اسلام شناسی

اسلام آمیزه‌ای است از جنایت، سکس و خرافه؛ آنچه که مغلطه‌کاران معجزه‌ی قرآن می‌دانند خرافاتی بیش نیستند؛ در این دین زن کالائی است جنسی در اختیار شوهر، مجوز تصاحب زنان کفار نیز در همین راستاست. تاریخ جانیان زیادی را به خود دیده، محمد تنها جنایتکاری است که پیروانش همچنان طبق سنت او آدم‌کشی می‌کنند؛ در این دین تنها مسلمانان انسان شمرده می‌شوند و دیگران جانور؛ پس با شمع روشنگری، سایه سنگین و تاریک مذهب که همان اندیشه‌ی ضحاکی مغز خور باشد را از میهنمان بر خواهیم چید.

جستجو کردن موضوعات خاص (لطفا کلمات مربوطه را وارد نمائید)

در حال بارکردن…

100 مورد از تناقضات و اشتباهات ساختاری قرآن

 بزرگترین تناقض ادیان در این است که اگر خدایشان پدید آورده تمام جهان است، پس آیا منطقی است که خدا به زمینی بسیار کوچک، تا این اندازه ا...

ه‍.ش. ۱۳۸۸ مهر ۲۵, شنبه

تناقضات قرآن در مفهوم لا اله الا الله ( بخش دوم )

     اساسی ترین مفهوم اسلامی، به یقین "لا اله الا الله" می‌باشد، لذا هر گونه اشکالی در این مفهوم کل اسلام با مشکل مواجه می‌گرد؛ من در این قسمت کوشش نمودم تا برخی از تناقضاتی که در مفهوم این جمله در قرآن وجود دارد را بیان نمایم.
      در آیات پائین، الله از قول خودش به عنوان خبری که در گذشته رخ داده، نقل از (گذشته‌ی) خود می‌نماید، لذا در ابتدا برای بیان اوصاف خودش، از ضمیر غایب (هو) استفاده می‌کند که کاملا درست است؛ اما در آخر دچار تناقض گوئی می‌گردد و از ضمیر متکلم وحده (انا) استفاده می‌نماید:
      يُنَزِّلُ الْمَلآئِكَةَ بِالْرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ أَنْ أَنذِرُواْ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنَاْ فَاتَّقُونِ (نحل/2) فرشتگان را با روح الهی به فرمانش بر هر كس از بندگانش بخواهد نازل مي‌كند كه به مردم هشدار دهید همانا اوست که خدائی جز من نيست بنابراين از مخالفت (دستور) من بپرهيزيد.
      که باید اینگونه می‌شد:
      يُنَزِّلُ الْمَلآئِكَةَ بِالْرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ أَنْ أَنذِرُواْ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ فَاتَّقُوه (نحل/2) فرشتگان را با روح الهی به فرمانش بر هر كس از بندگانش بخواهد نازل مي‌كند كه مردم را انذار كنيد همانا اوست که خدائی جز او نيست بنابراين از مخالفتش بپرهيزيد.
     و یا در این آیه:
      وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ (انبیاء /25) ما پيش از تو هيچ پيامبري را نفرستاديم مگر اينكه به او وحي كرديم همانا اوست که خدائی جز من نيست بنابراين تنها مرا پرستش كنيد.
      که باید اینگونه باشد:
      وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ إِلَّا نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَاعْبُدُوه(انبیاء /25) ما پيش از تو هيچ پيامبري را نفرستاديم مگر اينكه به او وحي كرديم همانا اوست که خدائی غیر او نيست بنابراين تنها او را پرستش كنيد.
      قرآن بیان می‌کند:
        هنگامیکه الله اولین بار با موسی حرف زد، خود را اینگونه معرفی نمود:
      إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي (طه/14) من الله هستم، خدائی جز من نيست، مرا پرستش كن و نماز را براي ياد من به پادار.
      این جمله کاملا درست است، زیرا گوینده مستقیما با مخاطب اصلی گفتگو می‌نماید.
نکته:
(نوشته های بالا نظر شخصی اینجانب می‌باشند و از کسانیکه با ادبیات عرب آشنائی کامل دارند، درخواست می‌نمایم که دیدگاه خویش را بیان نمایند.)

      البته در 29 نقطه از قرآن الله از لفظ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ استفاده نموده؛ خوب به این دو آیه توجه فرمائید:
      در آیه‌ی اول، جمله‌ی "اللّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ" خود یک آیه است اما در آیه ی دوم همین جمله بخشی از یک آیه می‌باشد:
      اللّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ (آل عمران/2)
      اللّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لاَ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلاَ نَوْمٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلاَ يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِمَا شَاء وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَلاَ يَؤُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ (بقره/255). برای دیدن آیات تکراری قرآن اینجا را کلیک کنید.
      پس کسانیکه با مانور بر روی کلمهی "لا اله الا الله" با دغلکاری و بازی با کلمات از این جمله اعداد و ارقامی در می‌آورند، باید بدانند که قرآن تنها در دو نقطه‌ی این کتاب از این لفظ استفاده نموده است:
      إِنَّهُمْ كَانُوا إِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ يَسْتَكْبِرُونَ (صافات/35) همانا آنان بودند كه وقتى به ايشان گفته مى‏شد خدائی جز الله نيست تكبر مى‏ورزيدند.
      فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مُتَقَلَّبَكُمْ وَمَثْوَاكُمْ (محمد/19) پس (ای محمد) بدان كه خدائی جز الله نيست، و برای گناه خود و مردان و زنان با ايمان استغفار كن، و الله محل حركت و قرارگاه شما را می‌داند.
      همانگونه که بیان شد، در 29 نقطه ی قرآن از لفظ لا إِلَهَ إِلاَّ هُو استفاده شده است:
      (بقره/163و255)، ( آل عمران/2و6و18)،(مائده/87)،(انعام/102و106)،(اعراف/158)،(توبه/31و129)،(یوسف/14)،(رعد/30)،(طه/8و98)،(مومنون/116)،(نمل/26)،(قصص/70)و88)،(فاطر/3)،(غافر/62و65و3)،(زمر/6)،(دخان/8)حشر/22و23)،(تغابن/13)،(مزمل/9)
      و در 3 نقطه از لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا استفاده شده است؛ (طه/14) ، انبیاء/25) و (نحل/2)
      یک بار هم از لفظ لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ استفاده شده است؛( انبیائ/87)
     در این آیه جمله ی "لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ" که از قول یونس بیان می‌نماید کاملا درست است:
      وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَى فِي الظُّلُمَاتِ أَن لَّا إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ(انبیاء /87) و ذاالنون (يونس) را (به ياد آور)، در آن هنگام كه خشمگين (از ميان قوم خود) رفت، و چنين مي‏پنداشت كه ما بر او تنگ نخواهيم گرفت، (اما هنگامی که كه در كام نهنگ فرو رفت) در آن تاریکی‌ها فرياد زد "جز تو خدائی نيست، پاکی تو، من از ستمكاران بودم.
        این خود یکی از دلالیل این امر می‌باشد که نویسنده‌ی قرآن گاهی خودش را الله و گاهی نیز از قول الله سخن می‌گفته)
      و یکبار هم از قول فرعون هنگام غرق شدنش از لفظ "لا إِلِهَ إِلاَّ الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُو إِسْرَائِيل" استفاده گردیده است (یونس/90)
 در اسلام 3 نوع توحید داریم:
1-ربوبیت (همه الله را بعنوان رب قبول دارند)
2-الوهیت (توحید عبادت )
3-اسماء و صفات (الله را باید به نامهائی نامید که خود می‌گوید )
     هیچ تفاوتی در هرکدام از این 3 توحید نیست، اگر کسی یکی از این 3 را قبول نداشته باشد از دائره ی اسلام خارج است؛ پرسشی که مطرح می‌گردد این است که؛ آیا یهودیان او را الله صدا می‌زدند یا نامی دیگر(یَهُوَ)؟
موسی او را چگونه صدا می‌زد؟
تمام اعراب خود را از نسل ابراهیم می‌دانند، پیش از ابراهیم، الله را با چه نامی می‌نامیدند؟
آیا "لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّه" را نیز می‌گفتند؟
اگر اینگونه است، آیا پیش از پدید آمدن اعراب، زبان عربی وجود داشت؟
آیا می‌توان "الله" را به "خدا" ترجمه نمود؟

۱۱ نظر:

حميد گفت...

مگر در قران نخوانده ايد كه فرموده اوراباهر نامي دوست داريد بخوانيد الله رحمن رحيم يا هر چيز ديگر وهمه اين كلمات در همه زبانها معادل خودرا دارند اما هرگز گفته نشده خدا را حتما با نامهاي عربي بخوانيد .مهمتر از همه اينها انكه در همان ايات آغازين سوره بقره همه اديان نزد خدا اسلامند و هر كس از ديني چه يهودي يا مسيحي به احكام پيامبر خود عمل كند نتيجه نيك انرا ميبرد و در دين خمد مسلمان شمرده ميشود.

پژوهش در زمینه‌ی اسلام گفت...

حمید گرامی؛ درود بر شما!
کجا این جمله را گفته؟
الله دارای یک نام و رحمن و رحیم ... صفتهای اوست.
پیروز باشید!

ناشناس گفت...

خیرخواه گفت:
می خواستم در مورد آیه ۲ سوره نحل یک توضیح کوچک بدهم
ضمایر ذکر شده در این آيه هیج تناقضی با هم ندارند زیرا:
در ابتدا ضمیر غایب بکار می برد و می گوید خدای شما خدایی است که چنین و چنان کرده و در آخر آیه سخن خداوند را که توسط انبیاء از قول خودش گفته شده را می آورد. بطور خلاصه متن آیه اینگونه است که :
ُِاو کسی است که فرشتگانرا با روح الهي به فرمانش بر هر كس از بندگانش بخواهد نازل ميكند كه مردم را انذار كنيد و به آنان بگویید خدایی جز من نیست ....

ناشناس گفت...

سلام
وبلاگ
www.alcoran.blogsky.com

به ادرس :
www.alcorana.blogspot.com

نقل مکان کرد.موضوعات ممنوعه در اسلام، تناقضات قران، ایرادات علمی (موجود در متن قران)، زنان حضرت محمد، ایا قران از جانب خدا امده است؟ ، زندگی خصوصی حضرت محمد و حضرت علی ، شرایط ظهور امام زمان

ناشناس گفت...

الله؛ نام یکی از بت های پیش از اسلام
اعراب پیش از اسلام به دینهای مختلفی گرایش داشتند. اکثر آنها به چندین خدا (polytheistic) اعتقاد داشتند و نیز قبایلی بودند که به دین مسیحیت و یهودیت ایمان آورده بودند.

قبایل مختلف شبه جزیره عرب، سمبل هایی برای خدایان، شیاطین، جن ها، آدم-خداسان ها (نیمه انسان نیمه خدا) و انواع و اقسام موجودات متفاوت، ساخته بودند و این سمبل ها را در کعبه (در مکه) نگه داری می کردند. سمبل هایی برای مسیح و مریم (برای قبایل مسیحی) نیز در کعبه نگه داری می شده است. که در کتاب Freeman-Grenville, Islam: An Illustrated History نیز به آن اشاره شده است.

تاریخ نگاران مسلمان از آن دوران به عنوان "دوران جاهلیت" یاد می کنند. عجبا که اینان بت خودشان را برتر متصور شده اند!

کارن آرمسترانگ (Karen Armstrong) در کتاب Islam: A Short History ادعا می کند که "کعبه به هبل (یکی از بت ها/سمبل ها) اختصاص داده شده بود و شامل 360 بت بود که احتمالا هر کدام یا نماد یک روز از سال بودند، و یا تندیس های خدایان عرب بودند. قبایل شبه جزیره عرب، چه مسیحی و چه چند-خدایی ها، سالیانه یکبار در مکه برای مراسم عبادت (حج) به هم ملحق می شدند."

اطلاعاتی که از متون مختلف بجا مانده است بر این تاکید دارند که کعبه محل نگه داری بت های گوناگون بوده است که هر کدام نشان مقدس قبیله ای بوده است که داخل کعبه و یا اطراف آن نگه داری می شده اند. اعراب در تمامی مسائل به این بت ها رجوع می کردند و حتی از اسامی بت ها در نام گذاری فرزندان شان استفاده می کردند.

بعضی از این بت ها اهمیت ویژه ای داشتند که تاریخ نگاران به شرح آنها پرداختند که به ترتیب اهمیت، تعدادی از آنها را نام می بریم.

هبل: سالار (سرور) خدای خدایگان، مهمترین خدا
لات: الهه ماه
عزی: الهه آفرینندگی که بعنوان "قویترین" و یا "با عظمت ترین" نیز شناخته می شده
منات: الهه سرنوشت که قدیمی ترین بت در بین این بت های عرب بوده است. حتی اعراب نام بچه های خود را با نام این بت نام گذاری می کردند. مانند: بنده منات (عبد منات)
نام 4 بت فوق در کتابهای دینی مدارس جمهوری اسلامی آمده است.

بت های درخور توجه دیگری هم وجود داشتند که به شرح آنها پرداخته شده است اما یک بت اهمیت فراوانی دارد که اسلام و تاریخ نویسان مسلمان تلاش بسیاری کردند که هیچ اثری از آن بجا نماند. آن بت الله نام داشت که خدای "سازنده" (آفریننده) و اهدا کننده باران، نزد عرب های پیش از اسلام بود. البته بت الله، تنها نبود، همکار و هم صحبت داشت، پسر ها و دخترهایی داشت. ساکنان مکه بر این باور بودند الله و جن ها رابطه خویشاوندی دارند و بت های لات و عزی و منات، دخترهای الله بودند. اعراب در شرایط نارحتی و درد و رنج به سراغ الله می رفتند. آنها در نام گذاری هم از کلمه الله استفاده می کردند. بطور مثال نام پدر محمد، عبدالله بود. به معنای "بنده الله" و یا "خدمتگذار الله".

بنابراین بی جهت نبوده است که تاریخ نگاران مسلمان تلاش بسیاری برای مخفی کردن تاریخچه بت الله و اهمیت آن نزد اعراب پیش از اسلام، داشته اند و البته همچنان دارند.

در تاریخ اسلام آمده است که محمد بت های کعبه را می شکند اما تمامی مشخصات و ویژگیهای آنها را به الله خود، نسبت می دهد. و البته یک بت دیگر به نام سنگ سیاه (حجر السود) را باقی می گذارد و خود محمد این سنگ را مورد ستایش قرار می دهد و می بوسد! محمد بر این اعتقاد بوده که این سنگ از بهشت آمده است. این سنگ که احتمالا بقایای یک شهاب سنگ است در طول زمان آسیب دیده است و به قطعات کوچک تر شکسته شده است. برای اینکه موضوع برای مسلمانان ایجاد سوال نکند که "ای بابا، این الله هم که نتوانست یک سنگ را درست نگه داری کند!" این قطعات را بوسیله میخ های نقره ای رنگ به یک قاب نقره ای وصل کردند و در کنار هم نگه داشتند. بهر حال اگر همچنان اعتقاد دارید که این سنگ از بهشت (مکان تخیلی) آمده است، با یکسری آزمایش براحتی می توان خلاف این موضوع را ثابت کرد. کافیست که مسلمانان به این آزمایش رضایت دهند.

این هم شواهد تاریخی که این خدا، الله و یا هر نامی که شما می دانید، ساخته و پرداخته ذهن آدمی بوده است که حتی توان مراقبت از سنگ فرضی خود را نداشته است.


منابع:

1. خدایان اعراب پیش از اسلام
2. بت الله
3. سنگ سیاه
4. Islam: A Short History by Karen Armstrong

مسلم گفت...

ببخشیدنظرشخصی درموردقرآن ندین زیراشمامیفرمایین که من پژوهش درزمینه اسلام هستم.دراول که اول ضمیرغایب است وبعدمتکلم این درادبیات عرب کاملارواج داشته واین راتفنن فی العباره که ازشاخه های علم بدیع هست میگویند وبرای جلب توجه بیشترمخاطب به کارمیرود.درضمن آقایهوه خوب ترجمه الله به عبریست ودرتورات ویاکتب عهدعتیق تقریباهمان صفاتی برای خداوندذکرشده که درقرآن ذکرشده است ومنظورازایمان واعتقاد به3قسم یعنی نفی ویاکسی دیگرروشریک قراردادن جایزنیست.

مسلم گفت...

پاسخ ناشناس بالایی:الله اگر بت می بودهمانندسنگ وچوب بود؛اماالله درهرزمانه بوده وپیامبران همیشه به اودعوت میدادند وترجمه یهوه و اهورامزدازرتشت و...الله به عربی است وشماسعی دارید بادرج نظرات شخصی وفرضی، الله رابت بدانید.الله خالق آسمان هاوزمین است نه بت الله هرآنچه درآسمان هاوزمین است راخلق کرده است ودرهرعصری وجودداشته است.کتیبه های سومری که حدود1قرن است دانشمندان آن راکشف کرده وبه2هزارسال قبل میلادبرمی گردد و100سطرآن قابل خواندن است ازخدایی یکتاو بی همتاومنجی بشرسخن می گوید.الله زاده ی تفکرات نیست واگر این خدای واحد وبی همتازاده ی تفکرات بود فقط درمیان یک قوم میبود نه درهرقومی.هرملتی درابتدایکتاپرست بوده؛حتی کورش کبیروپادشاهان بعداو.کاری که اتفاقی باشد یک بار رخ می دهد نه چندین بار؛درضمن شماکه می گویید حجرالاسود سنگ آسمانی بوده(جیمز.آ.کوریک درکتاب قرون وسطای اولیه چنین نظری دارد)آیادلیل داریدبراین گفته؟مسلمانان حجرالاسودرامی بوسندتاگناهانشان مغفرت شود وبه اعتقادمسلمانان جای دست راست خداونداست نه به اعتقادمددجستن ازاو.اوفقط یک سنگ است اما شما چنان وانمودمی کنید گویامسلمانان حجرالاسودرامی پرستند.اصلاشمامی دانیدحجرالاسودچگونه به زمین آمده؟شمافیلسوف نماهاکه به فرض خودشماعقل رامعیارقرارمیدهید،اصلاازعقل استفاده می کنید؟آیاامکان داردهستی به این بزرگی خودبه خودشکل بگیرد آن هم به صورت ناگهانی و هرآنچه درزمین است هم به صورت ناگهانی شکل بگیرد؟آیاامکان دارد چیزی بدون سازنده خودبه خوددرست شود؟اگرمن بگویم که درفلان مکان ایستاده بودم که ناگهان جلوی من اتومبیلی شکل گرفت ودرست شد،آیاشماباورمی کنید؟قابل توجه عزیزان که این فرضیه ها(تشکیل هستی)همه احتمالیست نه یقینی.

ناشناس گفت...

شما که اینقدر موشکافانه همه ایات قران را مورد بررسی قرار میدهیدکه شاید ایرادی در ان بیابید چرا تاکنون به واژه ااالله واکبر در قران نپرداخته یددر حالیکه بدون شک یکی از نقاط قوت قران است چرا که هرگز این وازه هرگزدر قران بکار نرفته چون اگر بکار میرفت با جمله لااله الاالله کاملا مغایرت داشته وبسیاری از ایات قران را بی اعتبار میساخت کلمات تفضیلی را در باب مقایسه بکار میبرند پس باید خدا را با خداوندی مشابه خودش مقایسه کرد در ان صورت ما باید به خدایان دیگری معتقد باشیم یعنی مشرک شویم وانگاه ااالله را از انان بزرگتر بدانیم وچون قران معتقد است که جز الله خدای نیست وهیچکس همانند او نیست بنابر قران از بکار بردن ااالله اکبر خوداری نموده واین وازه ساخت دست بشر است چون اشتباه است ایا میتوان خدای خالق را با مخلوق خودش مقایسه کرد قران که مدام فریاد یکتاپرستی سر میدهد ومیگوید او را همانندی نیست چگونه میتوانست از این کلمه استفاده نماید اگر دقت کنید در تمام قران در خصوص ذات خداوند از کلمات تفضیلی استفاده نشده مثلا ااالله الاعظم ااالله الاعلی اما در مقابل از جملاتی چون ااالله العلی العظیم وااالله العلی الکبیر بسیار استفاده شده

ناشناس گفت...

بله در اینکه خدا وند خالق همه هستی و خشکی و دریاها و ... است شکی نیست. موضوع بحث سر نام الله است که نام بت مورد علاقه پیامبر بوده. بله سومری ها هم به خدا اعتقاد داشتند اما این چه ربطی به الله اعراب دارد؟ اینها مفاهیمی هستند چندهزارساله در ایران که اسلام لز آن کپی برداری کرده است

ناشناس گفت...

سلام
چقدر تو این سایتها و کتب و ... اثبات کنن قرآن از جانب خدا و محمد پیامبر خدا و دینش آیینی کامله.
دوستانی که اینجا میان سر میزنن حتما به این سایت هم مراجعه کنن، بی شک جواب میگیرن.
http://www.islamquest.net/
یا حق

مهدی محمدپور گفت...

الله بت نبوده
الله خدای افریننده و صاحب خانه کعبه بوده است
اما در مورد شعار لا اله الا الله
ان شعار نفی تمام خدایان بود
یعنی محمد با این لفظ در حقیقت تمامی ایدولوزی ها پیرامون را نفی میکرد و توحید را بیان میکرد
الرحمن و الرحیم دو نام دیگر الله هستند که خدایان افریننده بودند و هر کدام در قسمتی از شبه جزیره گسترش داشتند
در لهجه حجازی الراحم(همان الرحیم) نیز هم ارز با االله بوده که البته بتدریج حذف شده
محمد با شعار بسم الله الرحمن و الرحیم این سه که به یک معنی بودند را پیوند این این شعار جنبه سیاس نیز داشت

Translate

دریافت از طریق ایمیل

بايگانی وبلاگ