اسلام شناسی

اسلام آمیزه‌ای است از جنایت، سکس و خرافه؛ آنچه که مغلطه‌کاران معجزه‌ی قرآن می‌دانند خرافاتی بیش نیستند؛ در این دین زن کالائی است جنسی در اختیار شوهر، مجوز تصاحب زنان کفار نیز در همین راستاست. تاریخ جانیان زیادی را به خود دیده، محمد تنها جنایتکاری است که پیروانش همچنان طبق سنت او آدم‌کشی می‌کنند؛ در این دین تنها مسلمانان انسان شمرده می‌شوند و دیگران جانور؛ پس با شمع روشنگری، سایه سنگین و تاریک مذهب که همان اندیشه‌ی ضحاکی مغز خور باشد را از میهنمان بر خواهیم چید.

جستجو کردن موضوعات خاص (لطفا کلمات مربوطه را وارد نمائید)

100 مورد از تناقضات و اشتباهات ساختاری قرآن

 بزرگترین تناقض ادیان در این است که اگر خدایشان پدید آورده تمام جهان است، پس آیا منطقی است که خدا به زمینی بسیار کوچک، تا این اندازه ا...

ه‍.ش. ۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۱, شنبه

تناقض گوئی اسلام در مورد نامهای بتها

قرآن بیان می‌نماید که مردم زمان نوح، بتهائی به نام "سواع"، "یغوث"، "یعوق" و "نسر" را داشتند که آنها را مورد پرستش قرار می‌دادند:

وَقَالُوا لَا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَلَا تَذَرُنَّ وَدًّا وَلَا سُوَاعًا وَلَا يَغُوثَ وَيَعُوقَ وَنَسْرًا (نوح/23) و (مردم زمان نوح) گفتند هرگز خدايگان خود را رها نكنيد و نه "ود" را واگذاريد و نه "سواع" و نه "یغوث" و نه "یعوق" و نه "نسر" را.

اگر در آیه‌ی بالا دقت شود، متوجه خواهیم شد که قرآن این خدایگان(بتها) را با نام‌هائی عربی می‌خواند.

در تفسیرالمیزان در این رابطه نوشته شده است :
در كافى به سند خود از عبد الرحمان بن اشلّ بياع الانماط از امام صادق (عليه السلام ) روايت آورده كه فرمود: بت "یغوث" در برابر درب كعبه نصب شده بود و جاى بت "يعوق" دست راست كعبه و محل بت" نسر" دست چپ كعبه بود.
و نيز در همين روايت آمده كه بت "هبل" بر بام كعبه "اساف" و "نائله" بر بالاى صفا و مروه نصب شده بودند.
و در تفسير قمى آمده كه امام (عليه السلام ) فرمود: بت "ود" متعلق به قبيله كلب و بت "سواع" متعلق به هذيل و بت "یغوث" مربوط به مراد و بت "یعوق" متعلق به همدان و بت "نسر" متعلق به حصين بود. (ترجمه ی المیزان/ج10/ص424)

پرسشی که پیش می‌آید این است که:

چگونه اعراب پیش از اسلام، از داستان نوح آگاهی داشتند؟

این نام‌ها، نام‌هائی عربی هستند؛ آیا این نام‌ها در تورات و یا انجیل آمده است که اعراب از آنها یاد گرفته‌اند؟

از دید اسلام، تمام انسانها از نسل نوح هستند و الله تمام موجودات زنده‌ی پیش از نوح را ازبین برد، بغیر از زوجی از آنها؛ آیا پیش از نوح مردم با زبان عربی با هم سخن می‌گفتند؟

به نظر می‌رسد که اسلام در اینجا دچار تناقض گردیده است، از یک سو این بت‌ها را با نام عربی می‌خواند و از سوی دیگر معتقد است که پیش از ابراهیم، اعراب وجود نداشتند؛ و تمام عربها از نسل ابراهیم هستند.

اگر این فرض را بپذیریم پس قرآن بت‌هائی که در میان قوم عرب اطراف مکه وجود داشته است را به زمان نوح ( با توجه به اینکه تمام انسانها ار نسل اویند، باید چند صد هزار سال پیش بوده باشد) ربط می‌دهد، تا پیش فرض خود را ثابت نماید.

البته باز جای پرسشی دیگر باقی می‌ماند و آن اینکه؛ چرا قرآن در سوره‌ی نجم، از قول اعراب، بت‌ها را دختران الله می‌‍نامد، نامی از این بتها نمی‌برد؟ زیرا این بتها(زمان نوح) باتوجه به قدمتشان می‌بایست از بزرگترین‌ها باشند.

۵ نظر:

سید گفت...

همچنین آن حضرت در تفسیر آیه ۲۳ سوره نوح که اشاره به بت های پنجگانه دارد یعنی این آیه :
و قالوا لاتذرن الهتکم و لاتذرن ودا و لاسواعا و لایغوث و یعوق و نسرا
گفتند هرگز خدایان خود را رها نکنید و به خصوص دست از پرستش (این پنج بت) ود، سواع، یغوث، یعوق و نسر هرگز برندارید.

فرموده اند : در زمان حضرت نوح بندگانی بودند که عبادت خدای تعالی را به جا می آوردند ، وقتی از دنیا رفتند ، طایفه و قبیله آنها غمگین و افسرده خاطر شده ، گریه و زاری کردند. شیطان که یگانه دشمن سعادت ، ایمان و عبادت بشر است فرصت را غنیمت دانست و به نزد ایشان آمد و گفت : این قدر گریه و زاری نکنید، و خود را به زحمت ، مشقت و ناراحتی نیندازید ، من برای شما بت هایی شبیه آنها می سازم ، تا به آنها انس بگیرید و آرام شوید و بتوانید خدا را عبادت نمایید.
بعضی از آن مردم جاهل قبول کردند.
شیطان بتهایی شبیه ود ، سواع، یغوث ، یعوق و نسر ساخت و آن مردم هنگام عبادت به دستور و راهنمایی شیطان بتها را مقابل خود می گذاشتند.
وقتی فصل زمستان و هنگام بارش برف و باران فرا می رسید، برای دوری از سوز و سرما به داخل منزل آمده، بتها را هم همراه خود به اتاق می بردند. و این روش تا زنده بودند ادامه داشت، اما پس از مرگ آنها فرزندانشان گفتند :
چون پدران ما این بت ها را عبادت می کردند ما هم باید از پدران خود پیروی نماییم و این بتها را عبادت کنیم (و رفته رفته بت پرستی این چنین شروع شد و رواج یافت) و آیه شریفه به همین معناست. (۶)

۶- علل الشرایع- جلد ۱ صفحه ۳۱

iran000 گفت...

خوب با ایه توجه فرمائید؛ در اینجا از نام بتها یاد شده.
ضمنا شما اگر شیعه هستید به این پرسش پاسخ دهید که در حال حاضر فرق امامزادگان و ضریحی که بر روی آنها برای تبرک و نزدیکی به الله ساخته می‌شود با بتهای زمان نوح و سایر بتها چیست؟ آنان هم معتقد بودند که بتها آنها را به خدایشان نزدیکتر می‌نمایند.

سید گفت...

البته كه نام بتها یاد شده. اگر منظور شما این است كه چرا به زبان عربی یاد شده، باید بدانید اسامی عبری در قرآن همیشه به شكل عربی آن آمده است. مثلا موسی در عبری موشه خوانده می شود ولی چون قرآن به زبان عربی است طبیعتا معادل عربی آن را می آورد.

در مورد امامزاده: لطفا خلط مبحث نكنید. عنوان مقاله شما و نیز متن آن هیچ ارتباطی به موضوعی كه الان فرمودید ندارد. اگر خواستید در جای دیگر بحث می كنیم.

مهدی محمدپور گفت...

البته ما میتوانیم از مراجع کهنتر مانند الاصنام هشام ابن کلبی در مورد این بتها روایاتی را ذکر کنیم
و در پاسخ به دوست دیگر باید متذکر شد بسیاری از لغات قران واژهای عبری و سریانی هست و به عربی ترجمه نشده است که با گفته شما در تناقض است 0میتوانید مراجعه کنید به واژه های دخیل غیر عربی در اسلام اثر استاد ارتور جفری)
دختران الله به برخی بتان منتصب میشد
در حقیقت این ایه که لات و منات و عزی دختران بلند پرواز الله هستند و شفاعت میکنند نزد الله شعاری بوده که در هنگام حج و چرخیدن به دور کعبه میخواندند و خود محمد نیز این را میخوانده و دوست داشته
ولی پس از ان شعار را حذف و جایگزین میکند زیرا با ایدولوژیش دیگر نمیسازد
پس به بتان معروف این لقب داده میشده نه هر بتی
باید توجه داشت از زمان نیای بزرگ پیامبر قصی ابن کلاب که یک تسامح دینی را پس از چیرگی به ام القری پدید اورد و در نتیجه نفوذ مسیحیت و ادیان التقاطی بین النهرین بیشتر قبایلی که میخواستند دین خود را نگاه دارند به ندای قصی ابن کلاب لبیک گفته و بت خود را درون کعبه جای داند
این کار جد پیامبر هم جنبه سیاسی برای اهمیت بخشی به کعبه داشت و هم باعث دوستی بدویانی میشد که همواره برای قدرت وی خطر بودند

ناشناس گفت...

در مورد تناقض های قران زیاد گفته اید اما در مورد حقایق قران چیزی نمیگویید گرچه ان ناقض ها بزعم شماست ونمیتوانید صحت انرا ثابت کنید قران میگوید اگر این قران از جانب غیر خدا بود در ان اختلاف بسیار می یافتید با توجه به اینکه محمد انسان بوده وطبیعتا کل انسانها دارای ضعف های بسیاری از جمله فراموشی هستند قطعا دچار فراموشی میشد ودر گفتارش اختلاف هویدا میگردید کما اینکه هر انسانی در زندگی خود بارها دچار فراموشی های بسیاراز نوع کوتاه مدت وبلند مدت گردیده وانرا تجربه کرده وبهیچوجه قابل انکار نیست اما نمونه ای از حقایق قران در چندین جای قران ودر مناسبتهای مختلف ودر زمانهای مختلف که گاه فاصله ان به چندین سال میرسیده حکایت قوم لوط بیان گردیده با کمی دقت متوجه میشوید که در تمام زوایایی این حکایت به هنگام اشاره به نابودی قوم هیچگاه از نجات مومنین قوم صحبتی نیست بلکه فقط اشاره به نجات اهل بیت لوط است بعبارت دیگر هیچیک از قوم لوط حتی یک نفر به لوط ایمان نیاوردکه موجب رستگاری او گردد حتی اهل بیت لوط هم بطور کامل ایمان نیاوردند چرا که همسر او هم از خایینین وبا فاسقان بود اما در بیان حکایت سایر اقوام از نجات مومنین قوم هم یاد میشود امکان نداشته حافظه محمد اینقدر قوی واو اینقدر با هوش بوده باشد که در این مورد اشتباه نکند به این ایات توجه کنید فاخرجنا من کان فیها من المومنین وماوجدنا فیها غیر بیت من المسلمین سوره ذاریات ایات35 و36فانجیناه واهله الا امراته انه کان من الغابرین اشاره ای به قوم نمیشودایه83 اعراف قالو یا قوم فاسر باهلک بقطع من الیل ولایلتفط منکم احد الا امراتک اینجا باز از بیرون بردن قوم خبری نیست وفقط اشاره به اهل اوست ایه81 سوره هودقالوا انا ارسلنا الی قوم مجرمین الا ال لوط انا لمنجوهم اجمعین الا امراته انها لمن الغابرین نایه58 تا60 سوره حجرفنجیناه واهله اجمعین الا عجوزا فی الغابرین ایه170 و171 سوره شعرا انا ارسلنا علیهم حاصبا الا ال لوط نجیناهم بسحرایه34 سوره قمرهمانطور که ملاحظه میکنید در هیچ موردی از نجات قوم صحبتی نیست وتوجه داشته باشید که این ایات با فواصل طولانی ودر زمانها ومکانهای مختلف نازل گردیده وامکان نداشته که محمد اینقدر هوشیار ومراقب سخنان پیشین خود بوده باشد

Translate

دریافت از طریق ایمیل

بايگانی وبلاگ