اسلام شناسی

من و تو وظیفه داریم جوانان ایران زمین از خطراتی که اندیشه‌ی ضحاکی کشورمان را تهدید می‌نماید، آگاه سازیم؛ باشد که از دل همین آگاه سازی محدود ما، فریدونی پهلوانانه سر بر آورد و ریشه‌ی ماردوشان را از میهنمان برچیند. من دستورات اسلامی را بسان ویروسی می‌بینم که خویش را زیر جامه‌ی زیبای عدالت پنهان نموده تا تنگدستان منتظر رسیدن به زندگی بهتری پس از مرگ بنشینند و قدرتمندان همواره بر اریکه‌ پادشاهی.

جستجو کردن موضوعات خاص (لطفا کلمات مربوطه را وارد نمائید)

در حال بارگیری...

جمعه ۸ آبان ۱۳۸۸ ه‍.ش.

غلمان و حوری، دو نعمت بهشتی برای مردان.

     پس از رفع نیاز خوردن و مسکن، مهمترین نیاز هر انسان صرفنظر از جنسیتش، نیاز جنسی است؛ اعراب یکی از اقوامی هستند که مانند بسیاری از ملل به این نیاز بیشترین اهمیت را می‌دادند و زن را صرفا بعنوان ابزار جنسی در خدمت مرد می‌دیدند.
     قرآن نیز برای تحریک هرچه بیشتر آنها به پذیرش اسلام، از این خصلتشان در جهت اهداف خویش استفاده می‌نماید؛ اسلام برای مردان مؤمن، باغی را پس از مردن می‌بخشد که یکی از خصیصه‌های این باغ (جنت)، وجود همسرانی است بی‌نهایت زیبا.
      
از نظر یک عرب، همسری زیباست که دارای چشمانی درشت و رنگ پوستی کاملا سفید باشد؛ از ابتدائی‌ترین شرایط یک همسر خوب کم سال بودن او و باکره بودنش می‌باشد که صفت حیا و عدم کوچکترین تماس حسی (دیدن شکل و یا شنیدن صدا و لمس کردن و ...) با نامحرم را نیز باید با آن اضافه نمائیم.

     قرآن برای مردان مسلمان پس از مرگ، حوریانی چشمی درشت را وعده داده است:
    وَحُورٌ عِينٌ ( واقعه/22) و حوریهای چشم درشت (در این باغ هستند).
     این حوریها مانند مرواریدی که در صدف باشند و هنور کسی به آنها دست نزده و آنها را ندیده است، می‌باشند:
    كَأَمْثَالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ (واقعه/23) همچون مرواريد در صدف پنهان (دست نخورده)!

    در اینجا صفت عدم تماس حسی نیز نهفته است.
     كَذَلِكَ وَزَوَّجْنَاهُم بِحُورٍ عِينٍ (دخان/54) اینچنین است که ما آنها را به ازدواج حور چشم در می آوریم.
     پس تا اینجا دو نمونه از صفاتی که از دید عرب منطقه‌ی عربستان باید در همسر مناسب یافت گردد، به آنها وعده داده شده است؛ چشمانی درشت و عدم دست زدن و نگاه کردن نامحرم به آنها. 

    اما صفتی دیگر این حوریان، باکره بودنشان است؛ اعراب به این صفت اهمیتی بسیار می‌دادند:
فِيهِنَّ خَيْرَاتٌ حِسَانٌ (رحمن/70 ) در آنها دوشيزگان نيكخو و زيبا روست‏.

حُورٌ مَّقْصُورَاتٌ فِي الْخِيَامِ (رحمن/72) حوريان پرده‏نشين شده‌ها در چادرها.
     لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ (رحمن/74) دست هيچ انس و جنى پيش از ايشان به آنها نرسيده است(باکره هستند).

     فِيهِنَّ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانّ (رحمن/56 ) در اینها ( باغها) پرده نشینان (چشم) نگهدار از نگاه(به نامحرم) هستند، کسانیکه پیشتر (نه) انسی آنها را لمس نموده است و نه جنی.
     وَعِنْدَهُمْ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ عِينٌ (صافات/48) و نزدشان پرده نشینانی هستند چشم نگهدار از نگاه (به نامحرم).           
     در وصف رنگ پوست آنها نیزقرآن دچار تناقض گوئی شده، از یک سو آنها را مانند یاقوت و مرجان، قرمز می‌داند:
كَأَنَّهُنَّ الْيَاقُوتُ وَالْمَرْجَانُ (رحمن/58 ) آنها همچون ياقوت و مرجانند. 

   و از سوئی دیگر آنها مانند تخم مرغی که در زیر بال مرغ پنهان هستند، سفید می‌داند:
كَأَنَّهُنَّ بَيْضٌ مَّكْنُونٌ (صافات /49) (از شدت سفیدی) مانند تخم مرغی که (در زیر بال مرغ ) پنهان (دست نخورده) هستند.
     اما در وصف زیبائی آنها
     پیامبر اسلام به آنها وعده داده است که اگر مسلمان باشند و بر این دین استوار بمانند، الله آنها را به ازدواج زنان بسیار عاشق و زیبا در می‌آورد:
     وَفُرُشٍ مَّرْفُوعَةٍ (واقعه/34 ) و همبسترانی بلند بالا.

     إِنَّا أَنشَأْنَاهُنَّ إِنشَاء (واقعه/35 ) ما آنها را می نگاریم چه نگارشی! 
    فَجَعَلْنَاهُنَّ أَبْكَارًا (واقعه/36 ) پس آنها را باکره قرار می‌دهیم.
     عُرُبًا أَتْرَابًا (واقعه/37) (مانند) دخترانی همسال که همسرش را بسیار دوست میدارد. 
   البته درشرح این آیات گفته شده که منظور از این زنان، همسران دنیائی مؤمنان می‌باشند، همسرانی که در صورت بهشتی بودن، ما (الله) آنها را عاشق تر از دنیا و زیباتر قرار می‌دهیم:
     البته عُربًا به معنای دختر عرب بادیه نشین است؛ آیا بین عُرُبًا و عُربًا ارتباطی هست یا نه، در حیطه ی تخصص من نیست و باید متخصصین زبان عرب به آن پاسخ دهند.  

   نظر شخصی من:
     دختران بادیه نشین عرب، بدلیل زندگی قبیله ای همواره از قیافه ای ثابت و زیبا برخوردار بودند که سایر اعراب برای بیان زیبائی از آنها مثال میزدند. اعراب بادیه نشین تا پیش از اسلام حاضر نبودند که دخترانشان را به ازدواج یک شهرنشین در بیاورند 0البته بعدا هم این سنت ادامه داشت منتها با شدت کمتری) و این عقده در آنها مانده بود. پیامبر اسلام به آنها وعده داد اگر شکیبا باشید و دستورات اسلام را اجرا نمائید، در باغ(بهشت) همسرانتان را مانند همان دختران، بلکه زیباتر و عاشق تر قرار میدهیم.
     اما آیا زیبارویانی که در قرآن از آنها به عنوان کسانیکه برای آنها هستند یاد می‌شود، فقط از مادینگان هستند یا زیبارویانی دیگر نیز الله برای آنها در نظر گرفته است؟
     قرآن از پسرانی نوجوانان برای بهشتیان یاد می‌نماید که الله آنها را مخصوص ایشان قرار داده است؛ اینها نوجوانانی هستند که از زیبائی همیشگی برخوردارند (همیشه نوجوانان می‌مانند) و در حالی که مؤمنان دنیا(بهشتیان)، بر تختی به ردیف چیده شده، نشسته‌اند؛ این نوجوانان برای آنها نوشیدنی‌هائی از جویهای بهشتی را که در کوزه، آفتابه و جامی پر کرده‌اند را (در صورت تمایل) می‌ریزند:
     عَلَى سُرُرٍ مَّوْضُونَةٍ (واقعه/15) آنها (مقربان) بر تختهائی كه صف كشيده و به هم پيوسته است قرار دارند. 

       مُتَّكِئِينَ عَلَيْهَا مُتَقَابِلِينَ (واقعه/16) در حالي كه بر آن تكيه كرده و روبروي يكديگرند.
     يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُّخَلَّدُونَ (واقعه/17) و بر گردشان پسرانی نوجوانان (در زیبائی) جاویدان می‌گردند.

     بِأَكْوَابٍ وَأَبَارِيقَ وَكَأْسٍ مِّن مَّعِينٍ (واقعه/18) با كوزه‏ها و آفتابه ها و جامهائي از نهرهاي جاري .
     يَتَنَازَعُونَ فِيهَا كَأْسًا لَّا لَغْوٌ فِيهَا وَلَا تَأْثِيمٌ (طور/23) در آنجا جامى را كه نه مايه بيهوده‏گويى و نه گناه است، از دست هم مى‏گيرند.
       در اینجا از دو صفت منفی که با آمدن نام شراب در ذهن مسلمان ایجاد می‌شود یاد نموده و بیان می‌نماید که در آن باغ، نه بیهوده‌گوئی هست و نه گناهی.
     پرسشی که به ذهن می‌رسد این است که آیا بیهوده‌گوئی(با توجه به مجزا شدنشی از گناه) گناه نیست؟
     در آیه‌ی پائین نیز باز از دو صفت منفی دیگری که شراب در دنیا داراست، یاد می‌شود؛ سردرد و بی عقلی (ناشی از مستی) :

     لَا يُصَدَّعُونَ عَنْهَا وَلَا يُنزِفُونَ ( واقعه/19 ) نه از آن دردسر میگيرند و نه بى‏عقل (ناشی از مستی) می گردند.
     آیا وظیفه‌ی این نوجوانان، تنها ریختن شراب برای مقربان الله می‌باشد، یا کاری دیگر نیز دارند؟
     قرآن در بیان صفاتی که مستقیما به تحریک جنسی مربوط می‌گردد از حوریانی یاد می‌نماید که مانند مرواریدی هستند که در صدف پنهان باشند و هنور کسی به آنها دست نزده و آنها را ندیده است.این کتاب، دقیقا همین صفت را به این پسران نوجوان می‌دهد. 

    صاحبان این نوجوانان اولین کسانی هستند که آنها را می‌بینند که دست نخورده (مکنون)هستند؛ این مشخصه، از بهترین صفات یک همبستر خوب از دید اعراب است (در حال حاضر از مشخصه های خوب بهترین همبستر از دید تمام مسلمانان و شاید هم در بسیاری از فرهنگهای دیگر باشد).
     مکنون(دست نخوردگی) صفتی است که برای تاکید بر عدم دسترسی نامحرم به آنها، بکار برده می‌شد؛ کتاب مقدس مسلمانان نیز همین صفت را به این پسران نوجوان می‌دهد:
     وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ غِلْمَانٌ لَّهُمْ كَأَنَّهُمْ لُؤْلُؤٌ مَّكْنُونٌ (طور/24) و بر گرد آنها غلمانشان می‌گردند که مانند مرواريد در صدف پنهان(دست نخورده) هستند.

      وَيَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدَانٌ مُّخَلَّدُونَ إِذَا رَأَيْتَهُمْ حَسِبْتَهُمْ لُؤْلُؤًا مَّنثُورًا (انسان/19)  و بر گرد آنان پسرانى جاودانى مى‏گردند هنگامیکه آنها را ببينى گمان کنی كه مرواريدهايى پراكنده‏اند.
     برخی از مسلمین ادعا دارند که این پسران نوجوان بی‌نهایت زیبا برای زنان است، در پاسخ باید گفت که در زبان عربی ضمیر هم مذکر و مؤنث دار، در اینجا از لهم (برای آنان) استفاده شده که ضمیر مذکر است و منظور برای مردان بهشتی است.
 صفت پسران نوجوان(غلمان).
     از طرفی همین صفت برای حوریان بهشتی هم بکار رفته است:
    كَأَمْثَالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ (واقعه/23) (حوریان)همچون مرواريد در صدف پنهان (دست نخورده) هستند.(صفت حوریان) .
     پس یکی از کارهای آنها، می‌تواند همبستر شدن با مردانی از اهل همان باغ(بهشت) باشد که تمایل به همبستر شدن با آنها را دارند!
      اما تخت آنها از چه جنسی است؟
      قرآن برای بیان جنس این تختها، از آنها به عنوان تختهائی که از استبرق درست شده اند، یاد می‌نماید:
     مُتَّكِئِينَ عَلَى فُرُشٍ بَطَائِنُهَا مِنْ إِسْتَبْرَقٍ وَجَنَى الْجَنَّتَيْنِ دَانٍ (رحمن/54 ) آنها بر فرشهائي(بالشهائی) تكيه كرده‏اند كه درونشان استبرق (ابریشم و یا چیزی مانند این) و ميوه‏هاي رسيده (از) دو باغ بهشتي در دسترس است.

     منظور از استبرق همان درختی است که هنگام شکوفه دادن، پرهائی بسیار نرم از آن پخش میگردد که سفید درخشنده است و در جنوب ایران از آن بعنوان خرگ نام می برند.
     أُوْلَئِكَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَيَلْبَسُونَ ثِيَابًا خُضْرًا مِّن سُندُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُّتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ نِعْمَ الثَّوَابُ وَحَسُنَتْ مُرْتَفَقًا (کهف/31) (اینان) کسانی هستند که در باغ عدنی که در زیر آنها جویهائی جاری است و لباسی سبز از سندس (ابریشم نازک) می پوشند و بر (بالشهائی) تکیه میزنند که در آنها ( پر شده از) استبرق، هم پاداشى نيكو است و هم مجلسى نيكو.
    يَلْبَسُونَ مِن سُندُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُّتَقَابِلِينَ (دخان/53 ) و (لباسهائی) می پوشند از سندس و استبرق درحالیکه روبروی همند. 

     همچنین علاوه بر لباسها و بالشتهای بسیار زیبا و در نهایت نرمی، طلا و نقره نیزبرای آنان حلال است:
    عَالِيَهُمْ ثِيَابُ سُندُسٍ خُضْرٌ وَإِسْتَبْرَقٌ وَحُلُّوا أَسَاوِرَ مِن فِضَّةٍ وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا (انسان/21 ) بر اندام آنها لباسهائي است از سندس(حرير نازك) سبز رنگ، و از استبرق و با دستبندهائي از نقره تزيين شده‏اند، و پروردگارشان نوشیدنی پاک به آنها مي‏نوشاند! 

    تناقضی دیگر در قرآن
      بر طبق نوشته‌های قرآن، باغی (بهشت) که به هر مومن وعده داده شده است، ویژه‌ی اوست و کسی در این باغ با او شریک نیست.

       لذا هر نعمتی که در این باغ است، مخصوص همان مؤمن می‌باشد؛ اما قرآن می‌گوید که مؤمنان به ردیف بر روی تختهای چیده شده و هم ردیف، تکیه زده‌اند و ما (الله) آنها را به ازدواج حور العین در می‌آوریم.پس در اینجا آنها در باغی عمومی منتظر حوریان هستند:
       مُتَّكِئِينَ عَلَى سُرُرٍ مَّصْفُوفَةٍ وَزَوَّجْنَاهُم بِحُورٍ عِينٍ (طور/20) تختهايى رديف هم تكيه زده‏اند و حوران درشت‏چشم را همسر آنان گردانده‏ايم.

     عَلَى سُرُرٍ مَّوْضُونَةٍ (واقعه/15) بر تختهای به ردیف چیده شده زرنشان.
     مُتَّكِئِينَ عَلَيْهَا مُتَقَابِلِين (واقعه/16 ) روبروی هم بر آنها تکیه زده اند.
     اگر در نعمتهای باغ(بهشت) وعده داده شده برای مسلمانان نگاه نمائیم، اثری از پاداش برای زنان و دختران مؤمن نیست!

ضمنا از نظر قرآن همجنسگرائی کار بسیار زشتی است (شرح مفصل داستان قوم لوط )

‏۷۹ نظر:

قزوینی ها گفت...

ما سه دانشجوی قزوینی هستیم. واقعا با خوندن این آیه 24 سوره طور کم کم داریم به اسلام راستین علاقه مند می شویم. امکانش هست که میزان غلمان رو توی بهشت بیشتر کنند؟ یا مثلا ما ما حوری هایمان را با غلمان های بهشتیان دیگر عوض کنیم؟
آیا دانشجویان قزوینی هم می توانند از سهمیه خانواده شهدا استفاده کنند؟
خیلی ممنون. لطفا هر چه زودتر این سوالات ما را با الله در میان بگذارید تا دین وی را در تمام عالم گسترانیم

ناشناس گفت...

باتشکراز پیگیریها و گذاشتن وقت سر موضوع قرآن . این موضوع آنقدر مورد تعصب است که حتی سوال کردن راجع به آیه های آن نزد متعصبین باعث بی دینی و تحجر است . خواهشا اگر تحقیق و تفحص دیگری در این زمینه دارید در سایت بگذارید تا ما که سئوالات زیادی در این زمینه داریم ولی وقت و زمان تحقیقات را نداریم مطلع شویم. باتشکر

آرش گفت...

با سلام.
سوال اول اين است كه شما كه بيان ميكنيد "از نظر یک عرب، همسری زیباست که دارای چشمانی درشت و رنگ پوستی کاملا سفید باشد" شما از كجا چنين حرفي را بدون رفرنس ميزنيد؟ لطف كنيد مقاله علمي را كه در اين خصوص خوانده ايد را آدرسش را بفرماييد كه ما هم مراجعه كنيم چرا كه بنده در كانادا به چندين خراجي هم چنين خصوصياتي را گفتم و اتفاقا از بين 100 نفر 95 نفر ايشان را زيبا ميدانستند و تنها عرب نيست كه ايشان را زيبا ميداند. به هر حال م منتظر لينك آن تحقيق علمي كه شما به واسطة آن اين ادعا را ميكنيد هستم. سوالات بعدي در ادامه خدمتتان تقديم ميگردند.

آرش گفت...

ادامه ...
حذف شما صحيح است. اما به اين شرط كه در قرآن همه جا لؤلؤ را براي زنان بهشتي به كار برده باشد. و چون هم بستر شدن با زنان بهشتي جايز است اين احتمال هم ميرود كه با اين غلامان هم ميشود هم بستر شد. البته طبق نظر شما چرا كه لواط در اسلام حرام است. اما در جواب شما با اين استدلال بايد بگويم كه شما به اين نكته توجه نكرده ايد كه " لؤلؤ مجموعا شش بار در قرآن بكار رفته يكى درباره مرواريد دنيا دو بار در وصف خدمه بهشت يا همان غلاماني كه شما ميفرماييد و درست هم هست البته، يكبار در وصف زنان بهشتى و دو بار در زينت اهل جنّت." لذا همانگونه كه ميبينيد لؤلؤ اتفاقا در اصل براي غلامان بوده است به معني اين كه ايشان قبلا اربابي نداشته اند و غلاميه كسي را نكرده اند و از اين حيث دست نخورده هستند (كه اين به معني جايز بودن هم بستري با آنان به هيچ عنوان نيست) و چون زنان بهشتي از جهت دست اول بودن مد نظر بوده اند اين خصوصيت به آنها نيز اطلاق شده است. پس اين ويژگي دراصل براي غلامان بوده و براي آنان بيشتر به كار برده شده است آن هم از آن حيث نه اينكه براي حوريان بوده باشد آن هم از آن حيثي كه شما مي فرماييد و در واقع استدلال شما reverse ميشود و صحيح نيست.
همچنين در جواب مورد بعدي شما كه فرموديد در قرآن تناقضي در خصوص مالكيت باغها و نشستن و تكيه بر پشتيهايي توسط بهشتيان است، بايد عرض كنم كه آيا اگر شما خانه اي داشته باشيد مالك آن هستيد يا خير؟‌ مسلما بلي. لذا هر منطقا دوست شما ميتواند به دوستان شما بگويد كه شما مالك آن خانه هستيد. حال اگر روزي شما ضيافتي در آن خانه بگيريد و دوستانتان را دعوت كنيد و همه با هم خوش باشيد و دوستنتان آن خاطره را براي دوستانشان نقل كنند اين بدان معني است كه دوستان شما در زماني كه مهمان شما بوده اند مالك خانه شما بوده اند كه تناقضي در مالكيت شما باشد؟ مسلما خير. لذا مالك شما هستيد هر چند در دو سوي خانه پشتيهايي بگذاريد و همه را براي مهماني دعوت كنيد.
لذا در بهشت نيز به مانند دنيا انسانها به ديدار هم ميروند و از خاطرات خود در دنيا باز ميگويند كه يكي از دلاليل آن همان آيه اي است كه در مورد تكيه زدن ايشان در آن مجلس بيان كرديد. لذا اينها تناقضي با هم ندارند.
و در مورد جملة آخر كه نوشتيد كه تكليف زنها در بهشت چه ميشود بايد گفت كه در هر جايي از قرآن كه صحبت از لذاتهاي موجود در بهشت شده است (به غير از هم بستري با حوريان براي مردان) همه جا ضيغه جمع به كار برده شده نه مفرد كه ما استدلال كنيم تمام لذات براي مردان است. براي اثبات تنها به آياتي از قرآن اشاره ميشود كه صيغه جمع براي بهشتيان ذكر شده و جنس در آن مطرح نشده است: سوره انسان، آيات 5 تا 22

آرش گفت...

موضوع بعدي اين است كه حسن همسر باكره داشتن تنها مختص عرب آن زمان نبوده است. در بين ايرانيان كه در جوار شما هستند نيز اين موضوع حسن شناخته مي شود و در اروپا نيز همينگونه بوده است البته براي ادعاي خود دليل و مدرك هم ارائه مي كنم و تنهانظر شخصي خود را نمي گويم:
"برخلاف نظر خیلی از ایرانیان که فکر می‌کنند باکرگی با تسخیر ایران توسط مسلمان وارد ایران شده است و این سنت مخصوص مسلمانان عرب بوده است‌، این سنت در یونانیان قدیم هم وجود داشته است و در شب زفاف پس از انجام مراسم خاص به رقص و پای‌کوبی در پشت در عروس و داماد آن‌قدر ادامه می‌دادند تا داماد فاتح بیرون آید و نتیجه را گزارش دهد. منبع: تاریخ اجتماعی ایران جلد سوم مرتضی راوندی ص ۲۹۵"
پس اينكه قرآن براي تحريك جنسي عربها و استفاده از نقطه ضعف آنها براي دعوت آنها به اسلام اين حرفها را زده عالمانه و محققانه نيست.
بقيه صحبتها كه از آيات قرآن آورده ايد ترجمه هايشان صحيح به نظر ميرسند.
در مورد "عرباً اتراباً" هم بنده تحقيق كردم و اين است جواب:
"كلمه" عرب" جمع عروب است، و عروب به معناى زنى است كه به شوهرش عشق مى‏ورزد، و يا حد اقل او را دوست بدارد و در برابرش ناز و كرشمه داشته باشد، و كلمه "اتراب" جمع ترب - به كسره تاء و سكون راء- به معناى مثل است، مي‏فرمايد: ما زنان بهشتى را امثال يكديگر كرديم، و يا از نظر سن و سال، هم سن شوهرانشان كرديم. قاموس، جاد 4 صفحه 313" لذا بحث "باديه نشين" اصلا در اينجا مطرح نيست كه شما فرموديد. لهذا با توجه به ناديده گرفتن اين مسائل نظر شخصي شما در بعد از آِيه "عرباً اتراباً" عالمانه نيست و تنها "شخصي است" كه بنا بر آنچه ذكر شد صحيح به نظر نميرسد.
در جواب شما در مورد بيهوده گويي بايد گفت كه حرف بيهود با زشت متفاوت است. حرف بيهوده يعني حرفي كه سود و ضرري در آن نيست و لغو است كه با گناه بايد تمييز داده شود. لذا سخن بيهوده سخن ناروا نيست كه در نظر مسلمان گناه شمرده شود. لذا در آيه مذكور از گناه جدا ذكر شده است.
در مورد آنچه درباره غلامان و حوريان فرموديد و اشكال كرديد كه چون لؤلؤ براي زنان بهشتي به كار مي رفته و حال كه براي غلامان به كار رفته پس هم بستري هم با آنها وجود دارد بايد عرض كنم كه:
ادامه دارد ...

منتقد گفت...

آرش گرامی؛ درود بر شما!
اگه عربی بلدی اینو بخون:
http://www.baheth.info/all.jsp?term=%D8%B9%D8%B1%D8%A8%D8%A7
ضمنا یکی از منابع من کتاب تفسیر الکبیر(تفسیر ابن کثیر) که از موثق ترین منابع اسلامی است می باشد.

ناشناس گفت...

اولا بسیار خوشحالم که پس از 1400 سال دید انتقادی از اسلام لااقل از طرف ایرانیان شروع شده است.

زهمات نوابغی مانند دانشمند بزرگ احمد کسروی بالاخره 60 سال بعد از قتل او بدست این ملا ها و آدمکشهایشان دارد به نتیجه میرسد.

ثانیا البته میتوان گفت که این خود ملایان هستند که دارند قبر اسلام را میکنند.اما در حقیقت این ایرانیان بودند که از آن اسلام بدوی یک اسلام جهانی ساختند و همین ایرانیان هستند که بدنیا نشان خواهند داد که دیگر دوران این دغلبازی ها گذشته و عمر اسلام بسر رسیده است.

درود بر زرتشت بزرگ
درود بر منصور حلاج
درود بر ابو ریحان بیرونی
درود بر فردوسی این حماسه ملی

درود بر عمر خیام که تار و پود این خیالبافی های ملایان را با دو بیت در هم میپیچاند

و حافظ، سعدی و مولانای کبیر که خاری در چشم اسلامند

باباطاهر عاشق

درود بر اخمد کسروی
درود بر فریدون آدمیت
درود بر ماشاء الله آجودانی
درود بر میرزاده عشقی
درود بر ملک الشعرای بهار
درود بر ستار خان
درود بر قمرالملوک وزیری
درود بر فروغ فرخزاد
درود بر مهدی اخوان ثالث
درود بر محمد رضا شجریان

و هزاران اندیشمند دیگر که جور این اسلام را کشیده اندولی کمر خم نکرده اند.

منتقد گفت...

در مورد نظر بادیه نشین من فقط نظر شخصی خودم را با توجه به مطالعاتم بیان نمودم.
در مورد غلمان هم همین بس که اگر برای زنان بود؛ پس باید صیغه ی مؤنث بکار برده میشد.
هر جا مراورید(لؤلؤ) بعنوان صفتی برای انسانی بکار رفته، کنایه از خوشگلی بسیار است.
برای حوری و غلمان.
ضمنا غلمان یعنی پسران نوجوان.

آرش گفت...

در جواب منتقد:
اون لينك رو ديدم. مقل اينكه اشتباهي شده و الا اين لينك ربطي به بحث ما ندارد.
در ضمن تفسیر ابن کثیر كه فرموديد براي اهل سنت است. اگر اهل سنت مي دانستند قرآن چه مي گويد براي وضو پاي خود را نمي شستند در حالي كه در قرآن صراحتا فرموده پا و سر خود را مسح كنيد و دست و صورت خود را بشوييد (مائده آيه 6). اگر عالمانه بخواهيد صحبت كنيد بايد به آنچه در ثقيفه اتفاق افتاده واقف باشيد و حساب اهل سنت را از قرآن و اسلام جدا كنيد. كه البته در صورت وارد شدن به اين بحث بنده از خود كتب اهل سنت براي شما جنايات عمر و ابوبكر را اثبات خواهم كرد.
ميتوانيد به كتاب "ثقيفه" نوشته محقق سيد مرتضي عسكري نيز مراجعه كنيد كه تمام رفرنسها از اهل سنت است. حتي يك منبع شيعي هم براي مدعاي خود نمي آورد.
پي استناد شما به كتب اهل سنت براي اظهار نظر در مورد قرآن با توجه جريان وضو و ديگر مسائل كه اينجا مجال بررسي آن نيست صحيح بخ نظر نمي رسد.

آرش گفت...

در جواب ناشناس:

بايد بگويم كه اسلام هم هيچ ربطي به ملايان ندارد.
مگر كريستينو رونالدو كه الان فساد اخلاقي دارد به فوتبال كه يك نوع ورزش است دخلي دارد؟
لذا انسان منصف 4 تا ملاي بي سواد كه به اسم دين به مردم حكومت مي كنند را به اسلام نمي چشباند هر چند آنها دم از اسلام بزنند.
اسلام محمد بن عبد الله است و علي بن ابي طالب. اگر از اينها انتقادي داريد به عنوان صاحبان اين آيين بفرماييد كه جواب ارائه شود والا عمر و ابوبكر و ... كه بعد از مرگ پبامبر اسلام (ص) آن را به تاراج بردند و جناياتها كردند از جمله حمله به ايران نيابد به اسم پيامبر و علي بن ابي طالب عليهما السلام تمام شود. اگر اسلام محمدي جنگ ميخواست، علي بن ابي طالب 25 سال در خانه نمي نشست به اين دليل كه نگويند اسلام قدرت مي خواهذ.
متاسفانه اين آخوندها همه چيزها را هراب كردند. شيعه را با سني برادر خواندند در حالي كه امام و پيشواي شيعيان حضرت ابا عبد الله الحسين (ع) را همين سنّي ها از دم تيغ گذراندند و آن جنايات وحشانه را به راه انداختند. زيارت عاشورا تماما لعنت بر اين جاني هاي تاريخ بوده است.
بد نيست مطالعه خودمون رو در مورد اينكه اسلام چه بوده است و چه بر سر آن آوردند بيشتر كنيم.
اون دوستي هم كه از زرتشت پيغمبر گفته بود بد نيست به سايت بنده در خصوص نقد اين دين سري بزند تا حقيقت كمي روشن تر گردد:
dinresearch.blogfa.com

آرش گفت...

بعد هم نكته اي كه بايد به آن توجه داشت اينكه نه من زمان ظهور پيامبر اسلام بوده ام و نه شما. ما تنها تاريخ را در دت داريم. آن هم تاريخ بي طرف نه اينكه معاند يا دوست. هر اداعايي داريم بايد مستند بيان كنيم و الا از روي شنيده ها صحبت كرده ايم كه صحيح نيست.
مصلا كسي كه اسلام را با شيعه و سني مخلوط ميكند يعني اصلا تحقيق در مورد اين دو انجام نداده است. كسي كه صرفا بگويد من مسلمان هستم و يا شيعه هستم يا به كتاب خدا عمل ميكنم كه ملاك نيست. من و شا 1400 سال بعد از ظهور پيامبر اسلام به قاضي نشسته ايم و بايد منصفانه و محققانه تحقيق كنيم. نه آخوند ملايي بايد در تحقيقات ما نقش داشته باشند نه دوست و دشمني. و الا اگر بخواهبم فقط دشمني كنيم و هر شنيده اي را اعتقاد خود كنيم كه راهمان جداست.
لذا مايي كه به دنبال نقد اسلام هستيم چه ايرادي دارد. خيلي هم زيباست. چه بسا كه اگر اسلام تناقضي درش باشد اولين نفري كه از آن روي مي گرداند من هستم. اما اسلام محمدي و اميرالمونين كه خداوند جواز درستي آنها را صادر كرده نه الام عمري و ابوبكري كه در صف جلوي اسلام ايستاده بودند و تنها به خاطر رياست و مقام منافقانه اسلام آوردند و بعد از دزديدن حكومت هم آن جنايات را به بار آوردند.
پس ابتدا اسلام را بشناسيم و بعد آن را تا سر حد انكار نقد مكنيم. پيامبري كه براي 4 نقد منطقي جواب منطقي نداشته باشد به درد لاي حرز هم نمي خورد اما من به عنوان يك شيعه تحقيقي كه به دور از جامعه ملاها زندگي ميكنم به صراحت ميگويم كه اسلام بعد از پيامبر دزديده شد و آن كسي كه اسلام واقعي داسن خود را كنار كشيد كه خوني از دماغ كسي به عنوان اسلام نريزد.
ادامه دارد ...

آرش گفت...

ادامه ...
پس از اين به بعد نقدهايمان علمي باشد و برداشتهاي شخصي خود را به عنوان نقد بر چيزي نگوييم. چه بسا وقتي نقد علمي باشد طالب بيشتري هم پيدا ميكند و اسلام شيعي بايد بتواند براي آن جوابي اراده كند. و الا اگر نقد، نظر شخصي باشد كه خب به اسلام نقدي وارد نشده است. چون نقد يعني شما به يك چيز اشراف داشته باشيد و بعد كميها و كاستي هاي آن را بيان كنيد. مثلا يك بنا چگونه ميتواند به علم شيريني پزي را نقد كند؟
اما يك استاد شيريني پزي ميرود و داور هم ميشود و نقد هم ميكند.
مشكل ما در خصوص دين اين است كه ان را بازيچه اي بيش نمي دانيم و هر چه به ذهنمان برسد بيان ميكنيم جدا از اينكه ما همانند همه علوم بايد به يك سري اصول علمي مجهز باشيم تا بتوانيم علمي يك موضوع را بررسي كنيم.
مثلا من بايد در ابتدا به عربي آشنايي كامل داشته باشم تا بعد در مورد الفاظ قرآن صحبت كنم. و الا بايد تا زماني كه علم آن را پيدا نكرده ام سكوت كنم اگر منصف باشم.
لذا نقد بسيار عالي هم هست و از اين وبلاگ هم بايد تشكر كرد اما صخبت بر سر اين است كه نقدها تا چه حد علمي هستند؟ وقتي نقدي به دليل عدم اشراف بر عربي است، و با يك نگاه بسيار ساده به الفاظ عرب و يا امثالهم جواب روشن ميشود، لزوما نبايد آن را نقد تلقي كنيم و در واقع چيزي با آن به اصطلاح نقدهازير سوال نمي رود. چون نقد نيستند.
مثلا در مورد تاريخ اسلام و آنچه بر آن گذشته فرض كنيد شخصي مطالعه اي نداشته باشد و بعد بگويد اسلام بعد از پيامبر بايد به ابوبكر ميرسيده است. چنين شخصي حتي به كتب خود اهل سنت هم حتي مراجعه نكرده است تا اينگونه نظر ندهد. مشكلي ندارد نظر هم ميدهد اما اسم آن شبهه يا نقد نيست بلكه نظري شخصي و غير محققانه است.
dinresearch.blogfa.com

منتقد گفت...

آرش گرامی! اطلاعات عربی شما کاملا ناقص می باشد، خوب به این آیه توجه نمائید:
ا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فاغْسِلُواْ وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُواْ بِرُؤُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَينِ
اگر "و" بین رُؤُوسِكُمْ و أَرْجُلَكُمْ "و" عطف بود پس باید اینگونه میشد:
وَامْسَحُواْ بِرُؤُوسِكُمْ وَأَرْجُلِكُمْ إِلَى الْكَعْبَينِ
زیرا جار و مجرور میشد.
پس ارجلَکم به فاغسلوا بر میگردد.
لذا پا را باید شست و کسی که اندکی عربی بلد باشد چنین ترجمه ای را نمی کند.(ضمنا من به اسلام کوچکترین اعتقادی ندارم)
کتب شیعه که پر از خرافاته و توهینه.

منتقد گفت...

ضمنا چرا از بحث اصلی خارج میشید؟

آرش گفت...

جواب به منتقد!
1- آيه «أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فاغْسِلُواْ وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُواْ بِرُؤُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَينِ» بسيار واضح است. اولا سواد عربي بنده را نميدانم چگونه تشخيص داديد اما با مثالي ساده جواب شما را ميدهم. اين جواب هيچ ربطي به دانش عربي ندارد و ترجمه آيه نيز هيچ ربطي به عربي بلد بودن ندارد.
بسيار واضح است كه فعل «فاغْسِلُواْ» براي «وُجُوهَكُمْ» و «أَيْدِيَكُمْ» به كار برده شده و فعل «وَامْسَحُواْ» براي «بِرُؤُوسِكُمْ» و «وَأَرْجُلَكُمْ».
اين قانون شاده در فارسي و عربي انگليسي يكي است. مثلا فرض كنيد كسي بگويد: «من صورت و سر فلانى را بوسيدم و به شانه او دست كشيدم و دستش‏». آيا اين بدان معني است كه دست او را بوسيده است؟! فعل بوسيدن براي صورت و سر آمده است و فعل دست كيدن براي شانه و دست آمده. جاي هيچ شكي هم نيست. پس شما اندكي بيشتر تامل كنيد.
ادامه دارد ...

آرش گفت...

2- به من ربطي ندارد كه شما به اسلام اعتقادي داريد يا نه، براي من هم اصلا اهميتي ندارد شما به چيز معتقد هستيد يا نيستيد. اينجا بحثي مطرح شده ما هم در مورد آن عالمانه بحث ميكنيم. جدا از اعتقاداتمان.

3- كتب شيعه پر از خرافه است؟ با اينكه اين همه اصرار دارم حرفي را بدون سند نزنيم شما باز هم علمي صحبت نمي كنيد. مشكلي نيست، در كتب شيعه خرافه هست؟ كجا؟ ذكر بفرماييد با آدرس صفحه كه بنده هم رجوع كنم.

و در ضمن در مورد آيه وضو، اگر «شستن» براي پا هم منظور مي بود بايد در آيه چنين مي آمد:
«ِفَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْن وَ ‏امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ»
در اين صورت حرف شما صحيح بود. كه البته در مثالي كه زدم اين موضوع بسيار واضح است. شما هيچ نيازي به سواد عربي براي اينكه بدانيد مفعول اين دو فعل چه هستند نداريد.
والسلام

منتقد گفت...

گرامی!
من قصد دفاع از سنیها را ندارم، ولی باید باور نمائید که شیعه فاقد منابع احایث موثق می باشد.
سری به اصول کافی بزنید، خرافاتی مانند اینکه یکی از راههای تشخیص امام این است که مدفوعش بوی مشک دارد و یا ....
من در این زمینه چند پست دارم می توانید به قسمت:
تناقضات علمی قرآن-خرافات اسلامی-خرافاتی عجیب در اسلام مراجعه نمائید؛ پس تهمت نمی زنم.
در مورد وضو هم باید عرض نمایم که اگر زبق فرمایش شما بود پس باید نخست صورت، دست و پا شسته میشد و سپس سر را مسح می کردند که ترتیب به هم می خورد ضمنا از دید یک عرب معنی کاملا واضح است(قیاس با فارسی و انگلیسی مغلطه و قیاس مع الفارق است)
خواهش مینمایم بحث حاشیه ای را مطرح ننمائید.
پیروز باشید!

آرش گفت...

جواب سوالات بنده را نداديد!
در مورد وضو بايد گفت اگر خدا منظورش اين بود كه پاها را هم بشوييم كه ترتيب هم به هم نخورد بايد ميگفت: «فاغْسِلُواْ وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُواْ بِرُؤُوسِكُمْ وَاغْسِلُواْ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَينِ» و الا مفعول دوم كه «أَرْجُلَكُمْ» واضحا به به فعل «وَامْسَحُواْ» بر مي گردد. پس پا را بايد مسح كرد.
با مطالعه كتاب تحقيقي «وضوء النبی من خلال ملابسات التشریع ، علی الشهرستانی ، نشر مشعر» مي يابيد كه:
«همه ی مسلمانان تا خلافت عثمان صورت واحدی داشته و مانند وضوی کنونی شیعه بوده است . این مسأله با آیه قرآن نیز تطبیق دارد که می فرماید:«وامسحوا برؤوسکم و ارجلکم» (مائده ، آیه 6)
در این آیه خداوند امر به مسح سر و پاها نموده است ، در حالی که اهل تسنن پاها را می شویند، علت تغییر وضو این بود که عثمان در اواسط دوران خلافت خود نسبت به چگونگی وضوی پیامبر گرفتار تردید شد، او سپس وضوی پیامبر را به شکلی که اکنون در میان اهل سنت مرسوم است اعلام نمود. این قضیه مورد مخالفت بسیاری از صحابه پیامبر واقع شد، لکن حکومت اموی بنا به اغراض سیاسی در نقاط مختلف اسلامی شیوه عثمان را تبلیغ کردند و جوی به وجود آوردند که برخی از صحابه جرأت مخالفت با روش دستگاه حاکم را نداشت و در نتیجه این گونه وضو گرفتن رواج یافت.»
ادامه دارد ...
dinresearch.blogfa.com

منتقد گفت...

اب بابا!
من شدم مدافع سنیها!!!
گرامی!
لازم به اینکار نیست و به زیبائی جمله لطمه می زنه.
لطفا دیگه بحث وضو رو مطرح ننمائید.
پیر.ز باشید!

مهدی گفت...

تو هیچ کتابی گفته نشده که منظور از حوریان بهشتی زنان دنیوی هستند!
بلکه گفته شده که بانوان مومن در بهشت برتر از حوریان هستند.
خداوند شما را از نمعت این حوریان بی بهره کند!
فقط چندسالی باید زندگی کنی تا بمیری و سپس زنده بشی و آنها را با چشم خودت ببینی ولی دریغا!
در زندگی انسان و حیوان هیچ لذتی بالاتر از لذت جنسی نیست دوست من.

ناشناس گفت...

من کامنتها را با دقت خواندم یکی از روشهای مغلطه همین روشی است که جناب آرش در پیش گرفته اند نویسنده گفته که به نظر شخصی من و اصراری هم بر درست بودنش نداره ایشان روی همین موضوع مانور میدهند با سعی دارند این را به همه ی مطالب بسط دهند. جناب آرش چرا به دلایلی که در پست بالا گفته شد مستقیما پاسخ نمی دهی و به چپ و راست میپری.نویسنده میگوید که غلمان و حوری تنها برای مردان است و تاکید دارد که غلمان یعنی پسران نوجوانی که جهت همجنسبازی مردان در نظر گرفته شده است.
من هم منتظر دفاع شما از عقیده ی خود هستم.

حسام گفت...

مشخص است كه اسلام سر همه رو شيره ماليده وگرنه فكر كردن در باره شستن پا مسح آن يا كل بدن را شستن منجمله خود نمازهيچ دردي از بشر دوا نمي كند همه مذهبيون به بيراهه رفته اند.

آرش گفت...

جواب به ناشناس در مورد همجنس بازي.
من به اون هم جنس بازي جواب دادم. بله، غلامان براي مردان هستند كه در خدمت آنان هستند. اين هم جنس بازي را شما از كجا آورديد؟ اين رو شما پاسخ بده.
در قديم توي ايران خودمون، يا در عرب در زمان ائمه مگر غلام وجود نداشته است؟ مگر معاويه غلام نداشته؟ آيا داشتن غلام لزوما بايد به همجنس بازي ختم بشه؟
قرآن گفته ما براي اونها هم حورياني گذاشته ايم و هم غلاماني كه در اختيار آنان هستند.
آيا شما با غلام خود همجنس بازي ميكنيد كه در مورد قرآن اينطوري فكر ميكنيد؟ اين تفسير شما از داشتن غلام است و نه تفسير قرآن. تفسير به راي خود را به حرف قرآن نچسبانيد.
اگر اين كار خوبي بود بايد تمام ائمه نيز همينگون هميبودند. شما يك مورد از تاريخ زندگي ايشان اگر داريد بياوريد كه نداريد.

آرش گفت...

ادامه جواب به ناشناس:
و ذكر كردم كه در بهشت براي زنان هم مانند مردان لذات وجود دارد و در آن آياتي كه ذكر كردم تمام فعلها جمع بودند و نه فقط براي مردان.
بله، حوري براي زنان است اما اين دليل نميشود زنان هيچ تفريحي ندارند در آنجا. تفريح آنان در آيات ذكر شد. اگر چه آنان هم ميتوانند ازدواج كنند در آن دنيا.
مغلطه اي در كار نيست. اشكال كردند كه همجنس بازي در بهشت است من هم به سادگي گفتم شما مگر با غلام خ,د همجنسبازي ميكنيد كه اين را به قرآن نسبت ميدهيد؟
قرآن گفته است كه اين غلامان دور ايشان ميگردند و در خدمتشان هستند و اين در زمان عرب آن زمان هم تعريف شده بوده است. پس برويد مقداري در ارتباط با غلامان تجديد نظر كنيد.
داشتن غلام با همجنسبازي با آن فرق دارد.
البته كسي كه بخواهد چيزي را از معني خارج كند ميتواند ولي او ديگر تابع عقل نيست. بگي ماه ميگويد منظورت خورشيد بوده.
قرآن هيچ سخني از هم جنسبازي نگفته است و كسي هم كه مغرضانه نخواهد بنگرد هم جنس بازي در آن نديده است. اين موضوع هم 1400 سال است كه مطرح شده و چنين چيزي كه ميگويند تنها سوء نيت به غلام است. و الا عرب و غير عرب با غلام خود كه در خدمتش بوده همجنس بازي نميكرده است!!!

iran000 گفت...

با اجازه از ناشناس گرامی.
آرش غزیز!
چرا شما دوست دارید مغلطه بفرمائید؟
غلام در زبان عربی یعنی پسر نوجوان.
اون چیزی که شما از آن یاد کردید، عبد نام دارد؛ که معادل غلام در زبان فارسی است
ضمنا این غلمان صفاتشان زنانه است(درست مانند حوری غیر از باکره بودنشان)و با عبد خیلی تفاوت داره؛ اگر منظور عبد بود لزومی نداشت که بگه غلمان.
ضمنا کجای قرآن گفته که غلمان عبد مؤمنان هستند؟
پیروز باشید!

ناشناس گفت...

جناب آرش عزیز!
آقا این چه جور استدلالی (و در واقع توجیهی) است که می کنید؟! من اینجا درمقام نفی یا اثبات اسلام نیستم، اما اگر منظور آیه غلام به مفهوم خدمتکار بوده، این چه تأکیدی است که بر "نوجوان" بودن و همواره و مخلّداًً "نوجوان ماندن" این "خدمتکاران" می کند؟! آیا برای چای آوردن یا دمپایی جفت کردن و امثال این از تکالیف خدمتکار، نوجوانی خدمتکار شرط است؟! این که معلوم است که هدف از تأکید بر نوجوان بودن این غلامان و نوجوان ماندن آنها الی الابد، چیست و تحریک کدام بخش از امیال انسان ها (و البته مردها و صدالبته، مردان عرب) مد نظر بوده است.اگر چنین امری را چنان سخیف می دانید که حاضرید برای رد آن به این قبیل تشبثات بیاویزید، بد نیست که شیوه ی دفاعتان را تغییر دهید و در مقدمات و نتایج استدلالتان اندکی مداقه کنید.

پویا گفت...

دوستان محترم به جای بحث روی معنی کلمات عربی، یک نفر زحمت بکشه و بگه محمد از کجا میدونسته که بهشت این شکلی هست(با این جزئیات و تفاسیر)و از اون مهمتر این که بعدش چی؟ یعنی بعد از اینکه مردیم و رفتیم بهشت اونوقت باید چه کار کنیم؟! از صبح تا شب ترتیب حوری ها رو بدیم و بخوریم و بخوابیم! اگر جواب مثبته که کلاّ آفرینش زیر سوال رفته! اگرهم منفی...! که مسلمانها لطف کنند و جواب بدند.

ناشناس گفت...

آخه مسلمونا ادعا دارن كه اسلام مخالف برده داري و غلامه كه البته تو قرآن از برده داري اونجا كه گفته مردا ميتونن با برده هاشون بخوابن حمايت كرده، حالا اينجا آقا آرش داره با اين حمايتاش از اسلام خودش ميگه كه اسلام از غلام و برده داري حمايت ميكنه حتي تو بهشت اونم غلامايي كه باعث شهوت آدم ميشن

farda گفت...

پروردگار بزرگی که اوج رحمت خودش را در لذت جنسی رساندن و خوردن و خوابیدن میبیند، پروردگار با خدا یا الله نیست.شاید بعضی ها بگویند که لقاء الله که در قرآن ذکرش آمده بزرگترین لذت بشر متقی خواهد بود ولی تعداد دفعات لذایذ شهوانی را که ذکر آن در قرآن است با سایر لذایذ بسنجید. با درک من منظور نظر فریب انسانهاست. من در زندگی تنها به وجود قدرت مطلق ایمان دارم و بس. تنها چیزی که با یقین میگویم وجود دارد ولی برای مابقی اعتقادات فکر نمیکنم به این زودیها به نتیجه برسم.

ناشناس گفت...

دوستان من نظرات شما را خواندم. از اینکه به نقد می پردازید خوشحالم و از اینکه به هم می پیردازید , ناراحت. رای فهم قرآن و نقد آن باید زبان عربی را خوب وکامل شناخت که زبان پیچیده ای است. اما در مورد پاداشها و جزاهای وعدهداده شده در آن, دعوت می کنم دوستان کتاب ارداویرافنامه را مطالعه کنند. شک ندارم از که از خواندن مشترکات آن که برای زرتشتیان نگاشته شده و قرآن مسلمانان حیرت زده می شوید!البته ممکن است وصف حوریان یا غلمانها در آن نباشد اما توصیفات جهنم و عذابهای آن به طور شگفت آوری مشابه است. ضمن آنکه نحوه نگارش این کتاب و خاطرات نقل شده در آن توسط ارداویراف موبد زرتشتی بی شک شما را به یاد داستان عروج جسمانی می اندازد. داوری با شما.

امیر علی گفت...

گرچه تا جایی که میدانم در اسلام همجسنگرایی تایید نشده است ولی موضوع غلمان شاید برساند که محمد از وجود همجنسگرایان هم خبر داشته یا شاید هم در عربستان آنان را میدیده و میخواسته به نحوی آنها را هم جذب کند. عین این حزبهای کشورهای غربی که برای جذب چهار تا نیمی آدم از هر صنف و گروه و باوری، به شامورتی بازی دست میزنند. آرش خان، من که همجنسگرا نیستم و اگر به جنت رفتم به الله میگویم از همان حوریها برای خدمتکاری من بگمارد. مگر در جنت آرزوهای آدم برآورده نمیشود؟! شما اگر میخواهید به فرموده‌ی قرآن غلمان لولو مکنون در دور بر خود ببینید (بجای دخترهای خوشکل) مختارید البته! هر کسی به اندازه‌ی باور خود ارزش دارد.

امیر علی گفت...

انگار در بهشت هم کارهای شاق وجود دارد! و نیاز به خدمتکار مرد هم هست و آنهم از نوع خوشکلش!

روزبه گفت...

مگر كريستينو رونالدو كه الان فساد اخلاقي دارد به فوتبال كه يك نوع ورزش است دخلي دارد؟
لذا انسان منصف 4 تا ملاي بي سواد كه به اسم دين به مردم حكومت مي كنند را به اسلام نمي چشباند هر چند آنها دم از اسلام بزنند.


این گونه استدلال (دغل بازی) مختص مسلمین است!! ببخشید اگر فقط آقای رونالدو مشکل اخلاقی داشتند بله با توجه به تاریخ فوتبال و محاسبه P value حرف شما صحیح است. ولی اگر به غیر از ایشان عده کثیری از فوتبالیست ها نه فقط امروز بلکه طی 1400 سال مشکل اخلاقی داشته باشند منطقی است که به رابطه آماری بین این دو موضوع شک کنیم و بخواهیم P value را محاسبه کنیم البته اگر اسلام عزیز سر از طنمان جدا نکند...

سید گفت...

"غلمان و حوری، دو نعمت بهشتی برای مردان."

غلمان ها برای سكس نیستند آقای وبلاگ نویس. این مدعای شماكه می گویید:
"پس یکی از کارهای آنها، می‌تواند همبستر شدن با مردانی از اهل همان باغ(بهشت) باشد که تمایل به همبستر شدن با آنها را دارند!"
نیاز به دلیل دارد.

iran000 گفت...

صفات غلمان را با حوری مقایسه نمائید، متوجه خواهی شد.

سید گفت...

فرمودید صفاتشان را مقایسه كنم. انجام دادم و تفاوتهای زیر را پیدا كردم:
۱. كَذَلِكَ وَزَوَّجْنَاهُم بِحُورٍ عِينٍ (دخان/54) اینچنین است که ما آنها را به ازدواج حور چشم در می آوریم.

یعنی اینكه به صراحت از ازدواج با حور حرف زده شده است

۲. لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانٌّ (رحمن/74) دست هيچ انس و جنى پيش از ايشان به آنها نرسيده است(باکره هستند(.
فِيهِنَّ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنسٌ قَبْلَهُمْ وَلَا جَانّ (رحمن/56 ) در اینها ( باغها) پرده نشینان (چشم) نگهدار از نگاه(به نامحرم) کسانیکه پیشتر (نه) انسی آنها را لمس نموده است و نه جنی.

یعنی صراحتا برای كامگیری جنسی اند.

۳. وَفُرُشٍ مَّرْفُوعَةٍ (واقعه/34 ) و همبسترانی بلند بالا

هیچ كدام از این صفات كه در مورد همبستری هستند، برای غلمان نیامده اند.

عالمیار گفت...

استغفرالله!! جناب منتقد.
این که شما با مطالعه سرسری تان از کلام الهی انتقاد میکنید و ان را برحق نمیدانید بدون شک که شمادر ضلالت هستید...., زیراعلم قران از انچه که شما فکرکردید خیلی ها بالاتر است نه محمدص انرا نوشته و نه کدام بشر دیگر. مثال های که در قران داده شده است همه برپایه زندگی دنیوی و لذت های که در دنیا هست تشبیه شان به اخرت به شکل خیلی ها عالی صورت گرفته و اقایانیکه انرا مثل دادوستود دنیایی میداند خیلی ها در اشتباه اند زیرا مراداز حور و غلمان همانا نعمت های هست که برای جنتی هااز طرف ایزد متعال به پاداش حسنات ایشان در نظر گرفته شده است. این بدان معنی نیست که همچو دنیا همجنس گرایی باشد. پس بدانید که همه لذت ها در مجامعت نیست....
اشاره به اغای ارش.
خیلی ها متشکرم از جوابات قانع کننده شما در موارد بهشت و حور و غلمان, اما در مورد اینکه اسلام را تنها از نقطه نظر کتاب های ... میشناسید خیلی هاتاسف کننده است در موارد مختلف انتنقاد شما از ابوبکر و عمر وعثمان درست نیست و اینرا بدانید که انتقاد به خلفای راشدین و اهل بیت پیامبر شمارا به همان دوزخ که توصیفاتشرادر قران میدانی نزدیک میسازد. زیرا ازنظر شما فقط احادیث مختصری موید تایید قرار میگیرد اما این که یاران پیامبر احادیثرا روایت میکنند نظر به این انتقاد شما مورد تایید شمانیست پس در گمراهی قرارداری لطفا مطالعه خودرا بیشتر به چند کتاب مختث خلص نسازید. در مورد وضوانچه بیان کردیدنظر علمای شیعه هست اما اگر به اصل مفهوم ایه قران نظر بیفگنید تفسیر درست انرا علمای سنی کرده اند. دلیل عینی که من از خودبرایت بگویم اینست که چرا وضو باید کرد؟ زیرا ان اندامیکه بیشتر در معرض ملوث شدن بااشیا و یاچیزهای بیرونی و کثیف دارد باید همان اندام شسته و پاک شوند, پس اگر مراد از پاکی هست پا یگانهاندامی است که بیشتر در معرض کثیف شدن قرار دارد پس باید شسته شود. در مورد ایات الله خمینی نیز در یکی از ارشادات شان کفته اند که تا حال هیچ کفشی در دنیا پیدا نشده که پادران عرق نکند پس بهتر هست که شما در وضو پاهایتانرا بشویید.
امیدوارم اسلام واقعی را همه شما درک کنید و اگر در اشتباه هستید این شما خود هستید که خودرا در بیراهه ودر گودال جهل می افگنید و قسمی که قران گفته است پشیمان میشوید.
عالمیار
والسلام

ناشناس گفت...

مگه نمی گن قرآن کتاب کاملیه؟ وقتی سر تفسیر قران هرکسی نظر خودشو میده معلوم میشه قرآن کتاب گمراه کننده و دورویی هست

ناشناس گفت...

سپاس فراوان از شما برای زحماتی که میکشید .

ناشناس گفت...

ارش جان خسته نباشی.
حضرت علی خوب گفته:از هر کس به اندازه درکش باید انتظار داشت.
نظراتت رو خوندم به نظر من حیف وقتت نیست اینجا صرف کنی؟من خودمم مثل تو خیلی از این بحث ها میکردم.بابا دیگه برداشت یه نفر از پسر نوجوان همجنس گرایی باشه دیگه بحثی نمی مونه این وسط!!!(یا تو قران میگه ازدواج کنید میگن گفته تجاوز!!!)

ناشناس گفت...

اعوذ باالله من الشیطان العین الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
سوره انعام ایه 25-26-27-28
پاره‏اى از آنها به [سخنان‏] تو، گوش فرامى‏دهند؛ ولى بر دلهاى آنان پرده‏ها افكنده‏ايم تا آن را نفهمند؛ و در گوش آنها، سنگينى قرار داده‏ايم‏. و [آنها بقدرى لجوجند كه‏] اگر تمام نشانه‏هاى حق را ببينند، ايمان نمى‏آورند؛ تا آنجا كه وقتى به سراغ تو مى‏آيند كه با تو پرخاشگرى كنند، كافران مى‏گويند: (اينها فقط افسانه‏هاى پيشينيان است‏!)
آنها ديگران را از آن بازمى‏دارند؛ و خود نيز از آن دورى مى‏كنند؛ آنها جز خود را هلاك نمى‏كنند، ولى نمى‏فهمند!
كاش [حال آنها را] هنگامى كه در برابر آتش [دوزخ‏] ايستاده‏اند، ببينى‏! مى‏گويند: اى كاش [بار ديگر، به دنيا] بازگردانده مى‏شديم‏، و آيات پروردگارمان را تكذيب نمى‏كرديم‏، و از مؤمنان مى‏بوديم‏
[آنها در واقع پشيمان نيستند،] بلكه اعمال و نيّاتى را كه قبلاً پنهان مى‏كردند، در برابر آنها آشكار شده [و به وحشت افتاده‏اند]. و اگر بازگردند، به همان اعمالى كه از آن نهى شده بودند بازمى‏گردند؛ آنها دروغگويانند.

ناشناس گفت...

به آرش: آرش عزیز دست اول بودن غلام به عنوان یک ارزش منافاتی با دست اول بودن دختر (باکره بودن و دست نخورده بودن )ندارد. در واقع از آن هم می شود تفسیر نمود که منظور قرآن باکره (به معنای دست نخورده بودن جنسی)بودن غلامان بوده است. در ضمن حقیقتا چرا دست اول بودن غلام یک ارزش است؟؟ و چرا مثلا کارکرد داشتن او ارزش نیست؟ چرا قدرت یا سرسپردگی او ارزش قلمداد نشده است؟ آیا دست اول بودن ارزشی بیش از خصیصه های یک برده کارآمد دارد؟ احتمالا پاسخ مثبت است. چون فکر می کنم مراد از دست نخورده بودن مسئله ای حیثیتی و متکی بر غرایز جنسی بوده است... به عبارتی مالکیت غلام همانند مالکیت زن تصور شده است. والا اساسا می بایست خصایص غلامان را آنطور که از آنها انتظار می رود (به عنوان برده و خدمه ای توانمند) به تصویر می کشید..

ناشناس گفت...

اگر منظور از پسر نوجوان بعد جنسیش نیست. پس چیه؟ غیر از این باشه همه دوس دارن یکی مثله ارنولد بهشون خدمت کنه. ضمنا شما که میگید شیطان تو بهشت راه نداره پس چرا میرید سراغ اعراب و دستور زبان عربی که ثابت کنید منظور لواط نیست. شایدم لواط کار شیطانی نباشه؟

ناشناس گفت...

بابا عجب این خدا باحاله... گفته 70 سال تو دنیا دنبال زن و شراب و این همه چیز خوب نرید که من خودم واستون تو اون یکی دنیا و تا ابد ساقی و خانوم و شراب و هرچیز دیگه که عقده اشو دارین میارم.... واقعا به شعور انسانهایی که اینا رو باور میکنن باید شک کرد.

ناشناس گفت...

آرش جان ممنون از پاسخها ی خوب و منطقی شما ! مشخس هست که انسان اهل مطاله و صاحب نظر هستید

به دوستان عزیز دیگرم توصیه میکنم که برای اینکه واقعن و قلبا حقیقت قران (دروغ یا صحیح بودنش) برایشان روشن شود. منطق به دور از تعصب را پیش بگیرند و بهتر هست که دامنه مطالعات خودمان را در زمنیه دین بیشتر کنیم تا با دیدی بهتر و نه عامیانه به قران نقد کنیم .

ناشناس گفت...

با سلام بر دوستان
وبا تشكر از ارش عزيز كه جواب هاي منطقي در بحث با كساني كه سوال ها و شبهاتي از دين اسلام دارندايراد كرد
بنده مي خواهم يك توصيفي از اسلام را وصف كنم كه شايد درست باشد ويا به نظر بعضي ها غلط
بنده با مطالعه در اسلام به صورت بي طرف نتيجه گرفتم كه اسلام يك مكتب لطيف است و هيچ گاه هيچ كسي را به مجادله نخوانده است ويك مكتبيست كه در ان تعصب را درمنظر پيشوايانش نمي توان يافت وهر چه تعصب ديده مي شود از به ظاهر پيروان ان پيشوايان ديده ميشود مثلا مولا علي به عنوان فردي كه فقط اسلام را تبليغ كرده است نه اينكه بر اسلام تعصب جسته است تمام چنگ هاي پيامبر اسلام و مولا علي ع به نفع بشريت بوده است و به نفع ازادگي وازاد مردي و شناخت انسان از اصل خويش بوده است بندهمتعجبم چرا بعضي از منتقدين اسلام از تعالي و مردانگي دم مي زنند و حال اينكه اسلا م تمام مردانگي را در بر دارد
روح لطيف مولا علي ع انقدر لطيف بود كه در مقابل يتيمان زانو مي زد و انها را نوازش مي كرد و در مقابل شروران مي ايستاد و حق را به حق دار مي رساند بنده واقعا نمي دانم منتقدين اسلام مردانگي را چه چيز معني مي كنند؟
مردانگي از ديدگاه مولا علي ع نداشتن مرز جغرافيايي در جهان بود ان هم نه همانند هيتلر بلكه به صورت صلح و يك پارچگي واقعا نميدانم وجودي به اين بزرگي چرا ضعيف تر از وجود ستار خان و مهدي اخوان ثالث در ديد بعضي هاديده ميشود بنده نمي خواهم همانند ارش عزيز به سوالات منتقدين به صورت علمي جواب دهم تنها افسوس مي خورم بر بعضي از منتقدان/
زماني كه انسان دچار اسيبهاي اجتماعي مي شود در سردر گمي به دنبال حقيقت و راستي مي رود
شايد بعضي ها مشكل ازدواج را دال بر وجود اسلام مي دانند و يا شايد كمبود در امد را دال بر وجود اسلام ميدا نند
و يا شايد شخصيت متاثري دارند كه با ديدن اروپايي ها جو گير ميشوند و به دنبال روشنفكري غربي مي گرايند و چنين مي پندارند كه اسلام يك مكتب عقب افتاده ايست و غافلند از اينكه اسلام يك باني تفكر رو شنيست از جانب افريدگار و كساني كه از روشنفكري دم مي زنند بايد به انان متذكر شوم كه اسلام باني روشن فكري است كه روشندلي را هم در بر دارد و به نظر بنده روشنفكران غربي كوري دل دارند و هرگز لطافت و مرام اسلام(شيعه) را نچشيده اند
سعيد فرسادي

ناشناس گفت...

ابوالفضل:
درجواب آقای آرش برو ابتدابادستورعربی آشناشو وبعداظهارنظرکن حداقل بروازکتابهای آیت الله العظمی برقعی بخون تااطلاعاتت بالابرود درباره آیات وضو هم اظهرمن الشمس هست که شستن پاصحیح هست ونه مسح کردن زیرابرای شستن باکعبین قرارداده شده واگرمسح کردن تنهابوددیگرنیازبه محدودیت نداشت ازشماخواهش میکنم بجزخرافه پرستی ونامه ریختن درچاه جمکران به خدای موحدایمان بیاورید ضمنااحادیث الاغهادراصول کافی خودتان رانیزمرورکنید ونیزقمه زنی وگل مالی روزعاشوراراهم بخاطربسپارید
مذهبی متهجرترازشیعه وجودندارد مذهبی که امام زمانش 1000سال هست درچاه قایم شده است
ضمنامسلمان شدن شماهم به قدرت ابوبکروعمربوده است
وبزرگانی مثل سعدی حافظ مولوی جامی سنایی رودکی ابوسعیدابوالخیر ابوشوربلخی ووووو همه اهل سنت بودند
ظاهراخواب تشریف دارید

ناشناس گفت...

جناب آقای آرش شمامیگویید ابوبکروعمرجنایت کردند وازکتاب اهل سنت میگویید منبع میاورید حداقل شهامت داشته باشید ودروغ نگویید واین مطالبی که نوشتی که بعضی هااصلااستدلالهای مسخره است رابردانایی خودتان حساب نکنید حداقل ازسعدی ومولوی وفردوسی وخیام ونظامی یادبگیرید که چگونه مدح خلفای راشدین گفتند پس همه انهاانسانهای کوته فکری بودند وشمادانشمندهستید ولی شماکف دریایی بیش نیستید که محوخواهدشد
برای نمونه اشعاراین بزرگان رامینویسیم تااشخاصی مثل ارش ازخواب غفلت بیدارشوند وتعصبات کورکورانه شان راکناربگذارند زیراحرف انسانهای متعصب برای دیگران ارزش ندارد وفقط برای خودش مهم هست
فردوسی:

چه گفت آن خداوند تنزیل و وحی خداوند امر و خداوند نهی

که خورشید بعد از رسولان مه نتابید بر کس ز بوبکر به

عمر کرد اسلام را آشکار بیاراست گیتی چو باغ بهار

پس از هر دو آن بود عثمان گزین خداوند شرم و خداوند دین

چهارم علی بود و جفت بتول که او را به خوبی ستاید رسول
سعدی
چه نعمت پسندیده گویم ترا؟ علیک السلام ای نبی الورا

درود ملک بر روان تو باد بر اصحاب و بر پیروان تو باد

نخستین ابوبکر پیر مرید عمر پنجه بر پیچ دیو مرید

خردمند عثمان شب زنده دار چهارم علی شاه دلدل سوار

جامی:
ره بران راه هدی باشند بهتر از غیر انبیاء باشند

خاصه آل پیغمبر و اصحاب کز همه بهترند در هر باب

وز میان همه نبود حقیق به خلافت کسی به از صدیق

وز پی او نبود از آن احرار کس چو فاروق لایق آن کار

بعد فاروق جز به ذی النورین کار ملت نیافت زینت و زین

بود بعد از همه به علم و وفا " اسد الله خاتم الخلفا"

جز به آل کرام و صحب عظام سلک دین نبی نیافت نظام

نامشان جز به احترام مبر جز به تعظیم سویشان منگر

همه را اعتقاد نیکو کن دل زانکارشان بیک سو کن
مولوی
چون محمد یافت آن ملک و نعیم قرص مه را کرد او در دم دو نیم

چون ابوبکر آیت توفیق شد با چنان شه صاحب و صدیق شد

چون عمر شیدای آن معشوق شد حق و باطل را چو، فاروق شد

چون که عثمان، آن را عین گشت نور فایض بود و ذی النورین گشت

چون ز رویش مرتضی شد در فشان گشت او شیر خدا در مرج جان

"حکیم نظامی گنجوی"

صدیق به صدق پیشوا بود فاروق ز فرق هم جدا بود

و آن پیر حیائی خدا ترس با شیر خدای بود همدرس

به مهر علی گرچه محکم پیم ز عشق عمر نیز خالی نیم

همیدون درین چشم روشن دماغ ابوبکر شمعست و عثمان چراغ

بدان چار سلطان درویش نام شده چار تکبیر دولت تمام
اقبال لاهوری

ای تو را فطرت ضمیر پاک داد ازغم دین سینه ای صد چاک داد

تازه کن آئین صدیق و عمر چون صبا بر لاله صحرا گذر

تا ز صدیقان این امت شوی بهر دین سرمایه و قوت شوی



فکرکنم کافی باشه .....

حضرت علی امیرالمومنین میفرماید
قل الحق ولوکان مرا
حق رابگوهرچندتلخ باشد
اینها هم نمونه ای ازخروارهاحقیقت است که شماکتمان میکنید چون ازنورحقیقت دورید وخداپرده تنفروبدبینی وتعصب رابرقلب شماودیده هایتان زده
امیدوارم ماایرانیان وطن پرست
پندارنیک وگفتارنیک وکردارنیک راسرلوحه زندگیمان قراردهیم

ناشناس گفت...

تازیانی که به ایران حمله کردند همه سنی بودند و در آنزمان چیزی بنام تشیع وجود نداشت و تشیع ابتکار ما ایران است برای ضدیت هوشمندانه با اسلام!,ونیزدرمقاطعی کشوربریتانیاهم بی تاثیرنبوده است تاباحمایت وپروبال دادن به شیعه صفوی دربرابرامپراطورعثمانی که سنی هابودند باایستند وازگسترش امپراطورعثمانی جلوگیری کنندبه هرحال ماایرانیان بدین ترتیب که هم اسلام را کوبیده ایم و هم بهانه به دست تازیان نداده ایم تا ما را بکشند. ما ایرانیان نمیتوانستیم مستقیما به محمد دشنام دهیم و بنابراین به بهترین یارانش فحش دادیم و گفتیم اینها بر خلاف محمد رفتار کرده اند!(عایشه، خالد ابن ولید، ابوبکر، عمر ، عثمان، طلحه ، زبیر و..) و در عوض به یاران دسته دوم محمد چسبیدیم و با اختراع داستانهای حیرت برانگیز نشان دادیم که محمد اسلام را مدیون علی است! محمد گفته بود اینگونه وضو بگیرید تا بدنتان هنگام رابطه با الله تمیز باشد و ما ایرانیان بجای شستن مثلا پا، با روشی تمسخرآمیز آمدیم و فقط یک دست تر روی پا کشیدیم! و یا مهر را برای سجده کردن اختراع کردیم، کلا هرچه اسلام گفته بود را برعکس کردیم تا هویتی مستقل از تازیان برای خود درست کرده باشیم
اسلام چهارزن راتزویج میکرد ماشیعیان گفتیم زنهای صیغه ای وازدواج موقت هم بایدجابندازیم مگردربهشت یک مردنمیتواندباچندزن همبسترشود وماشیعیان بجزچهارزن باهزاران زن میتوانیم خودمان رابرای چنددقیقه ویاساعت ویاماه خودمان عقدخودمان کنیم وبازنان صیغه ی همبسترشویم حتی بازنان همسردارهم اگرمطمئن نباشیم اشکال شرعی وجودندارد درصورتیکه اینکاررابرای خانواده ی خودمان زشت میداریم کسی حاضرمیشود برای چنددقیقه ویاساعت وروزدخترش خواهرش ومادرش رادراختیارمردان قراردهد هرگز حداقل به پیغمبردومتان پیغمبراولتان که علی است پیغمبردومتان که محمدهست گوش کنید(آنچه برای خودت نمی پسندی برای دیگران نپسندی)) شایدعده ای هم حاضرباشند خانواده شان راصیغه کنند وازاینکارخودشان ارضاجنسی شوند
تازیان لباس سپیدمی پوشیدند ماشیعیان گفتیم بیاییم لباس سیاه بپوشیم درحالیکه روحانیون وعلمای شیعه وسنی دراحادیث متفقندلباس سیاه لباس جهنمیان است.. نمازپنج وقت رابه سه وقت تقلیل دادیم وبه اذان شعارهایی نیزاضافه کردیم عیدتازیان واعراب که دوعیدبودبه سعید افزودیم وعیدغدیردروغین رااضافه کردیم از365روزبرای دربندکشیدن ملت گفتیم 360روزشبانه روزعزاداری وگریه کنیم وفکرمان راتعطیل کنیم درحالیکه دراعراب وکشورهای عربی همیشه جشن وسروربرپاست ودرتقویم ملی شان هیچ روزعزاداری نیست ماتقویم مان راپرازعزاکردیم به هرحال هرچی آنهاانجام دادند مابرعکس کردیم
دردوران طلبگی یادم هست که طلبه ای سوال پرسید گفت استاددرهنگام سجده کردن ماچشممان راببندیم یابازکنیم استادمانده بودوپاسخی نداشت روکردبه اون دانشجو وگفت هرکاری سنیان انجام میدهند برعکس کنید..طلبه بعدازچندروزتحقیق گفت استاد درشهرهای سنی نشین کنکاش کردم عده ای ازسنیان چشمانشان رادرهنگام سجده می بندند وعده ای دیگربازمیکنند ..ملاواون استادفکری کردوبعدازچنددقیقه گفت شمادرهنگام سجده کردن یک چشمتان راببندید ویک چشمتان رابازکنید.تابرعکس هردوگروه سنیان باشد... وقتی آدم هوشمندبه این استدلالهای این ملاهامینگرد برعظمت ایرانیان باستان وکوروش کبیروتمدن کهن غبطه میخورد..
درودبرایرانیان که ازقبل موحدبودند
آنچه شرط بلاغست به تومیگویم
خواه ازسخنم پندبگیرخواه ملال

K. Fr. گفت...

در جواب آرش

اولا ایرانی ای که ادعا کند زبان عربی اعم از صرف و نحو و کاربرد و ... را بهتر از خود اعراب می داند تکلیفش و صحت ادعایش معلوم است چه برسد به تفسیر آیه شستن پا و ...
ثانیا علی شما یک آدمکش بی سیاست بود و تشنه قدرت که در بین مردم ساده تا شیوخ بزرگ عرب طرفدار نداشت. اگر میبینی ایرانیان بطور مبالغه آمیز دم از او می زنن فقط بدلیل ضدیت با عمر است.
ثالثا اصلا شیعه کی بوجود آمد که منبع و رفرنس داشته باشد؟ والا تا جایی که ما میدونیم همون منابع سنی ها رو (از قران شون گرفته تا حدیث و... کتابهای مولوی و سعدی و حافظ و ...) استفاده می کنید و با مغالطه و تعصب باهاشون به دشمنی می پردازین.
رابعا شما که یه مسلمون واقعی هستی تو این سایت ها چیکار می کنی جز اینکه خرافات و موهوماتی که تو مغزت کردن به پارادوکس های عجیبی برخوردی! من به شما حق میدم ولی توصیه می کنم مطالعه تاریخی ات را بیشتر کن تا به مفهوم واقعی اسلام پی ببری.
خامسا آقای مفسر زبان عرب! این آیه هایی که میگن اوقتلو اوقتلو الکافرون و یا جهاد جهاد؛ اینها را چگونه ترجمه می کنی؟ شایدم شیعیان مولا علی زبان عربی دیگه ای دارند؟!!!!

ناشناس گفت...

همه نظرات رو خوندم، خصوصا با توضیحاتی که آقایان "آرش" و "سید" دادن تردیدی باقی نمیمونه که "غلمان" که در قران اشاره شده، برای بهره گیری جنسی نیست، اگر هم باشه برای رابطه جنسی با زن هست نه مرد. تایید درستیش هم اینکه: در همین قران در ماجرای قوم لوط، خداوند مردانی رو که به لواط رو آورده بودن، مادرشون رو به عزاشون نشوند!
(قابل توجه لزبینهایی مانند خانم "شادی امین"! شادی امین خانواده اصیل و درست و حسابی نداشت، تا زماني هم که تو ايران بود شپش دم کونش چمباتمه ميزد و تنها مونس وهمدمش محیط مزخرف و تحوع آور چتروم بود! همین محیط چتروم هم او رو لزبين کرد (مانند سایر دختران چتروم که تقریبا همشون لزبین هستن) و شادي از پاي ياهو مسنجر پا شد صاف رفت آلمان و پناهندگيشو گرفت! ايشان و خيلي از فمينيستهاي ديگه معتقدن زني که با مرد رابطه جنسی داشته باشه يک زن واقعي نيست! و زن تنها باید با زن ازدواج کنه و فرهنگ جوامع باید طوری شکل بگیره که مردها هم کم کم فکر رابطه با زن رو از سرشون بيرون کنن و بجاي سکس با زن، برن کون همدیگه رو بزارن!!!
جالب اینجاست که همین شادی امین وقتی با یک مجله یا سایت مصاحبه میکنه، آخرسر ازشون میخواد که در بیوگرافیش بنویسن: "دین: اسلام"! خوب یه بچه 2 ساله هم میفهمه که این بدبخت فلکزده مسلمان نیست، منتها این کار رو میکنه که به دختران ایرانی این پیام رو بده که اگه لزبین بشن واسه دین و ایمانشون هیچ مشکلی پیش نمیاد!)

ناشناس گفت...

آقای آرش که دم از بحث علمی میزنید لطفا علمی ثابت کنید که قرآن از طرف خداست. در ضمن در این اثبات علمی حق استفاده از خود قرآن را ندارید به این دلیل که خود قرآن نمی تواند برای اثبات خودش نظر دهد و این از اصول علم و منطق است.این کار ارجاع به خود بوده و اساس پارادکس های بسیاری می باشد . لازم به توضیح نیست که پارادکس در تفکر و بحث چه موقعیتی دارد. منتظر اثبات علمی شما هستم.

Roya گفت...

لطفا" چاپ کنید:
حداقل وظیفه ما در مقابل خون شهدا و زنان و مردان و جوانانی که بخاطر شرف و عزت و دفاع از ما مردم در زندانها زیر شکنجه اند، اطلاع رسانیست.
دوباره محرم و سوءاستفاده این رژیم فاسد از ما مردم احمق و خرافاتی! تا کی؟ شاید تا جهنم!
عزاداری امام حسین یعنی پیروی و رفتن راه امام حسین، یعنی کمک به مردم فقیر و محتاج و آبرومند، یعنی قیام بر علیه ظلم و بیعدالتی، یعنی مبارزه بر علیه فساد و ریا و تظاهر، یعنی عدم پیروی از حاکمان و زمامداران فاسد و دزد و ظالم، یعنی از بین بردن دروغ و ریا و نفاق و ... یعنی حمایت از مظلوم، یعنی کمک به همنوع از هر دین و آیین.
ما مردم همیشه باید عزاداری کنیم نه برا امام حسین بلکه برا خودمون! چون از زنان و مردانی که بخاطر ما الان تو زندانند و زیر شکنجه حمایت نکردیم، چون راه شهدای پاکی که راه حقیقی امام حسین را ادامه دادند و به خاطر ما مردم بیغیرت زیر شکنجه شهید شدند را ادامه ندادیم، هنوز خون پاک شهید ستار بهشتی رو کفن خشک نشده، آیا از خودمون پرسیدیم چکار کردیم؟ چه راهی دارم میریم؟ آیا برامون مهمه که مادرش چه شکلی داره تو این گرونی زندگی میکنه یا مادر و خواهرش هنوز تو اجازه خروج از خونه رو ندارند و تحت نظرند! و صدها نفر مظلوم و بیگناه دیگه که شاید گمنام باشند و کسی اون هارو نمیشناسه!
زن و مرد، مجرد و متاهل سرگرم شدیم به فساد و دزدی و دروغ و نفاق و تظاهرو غیبت و جاسوسی! کارمون شده از هر راهی که بتونیم پول در بیاریم و خوش باشیم و فقط به خودمون فکر کنیم!
آیا امام حسین هم همینطور بود؟ ولله ولله نه، پس خودتو گول نزن با یه عزاداری ظاهری!
تو کلمون کردند که خدا و امام حسین و حضرت فاطمه و پیغمبرخوشحال میشند و ثواب داره اگر:
مثل دلقک سیاه بپوشیم و تو سر و سینه بزنیم! بزور اشک بریزیم! ظاهرمونو بشکلی بگیریم که یعنی غم و مصیبت بزرگی داریم! تو سر و کله هم بزنیم که غذای نذری بگیریم! عوض اینکه به چند تا مستحق واقعی کمک کنیم پولامونو بریزیم تو یه ضریح باصطلاح امامزاده تا این مفسدین فی الارض باهاش تو اروپا و آمریکا و... خوش بگذرونند (کمک بلاعوض 13 میلیاردی حرومزاده واعظ طبسی به دوست دخترش در دبی) یا سالی حداقل یکبار بریم مکه و عتبات عالیات! تا چی؟ تا دشمن و استکبار جهانی ببینه ما چقدر به دین و مذهبمون اعتقاد داریم!!! اطمینان داشته باشید که این باصطلاح دشمن و استکبار جهانی که این آخوندا و مداحا 33 ساله تو مغز ما مردم احمق و خرافاتی کردند و همه بی لیاقتی و فساد و دزدیشونو تو سرش خراب میکنند چیزی نیست جز خرافه پرستی و مرده پرستی ما! ما مردم احمق میدونیم که تعداد امامزاده‌ها در ايران طبق آماري كه در اول انقلاب گرفته شد، هزار و 500 عدد بوده، اما اين رقم روندي صعودي داشته و تا سال 90 بيش از هفت برابر شده است. اين امامزاده‌ها از كجا و چگونه پيدا شده‌اند؟ سالانه 300 امامزاده بعد از انقلاب در ايران كشف شده‌اند! یعنی تا سال 90 تعداد 10 هزار و 615 امامزاده رسمي و مورد تاييد در هشت هزار و 51 بقعه کشف شده‌اند!to be continued:

Roya گفت...

هنوز نفهمیدیم که دشمن ما جهل و نادانی و اعتقادات خرافاتی ماست، دشمن ما بی تفاوتی و سکوت ماست که باعث شده روز به روز نه بلکه لحظه به لحظه فقیرتر و بدبخت تر بشیم، جان و مال و ناموسمونو از دست بدیم و فقط به فکر سیر کردن شکممون باشیم و زیر شکم البته همش با توجیهات اسلامی و قرآنی! خودمونو گول بزنیم که دین و اعتقاداتمونو داریم حفظ میکنیم!
همه چیزمون برخلاف دستور خدا و قرآنه پس چه انتظاری داریم خدا شر این حکومت فاسدو از سر ما کم کنه! پس بیخودی دعا نکنید.
ارتشی که باید حافظ جان و مال و ناموس مردم و این کشور باشه الان شده حافظ جان و مال و ناموس دشمنان مردم! کار نیروهای مسلح ما شده دست بوسی مراجع دنیا طلب فاسد و سایر مفسدان و متظاهرین بخاطر کسب مقام و ارتقاء! ننگ بر این ارتش و سپاه! ننگ بر این نیروهای باصطلاح مصلح ما! آهای ارتشی، سپاهی، نیروی انتظامی فراموش کردید هدف از این لباس مقدس نظامی چیه! هدف اونیه که تو قرآن اومده و خدا گفته یعنی دفاع از ما مردم بدبخت، دفاع از مردم بی پناه که برای یه لقمه نون مجبور نشه زن و بچه هاشو بفرسته تو خونه یا شرکت خصوصی فلان حاج آقا یا مداح یا سپاهی و اطلاعاتی و اقازاده هاشون! یعنی دفاع از اون کارگر بدبختی که به خاطر گرفتن حقش و چندین ماه حقوق ناچیز عقب افتادش اعتراض میکنه اونوقت تو نظامی بی غیرت با باتوم و گاز سمی به این مردم بی پناه حمله میکنید! بترسید از عذاب خدا و بدونید که وعده خدا بر حقه یعنی دفاع از مظلوم و انتقام از ظالم. آقای نظامی ازت سوال میشه چرا به مردم بی دفاع حمله کردی؟ چرا از اونها حمایت نکردی؟ چرا از مظلومین دفاع نکردید؟ چرا از عقلت استفاده نکردی؟ مگه نگاه نکردی که اونها بدنبال حقشون اومده بودند؟ مگه ندیدی که حاکمان و مسولان همه فاسد و دزد ومنافقند! هر دفاعی کنی فایده نداره! اونجاست که خداوند میگه "هیچ عذری قابل قبول نیست و جایگاهتان دوزخ است".
از ما مردم خرافاتی هم میپرسند که چرا از عقلتون استفاده نکردید؟ چرا فکر نکردید؟ مگر با چشماتون فساد و دزدی و دروغ و ریا و نفاق را در مسولان و حکمرانان فاسد ندیدید؟ پس چرا باز از اونها پیروی کردید؟ چرا سکوت کردید؟ چرا بیتفاوت بودید؟ چرا از مظلومین دفاع نکردید؟ چرا از خونهای بیگناهان خونهاهی نکردید؟ چرا؟؟؟؟؟ هیچ جوابی نداریم بیدیم. اونجاست که خداوند میگه "هیچ عذری قابل قبول نیست و جایگاهتان دوزخ است".

Roya گفت...

ترا بخدا فکر کنید هدف از قیام امام حسین چی بود؟ امام حسین متنفره از این دلقک بازی و سیاه بازیهای ما امت منافق، امام حسین بیزاره از اینکه ما همه با اسم اون خلاف دستوراتش عمل میکنیم! اون قیام کرد تا دین جدش رسول خدا رو زنده کنه، دینی که معاویه و یزید و ... با اون از مردم احمق و نادان و خرافاتی اون زمان سوءاستفاده میکردند، همه پیشنماز بودند و مفسر قرآن و آمران به معروف و ناهیان از منکر! همه حج و طواف خانه خدا میکردند! ولی همه متظاهر و فاسد و دزد و دروغگو! خوردن مال مردم را حق خودشون و فامیل و طرفدارانشون میدونستند! مردمو و ناموسشونو برای خودشون حلال میدونستند! چیزی که خامنه ای همه را حق خواص خودش دونسته، امام حسین قیام کرد تا اینها رو از بین ببره پس نیازی به اشک و عزاداری ما مردم نادان و خرافاتی نداره. بشینیم برای خودمون گریه و عزاداری کنیم!
سخت نیست، یه کم فکر کنید، تو این دنیا همه چی تکرار میشه ولی ما نمیفهمیم، البته خودمونو به نفهمی میزنیم! یه عده بیسواد و دزد و فاسد و دروغگو و منافق بنام خدا و قران و پیامبر و امامان دارند جان و مال و ناموس و کشومونو غارت میکنند، از هر نیرنگ و حیله ای هم استفاده میکنند ولی همه ما میدونیم که اینها دزد و فاسد و ریاکارند! پس وقتشه تکونی بخوریم و بیدار بشیم و متحد بشیم و از هم حمایت کنیم و ریشه همشونو بکنیم.
در غیر اینصورت در پیشگاه خدا باید جواب بدیم!
میدونم شرایط زندگی خیلی سخته، برای هممون سخته، ولی ترا خدا اگه میخواید برا امام حسین واقعا" اشک بریزید و عزاداری کنید تو خونه هاتون اینکارو بکنید ترا خدا نرید تو این مراسم هایی که یه عده آخوند و مداح فاسد برا سوء استفاده از حضور ما مردم برگذار میکنند! معلوم نیست با کدوم پول حرومی خرج غذا و مراسمو میدند! لذت این لقمه حرومه که ما مردمو بیتفاوت و بیغیرت بار آورده! حرومخورای فاسدی که برا نیم ساعت مداحی یا سخنرانی از طرف هیاتهای رزمندگان اسلام وسایر مراکز دزد و فاسد 2-3 تا ماشین آزورو به ارزش بالای 100 میلیون میگیرند! (3 سال پیش حاج آقا مومنی در مشهد و و سعید حدادیان در تهران) هنوز نفهمیدیم که چرا همسرای بعضی از شهدای عزیزمون مثل شهید همت و شهید باکری از این مراکز فساد و علما و مداحای فاسد و دزد دوری میکنند.
خیلی حرف دارم، وقتی تو خیابونای تهرون میبینم دوباره این حکومت فاسد خوشحاله که محرم و صفر اومده و ما مردم احمق و خرافاتی مثل گوسفند و الاغ ریختیم تو خیابونا و حسینیه ها و ... تو سر و مغزمون میزنیمو از این آخوندا و مداحای فاسد طلب التماس دعا میکنیم! حالم به هم میخوره.
نمیفهمیم همه زندگیمونو ازمون گرفتند و ما برای یه غذای مفتی (خودمونو گول میزنیم که غذای نذری!) از سر و کول هم بالا میریم و با هم درگیر میشیم!
ولله ولله این پولا حرامه، رفتن به این مجالس حرامه، هر چیزی که باعث بشه تا این حکومت فاسد ازش به نفع خودش سوءاستفاده کنه حرامه، هر چیزی که باعث بشه تا زندگی ما مردم نکبت و کثافت بشه حرامه، قبول نداری اون دنیا میبینیم.
اون دنیا ما مردم مجازات میشیم که چرا از عقلمون استفاده نکردیم؟ چرا کورکورانه تقلید و پیروی کردیم؟ بس نیست 33 سال نکبت و فساد و دزدی و ریا و فقر و ...
هرچی تو این قرآن به عنوان گناه و نکبت اومده تو مملکت ما عادیه و شده عرف جامعه! این یعنی خدا داره آمادمون میکنه برا عذاب بزرگ! مثل مثالهایی که از اقوام لوط و صالح و .... زده.
اگه به این بازاری حرومخور بگند یه کمکی به یه بدبختی بکن ، تا مطمءن نشه که یه مورد برا عشق بازیشه اینکارو نمیکنه! تو بازار همه چیز ربا و حرومه حالا برا امام حسین از اون پول حروم عزاداری میکنند!
ولله ولله ولله اینها حرامه.
دوباره محرم و سوءاستفاده این رژیم فاسد از ما مردم احمق و خرافاتی!
اطمینان داشته باشید که با این راهی که داریم میریم نه دنیارو داریم نه آخرتو!

ناشناس گفت...

من مادر آن خدایی را گا... که با زبانی صحبت نکرده که هیچ کس از آن سر در نمی آورد. بین خود علما که ادعا فهمیدن این زیان را هم دارند همیشه و هنوز هم اختلاف هست. آخه این خدای مادر جن.. نمیتونست از یک زبانی استفاده کنه که بین بنی بشر اختلاف نیافته.

ولی الله گفت...

درجواب نویسنده.این خرافات چیه نوشتی وبه اسلام ربط میدی.طبق عقیده اسلامی اهل بهشت اصلامقعد ندارن؛زیرانیازی نیست چون دربهشت انسان اصلا به توالت احتیاج پیدانمیکنه پس چه جوری توبهشت هم جنسبازی باشه.بابانگو اسلام گفته بگوخودم گفتم.غلمان برای خدمت اهل بهشت هستن.

ولی الله گفت...

آقای ناشناس بالای اسمم این توهیناچیه خوب گله ایی نیست دین ندارین که به شمااخلاقیاتو یاد بده.تعالیم اسلامی به مامیاموزه که اصلابه مخالفین وبه مقدساتشون فحش ندیم وخداونداین دستوررادرقرآن برماالزامی کرده.ادب نداری بی فرهنگ واسه چی نظرمی دی.اون خداخواسته تنبلایی مثل تویه کم اهل تحقیق باشن وبه دنبال علم برن واین خودش حقانیت قرآن روثابت میکنه.توکدوم جامعه این همه مردمش اهل علمندوبسیارظریف اجتهادمیکنن.دین حتی به مایادداده که هسته خرماروچه جوری بالابندازیم چه برسه به مسایل مهم.

ناشناس گفت...

یکی از بهترین دلایل اینکه وقتی هنوز این جریان غلمان و بچه بازی محمد و مومنین در بهشت بیرون نیفتاده بود (در زمان اوایل و قبل از انقلاب) همیشه سخن از یک غلام برای علی پسر ابوطالب بود که اسمش هم قنبر بود که اگر بدانید اسم قنبرعلی هم در فرهنگ ما از همین نشات گرفته است.
اما امروزه اگر از بچه های زیر 20 سال بپرسید غلام علی چه کسی بود اصلا نمیشناسند و نمی توانند پاسخ دهند. چرا؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!
خیلی ساده است، چونکه گند غلمان و غلام و اینکه غلام (برده جنسی نر) و کنیز (برده جنسی ماده) با برده معمولی و عبد، چه فرقی داشته کاملا مشخص گردیده بود و باید این لکه ننگ از دامان علی پاک می شد که او هم بعله!!!

ناشناس گفت...

بنابراین ملایان در سخنانشان و مداحان در مداحی هاشان و نیز در کتابها و مجله ها و روزنامه ها و ... دیگر سخنی از این فرد مشهور تاریخ اسلام نزدند، تا گند اسلام حداقل از دوش علی که ما خودمان را برایش پاره کرده ایم، برداشته شود.
و اینچنین است که نوجوانان و جوانان ما این یار مشهور و نامی و یار رختخواب علی را نمی شناسند.
برای خود من تا چندی پیش بسیار مایه تعجب بود که چرا دیگر اسمی از قنبر غلام وفادار علی برده نمی شود تا اینکه گند حوری و بویژه غلمان در جامعه ایران کاملا بیرون افتاد متوجه این امر شدم و به هوش کثیف و منفی این ... زاده های اسلامی(آیت الله ها و ملایان) ایمان آوردم که چگونه چندصد سال و حتی بیشتر ما را خر کرده اند و سوارمان شده و پایین نمی آیند.

حسین گفت...

ناشناس عزیزبالایی برای تخریب دیگران سعی به هرگونه تهمت زدن نکن شماکه خودتان رااهل منطق میدانید خوب منطقی حرف بزنید.دلیل بیاورید.مگرآوردن دلیل مشکل است.

ناشناس گفت...

خوب من فقط می خواهم بدانم چرا در مورد قنبر غلام علی ابن ابیطالب، در کشورهای شیعه اسلامی 20 سال است سکوت شده است، مثل این است که در مورد عایشه سکوت شود و انگار که اصلن عایشه در تاریخ اسلام وجود نداشته است.

ناشناس گفت...

امثال آرش که میخوان بزور ثابت کنن غلمانهای بهشتی برای کامگیری جنسی قرار دهده نشده اند، خیلی دغل بازن. آخه یه کم عقلتونو بکار بندازید. مگه میشه مردان بهشتی این غلمانهای نوجوان و زیبارو رو در حال دادن جام شراب ببینن و اونوقت تحریک نشن و هوس سکس با اونارو نکنن؟؟؟؟؟؟ اگه قرار باشه الله غلمانها رو فقط برای خدمتکاری گذاشته باشه که اونوقت نتیجه میگیریم می خواسته مردان بهشتی رو ضجر بده و ببرشون تا لب چشمه و تشنه برشون گردونه . امثال آرش که میان اینجا و به دروغ میخوان اینو ثابت کنن هم نسبت به پسران نوجوان میل و گرایش دارن و این مسئله اصلا مربوط به همجنسگراها نیست. هر مردی از دیدن یک پسر نوجوان و زیبا لذت میبره چه همجنسگرا باشه و چه نباشه. مگه نمی گن تو بهشت هر چی بخوای الله فراهم میکنه . شاید یکی از مردان بهشتی در حین اینکه داره جامو از دست غلمان میگیره تحریک بشه و بخواد باهاش همخوابه بشه . آیا الله درخواستشو قبول نمی کنه؟؟ اونوقت اون به الله میگه مگه نگفتی هرچی بخوایم بهمون میدی. اونوقت الله میگه این کار شیطانی است. اونوقت اون بر میگرده میگه مگه تو بهشت هم شیطان هست؟؟؟؟ اونوقت همینجوری میفتن تو دور باطل و ..... . واقعا خنده داره که امثال آرش میخوان به زور دروغشونو به کرسی بشونن . تازه !! نوشیدنی که مستی نیاره که حال نمی ده . بابا ما اصلا نخواستیم بریم بهشت هی آبپرتقال ببندن به نافمون . ما میخوام ویسکی و وودکا بدن که مست بشیم حال کنیم. تو این دنیا که شرابو و این چیزا رو برامون حرام کردند یعنی تو بهشتم نمی تونیم نوشیدنی مستی اور بخوریم؟؟؟ نخواستیم بابا

ناشناس گفت...

قرار دهده = قرار داده

ناشناس گفت...

اسلام و بزرگانش را بهتر بشناسیم:


تحریرالوسیله آیت الله خمینی، جلد سوم، ترجمه آیت الله خامنه ای :
کسیکه زوجه اى کمتر از نه سال دارد وطى (1) او براى وى جایز نیست چه اینکه زوجه دائمى باشد، و چه منقطع ، و اما سایر کام گیریها از قبیل لمس بشهوت و آغوش گرفتن و تفخیذ (2) اشکال ندارد هر چند شیرخواره باشد.

1- وطی یعنی آمیزش جنسی
2- تفخیذ یعنی مالیدن آلت جنسی به ران


خالا شک دارید در اینکه محمد در 6 سالگی دنبال کامگیری و وطی و تفخیذ عایشه بوده است.

اف و تف بر این دین پاک الهی که کودکان ناز و معصوم و ظریف را برای چه مقاصد کثیفی می خواهد که پیامبر و الگو و رهبر اشلی اش را به این کار مجاز می داند.
تف بر هر انسانی که این حرف را بشنود و بر این دین کثیف ماله بکشد. آیا دختر یا خواهر یا خواهرزاده و برادرزاده 6 یا 7 یا 8 یا 9 یا 10 یا 11 یا 12 یا 13 ساله خود را به من می دهید تا او را تفخیذ کنم یا با او نزدیکی نمایم. تازه من 23 سال بیشتر ندام و مثل محمد شما 54 ساله نیستم.
ای تف بر شرفتان اگر به من پاسخ دهید که الان وضعیت فرق دارد و یا چنین مهملات محمد پاک کنی را.

مسلم گفت...


شبهه: چرا حضرت محمّد(ص) با وجود اختلاف سن زیاد با عایشه ازدواج کردند؟

پاسخ: شرایط سنی که در فرهنگ ما ایرانیان امروزه متداول است، در آن عصر و نزد عرب های آن زمان متداول نبود. بسا اتفاق می افتاد دختران نو رسیده به عقد مردان کهنسال در می آمدند.وهمچنین کسی حق نداردبا فرهنگ رایج این زمان نسبت به1400سال پیش نظر بدهد واگر می خواهد نظر بدهد باید بافرهنگ رایج همان زمان حرف های خود راتطبیق دهد.عایشه قبل از پیامبر اسلام چندین خواستگار داشته است واو به اجبار با پیامبر ازدواج نکرد بلکه ازدواجش اختیاری وبه میل خودش بود. در این گونه ازدواج ها هیچ گونه خرده گیری و ملامتی وجود نداشت. مانند این که در تاریخ آمده است که عمر از عثمان خواست که دخترش حفصه را به عقد خود در بیاورد در حالی که عثمان حدود12 سال از عمر بزرگتر بود نیز به ابو بکر که حدود ده سال از عمر بزرگتر بود پیشنهاد ازدواج با حفصه را داد .علی هم دخترش را به نکاح عمر درآورد درحالی که اختلاف سنی بین آن ها بسیار بود. آری این گونه ازدواج ها در آن فرهنگ پذیرفته شده بود. آیا باید انتظار داشته باشیم دیگران طبق فرهنگ امروز ما ازدواج کنند؟جالب این جاست که مشرکین ویهود ونصاری آن زمان با آن دشمنی که داشتند هیچ وقت چنین شبهاتی را مطرح نکردند والان چند نفر کوته خرد این ها را مطرح می کنند.
وهمچنین عایشه یک دختر استثنایی بود زیرا اواز حافظه ایی بسیار قوی برخوردار بود بطوریکه 50بیت شعر رابه محض شنیدن یکبار حفظ می کرد


ناشناس گرامی مدلل حرف بزن اسلام تنها دینیه که مدلل حرف میزنه وتو هم باید برای قول خودت دلیل بیاری

ناشناس گفت...

خوب محمد گه خورده که با فرهنگ کثیف 1500 سال پیش مرا وادار به کلی کارهای حرام و ناشایست کرده که به فرهنگ الان نمی خوره و گه خورده که مرا به این دین راهنمایی می کند.
دینی که بر اساس فرهنگ پست و عقب مانده اعراب 1500 و 2000 سال پیش دارد، امروز مرا مدیریت و در اصل گه مالی می کند، هم گه خورده و غلط کرده که برای من دستورات زندگی صادر می کند و ماله کشانی همچون تو نیز این دین احمقانه را که فقط برای خود نفهمت، خوب است دینی برای تمام دوران ها می دانی.
تو هم گه خورده ای که ماله کشی می کنی برای دینی که از 1500 سال پیش فرهنگ و مردم ما را با فرهنگ 2000 سال پیش رهبری می کند.
چگونه است که در اینجا نمی شود فرهنگ الان را با 1500 سال پیش مقایسه کرد و باید مت قبول کنیم که آنها فرهنگی عقب مانده داشته اند ولی در اینکه اسلام در این فرهنگ عقب مانده بروز و مجال ظهور یافته است، هیچ مشکلی نیست و ما باید همانند خر و الاغ و یابو چشم و گوش بسته فرمانهایش را بپذیریم بدون توجه به اینکه این دین و فرهنگ عربی مربوط به آن دوران عقب مانده ترین قوم تاریخ بوده است و نمی توان با این دستورات و فرهنگ وحشیانه و احمقانه دنیای امروز مردمان را مدیریت کرد.

مسلم گفت...

جناب ناشناس بالایی عفت کلام داشته باش
یه کم اهل منطق باش!بیچاره!

دین محمد بود که شما ایرونیا رو از سکس با مادر وخواهرتون دور کرد به همین خاطره که این قدر زورتون میاد نمیدونین چیکار کنین فقط فحش میدین
درضمن این در عرف یک قوم است ودر همین زمان ما هم اقوامی پیدا میشن که در بینشون چنین ازدواجایی میونشون رخ میده!


توصیم به شما اینه که از تعصب و فحاشی دوری کنین

ناشناس گفت...

بی شک ما ایرانی ها بودیم که با زن پسر خودمون ازدواج میکردیم(ازدواج محمد با زن زید که پسر خوانده او بود)
بی گمان ما بودیم که زن خودمان را به دیگران می دادیم که برایمان بچجه درست کنند مانند فاطمه که دختر خدیجه و کس دیگری بود. زیرا اگر محمد بچه دار می شد از صدها زن و هزاران کنیز(یک پنجم غنیمتهای اسلام به حاکم وقت میرسد درست همان یک پنجم که در میان راهزنان به رییس راهزنان میرسد) فقط یک بچه نداشت.
بی گمان ما ایرانی ها بودیم که به دختر شش ساله تجاوز می کردیم و اسم انرا نکاح اسلامی مینامیدیم که بچه باز بودن و پدوفیل بودن خود را مخفی سازیم. و بی گمان ما بودیم که زن بسیار جوانمان را به علت اینکه نمی توانستیم در 60 سالگی با او نزدیکی کنیم به سمت هرزگی و خودفروشی و فاسقی با پسرکان جوان دور و بر خودمان کنیم و حتی کار به جایی بکشد که عایشه بعضی وقتها با جوانانی برومند شب را تا صبح سپری کند.
بی گمان ما ایرانی ها بودیم که معلوم نبود پدرمان کیست و مادرمان کدام که پدرمان فقط یک شب را در کنار مادرمان بوده و ما پس افتاده ایم. آیا شما باور می کنید که عبدالله و آمنه پدر و مادر محمد فقط یکشب با هم بوده اند به عنوان زن و شوهر؟؟؟ نه هرگز چنین نبوده است و درست این است که پدر آمنه دخترش را به تن فروشی برای یک شب به عبدالله داده است تا پولی بدست آورد.
بی گمان ما ایرانی ها بودیم که علی کوچک را به امانت از پدرش گرفته و شبها او را در زیر لحاف و پتوی خود خوابانده و بدن خود را به او میمالیدیم و زبانخود را در دهان او می گذاشته ایم.
بی گمان ما ایرانی ها اهل منطق نیستیم وگرنه دختران خود را همانند پدر آمنه برای یکشب به عبدالله صیغه می کردیم تا کسی همچون محمد به دنیا بیاید و اهریمن را بر ایران مسلط کند...
بی گمان ما ایرانیها غلامداری می کردیم و با مردان دیگر می خوابیدیم و غلامداری و کنیزداری از ایرا به اسلام راه یافته است.
و...
و...
و...
و...
و...

ناشناس گفت...

در ضمن برای اینکه دروغ بزرگ اعراب و مسلمانان کثیف را در رابطه با شایعه ازدواج با محارم در ایران به این مقاله رجوع کنید:
http://tamadonema.blogspot.com/2012/03/blog-post_11.html
تا بدانید حرامزادگان عرب که خود چندشوهری را به صورت قانونی داشته اند و حتی مادر پیامبرشان فقط یکبار با عبدالله همخوابه شده است و این زن شوهرهای دیگر نیز می توانسته داشته باشد، چگونه می خواهند فرهنگ سترگ و بزرگ ایرانیان را که جهان به آن مدیون و وامدار است خراب کنند.
بی گمان دریا با دهان مسلمانان نجس نمی شود( این را به دو علت نوشتم:
1- چون توهین به سگ که وفادارترین حیوان به انسان بوده است را دوست ندارم و راهزنان چون هرگز از سگ خوششان نمی آید به همین علت سگ را نجس خوانده اند(محمد راهزن و مسلمانان اطرافش که همگی راهزن بوده اند)
2- مسلمانان به همه مردم غیرمسلمان جهان نجس می گویند پس من هم به آنها نجس می گویم)

ناشناس گفت...

در مورد ازدواج های کثیف مسلمانان و اعراب که ادعای اوردن فرهنگ و تمدن به کشور ما را داشتند از این سایت واقعیات را بخوانید:

http://www.tahoorkotob.com/page.php?pid=7480

ناشناس گفت...

اسلام و فرهنگی که به ما داد و ما باید طبق گفته مسلم به آن افتخار کنیم:
همانند فرهنگ تفخیذ(مالیدن آلت تناسلی به میان رانها) کودک شیرخواره
و برده داری و ...
http://qazeta.org/2011/06/05/%D8%B3%DA%A9%D8%B3-%D8%A8%D8%A7-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%81%D8%AA%D9%88%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%85%DB%8C%D9%86/

http://kabulpress.org/mobile/spip.php?article93514

http://bahsequrani.blogspot.com/2012/11/blog-post_5923.html

http://www.zandiq.com/articles/0000000030.shtml

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85_%D9%88_%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85_%D9%88_%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C

حسام گفت...

با سلام خدمت دوستان محترم و همچنین نویسنده ی عزیز که در جهت روشن سازیه بعضی مسائل گام بر میدارند.
من در اینجا قصدم صحبت در جهت رد یا تایید قران یا اسلام نیست . من یه سری سوال دارم و یه سری نظر دارم . البته اطلاعاتم به شدت محدوده و امیدوارم مدیریت این سایت با اطلاعات کاملشون کمکم کنه.ما تعدادی ایه داریم در قران که بیشتر به قوم لوط اشاره داره و اکثر فتواها بر اساس ان انجام گرفته در 80 ایه در مورد خوده حضرت لوط صخبتهایی به میان امده که بیشتر در اعراف هود حجر و شعرا انبیا 74 75 عنکبوت25 الی 34 و..است .البته به ایاتی که گفته میشود نهی کننده ی این مسله هستند که در نسا(20) و در اعراف(78 الی 80) اگاهی دارم من تحلیل های زیبای نویسنده را ارج مینهم و میخواهم ابتدا مسله ی قوم لوط را بیان کنم . در مورد قوم لوط داستانهای زیادی بیان شده و میخواهم در اینجااین مسئله را که میگویند عذاب به قوم لوط به علت همجنسگرایی بوده را منکر شوم.تاکیدات و نوشته های نویسنده بر این مسئله که سکس ما بین دو هم جنس به ذات زشت نیست خود کمکی به گفته ی من خواهد بود . در خود ایات مربوط به قوم لوط امده که زن حضرت لوط جزو عذاب شدگان بوده چطور یک زن همجنسگرای مرد بوده؟ یا شاید جزو همجنسگراهای زن بوده پس چطور شوهر داشته؟ پس حتما صرفا این عذاب ماله همجنسگراها نبوده! باید به یکسری مسائل دقت کنیم و اون اینه که بر اساس ایات مربوط به قوم لوط نمیتوانیم به ذات سکس دو همجنس را زشت بدانیم .بین سکس زن و شوهرکه در اسلام ثواب شمرده میشه و در مقابلش کلمه ی زنا که به رابطه ی نامتعاف اشاره دارد و نا مشروع شمرده میشه به همین شکل میبایست ما بین همجنسگرایی و همجنسبازی(لواط) باید یک حریمی قائل شویم.
(رابطه ی سالم زن و مرد---زنا) (همجنسگرایی---لواط) .همجنسباز کسی است که به زور دست به این اقدام میزند و تنها مسئله ی مهم برای وی ارضا است و مخل ارامش جامعه و بر هم زننده ی امنیت اجتماعی است و میبایست با وی بر خورد شود ولی همجنسگرا بر عکس این مسئله است و نیاز حیاتیه وی است و نمیتواند با غیر همجنسش رابطه بر قرار کند.در ادامه باید بگویم که قوم لوط این کار را در ملا عام و حتی گروهی انجام میدادند و حتی به زور ایا اگر این مسئله ما بین زن و مردها بود عذاب وارد نمیشد؟ پس چه جور این ایات را با بی انصافی به مسئله ی دو همجنس میچسبانیم؟پس چه جور میشه این کار را ما به ذات بد بدونیم ؟ ایا این نوعی حق خوری علیه یک سری افراد نیست ؟ ایا این به علت تقسیر های اشتباهی که یکسری مفسرینی میکنند که اطلاعی از محیط همجنسگراها ندارند نیست؟ ایا به علت این نیست که در زمان پیامبر تنها رابطه ی دو همجنس ختم به زور و کشتو کشتار میشده نبوده؟ ایا در ان زمان که تا سالهای قبلش زنها کشته میشدند و دران فضای عرب نشینی و خشم و خشونت اگه گفته میشد دو نفر و هر دو راضی به همجنسگرایی هستند خنده دار نبود و قابل باور بوده یا چنین چیزی بوده که اصلا قران بیاد بگه ثوابم داره؟ ایا اصلا برای عربهای ان زمان میشد حریمی مابین همجنسگرایی و همجنس بازی(لواط) ایجاد نمود و حتی تو خوابم یه عرب نمیدیده که دوتا همجنس عاشق هم بشن و همدیگرو دوست داشته باشن و ازاری به اجتماع نرسونن !!!و حتی بتونن کنار هم برای همیشه زندگی کنن !!!و حتی من حساب میکنم شاید ایاتی که نویسنده به انها اشاره کرده در ان زمان برای عربها خنده دار بوده که حتی غلمان ها با حکم خدا دست به این کار بزنن !! حتی الانشم برا همه خنده داره!! ولی واقعیت اینه امروز قضیه فرق میکنه.
پس باید یه تجدید نظری در مورد این مسئله بکنیم چون امروز این حریم بین همجنسگرایی و همجنسبازی(لواط) ایجاد شده و حتی در مورد ازدواج ما بین دو همجنس به بحث بپردازیم.در ضمن قران (درست یا غلط) به خودیه خود سختگیرانه هست ترو خدا افراد تند رو و اهل ریاضت اینو شدید ترش نکنند. با داغتر کردن مسائل مربوط به قیامت بیشتر از اونیکه امده و جهان اخرت و ترسوندن مردم با این مسائل و زور و اجبار و فشار شاید به صورت مثطعی جوابی حاصل شه ولی دائمی نیست. اگر اعتقادی به این کتاب دارین بی تعصب باایاتش برخورد کنین و تفسیرش کنین نه اونجور که خود میخواهین تا بتونید گسترشش بدهید.

Arash Irani گفت...

حسام گرامی، اگر در قسمت جستجو کلمه " لوط " بنویسید لینک شرح کامل داستان قوم لوط و آیات مربوطه را مفصل نوشتم:
http://iran000.blogspot.jp/2010/07/blog-post_11.html
قطعا آن چیزی که شما می گویئ منظور نیست، همجنسگرائی تا بدانجا از نظر قرآن زشت است که حتی خود لوط به آنان (مردم سدوم) دخترانش را تعارف می کند.
اگر نظری دارید در آنجا بنویسید.

ناشناس گفت...

گربرفلکم دست بدی چون یزدان..برداشتمی من این فلک رازمیان.......وزنوفلکی دگر چنان ساختمی..کازاده به کام دل رسیدی آسان.

ناشناس گفت...

پس در اسلام عزیز حوری مرد هم داریم، البته نه برای زنان بلکه برای مردان مسلمان.
عجب دین مردسالاری!

ب.بیدار گفت...

با درود وسپاس از دوست روشنگرم
با خوندن مطالبت واقعا" به دامنه اطلاعاتم افزوده میشه
پاینده باشی دوست من

ناشناس گفت...

سلام. کلامتان پر است از حرف های نادرست. اگر این حرفها را به کسی که مقداری اطلاعات اسلامی داشته باشد بگویید، خنده اش میگیرد. مثلا میگویید هر کس یک باغ مخصوص دارد، اما همه در یک باغ اند و این متناقض است. نمیفهمم کجای این تناقض دارد که هر کس یک باغ اختصاصی داشته باشد، در یک باغ بسیار بزرگتر که عمومی است. و خیلی حرفهای دیگر که اینجا مجالش نیست. لطفا اگر مشکل شخصی با اسلام دارید، حداقل جوری صحبت کنید که خواننده با سواد خنده اش نگیرد.

ناشناس گفت...

در خصوص چگونگی وضو من با ان دوست گرامی موافقم که بر اساس مفهوم ایه معتقد است که باید پا را هم شست چون در این ایه اگر صورت ودست از پا وسر جدا شده است نه بخاطر مسح کشیدن وشستن است بلکه به بخاطر شرایط همگون پا وسر در کعبین وشرایط همگون صورت ودست در مرافق است چون صورت ودست طوری واقع شده اند که حالت چهار گوش ندارند مثلا دست انسان تا نقطه ای که توسط مفصلی به بازو وصل میگردد امتداد دارد واز انجا ببعد دیگر بازو است ونیازی به شستن نداردوهمچنین صورت که شامل چشم وابرو ودهان وبینی است واعضای دیگر نزدیک انها مانند مو وگوش شامل صورت نمیشود اما پا وسر حالت چهار گوش دارد وان قسمت چهار گوش پا وسر باید شسته شودالبته هر عربی با خواندن ایه بسرعت متوجه مطلب میشود چون ایه ارجلهم با فتحه است نه با کسره البته ایجاز در قران را هم نباید فراموش کرد

Translate

دریافت از طریق ایمیل

بايگانی وبلاگ

کل نماهای صفحه