کند.
در اینجا نقل قول مستقیمی را از او می آورم: 
چون پیغمبر دید که قوم او از او دوری می کنند و این کار برای او سخت بود آرزو کرد که چیزی از پیش خدای بیاید که میان وی و قومش نزدیکی بیاورد.وی قوم خود را دوست می داشت و میخواست خشونت را از میان ببرد و چون این اندیشه در خاطر وی گذشت و خداوند این آیات (1 تا 3 نجم) را نازل کرد:
"
و النجم اذا هوی"ما ضل صاحبکم و ما غوی" ما ینطق عن الهوی". تا اینکه به آیه ی 19 رسید"افرایتم الات و العزی"و منات الثالثه الاخری" شیطان بر زبان او انداخت که) " تلک الغرانیق العلی و ان شفاعتهن لترتجی" ( آیا لات و عزی را در نیافتید و آن سومی که منات باشد آنان مرغان بلند پروازی هستند که باید از آنها طلب شفاعت جست.
چون قریشیان این را شنیدند، خوشدل شدند و از ستایش خدایان خویش خوشحالی کردند و بدو گوش دادند و مومنان نیز باور داشتند و او را به خطا متهم نمی دانستند و چون پیغمبر در قرائت آیات به محل سجده رسید سجده کرد و مسلمانان نیز با وی سجده کردند و مشرکان قریش و دیگران که در مسجد بودند سجده کردند به سبب آن یاد که پیغمبر از خدایانشان کرده بود به سجده افتادند و هر مومن و کافر آنجا بود سجده کرد مگر ولید ابن مغیره که پیر بود و نمی توانست سجده کند و مشت ریگی از زمین برگرفت و به پیشنانی نزدیک برد و سجده کرد، چون قریشیان از مسجد بیرون شدند خوشحال بودند و می گفتند: محمد از خدایان ما به نیکی یاد کرد و انها را بتان والا نامید که شفاعتشان مورد رضایت است، آنگاه جبرئیل بیامد و گفت: ای محمد چه کردی؟ برای مردم چیزی خواندی که من از پیش خدا نیاورده بودم و سخنی گفتی که خدای با تو نگفته بود।پیغمبر سخت غمگین شد و از خدای بترسید و خدای عز و جل با وی رحیم بود و آیه ای (52 حج) نازل فرمود و کار را به پیغمبر سبک کرد، آیه چنین بود:
"
 
وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (حج/52" یعنی هیج رسول و نبی نیست که آرزوئی داشته باشد(بعضی ها معنای تلاوت را میکنند) و شیطان در آرزوی (تلاوت) او القائی نداشته باشد پس الله آنچه را که شیطان القا کرده، نسخ می‌کند؛ سپس آیاتش را محکم می‌سازد.

بعضی از مسلمانان این داستان را کاملا ساختگی می‌دانند, در پاسخ باید گفت که:
اولا؛ در چندین منابع اسلامی این داستان ذکر شده که واقدی و ابن سعد نیز از آن جمله‌اند .
اگر این داستان ساختگی است؛ پس، چه لزومی برای نازل شدن آیه‌ی 52 سوره ی حج بود؟
از این آیه معلوم می‌شود که: شیطان در بیان پیامبر چیزی را القا کرده که الله القای او را نسخ می‌کند و آیاتش را محکم می‌سازد. همچنین کاملا آشکار است که پیامبر چیزی به عنوان آیه را بیان کرده که بعدا الله به گونه‌ای محکم می‌سازد تا دیگر شیطان نتواند در آن القائی داشته باشد!
نسخ یعنی اینکه آیه‌ای در قرآن وجود داشته است و همگان آنرا جزء قرآن می‌دانند، سپس الله آنرا اصلاح می‌سازد:
"
مَا نَنسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّهَ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ)بقره/106 ) هر حكمى را نسخ كنيم يا آن را به [دست] فراموشى بسپاريم بهتر از آن يا مانندش را مى‏آوريم مگر ندانستى كه الله بر هر كارى تواناست.
در این آیه به روشنی بیان می‌شود که الله، آیات قرآن را نسخ می‌کند و آنها را با آیات بهتر، جایگزین می‌گرداند.
پس از این ماجرا، پیامبر اسلام، آیه را بدین صورت اصلاح می‌کند:
" 
افریتم اللت و العزی "(نجم/18 و منات الثالثه الاخری  ( نجم/19 ) ا لکم الذکر و له الانثی " تلک قسمه ضیزی"... (آیا برای خودتان نر(در اینجا منظور پسر است) میخواهید : و برای الله ماده (دختر) "این تقسیم بسیار بدی است. 
او برای نفی این بتها چنین استدلال می‌کند که: چطور شما راضی می‌شوید، بگوئید؛ اینان(بهتا) دختران الله هستند؛ درحالی که خودتان از دختر بدتان می آید (این بتها نامی دخترانه بودند)؟


برای بررسی  زن از دید اسلام،  اینجا را ا کلیک نمائید.
=================================================
=================================================


Translate

بايگانی وبلاگ