اسلام شناسی

اسلام آمیزه‌ای است از جنایت، سکس و خرافه؛ آنچه که مغلطه‌کاران معجزه‌ی قرآن می‌دانند خرافاتی بیش نیستند؛ در این دین زن کالائی است جنسی در اختیار شوهر، مجوز تصاحب زنان کفار نیز در همین راستاست. تاریخ جانیان زیادی را به خود دیده، محمد تنها جنایتکاری است که پیروانش همچنان طبق سنت او آدم‌کشی می‌کنند؛ در این دین تنها مسلمانان انسان شمرده می‌شوند و دیگران جانور؛ پس با شمع روشنگری، سایه سنگین و تاریک مذهب که همان اندیشه‌ی ضحاکی مغز خور باشد را از میهنمان بر خواهیم چید.

جستجو کردن موضوعات خاص (لطفا کلمات مربوطه را وارد نمائید)

در حال بارکردن…

100 مورد از تناقضات و اشتباهات ساختاری قرآن

 بزرگترین تناقض ادیان در این است که اگر خدایشان پدید آورده تمام جهان است، پس آیا منطقی است که خدا به زمینی بسیار کوچک، تا این اندازه ا...

ه‍.ش. ۱۳۸۹ اردیبهشت ۸, چهارشنبه

اژدهائی نایب علی ابن ابی‌طالب در میان جنینان شیعه است!


فاطمه خطاب به رسول الله: علی کچل شکم گنده، چشمانش بزرگ و شانه‌هایش مانند شانه‌های شتر است!
    شیخ علی کورانی از علمای برجسته جهان تشیع حدیثی را آورده که نشان می‌دهد فاطمه به هیچ عنوان علی را دوست نداشت:
     هنگامی که رسول الله  پیشنهاد علی برای ازدواج با فاطمه را با او در میان گذاشت، فاطمه سرش را به زیر افکند و گفت: تصمیم تو بر تصمیم من مقدم است؛ ولی من از زنان قریش شنیدم که می‌گویند، علی شکمش بزرگ، دست و پایش کلفت، کچل است و پیشانی‌اش پهن، چشمانش درشت و کتفش مانند کتف شتر پهن است (اجویه مسئله جیش الصحابه/ شیخ علی کورانی العاملی / صفحه 25)
البته چون این روایت اصول و مبانی شیعه در تضاد است وی در این کتاب این نقل قول را با هدف رد آن آورده (شرح اختلاف علی با فاطمه)
   البته طبق روایت شیعه، خود رسول الله تنفر فاطمه از علی را با بوسیدن میان دو پستان او جبران می‌کردند (شرح)

سخنانی عجیب از علی:
علی خطاب به یکی از امیرانش: ای کسی که آلت پدرش را به دندان گرفته!
    از علی امیرالمؤمنین به عبدالله بن قیس: ای فرزند لباس زن پوشیده، ای کسی که آلت تناسلی پدرش را به دندان گرفته، سوگند به الله که من... (شرح نهج البلاغه / ابن ابی الحدید / جلد 14 / صفحه 10، بحار الانوار/ جلد 32 / صفحه 86 و 87 ، الامالی شیخ مفید / جلد 72 و الغدیر علامه امینی / جلد 9 / صفحه 19 و 277 و ...)
     لفط شرح نهج البلاغه: الى عبد الله بن قيس، اما بعد؛ يا بن الحائک، يا عاض أير أبيه، فوالله انى كنت لارى ان بعدک من هذا الامر الذی لم يجعلک الله له اهلا و لا جعل لک فيه نصيبا، سيمنعک من رد امری والانتزاء
درالغدیر علاوه بر لفظ بالا در جلد 9 صفحه 277 نیز آمده که به او گفت: "ای کسی که پس از بیعت آلتش را با دست راست نگرفته" ( انه لم يمس فرجه بيمينه منذ بايع)
  این واژه کاملا چاله میدانی است، مانند الفاظی که اکنون در میان عوام جاری است، واژگانی مانند "کُس‌خل" یا "کُس‌کش" و یا اینکه فلا چیزی "کیریه"؛ علی هم گفته " کیر پدر به دهنت"! کاربرد چنین واژگانی فقط از علی بر می‌آید؛ این واژگان در آن زمان در میان بزرگان عرب رسم نبود و احتمالا کسانی مانند علی آن را به کار می‌بردند.

دشنام دادن زشت علی به زنی
    از امام صادق (ع) روایت است که فرمود: " امیرالمومنین بر منبر مشغول سخنرانی بود، زنی از میان جمع که برادرش و پدرش را کشته بود بلند شد و گفت: "این قاتل کسانی است که بسیار آنان را دوست داشتم"؛ امیرالمؤمنین به وی نگاه کرد و گفت: "دروغ گفتی ای زن مانند مردان! ای زبان دراز بسیار زشت خودخواه، ای کسی که پریودت از جائی نیست که سایر زنان پریود می‌شوند، ای کسی که بر آن چیزش (واژنش) آشکارا چیزی آویزان است.. (بحار الانوار / جلد 34 / صفحه 256، الاختصاص شیخ مفید/ صفحه 304، تفسیر العیاش/جلد 2 / صفحه 248)
    عن ابی عبدالله  (ع) قالوا  سمعناه يقول: جاءت امراه متنقبه و امير المؤمنين (ع)على المنبر و قد قتل اخاها و اباها فقالت: هذا قاتل الاحبه، فنظر اليها امير المؤمنين (ع) فقال: يا سلفع يا جريه يا بذيه يا متكبره، يا التی لا تحيض كما تحيض النساء يا التی على هنها شیء  بين مدلى.
   ضمنا طبق لفظ بحار الانوار، منظور از اینکه پریودت از جائی نیست که سایر زنان پریود می شوند، یعنی از راه مقعد پریود می شوی.
این موضوع مختص علی ابن بی طالب نیست و خود الله هم به صراحت می‌گوید که ما در واژن مریم دمیدیم (شرح)

حضرت علی: دلیل بزرگی شکمم، جمع شدن علم در آن است!
علی ابن ابی طالب سه ویژگی داشت:
1- کچل بود.
2- قدکوتاه بود.
3- چاق بود.
   اما ببینید که علی چگونه در این سه مورد از خودش دفاع می‌کند:
سال رجل امير المؤمنین( ع) فقال: اسالک عن ثلاث هن فيک اسالک عن قصر خلقک و كبر بطنک و عن صلع راسک؛ فقال امير المؤمنین( ع) ان الله تبارک و تعالى لم يخلقني طويلا و لم يخلقنی قصيرا و لكن خلقنی معتدلا، اضرب القصير فاقده  و اضرب الطويل فاقطه و اما كبر بطی فان رسول الله صلى الله عليه وآله علمنی بابا من العلم، ففتح ذلک الباب الف باب فازدحم فی بطنی فنفخت عن ضلوعی.. (علل الشرائع شیخ صدوق/جلد 1 / صفحه 159 و الخصال / شیخ صدوق/ صفحه 189 و سنن الامام العلی / گرده آوری معهد باقر العلوم/ 25) 
     مردی از امیر المؤمنان در مورد دلیل کوتاهی قدش و بزرگی شکمش و کچلی سرش پرسید، امیر المؤمنین پاسخ داد: الله عزوجل مرا نه قد بلند آفرید و نه کوتاه، مرا متوسط آفرید، قدکوتاه‌ها را (از بالا به پائین) دو نیم می‌کنم و بلند قد را (از کمر) تقسیم می کنم؛ اما دلیل بزرگی شکمم؛ در حقیقت رسول الله (ص) مرا دروازه‌ای از علم آموخت و از آن دروازه هزار در باز شد؛ پس (این علمها) در شکمم جمع شدند که از راه دنده‌‌هایم باد شده.     احتمالا از راه قلبش وارد معده‌اش شدند؛ زیرا از نظر قرآن، انسان نه با مغز، بلکه با قلبش فکر می‌کند. ضمنا او همان جلاد بنی قریظه است.
توجیه علی در مورد کچلی‌اش!:
    اذ اراد الله بعبد خيرا، رماه بالصلع فتحات الشعر عن راسه و ها انا ذا... (علل الشرائع شیخ صدوق/جلد 1 / صفحه 159و مناقب آل ابی طالب/ ابن شهر آشوب/ جلد 2 / صفحه 306 و بحار الانوار/جلد 35 / صفحه 53 . مستدرک البحار شیخ علی نمازی شاهروردی/ جلد 6 / صفحه 306) اگر الله به بنده‌ای اراده خیری داشته باشد، او را کچل می‌کند آنگونه که من هستم.   این است قیافه‌ی واقعی او؛ شاید برایتان جالب باشد که در زمان زندگی علی به او کچل شکم گنده ( الأنزع البطین ) می‌گفتند.
برادران شیعه مذهب شما از جن
    مطالب زیر برگرفته از اصول کافی/ کتاب الحجه/ باب ان الجن یاتیهم فیسألهم که معتبرترین کتاب شیعه است، کتابی که گفته شده به تأیید امام زمان رسیده است:
     1-.سعد الاسکاف می گوید که برای کارهای معمولی خدمت امام باقر رفتم، فرمود: شتاب مکن، ماندم تا آفتاب مرا سوزانید، بدنبال سایه می گشتم و طولی نکشید که جمعی بر من خارج شدند بمانند ملخهای زرد، بر تن آنها چبه‌های گشاد خز مانندی بود، پرستش(بندگی الله) زیاد آنها را پایمال کرده بود؛ پس به خدا آن چیزی که از زیبائی آنها دیدم فراموش نخواهم کرد.
 هنگامیکه خدمت آن حضرت رسیدم فرمود: من شما را در رنج انداختم؟
     گفتم آری بخدا حال خود را فراموش کردم،  هنگامیکه این مردمان زیبا را که همه یک قیافه داشتند بر من گذشتند، گویا رنگ آنها رنگ ملخ زرد بود عبادت آنها را فرسود بود. امام گفت: ای سعد! آنها را دیدی؟
گفتم: آری!
فرمود: آنها برادران جن تو هستند.
گفتم: خدمت شما می رسند؟
گفت: آری، نزد ما می‌آیند و از ما معالم دین خود را پرسند و از حلال و حرام پرسان کنند.
-----------------------------------------------------------------------------------------
      2- ابن جبل می گوید بر در خانه‌ی امام صادق بودم، قومی بر ما بیرون آمدند مانند زط (نژادی از آمیزش سودانیان با هندیها) که لنگ و پوششی بر تن داشتند، ما از امام صادق درباره‌ی آنها پرسش کردیم، فرمود آنان برادران شیعه مذهب شمایند از جن.
3- احمد ابن ادریس از محمد ابن ...... می گوید: خدمت امام باقر می‌رفتم و می‌خواستم اجازه‌ی ورود بگیرم و خدمت او برسم، ناگهان شتران با جهازی بر در خانه صف کشیده بودند، بناگاه آواز برخاست و سپس مردمی عمامه بر سر مانند زط  از در خانه بیرون شدند، من خدمت امام رسیدم و گفتم قربانت امروز دیر به من اجازه ورود دادید و مردمی دیدم عمامه بر سر که آنها را نشناختم.
فرمود: ای سعد!
اینها برادران جن شما هستند و از ما معالم دین خود را می پرسند.
-----------------------------------------------------------------------------------------
    3- سدیر صیرفی گوید: امام باقر نیازمندی‌هائی را در مدینه به من سفارش داد و من روانه‌ی مکه شدم، در تنگه‌ی روحاء(میان مکه و مدینه) بر شتر خویش سوار بودم که یک انسان سر تا پا پوشیده را دیدم، گمان کردم تشنه است؛ نزدش رفتم  و آفتابه را به او دادم، گفت بدان نیازی ندارم و او نامه‌ای را به من نشان داد که مهر آن هنوز تر بود؛ چون نگاه کردم مهر امام باقر بود، گفتم کَی آقایت این نامه را از آقایت گرفتی؟ در نامه نوشته‌ای بود که من دستوراتی داده بود، رو برگرداندم کسی را نزد خویش ندیدم.
گوید سپس نزد اما رفتم، او به من گفت که ای سدیر، ما خدمتکارانی داریم از جن که هرگاه شتابی داشته باشیم آنها را می‌فرستیم.
----------------------------------------------------
     4- علی ابن محمد و محمد ابن السن از سهل بن زیاد .... گفت که حکیمه دختر موسی (کاظم) گوید؛ امام رضا را دیدم که در انبار هیزم ایستاده بود و راز می گفت؛ گفتم ای آقایم، با کی راز می گوئی؟
گفت: این عامر زهرانی است آمده از من پرسش کند و به من شکایتی دارد، گفتم ای آقایم، می خواهم با او هم سخن شوم،  به من گفت: اگر سخن او را بشنوی یک سال دچار تب می شوی.
گفتم ای آقایم، دوست دارم سخنش را بشنوم .
گفت گوش کن.
------------------------------------------------------------------------

       5- محمد ابن یحیی و احمد ابن محمد از ..... از جابر از ابی جعفر(امام باقر) فرمود: هنگامیکه امیر المؤمنین بر منبر بود اژدهائی از در مسجد پیش آمد و مردم خواستند او را بکشند؛ امیر المؤمنین شخصی را فرستاد که دست نگه دارید؛ آن اژدها سینه سایان(سینه خیز) آمد تا به منبر رسید در آنجا دراز کشید.
اژدها بر امیرالمؤمنین درود فرستاد آن حضرت به او اشاره کرد که بایستد تا سخنرانیاش را به پایان برد، سپس امام از او پرسید: کیستی گفت من عمرو ابن عثمان هستم کسی که در میان جنیان کاگزار شما بود و اکنون پدرم مرد؛ او وصیت کرده که خدمت شما برسم و نظر شما را بخواهم، یا امیر المؤمنین چه دستوری می دهی؟
امام به او نگاهی کرد و گفت: تو بجای پدرت در میان جنیان کارگزار و از طرف من نیابت داری.
     او از امیر المؤمینی جدا شد و از نائب وی است بر جنیان من به او گفتم که قربانت عمرو به وظیفه‌ی خود عمل می کند، فرمود آری.
مجلسی در شرح این حدیث می گوید که از روایات متواتر است باب ثعبان(در اژدها) در مسجد کوفه بوده است؛ بنی امیه تا مدتها بر آن در فیلی بستند تا نام آنرا به باب الفیل تغییر دهند و بدید صورت به باب الفیل معرف شد.

۲۰ نظر:

ناشناس گفت...

مرگ بر الله
مرگ بر محمد
مرگ بر اسلام
مرگ بر آخوندها (بلند)

«یک مسلمان سابق»

ناشناس گفت...

علی بیشتر شبیه کرگدن بود تا ادم مثل اینکه این یارو از گه ساخته شده بیچاره فاطی هر دفعه با یابو طرف میشد انگار که با کرگدنهای افریقایی زنا میکرد .

arman گفت...


بدین وسیله اعلام میشود که هر گونه فحش و ناسزا در هر بخشی از این سایت نوشته شود مستقیما به حساب محمد بن عبدالله (پیامبر اسلام) و آل وی ریخته خواهد شد

ناشناس گفت...

پس انتظار داشتی از زبان این عرب امام اول شیعه خر تر از خودش چی جاری بشه به جز فاظلاب متعفن بر امده از قران بو گندو ؟علی با اون قیافه کیریش (ریدم تو ریختش )مگه قراره درس اخلاق بدن

ناشناس گفت...

هم او فرمود "تنها حرامزادگان با من دشمنند"

Arash Irani گفت...

دقیقا!
دشنام بخشی است جدا ناپذیر از شخصیت آن حضرت و دین مبین اسلام.

ناشناس گفت...

وای به حال شما که این حرفا رو میزنید و باور میکنید
وای به روزگارتون .....
این چرت و پرتارو از کجا دراوردی
و با چه اعتماد به نفسی اینارو برای مردم میزاری
تو به مثال کسی میمونی که تو قران اومده
کر و کور و......
خدارو شکر که که خدا هنوز مارو کر و کور و بی عقل قرار نداده تا این اراجیف امثال تورو بدون تحقیق تفکر قبول کنیم
چهار تا منبع شیعی معتبرو اسمشو زدی فک کردی مردم خرن ؟؟؟/
خیلی میخوای امام علی و بشناسی برو نهج البلاغشو بخون
حقا که خدا عقل و هوشو از سر شما برده

ناشناس گفت...

مرگ بر الله
مرگ بر محمد
مرگ بر اسلام
مرگ بر آخوندها (بلند)

«یک مسلمان سابق»

ناشناس گفت...

خیلی جالبه:
فکر کنید یه فرانسوی قربون صدقه هیتلر بره.
ما ایرونی ها هم قربون صدقه مملی بچه باز و علی کچل و فاطی قلمبه میریم.
خجالت داره واقعا

mostafa گفت...

جالب اینه که با همه ی ادله ای که در پست های قبلی برای اثبات اشکالات گفته هاتون آورده شده باز به آن استناد می کنید!,و با توهین در متن و کامنت قصد تحریک داری؟ کور خوندی! و اما در کذاب بودن شما با توجه به پست های قبلی هیچ شکی نبود ولی فی المثل شرح نهج البلاغه / ابن ابی الحدید / جلد 14 / صفحه10 در مورذ جنگ جمل و ابن عباس و اشتر و عایشه است نه چیزی که شما ذکر کرده اید! امام ماچنان است که مسلمان و غیره شیعه و سنی در رثای او کتاب ها نوشته اند که از شمار بیرون است و البته شما برای ارضای کینه ی خود هر چه می خواهید بگید که آنکه هدایت شود گمراه نمی شود و آنکه گمراه ,هدایت نشود.

رامون گفت...

به خدا و وطنم ایران قسم که با توهین به ساحت مقدسات به جایی نمی رسید آب به آسیاب نظام میریزید بوی سطحی گری و دروغ از شما میآید شاید حرامیان دشمنید یا بیسوادانی بی خرد هردو تبارتان عقیم باد هم شمایان وهم اینان که به نام دین ونام مبارک محمد وعلی بر ایران حکم می کنند ایران از شما پاکیزه باد آمین

ناشناس گفت...

اخه من و توی ایرانی رو سنه نه علی شبیه قاطر بود یا الت قاطر فاطی قلمبه بود یا کوس طلا چرا عربا این قدر رو این احشام حساسیت ندارن به من چه فاطی کی تلف شده علی و محمد کی گور به گور شدن اوناکه دارن گریبان میدرن واسه مقدسات یک کلمه بگن اینا چکار کردن چی از خودشون به جا گذاشتن صاحب کدام علم و تکنولوژی بودن ؟ مثلا ژاپنی و فرانسوی علی و فاطی رو ندارن چه کمبودی دارن یک روز تعطیلی واسه مرگ فاطی برابر با 1400میلیارد زیان در روزه جناب خر مذهب لعنت بر مرده زنده عرب باد

Arash Irani گفت...

خطاب به مصطفی که می نویسند در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید جلد 14 صفحه 10 چنین نیامده، نقل از سایت شیعی تبیان:
أما بعد يا بن الحائك، يا عاض أير أبيه، فوالله انى كنت لأرى أن بعدك من هذا الامر الذي لم يجعلك الله له أهلا، ولا جعل لك فيه نصيبا، سيمنعك من رد أمري والانتزاء...

http://library.tebyan.net/newindex.aspx?pid=102834&ParentID=0&BookID=122288&MetaDataID=146713&Volume=1&PageIndex=7&PersonalID=0&NavigateMode=CommonLibrary&Content=

ناشناس گفت...

خطبه شقشقیه:
زن باید خوشگل باشه، سفید و کمی چاق، سفید و کمی چاق
مرد باید بی ریخت باشه، زشت و بد اخلاق، زشت و بد اخلاق

kazemita گفت...

عمر و ابوبکر خواستار ازدواج با فاطمه بودند، اما محمد پیشنهاد ازدواج آن‌ها را نپذیرفت و گفت که «امر او با خدا است».[۱۶] علی به سبب فقرش جرأت پاپیش گذاشتن نداشت و این محمد بود که کار را بر علی آسان نمود. محمد به او گفت که علی صاحب زرهی است که اگر آن را بفروشد می‌تواند پول کافی برای مهر فاطمه تهیه نماید. علی با فروش زره و وسایلی دیگر و شتر یا میش حدود ۴۸۰ درهم فراهم نمود که مبلغ خیلی معمولی بود. به توصیه محمد یک سوم تا دو سوم مبلغ خرج عطریات شد و بقیه صرف خرید ضروریات منزل گردید. آنگاه محمد فاطمه را از قولی که به علی داده بود آگاه نمود. بگفته ابن سعد، فاطمه چیزی نگفت و محمد این را نشانه رضا دانست.[۱۲] اما مطابق سایر منابع فاطمه اعتراض می‌کند و محمد مجبور می‌شود که دخترش را اینگونه راضی کند که علی کسی است که از فضل و خویشاوندی و اسلام او آگاهی دارد و او اولین کسی بوده‌است که اسلام آورده‌است.[۱۲] دنیس صوفی روایت گلایه فاطمه در ازدواج با علی (و به دنبال آن بر شمردن صفات خوب علی از جانب محمد) را در زمره روایت‌های مناقشه برانگیزی می‌داند که مقصود آشکار آن استخراج مدح برای علی است. علی مسکنی نه چندان دور از محمد برای فاطمه ساخت[۱۷]

Denise L. Soufi, "The Image of Fatima in Classical Muslim Thought," PhD dissertation, Princeton, 1997, p. 37, p. 45

ناشناس گفت...

یه سوال علی چچوله فاطمه را می لیسید و از هر طرف به کشتزارش (فاطمه) وارد می شد؟

mostafa گفت...

من از خودم چیزی نگفتم
باور ندارید :
https://archive.org/stream/shrhnahjbalagha/shnahj07#page/n209/mode/2up
خودتون آنلاین از ابتدای ج14 رو برگ بزنید و ببینید!! از نسخه ی اصل گذاشتم که توش حرفی نباشه

ناشناس گفت...

میشه کمی هم از دعواهای خانوادگی محمد و فامیل هایش بنویسید.
همانطور که که میدانید معاویه پسر عموی محمد بود. این دعوای محمد و سفیانی تا کی ادامه پیدا میکند.
ابولهب هم عموی محمد بود. در حالی که محمد ژنهای شبیه به ابولهب داشته . محمد ادعا میکند که از این دنیا حذف شده. در حالی که ژن مهم است و خود محمد نماینده ابولهب است. نکته مهمتر اینکه‌کروموزوم Y, که فقط از پدر به پسر منتقل می شود بدون هیچ تغییری در محمد و ابولهب یکسان است. چه از نظر تعداد ژن ها و چه از نظر ترتیب. و چه از نظر بیان شدن ژنها.
پس در عمل محمد موفق به حذف ابولهب از این دنیا نشده است.

بابک

ناشناس گفت...

محمد یک اسکیزوفرنی با قدرت شهوانی زیاد بود.

از اونجایی که بیماران اسکیزوفرنی صداهایی میشنوند و چیزهایی می بینند که به دلیل دوپارگی مغز در این افراد اتفاق میفته.
اون زمان مردم بیسواد گمان می کردند که فرشته ای (!) وحی میفرستد از سمت خدا (!) و این شخص (پیامبر!) فرشته را میبیند و صدای او را میشنود....

خلاصه اینکه ماجرای تمام ادیان و پیامبران و وحی و فرشته و این مزخرفات به خاطر بسیار ناقص بودن مغز بشر در گذشته و نبود علم و دانش هست. و چه در گذشته و چه اکنون فقط این ادیان ابزار کسب مال و ثروت برای رهبران کثیف این ادیان خیالی هست ،
فروختن زمینهای بهشت در هر دینی بوده و اکنون زمان فروختن زمین های بهشت در اسلام است که دیرتر از بقیه آمد و اینکه کی برود برای همیشه معمایی هست خودش! :)

اما حالا قرن ۲۱ اگر کسی به دنبال علم و دانش و کسب اطلاعات و استفاده از مغز خویش نباشه ضرری بسیار کرده!
تقلید نکنید... فقط کمی مطالعه کنید و سعی در یادگیری به دور از تعصب!

اندکی عقل ... اندکی مطالعه ... انسانم آرزوست....

ناشناس گفت...

هان ای کسانی که پدرانتان بر مادرانتان وارد نمیشدند مگر از درهای پشتی، بترسید از روزی که خدا و رسولش و امیر مومنان بر شما ناظر باشند در حالیکه شما نیز از همان درها وارد شده و هرگز خارج نشوید.

Translate

دریافت از طریق ایمیل

بايگانی وبلاگ