از دید قرآن خورشید مانند ماه در حرکت است:
اللّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لأَجَلٍ مُّسَمًّى يُدَبِّرُ الأَمْرَ يُفَصِّلُ الآيَاتِ لَعَلَّكُم بِلِقَاء رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ (رعد/2) الله كسى است كه آسمانها را بدون ستونهايى كه آنها را ببينيد بالا برد، آنگاه بر عرش قرار گرفت و خورشيد و ماه را رام گردانيد هر كدام براى مدتى معين در حرکتند، (الله) در امور تدبير میکند و نشانهها را به روشنى بيان مینماید، باشد كه شما به دیدار پروردگارتان يقين نمائید.
و یا:
يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُّسَمًّى ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِ مَا يَمْلِكُونَ مِن قِطْمِيرٍ (فاطر/13) شب را به روز و روز را به شب داخل میکند و خورشید و ماه را تسخير كرده است هر کدامشان تا هنگامى معين در حرکتند؛ اين است الله پروردگار شما، فرمانروايى از تنها برای اوست و كسانى را كه بجز او میخوانيد مالک پوست هسته خرمايى نيستند.
خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ يُكَوِّرُ اللَّيْلَ عَلَى النَّهَارِ وَيُكَوِّرُ النَّهَارَ عَلَى اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى أَلَا هُوَ الْعَزِيزُ الْغَفَّارُ(زمر/5) به حق آسمانها و زمين را آفريد، شب را بر روز میپیچاند و روز را بر شب، و خورشيد و ماه را تسخیر خود کرده هر كدام تا مدت معینی در حرکتند، آگاه باشيد او با عزت بخشنده است.
و حرکتشان از روی حساب و کتاب است:
الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ (رحمان/5) (حرکت) خورشيد و ماه بر طبق حساب (دقیقی) است.
در تفسیر قمی از قول امام رضا گفته شده که نور خورشید و ماه از عرش است و گرمایشان از جهنم و به دستور الله در حرکتند... (1)
اما این حرکت دقیق ماه و خورشید چگونه و در چه مسیری است؟ قرآن به این پرسش هم پاسخ میدهد:
وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ (انبیاء/33) و او آن کسی است كه شب و روز و خورشيد و ماه را پديد آورده است هر كدام در فلکی شناورند.
اگر در آیه بالا دقت شود قران گفته که حرکت خورشید و ماه و در فلک است، اما معنی فلک؟
فلک در زبان عربی معادل مکان دایرهای شکل است:
ابن منظور در کتاب لسان العرب که از مهمترین کتب در شناخت زبان عربی است به معنی های گوناگون فلک اشاره دارد:
فلک یعنی مدار ستارگان:
الفلک: مدار النجوم.
و همچنین به معنی مکان دایرهای شکل است؛ در این زمینه حدیثی را از ابن مسعود نقل میکند که خطاب به مردی گفت: من اسب تو را رها کردم، انگار دور فلک میچرخید:
و فی حديث عبد الله بن مسعود: ان رجلا اتى رجلا و هو جالس عنده فقال: انی تركت فرسک كانه يدور فی فلک.
در قدیم هنگامی که به زمین نگاه میکردند آن را به شکل صفحهای دایراهای شکل میدیدند، آنان همین بخش از آخرین نقطه زمین را فلکه تصور میکردند. (چیزی که در ایران هم به آن گفته میشود).
این منظور از قول جوهری برای فلکه همین معنا قائل است:
نوشته بالا برگرفته از کتاب (لسان العرب / ابن منظور/حرف الفاء / فلک) میباشد.
در معجم الغنی نوشته دکتر عبدالغنی ابوالعزم گفته شده که اگر دختری بالغ شود گفته میشود که پستانش حالت فلک شده، یعنی نیمگرد و مانند نیم کره:
فلک ثدی الفتاة: استدار، فصار کالفله.
و کنایه از دختر نوبالغی که تازه پستانش آشکار میگردد:
فلکت الفتاة: استدار ثدیها فهی فالک.
قرآن میگوید که خورشید و ماه که هر کدام نشانههای روز و شب هستند در همین مدار آسمانی در شناورند:
لَا الشَّمْسُ يَنبَغِي لَهَا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ (یس/40) نه خورشيد را سزد كه به ماه رسد و نه شب بر روز پيشى جويد و هر كدام در فلکی شناورند.
قرطبی در تفسیر هیمن آیه میگوید که خورشید و ماه و ستارگان در فلکی میان آسمان و زمین هستند که به آنان نچسبیده و اگر جسبیده بود نمیتوانستند حرکت کنند. (جامع الاحکام القران / قرطبی / سوره یس / قوله تعالى لا الشمس ینبغی لها ان تدرک القمر و لا الليل سابق النهار و كل فی فلک یسبحون ) (2)
و باز قرطبی از قول ابن زید میگوید: افلاک محل حرکت ستارگان و خورشید و ماه هستند و آن میان آسمان و زمین است. و از قول مجاهد میگوید که مانند اهن آسیاب است که در قطبش قرار داشته باشد.(تفسیر القرطبی / جلد 11 / صفحه 286) (3)
طبری در تفسیر همین ایه میگوید که فلک در اینجا مانند فلک دوک ریسندگی است. (4)
این کثیر هم در بیان منظور قرآن از فلک میگوید که مانند دایره دوک ریسندگی یا آهن آسیاب است که تنها با آن میچرخد. (تفسیر سوره یس / ابن کثیر / قوله تعالی و ایه لهم الیل نسلخ....) (5)
علی ابن ابراهیم قمی استاد کلینی در تفسیر وكل في فلک يسبحون میگوید که خورشید و ماه پشت فلک گردی حرکت میکنند.(تفسیر القمی / جلد 2 / صفحه 214) (6)
و در تفسیر المیزان:
و کل فی فلک یسبحون یعنی خورشید و ماه و مانند اینها مثل ستارگان و سیارات در مسیری خاص حرکت میکنند همانگونه که ماهی در دریا شنا میکند و فلک مدار فضائی است که اجسام بالا در آن حرکت میکنند. (تفسیر المیزان / جلد 17 / صفحه 91) (7)
بنابراین قرآن چیزی جدیدی نگفته جز بیان و تأیید نظام بطلمیوسی در مورد حرکت خورشید و تمامی اجرام آسمانی به دور زمین، فرضیهای که در آن هنگام اندیشه غالب و حقیقتی مسلم و پذیرفته شده بود؛ در نظام بطلمیوسی، فلک تدویر مسیر حرکت ستارگان را توجیه میکرد؛ موضوعی که در آیات بیان شده از قرآن هم آن را حقیقت محض دانسته و به خدای مسلمین نسبت داده شده.
اما حرکت خورشید تا کجاست، قران میگوید:
وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ (یس/38) و خورشيد به (سوی) قرارگاه ويژه خود روان است، این است تقدير آن عزيز دانا!
شیخ طبرسی از مفسران بزرگ شیعی میگوید که خورشید تا پایان جهان در حرکت است و در ادامه میگوید که او تا دورترین منزلش در زمستان و تابستان در حرکت است و او از بیشترین ارتفاعش تجاوز نمیکند و و همچنین خورشید کمترین پائین آمدنی دارد که از آن هم تجاوز نمیکند که ان مکان استقرارش است (تفسیر مجمع البیان / شیخ طبرسی / جلد 8 / صفحه 274) (8)
و بخاری میگوید:
از دید قرآن این و شب و روز هستند که خورشید را میپوشانند یا آشکار میکنند نه اینکه خورشید سبب پیدایش شب و روز باشد:
الشَّمْسِ وَضُحَاهَا (الشمس/1) سوگند به خورشید و پرتو افشانیاش
وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا (الشمس/ 2) و سوگند به ماه هنگامی که پس از (رفتن ) آن آشکار گردد.
وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا (الشمس/ 3) و سوگند به روز هنگامی که آن را آشکار کند.
وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَاهَا (الشمس/4 ) و سوگند به شب هنگامی که آن را میپوشاند.
وَالسَّمَاء وَمَا بَنَاهَا (الشمس/ 5) و سو.گند به آسمان و آن کسی که آن را بنا نمود. (شرح داستان ساختن آسمان با دست از سوی الله)
زیرا از دید قرآن، شب و روز را کل جهان فرا میگیرد:
أَأَنتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاء بَنَاهَا(نازعات/27) آيا آفرينش شما مشكل تر است يا آفرينش آسماني كه بنایش نموده؟!
رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّاهَا (نازعات/28) سقف کلفتش را بالا برده و آن را منظم ساخت.
وَأَغْطَشَ لَيْلَهَا وَأَخْرَجَ ضُحَاهَا(نازعات/29) و شبش را تيره و روزش را آشكار گردانيد. (منظور شب و روز آسمان است) شرح
=======================================
(1) حدثنی ابی عن الحسين بن خالد عن ابی الحسن الرضا عليه السلام فی قوله: الرحمن علم القرآن قال عليه السلام الله علم محمدا القرآن قلت خلق الانسان؟ قال ذلك امير المؤمنين عليه السلام؛ قلت علمه البيان؟ قال علمه تبيان كل شئ يحتاج الناس اليه، قلت الشمس والقمر بحسبان؟
قال هما يعذبان، قلت الشمس و القمر يعذبان؟ قال سالت عن شئ فأتقنه إن الشمس و القمر آيتان من آيات الله يجريان بأمره مطيعان له، ضوؤهما من نور عرشه و حرهما من جهنم فاذا كانت القيامة عاد الى العرش نورهما وعاد إلى النار حرهما ... (تفسیر القمی / علی ابن ابراهیم قمی / جلد 2 / صفحه 343)
(2) الشمس و القمر و النجوم فی فلک بين السماء و الارض غير ملصقه و لو كانت ملصقه ما جرت.
(3) قال ابن زيد: الافلاک مجاری النجوم و الشمس و القمر؛ قال و هی بين السماء و الارض و قال قتاده الفلک استداره فی السماء تدور بالنجوم مع ثبوت السماء و قال مجاهد الفلک كهيئه حديد الرحى و هو قطبها.
(4) حدثنا محمد المثنی قال ثنا ابو النعمان الحكم بن عبد الله العجلی قال ثنا شعبه عن مسلم البطين عن سعيد بن جبير عن ابن عباس و كل فی فلک يسبحون؛ قال فی (صفحه 521 فلک كفلک المغزل).
(5) و قال مجاهد الفلک كحديد الرحى او كفلكه المغزل؛ لا يدور المغزل الا بها ولا تدور الا به (تفسیر سوره یس / ابن کثیر / قوله تعالی و ایه لهم الیل نسلخ....)
(6) وكل في فلك يسبحون " يقول يجرئ وراء الفلک الاستداره (تفسیر القمی / جلد 2 / صفحه 214)
(7) و كل فی فلک يسبحون "ای كل من الشمس و القمر و غيرهما من النجوم و الكواكب يجرون فی مجرى خاص به كما يسبح السمكه فی الماء فالفلک هو المدار الفضائی الذی يتحرک فيه الجرم العلوی (تفسیر المیزان / جلد 17 / صفحه 91)
(8) انها تجری لانتهاء امرها عند انقضاء الدنيا، فلا تزال تجری حتى تنقضي الدنيا، عن جماعه من المفسرين قال ابو مسلم ومعنى هذا و معنى لامستقر لها واحد أی: لا قرار لها الى انقضاء الدنيا و ثانيها انها تجری لوقت واحد لاتعدوه، و لايختلف عن قتاده و ثالثها انها تجری یلى أقصى منازلها فی الشتاء و الصيف لاتتجاوزها و المعنى ان لها فی الارتفاع غايه لاتتجاوزها و لاتنقطع دونها و لها فی الهبوط غايه لاتتجاوزها و لاتقصر عنها فهو مستقرها. (تفسیر مجمع البیان / شیخ طبرسی / جلد 8 / صفحه 274)
اللّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لأَجَلٍ مُّسَمًّى يُدَبِّرُ الأَمْرَ يُفَصِّلُ الآيَاتِ لَعَلَّكُم بِلِقَاء رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ (رعد/2) الله كسى است كه آسمانها را بدون ستونهايى كه آنها را ببينيد بالا برد، آنگاه بر عرش قرار گرفت و خورشيد و ماه را رام گردانيد هر كدام براى مدتى معين در حرکتند، (الله) در امور تدبير میکند و نشانهها را به روشنى بيان مینماید، باشد كه شما به دیدار پروردگارتان يقين نمائید.
و یا:
يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُّسَمًّى ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِ مَا يَمْلِكُونَ مِن قِطْمِيرٍ (فاطر/13) شب را به روز و روز را به شب داخل میکند و خورشید و ماه را تسخير كرده است هر کدامشان تا هنگامى معين در حرکتند؛ اين است الله پروردگار شما، فرمانروايى از تنها برای اوست و كسانى را كه بجز او میخوانيد مالک پوست هسته خرمايى نيستند.
خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ يُكَوِّرُ اللَّيْلَ عَلَى النَّهَارِ وَيُكَوِّرُ النَّهَارَ عَلَى اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى أَلَا هُوَ الْعَزِيزُ الْغَفَّارُ(زمر/5) به حق آسمانها و زمين را آفريد، شب را بر روز میپیچاند و روز را بر شب، و خورشيد و ماه را تسخیر خود کرده هر كدام تا مدت معینی در حرکتند، آگاه باشيد او با عزت بخشنده است.
و حرکتشان از روی حساب و کتاب است:
الشَّمْسُ وَالْقَمَرُ بِحُسْبَانٍ (رحمان/5) (حرکت) خورشيد و ماه بر طبق حساب (دقیقی) است.
در تفسیر قمی از قول امام رضا گفته شده که نور خورشید و ماه از عرش است و گرمایشان از جهنم و به دستور الله در حرکتند... (1)
اما این حرکت دقیق ماه و خورشید چگونه و در چه مسیری است؟ قرآن به این پرسش هم پاسخ میدهد:
وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ (انبیاء/33) و او آن کسی است كه شب و روز و خورشيد و ماه را پديد آورده است هر كدام در فلکی شناورند.
اگر در آیه بالا دقت شود قران گفته که حرکت خورشید و ماه و در فلک است، اما معنی فلک؟
فلک در زبان عربی معادل مکان دایرهای شکل است:
ابن منظور در کتاب لسان العرب که از مهمترین کتب در شناخت زبان عربی است به معنی های گوناگون فلک اشاره دارد:
فلک یعنی مدار ستارگان:
الفلک: مدار النجوم.
و همچنین به معنی مکان دایرهای شکل است؛ در این زمینه حدیثی را از ابن مسعود نقل میکند که خطاب به مردی گفت: من اسب تو را رها کردم، انگار دور فلک میچرخید:
و فی حديث عبد الله بن مسعود: ان رجلا اتى رجلا و هو جالس عنده فقال: انی تركت فرسک كانه يدور فی فلک.
در قدیم هنگامی که به زمین نگاه میکردند آن را به شکل صفحهای دایراهای شکل میدیدند، آنان همین بخش از آخرین نقطه زمین را فلکه تصور میکردند. (چیزی که در ایران هم به آن گفته میشود).
این منظور از قول جوهری برای فلکه همین معنا قائل است:
الجوهری: و الفلكه قطعه من الارض تستدير و ترتفع على ما حولها. قال الشاعر: خوانهم فلكه لمغزلهم يحار فيه لحسنه البصر
(معزل در اینجا به معنی دوک نخ ریسی است)نوشته بالا برگرفته از کتاب (لسان العرب / ابن منظور/حرف الفاء / فلک) میباشد.
در معجم الغنی نوشته دکتر عبدالغنی ابوالعزم گفته شده که اگر دختری بالغ شود گفته میشود که پستانش حالت فلک شده، یعنی نیمگرد و مانند نیم کره:
فلک ثدی الفتاة: استدار، فصار کالفله.
و کنایه از دختر نوبالغی که تازه پستانش آشکار میگردد:
فلکت الفتاة: استدار ثدیها فهی فالک.
باز در همین معجم گفته شده که در زبان عربی به دایرهای که خورشید هنگام حرکت سالیانهاش رسم میکند، فلک گفته میشود و شامل 12 برج است:
فلک البروج: دائره ترسمها الشمس في سیرها فی سنه واحدة و کل دائره تقسم الی اثنی عشر برجاً و جمعه افلاک.
قرآن هم وجود برج در آسمان را تدیید میکند:
تَبَارَكَ الَّذِي جَعَلَ فِي السَّمَاء بُرُوجًا وَجَعَلَ فِيهَا سِرَاجًا وَقَمَرًا مُّنِيرًا (فرقان/61) جاودان و پر بركت است آن کسی كه در آسمانها برجهائي قرار داد، و در ميان آن چراغ روشن (خورشید) و ماه نور دهندهای آفريد. شرح
مُنیر اسم فاعل از انار و به معنی فرستندهی نور میباشد. قرآن هم وجود برج در آسمان را تدیید میکند:
تَبَارَكَ الَّذِي جَعَلَ فِي السَّمَاء بُرُوجًا وَجَعَلَ فِيهَا سِرَاجًا وَقَمَرًا مُّنِيرًا (فرقان/61) جاودان و پر بركت است آن کسی كه در آسمانها برجهائي قرار داد، و در ميان آن چراغ روشن (خورشید) و ماه نور دهندهای آفريد. شرح
قرآن میگوید که خورشید و ماه که هر کدام نشانههای روز و شب هستند در همین مدار آسمانی در شناورند:
لَا الشَّمْسُ يَنبَغِي لَهَا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ (یس/40) نه خورشيد را سزد كه به ماه رسد و نه شب بر روز پيشى جويد و هر كدام در فلکی شناورند.
قرطبی در تفسیر هیمن آیه میگوید که خورشید و ماه و ستارگان در فلکی میان آسمان و زمین هستند که به آنان نچسبیده و اگر جسبیده بود نمیتوانستند حرکت کنند. (جامع الاحکام القران / قرطبی / سوره یس / قوله تعالى لا الشمس ینبغی لها ان تدرک القمر و لا الليل سابق النهار و كل فی فلک یسبحون ) (2)
و باز قرطبی از قول ابن زید میگوید: افلاک محل حرکت ستارگان و خورشید و ماه هستند و آن میان آسمان و زمین است. و از قول مجاهد میگوید که مانند اهن آسیاب است که در قطبش قرار داشته باشد.(تفسیر القرطبی / جلد 11 / صفحه 286) (3)
طبری در تفسیر همین ایه میگوید که فلک در اینجا مانند فلک دوک ریسندگی است. (4)
این کثیر هم در بیان منظور قرآن از فلک میگوید که مانند دایره دوک ریسندگی یا آهن آسیاب است که تنها با آن میچرخد. (تفسیر سوره یس / ابن کثیر / قوله تعالی و ایه لهم الیل نسلخ....) (5)
علی ابن ابراهیم قمی استاد کلینی در تفسیر وكل في فلک يسبحون میگوید که خورشید و ماه پشت فلک گردی حرکت میکنند.(تفسیر القمی / جلد 2 / صفحه 214) (6)
و در تفسیر المیزان:
و کل فی فلک یسبحون یعنی خورشید و ماه و مانند اینها مثل ستارگان و سیارات در مسیری خاص حرکت میکنند همانگونه که ماهی در دریا شنا میکند و فلک مدار فضائی است که اجسام بالا در آن حرکت میکنند. (تفسیر المیزان / جلد 17 / صفحه 91) (7)
بنابراین قرآن چیزی جدیدی نگفته جز بیان و تأیید نظام بطلمیوسی در مورد حرکت خورشید و تمامی اجرام آسمانی به دور زمین، فرضیهای که در آن هنگام اندیشه غالب و حقیقتی مسلم و پذیرفته شده بود؛ در نظام بطلمیوسی، فلک تدویر مسیر حرکت ستارگان را توجیه میکرد؛ موضوعی که در آیات بیان شده از قرآن هم آن را حقیقت محض دانسته و به خدای مسلمین نسبت داده شده.
اما حرکت خورشید تا کجاست، قران میگوید:
وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ (یس/38) و خورشيد به (سوی) قرارگاه ويژه خود روان است، این است تقدير آن عزيز دانا!
شیخ طبرسی از مفسران بزرگ شیعی میگوید که خورشید تا پایان جهان در حرکت است و در ادامه میگوید که او تا دورترین منزلش در زمستان و تابستان در حرکت است و او از بیشترین ارتفاعش تجاوز نمیکند و و همچنین خورشید کمترین پائین آمدنی دارد که از آن هم تجاوز نمیکند که ان مکان استقرارش است (تفسیر مجمع البیان / شیخ طبرسی / جلد 8 / صفحه 274) (8)
و بخاری میگوید:
ابوذر در شرح همین آیه از قول محمد میگوید:
پیامبر (ص) هنگام غروب خورشید گفت: ای ابوذر، آیا میدانی که خورشید کجا میرود؟ گفتم الله و فرستادهاش داناترند. گفت
"او میرود تا زیر عرش سجده کند و اجازه بگیرد، پس به او اجازه داده
میشود، نزدیک است که سجده کند، اجازه (سجده کردن) به او داده نمیشود و به
او گفته میشود "برگرد از جائی که آمدی"؛ پس طلوع میکند از مکان پنهان
شدنش و این معنی قول الله است که میگوید " خورشید در حرکت است به سوی مکان
استقرارش (زیر عرش) ..." (صحیح بخاری/ کتاب بدء الخلق/ باب صفه الشمس و القمر- بحار الانوار/ جلد55 / صفحه 210) از دید قرآن این و شب و روز هستند که خورشید را میپوشانند یا آشکار میکنند نه اینکه خورشید سبب پیدایش شب و روز باشد:
الشَّمْسِ وَضُحَاهَا (الشمس/1) سوگند به خورشید و پرتو افشانیاش
وَالْقَمَرِ إِذَا تَلَاهَا (الشمس/ 2) و سوگند به ماه هنگامی که پس از (رفتن ) آن آشکار گردد.
وَالنَّهَارِ إِذَا جَلَّاهَا (الشمس/ 3) و سوگند به روز هنگامی که آن را آشکار کند.
وَاللَّيْلِ إِذَا يَغْشَاهَا (الشمس/4 ) و سوگند به شب هنگامی که آن را میپوشاند.
وَالسَّمَاء وَمَا بَنَاهَا (الشمس/ 5) و سو.گند به آسمان و آن کسی که آن را بنا نمود. (شرح داستان ساختن آسمان با دست از سوی الله)
زیرا از دید قرآن، شب و روز را کل جهان فرا میگیرد:
أَأَنتُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَمِ السَّمَاء بَنَاهَا(نازعات/27) آيا آفرينش شما مشكل تر است يا آفرينش آسماني كه بنایش نموده؟!
رَفَعَ سَمْكَهَا فَسَوَّاهَا (نازعات/28) سقف کلفتش را بالا برده و آن را منظم ساخت.
وَأَغْطَشَ لَيْلَهَا وَأَخْرَجَ ضُحَاهَا(نازعات/29) و شبش را تيره و روزش را آشكار گردانيد. (منظور شب و روز آسمان است) شرح
=======================================
(1) حدثنی ابی عن الحسين بن خالد عن ابی الحسن الرضا عليه السلام فی قوله: الرحمن علم القرآن قال عليه السلام الله علم محمدا القرآن قلت خلق الانسان؟ قال ذلك امير المؤمنين عليه السلام؛ قلت علمه البيان؟ قال علمه تبيان كل شئ يحتاج الناس اليه، قلت الشمس والقمر بحسبان؟
قال هما يعذبان، قلت الشمس و القمر يعذبان؟ قال سالت عن شئ فأتقنه إن الشمس و القمر آيتان من آيات الله يجريان بأمره مطيعان له، ضوؤهما من نور عرشه و حرهما من جهنم فاذا كانت القيامة عاد الى العرش نورهما وعاد إلى النار حرهما ... (تفسیر القمی / علی ابن ابراهیم قمی / جلد 2 / صفحه 343)
(2) الشمس و القمر و النجوم فی فلک بين السماء و الارض غير ملصقه و لو كانت ملصقه ما جرت.
(3) قال ابن زيد: الافلاک مجاری النجوم و الشمس و القمر؛ قال و هی بين السماء و الارض و قال قتاده الفلک استداره فی السماء تدور بالنجوم مع ثبوت السماء و قال مجاهد الفلک كهيئه حديد الرحى و هو قطبها.
(4) حدثنا محمد المثنی قال ثنا ابو النعمان الحكم بن عبد الله العجلی قال ثنا شعبه عن مسلم البطين عن سعيد بن جبير عن ابن عباس و كل فی فلک يسبحون؛ قال فی (صفحه 521 فلک كفلک المغزل).
(5) و قال مجاهد الفلک كحديد الرحى او كفلكه المغزل؛ لا يدور المغزل الا بها ولا تدور الا به (تفسیر سوره یس / ابن کثیر / قوله تعالی و ایه لهم الیل نسلخ....)
(6) وكل في فلك يسبحون " يقول يجرئ وراء الفلک الاستداره (تفسیر القمی / جلد 2 / صفحه 214)
(7) و كل فی فلک يسبحون "ای كل من الشمس و القمر و غيرهما من النجوم و الكواكب يجرون فی مجرى خاص به كما يسبح السمكه فی الماء فالفلک هو المدار الفضائی الذی يتحرک فيه الجرم العلوی (تفسیر المیزان / جلد 17 / صفحه 91)
(8) انها تجری لانتهاء امرها عند انقضاء الدنيا، فلا تزال تجری حتى تنقضي الدنيا، عن جماعه من المفسرين قال ابو مسلم ومعنى هذا و معنى لامستقر لها واحد أی: لا قرار لها الى انقضاء الدنيا و ثانيها انها تجری لوقت واحد لاتعدوه، و لايختلف عن قتاده و ثالثها انها تجری یلى أقصى منازلها فی الشتاء و الصيف لاتتجاوزها و المعنى ان لها فی الارتفاع غايه لاتتجاوزها و لاتنقطع دونها و لها فی الهبوط غايه لاتتجاوزها و لاتقصر عنها فهو مستقرها. (تفسیر مجمع البیان / شیخ طبرسی / جلد 8 / صفحه 274)
- این است معجزه یا معجزات علمی ادعائی در قرآن