اسلام شناسی

اسلام آمیزه‌ای است از جنایت، سکس و خرافه؛ آنچه که مغلطه‌کاران معجزه‌ی قرآن می‌دانند خرافاتی بیش نیستند؛ در این دین زن کالائی است جنسی در اختیار شوهر، مجوز تصاحب زنان کفار نیز در همین راستاست. تاریخ جانیان زیادی را به خود دیده، محمد تنها جنایتکاری است که پیروانش همچنان طبق سنت او آدم‌کشی می‌کنند؛ در این دین تنها مسلمانان انسان شمرده می‌شوند و دیگران جانور؛ پس با شمع روشنگری، سایه سنگین و تاریک مذهب که همان اندیشه‌ی ضحاکی مغز خور باشد را از میهنمان بر خواهیم چید.

جستجو کردن موضوعات خاص (لطفا کلمات مربوطه را وارد نمائید)

در حال بارکردن…

100 مورد از تناقضات و اشتباهات ساختاری قرآن

 بزرگترین تناقض ادیان در این است که اگر خدایشان پدید آورده تمام جهان است، پس آیا منطقی است که خدا به زمینی بسیار کوچک، تا این اندازه ا...

ه‍.ش. ۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۲, چهارشنبه

پریدن حشره‌ای از بینی و رفتن به عرش هنگام عطسه زدن!


بدون شرح

     امام صادق:
     هر کس عطسه بزند، سپس دستش را روی سوراخ بینی‌اش بگذارد و "الحمدلله رب العالمین حمدا کثیرا کما هم و اهله و صلی الله علی محمد النبی و اله و سلم" را بگوید، از سوراخ چپ بینی‌اش پرواز کننده‌ای(حشره) کوچکتر از ملخ، بزرگتر از مگس بپرد، تا زیر عرش برود و تا روز قیامت برای او درخواست آمرزش گناه نماید.

     مردی از عوام می‌گوید:
       در مجلسی همراه امام صادق نشسته بودم؛ به من فرمود که (ای فلانی) عطسه از کجا می‌آید؟ گفتم: از بینی، فرمود: اشتباه کردی! گفتم: قربانت گردم از کجا بر می‌آید؟
فرمود:
      از همه‌ی تن، چنانچه نطفه هم از همه‌ی بدن درآید، گرچه از احلیل(سوراخ آلت مردانه) برآید؛ آیا نمی‌بینی که هنگام عطسه همه‌ی بدن می لرزد؟ و کسی که عطسه بزند تا هفت روز از مرگ نجات یابد.
      امام حسین از رسول الله نقل می‌کند که راستی سخن هنگام عطسه مشخص می‌شود.
     امام صادق از رسول الله بیان می‌کند که فرمود هر گاه مردی حدیث می‌گوید و کسی در حین بیان حدیث، عطسه بزند، این عطسه زند گواه درستی حدیث باشد.
      امام صادق فرمود: عطسه اگر بیشتر از سه بار نباشد برای همه‌ی تن سودمند است و اگر بیشتر باشد نشانه ی بیماری است.
      امام صادق: منظورقرآن از "زشت‌رین صداها صدای خر است" عطسه‌ی زشت می‌باشد.
     امام حسین از قول رسول الله بیان فرمود که: درستی حدیث ار عطسه مشخص می‌شود.
     اما رضا گوید که خمیازه از سوی شیطان است و عطسه از الله.
    احادیث بالا نقل از (اصول کافی/ کتاب العشره/باب العطاس والتسمیت)

۱۴ نظر:

ناشناس گفت...

افرین
من فکر می کردم امامان کسی بودند.
ولی حالا میفهمم که چه ظلمی این امامان به بشریت کردنده اند.
کاش بیشتر از حقایث می گفتین.

ناشناس گفت...

ممکن است خواهش کنم سر فرصت مقاله‌ ای هم در مورد موضوع سیدها و امامزاده های ایران بنویسید. بدنبال پراکنده گوییهای من در آن مورد در جایی دیگر است. گرچه کار شما ریشه ای است و کل موضوع مذهب را زیر سوال برده‌اید ولی من فکر کنم که تارنمای شما حتی برای مسلمانان معتقد هم خوب است که آلودگی را از دینشان بزدایند. این دین، اسلامی که اکنون وجود دارد در خوشبینانه ترین موضع دین برساخته ی روحانیت در طی سده های متمادی است. حتی اسلام محمد هم نیست. حتی قرآن هم با این جمله اخیر من در تضاد نیست.

در ضمن در جایی دیگر خواندم که سازمان حج و اوقاف پروژه ای داشته به سرپرستی دکتر صداقت کیش از دانشگاه شیراز برای بررسی تاریخچه امامزاده ها. خود این دکتر در مصاحبه ای با روزنامه اطلاعات میگوید که سازمان اوقاف خود پروژه را متوقف کرده است. ایشان گفته است که در بررسیهایی که تا آن زمان انجام داده بودند اکثر امامزاده ها شجره نامه نداشته است.

ناشناس گفت...

سید بودن قابل اثبات نیست. یعنی سیدی خود شما هم قابل اثبات نیست و ممکن است کلک یکی از اجداد محترم حزب اللهی شما باشد یا دلیل دیگری داشته باشد. اکثر کسانی که خود را سید مینامند اصلا شجره نامه ندارند. خیلیها زمان رضا شاه موقع شناسنامه گرفتن یک سید هم چسبانده اند اول نام خودشان چون طرف باهوش بوده و فهمیده خیلی از ملت ما خر بودند و به او احترام با چلو کباب اضافه میگذاشتند (حتی اگر آدم خطا کاری میبود).
در ثانی چرا آنها که شجره نامه دارند، برای اثبات خود شجره نامه میآورند. خوب، شجره نامه یعنی ارتباط ژنتیکی. چنین ارتباطی با بررسی DNA قابل اثبات است و لاغیر. میتوان کاغذ شجره نامه را هم تعیین سن کرد ولی حتی اگر کاغذ آن به هزار سال پیش هم برسد، باز هم موضوع اثبات نشده است.
پس مهمترین سندهای برخی سیدها (که آنهم فهمیدیم قابل اثبات نیست) همان ارتباط ژنتیکی است نه اینکه روحی یا نوری چیزی در آنها دمیده شده باشد یا وجود داشته باشد یا بتوانند معجزه‌ای بکنند. خوب این هم باز خراب اندر خراب است. یک نمودار شاخه درختی فرضی از خودتان تا حضرت محمد (سید هاشمی) یا حضرت علی (سید علوی) بکشید. خواهید دید که اگر سید دیگری در این درخت وارد اجداد شما نشده باشد، نا سیدی شما بیشتر از سیدی شماست.

مثلا من سید هستم:
من
مادرم، پدرم
مادربزرگ مادری، پدربزرگ مادری، مادربزرگ پدری، پدربزرگ پدری

با سه خط نوشتن شد چهار نفر! که فقط یکی از آنها ممکن است سید باشد. خط چهارم و پنجم را هم بنویسید تا آخرین خط که مثلا شامل حضرت محمد میشود. تعداد به طور تصاعدی (سریع) بالا میرود. میبینید که چیز زیادی به من سید، از حضرت محمد نرسیده است. اصلا شجره نامه ها چیزهای مسخره است. اولا در این نامه‌ها زنان و مادران انگار نه انگار که وجود دارند. افتخار خانوادگی به طور مسخره‌ای معمولا از طرف اجداد پدری باعث افتخار میشود. در ثانی ۲۰ پشت من به شکسپیر میرسد، قبول، ولی آنهمه دیگر زنان و مردانی که بعد از آن ربطی به شکسپیر نداشته اند و ارتباط خونی با من دارند چه؟ شاید یکی از آنها بی سواد و ابله بوده و من هم هم اکنون ابله باشم بجای اینکه استعداد شکسپیر را به ارث برده باشم!

همچنین اکثر امامزاده‌های ایران هم تاریخچه ندارند. یه چیزی علم کرده‌ اند وسط بیابان تا ملت را خر کنن. کارو کاسبی است.

فرض کنیم که اسلام چیز خوبی است، سید بازی با اصول آن و عقل و منطق منافات دارد. فقط حقه بازی آخوندی و فریب عده‌ای برای دستکم و دستکم بر انگیختن احترام مردم بوده است. بگذریم که خیلی هم سو استفاده کرده‌اند. طرف یک کلاه یا شال سبز و یک تسبیح دست میگرفته و خود را در محله شق میکرده، راه میرفته، تیپ مهربانانه میگرفته و مردم خر هم به او احترام میگذاشته‌ اند که سید اولاد پیغمبر است و اگر به او بی احترامی کنند به جهنم میروند!! والا این از خر هم پایین تر است. (خودم هم قبلا یکی از همینها بودم). اگر میخواهید بدانید چرا عقب مانده شدیم. یکیش همین است.

به این واژه‌ ها نگاه کن، ببین چقدر خودشان را تحویل گرفته اند:
روحانی (یعنی معنوی و روحی نه مادی و مربوط به مال و منال. یعنی یه وخ فک نکنی که من دنبال منافع خودم هسم)
حجت السلام (یعنی گواه و دلیل اسلام. یعنی هر چی میخوای بپرسی بیا پیش من، بقیه اخن. من همه چیز اسلام را میدونم. از سوراخ باسن تا معراج!)
آیت الله (یعنی نشانه‌ی خدا. یعنی مثل دایناسور من هم نشانه خدا هستم ولی از همه نشانه ها سرترم.)
نظام مقدس (یعنی متبرک است و به خدا وصل است. کسی حق اعتراض ندارد)
سید (یعنی آقا، سرور. یعنی بقیه زیردست هستند و باید به من احترام سوبله بگذارند)

ناشناس گفت...

پراکنده گوییهای که گفتم:
والا من فکر میکنم اگر حضرت محمد زنده بود و به اصول خودش هم وفادار، الان داشت حساب سیدها را میرسید و گوشت آنها را به خورد آخوندهای عمامه سفید میداد.
الف) هیچ سیدی نمیتواند سیدی خود را ثابت کند. پس سیدی وجود ندارد. لعنتی نژاد جلو چشم میلیونها نفر دروغ میگوید حالا انتر بوزینه (یکی از رفقای خودم که ادعای سیدی دارد) شجره نامه عهد بوق برای من می‌آورد که من سید هستم. ابله، انتظار دارد که باور کنم آن شجره نامه به عهد باستان میرسد! بهش گفتم سندت را بذار دم کوزه آبش را بخور. این مدرک نیست. ۲۰۰ سال پیش جد و آبادت شجره نامه تقلبی درست کرده‌اند، اگر تازه پدر بزرگت به تو راست گفته باشد که ۲۰۰ سال قدمت دارد!
ب) بر فرض محال اندر محال که کسی بتواند با DNA و امثالهم سیدی خود را ثابت کند (منوط به اینکه دست کم امام حسن عسکری را از گور بیرون بکشیم یا مچ امام زمان را در چاه تقلبی جمکران بگیریم و یک تیکه از گوشت ایشان را قلفتی بکنیم. تازه چقدر از ویژگیهای ژنهای خاص حضرت محمد یا علی پس از ۱۱ نسل در آنها مانده است؟)، حالا فرض کنیم که فرض محال میسر گردد و سیدی فردی بطور فول ثابت شود. خوب اینکه درست خلاف اسلام است. اسلام افتخار به قوم و قبیله را میخواست براندازد. اسلام گفت بهترین شما پرهیزگارترین شماست. حالا این اوران گوتانها یک تبصره بر این مسلمات گذاشته‌ اند و به ما میگویند به سید احترام بگذاریم.

در صفحه حوادث روزنامه بگردید هیچ قاتل و جنایتکاری را نمیبینید که اول نامش سید باشد. این دستور از بالا برای منتر کردن مردم و عمدی است. در مقابل سیدهای صدا و سیما همه مامانی هستند! من کونی سید دیده‌ام و هم نوع سیده‌‌ی جنده!

آرش گفت...

يكي از مسائلي كه در اديان مطرح است اين است كه بايد با آنچه كه قبول دارند با آنان سخن گفت. آن چه كه در اين وبلاگ به آن توجه نشده اسن همين نكته است.
مثلا شما ميگوييد در كتب شيعه پر از خرافه است. دو نكته قابل ذكر است:
1- اولا شيعه اعتقاد به كتابي غير از قرآن ندارد.
2- اينكه كتابهاي ايشان پر از خرافه است به اين معني است كه 90%‌ خرافه است و تنها روايات معدودي در مورد توحيد و معاد و اصول اعتقادي وجود دارد كه منصفانه نيست. از بين اين همه روايات كه صدها جلد كتاب است شما تنها به همين چند مورد رسيدي كه مطمئنا اگر بيشتر از اين بود كوتاهي نمي كرديد.
در مورد كتب شيعه بايد گفت كه كاملا در اشتباهيد. شيعه معتقد است تنها قرآن است كه يقينا ميتوان تمام كلمات آن را از جانب خدا دانست و دقيقا هماني است كه بر محمد بن عبدالله نازل شده است.
در مورد روايات هم بايد گفت كه شيعه معتقد است هر روايتي با موضوع عقلي مسلم تناقض داشت از معصوم صادر نشده است و آن را رد ميكند كه بايد هم رد كند. و نيز هر روايتي كه مخالف قرآن باشد خود آن را زير پا ميگذارد.
ادامه دارد ...
dinresearch.blogfa.com

آرش گفت...

لذا اين كه خيال كنيد شيعه معتقد است هر آنچه در كتاب شيخ كليني آمده است وحي مسلم است و آن را قبول داشته باشد اينگونه نيست.
مثلا اين روايت كه در اصول كافي آمده است كه «هر كسي عطسه كند حشره اي از بيني او بيرون ميرود كه كوچكتر از مگش است و به عرش ميرود تا روز يامت او را دعا ميكند» نفي مسلم عقل است. حتي آن عرب ملخ خور هم نميتواند به چنين چيزي كه خلاف مسلم عقلي است پايبند باشد. لذا كتاب كافي وحي منزل نيست. شيخ كليني هم معصوم نبوده و هيچ تقدسي براي شيعيان ندارد. بله، ايشان زحمت كشيده و روايات را جمع آوري كرده است و بس. اما اينكه هر چه ايشا بگويند حرف شيعه است چنين نيست.
ما رواياتي كه خلاف عقل مسلم نيستند را رد نميكنيم بلكه در مورد آنها سكوت ميكنيم چون عقلمان به همه چيز نمي رسد. آنچه كه تناقض با قرآن هم ندارد رد نمي كنيم.
اينكه كدام روايت در كدام كتاب درست است يا غلط مثل هر علمي نياز به عالم خود دارد. عالمان اين موضوع هم همه آخوند نيستند كه حالا هر كه با آخونها دشمن است بگويد فلان.
تشيع كه براي آخوند نيست. متاسفانه خيلي از ماها به علت اين كارهاي آخوندها همه چيز را به شيعه نسبت ميدهيم كه خلاف مسلم عقل است. مثل اين ميماند كه من به اسم وبلاگ شما دروغهايي بگويم و همه به شما بدبين شوند. كه منطقي نيست. پس تكليف اين موضوع مشخص شد.
ادامه دارد ...
dinresearch.blogfa.com

آرش گفت...

لذا شما ممكن است بگوييد كه در قرآن هم تناقض است و اينجاست كه ما پاي حرفهاي شما مينشينيم تا ببينيم اين تناقضي كه شما ميفرماييد چيست. به شرطي كه:
1- تفسير به راي نشود
2- شما به عربي تسلط داشته باشيد
3- تناقضات واقعا تناقضات باشند نه اينكه با لغت «تناقض» ذهن كسي شستشو داده شود و بعد هيچ چيز براي اثبات آن ارائه نكنيم كه اسم اين باشد كه تناقض درآورده ايم.
اينجا جاي بحث در مورد تناقضات قرآن نيست و در قسمت خود به بحث ميپردازيم اما تكليف اينكه فرموديد «كتب شيعه پر از خرافه است» داده شد. چرا كه شيعه به كتابي غير از قرآن معتقد نيست و تمام اين خرافاتي كه شما هم ميفرماييد خود شيعه هم قبول ندارد.
شيعه نيز من نوعي نيستم كه در جايي از اينترنت ببينيد كسي حرفي زده و آن را به حساب شيعه بگذاريد. هر كسي با قرآن و عترت جلو ميرود ميتوان حرف او را حرف شيعه دانست و الا خير.
عترت هم ميگويد آنچه مخالف قران است و خلاف عقلي است را زير پا بگذاريد.
براي همين خرافه هايي كه شما فرموديد واقعا خرافه است و كاملا درست، اما ربطي به شيعه ندارد. شما به اصول اعتقادي شيعه رجوع كن و تفاوت فاحش آن را با اديان ديگر ببين و بعد بگو شيعه خرافه است.
چرا به مگس توي دماغ كه شيعه هم به آن اعتقادي ندارد چسبيده ايد؟ برويد تناقضات را در موارد توحيدي شيعه بياوريد. آن هم چيزي باشد كه شيعه به آن اعتقاد داشته باشد نه چيزي كه خود شيعيان آن را قبول ندارند و بعد شما آن را به اعتقادات شيعه بچسبانيد.
dinresearch.blogfa.com

آرش گفت...

همانطور كه در وبلاگ بنده هم ملاحظه مي فرماييد، با هر ديني مطابق آنچه خود قبول دارند سخن ميگوييم و تناقضان اساسي در آنچه خودشان از ابتدا به درستي آن اقرار ميكنند ديده ميشود.
شما اگر ميخواهيد شيعه را نقد كنيد برويد ببينيد به درستي چه رواياتي صحه ميگذارند و بعد از توي آنها تناقض دربياوريد نه آن چيزي كه خود شيعه به مفهوم آن ميخندد.
اما شما اين كار نكرده ايد و از هر چه به دستتان رسيده است يك چيزي ذكر كرده ايد و اين كار هيچ ارزش علمي ندارد. اما در مورد تناقضات قرآن به آن شروط حرفهايتان را ميشنويم و اگر درست باشد ميپذيريم به شرط اينكه شما هم اگر حقي روشن شد آن را رد نكنيد و از موضع خود پايين بياييد نه اينكه موضوع مبهم رها گردد.
پس همه آنچه شما در مورد خرافه شيعه گفتيد زير سوال رفته چون نرفتيد با عالمان شيعه (كه به آخوندهاي ايران دخلي ندارند) بنشينيد و از اين سوال كنيد چه چيزي را قبول داريد تا با آن با شما بحث كنيم و كارتان علمي نبوده است.
اگر من در مورد زرتشت بگيرم از كتبي كه خود قبول ندارند تناقضي پيدا كنم كه كار درستي نكرده ام. آنچه شما در وبلاگ بنده هم ميبينيد تمام آن چيزهايي است كه خود بزرگان ايشان به آن اعتقاد دارند. در مورد اسلام هم كه بنده به آن خواهم رسيد از چيزهايي صحبت خواهم كرد كه شيعيان قبول دارند نه آنچه كه خود رد ميكنند.
در ضمن، به بچه 7 ساله قضيه مگس دماغ را بگوييد ميخندد و چسباندن آن به جعفر بن محمد كه علماي مسيحي در تاريخ به علم او شكي ندارند با هيچ عقلي نمي خواند.
والسلام
dinresearch.blogfa.com

منتقد گفت...

تا جائیکه من می دانم شیعه معتقد است قرآن اصلی هم نزد امام زمان می باشد.
پیروز باشید!

آرش گفت...

1- تا جاييكه شما ميدانيد كه نشد! براي ادعاي خود در مورد قرآني كه تنها نزد امام زمان است و در نزد مسلمين چيزي غير از آن است سند ارائه كنيد. يعني شما كه اين همه انتقاد از قرآن مي كنيد اطلاعاتتان در مورد قرآن در همين حد است كه حتي نمي دانيد قرآني كه هم اكنون در دست مسلمانان است تكليفش چيست و چه جايگاهي دارد؟ من فكر مي كردم حداقل به اين چيزها تسلط كافي داشته ايد و بعد بحث نقد به وجود آمده است! چيزي را كاملا نشناخته چگونه به آن نقد وارد ميكنيد؟!

2- پس قبول داريد كه با اديان بايد با آنچه كه خود قبول دارند سخن گفت نه با آنچه كه خود بر عدم درستي اش صحه مي گذارند چون موضع گيري شما را در اين خصوص نديدم. و اگر خير، دليل منطقي براي رد حرف بنده ارائه كنيد.
dinresearch.blogfa.com

منتقد گفت...

آرش گرامی!
با عرض پوزش؛ شما داری مغلطه می فرمائید.
من کی گفتم که قرآن تحریف شده؟
من می گم شیعه معتقده که قرآن اصلی نزد امام زمانه و در قرآن از ائمه با نام یاد شده که در این زمینه نام دو سوره را هم می آورند.
شما لطف کنید کتاب "«فصل الخطاب فی تحریف کتاب رب الارباب»" طبرسی را بخوانید.
شیخ کلینی هم در این زمینه روایاتی دارد.
یک بار دیگه میگم: من معتقدم که این قرآن تحریف نشده.

ناشناس گفت...

این علم امامان شیعه که ابنقدر از آن می‌گویند همین است؟! امام جعفر صادق به جای بررسی علمی، توهمات خود را از زبان الله به اسم علم غالب می‌کرده! بی‌خود نیست هیچ جای تاریخ علم اسمی از آقایان نیست!

سید گفت...

"من می گم شیعه معتقده که قرآن اصلی نزد امام زمانه و در قرآن از ائمه با نام یاد شده که در این زمینه نام دو سوره را هم می آورند."

من یك شیعه هستم كه در ایران بزرگ شدم و در طول مدت زندگی ام این حرف را نشنیدم تا اینكه یكی از دوستان اهل تسننم این را از من پرسید.

ب.بیدار گفت...

شيعيان قران رو (ظن الادله)يعني (دليل وسندمشکوک)ميدونن!!شيعيان قران جمع آوري شده توسط عثمان يعني همين قراني که دست ماست رو قبول ندارن چرا که ميگن قراني که در دست علي بود قران واقعيه که عثمان نگذاشت علي اونو نشون بده!. دراين مورد کسروي بزرگ در حال نوشتن کتابي راجع به اين موضوع بود که توسط باند تروريستي فداييان اسلام کشته شد (به
کتاب شيعه گري اثر جاويد اين بزرگ مرد مراجعه کنيد)اينکه شما در ايران درطول مدت زندگيت نشنيدي، دليل بر عدم صحت اين موضوع نيست
چون اولا تو تقليدي دينتو انتخاب کردي، کسي هم که دينش رو از روي تقليد پذيرفته باشه از خيلي نکات ومسايل دينش غافل ميمونه.
شما با مراجعه به کتاباي بزرگان شيعه
نظير کليني مجلسي طبرسي قمي و...
ميتوني به دريايي ازين خرافات پي ببري
تمام اين احاديث که الان به چشم ما مسخره مياد تا100،150 سال پيش همه شيعيان به اون معتقد بودن وکوچکترين شکي دراين قضايا نميکردن، واين ازبرکات دانش امروزه که نشون داده تمام اين مطالب چيزي جز مشتي خرافه نيست

Translate

دریافت از طریق ایمیل

بايگانی وبلاگ