اسلام شناسی

اسلام آمیزه‌ای است از جنایت، سکس و خرافه؛ آنچه که مغلطه‌کاران معجزه‌ی قرآن می‌دانند خرافاتی بیش نیستند؛ در این دین زن کالائی است جنسی در اختیار شوهر، مجوز تصاحب زنان کفار نیز در همین راستاست. تاریخ جانیان زیادی را به خود دیده، محمد تنها جنایتکاری است که پیروانش همچنان طبق سنت او آدم‌کشی می‌کنند؛ در این دین تنها مسلمانان انسان شمرده می‌شوند و دیگران جانور؛ پس با شمع روشنگری، سایه سنگین و تاریک مذهب که همان اندیشه‌ی ضحاکی مغز خور باشد را از میهنمان بر خواهیم چید.

جستجو کردن موضوعات خاص (لطفا کلمات مربوطه را وارد نمائید)

در حال بارکردن…

100 مورد از تناقضات و اشتباهات ساختاری قرآن

 بزرگترین تناقض ادیان در این است که اگر خدایشان پدید آورده تمام جهان است، پس آیا منطقی است که خدا به زمینی بسیار کوچک، تا این اندازه ا...

ه‍.ش. ۱۳۹۵ اردیبهشت ۲۰, دوشنبه

پارادوکس‌‌های قرآن

     آنچه که از مطالعه عادی قرآن به دست می‌آید، وجود تناقضات در این کتاب است، از تناقضات متنی و غلطهای املائی گرفته تا تناقضات مفهومی و استراتژیک در بالاترین مفهوم اسلامی.
     برای فهم بهتر قرآن و پاسخ به این تناقضات، ناچاریم به خود قرآن بپردازیم تا درک بهتری از این کتاب داشته باشیم؛ چیزی که برای ما مسلم است، این است که قرآن از زبان محمد بیان شده؛ پس نخست سخنان محمد را در چارچوب دینی مورد بررسی قرار می‌دهیم؛ از دید اسلامی، سخنان او به 3 دسته بخش‌بندی می‌گردند:
    1- سخنانی که خدایی به نام الله مستقیما بر قلب محمد به وسیله‌ی قاصدی به نام جبرئیل القا کرده و دارای معجزه هستند؛ این سخنان داری دو بخش مهم می‌باشند؛ برخی از این سخن محکمات هستند  و برخی دیگر متشابهاتند، مسلمانان این سخنان را قرآن می‌دانند.
    2-  سخنانی که خدایی به نام الله بر قلب محمد القا کرده، ولی این سخنان دارای اعجاز نیستند، مسلمین این گونه سخنان را حدیث قدسی می‌نامند.
    3- سخنانی که محمد در راستای اراده خدایی به نام الله بیان کرده، بدون اینکه مستقیما بر قلبش القا گردد؛ مسلمین این سخنان را زیر مجموعه احادیث می‌دانند.

      اما این طبقه بندی هم دارای اشکال اساسی است؛ زیرا در همان سخنانی که در چارچوب بخش "1" یعنی قرآن طبقه بندی گردیده، گاهی جملاتی به چشم می‌خورد که نشان از نقص این طبقه بندی اسلامی دارد، مانند:
وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى (نجم/3 ) و (محمد) از سر هوس سخن نمی‌گوید.
إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى (نجم/4) اين سخن بجز وحيى كه وحى می‌شود نيست.
     در دو آیه بالا بیان شده که تمامی سخنان محمد، به طور مطلق وحی است از سوی الله؛ یعنی رد مورد سوم؛ شاید گفته شود که هر سه مورد وحی خداوندی هستند؛ اگر چنین باشد، پس چرا الله  نیاز دید که قرآن را به وسیله‌ی قاصدی به نام جبرئیل بر قلب او القا کند، ایا می‌بایست وحی را ابتدا بر جبرئیل القاء نماید و سپس جبرئیل بر محمد؟ چرا؟  اگر دو مورد دیگر را همان خدا شخصا بر او القا کرده باشد، پس مورد 2 و 3 از قرآن قویترند، زیرا هم مقام محمد از جبرئیل هم بالاتر بود و هم اینکه الله وحی را مستقیما و بدون  واسظه بر محمد نازل کرده است.
محمد برای تآکید بر امانت داری او، او را الامین نامید:
     وَإِنَّهُ لَتَنزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ (شعراء/192) نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ (شعراء/193) عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِينَ (شعراء/194) و به راستي اين (قرآن) نازل شده‌ی پروردگار جهانيان است كه روح الامين (جبرئیل)  آن را  نازل كرده است بر دل تو تا از هشداردهندگان باشي - به زبان عربي روشن.
    کسی نمی‌تواند بگوید که جبرئیل وجودی مجاز است، زیرا محمد از جبرئیل با عنوان رسول کریمی یاد می‌کند که او را در افق روشن دیده است، و این به معنای قبول جایگاه ویژه جبرئیل است تا جائی که محمد افتخار دیدن او را داشته است:
انَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ (تکویر/19) كه سخن فرستاده‌ی (جبرئیل) بزرگوارى است.
 وَلَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِينِ (تکویر/23) و قطعا آن را در افق روشن ديده است.
     چرا برخی از این وحی های خداوندی که به صورت سخنان محمد نمود پیدا کرده، نه تنها سبب اتحاد جامعه اسلامی نشده؛ بلکه باعث گردیده است که بر سر آن، الله پرستان آنچنان با هم دعوا داشته باشند تا جائی که همدیگر را بکشند کما اینکه تاریخ حکایت از این کشتار دارد؟
چرا برخی از وحی‌هائی که از سوی الله جهت نطق محمد بیان شده است، دارای اعجاز هستند و برخی دیگر نیستند؟
       اگر هر فکری که در محمد حادث می‌شد، تماما وحی الله باشند؛ چرا محمد در بسیاری از کارها با سایرین مشورت می‌کرد؟ اگر آموزگار او قادر و عالم مطلق باشد، مشورت با کسانی که دانش آنان در مقابل این عالم مطلق صفر است، کاری است ابلهانه.
       اگر سخنان محمد، نه نطق او، بلکه وحی خداوندی است؛ پس چرا او سخنانش را نه تنها ویرایش، بلکه برخی از این سخنان را به رغم اینکه ابتدا گفته بود "شامل قرآن یعنی دارای اعجاز هستند"، به مرور زمان با مشاهده نقص های آنان، آنان را نقض می‌کرد؟:
    مَا نَنسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّهَ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (بقره/106) هر آيه‌ای را كه نسخ كنيم يا بدست فراموشی ‌بسپاریم، بهتر يا همانند آن را می‌آوريم، آيا نمی‌دانى كه الله بر هر كارى تواناست‏؟
آزمایش کردن برای تجربه اندوزی است، چرا خداوند مجبور می‌شود که آزمایش کند؟
وَمَا أَصَابَكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ فَبِإِذْنِ اللّهِ وَلِيَعْلَمَ الْمُؤْمِنِينَ (آل عمران/166) آنچه که در روز برخورد دو گروه به شما رسید با اجازه‌ی الله بود و برای اینکه مؤمنان را بداند (بشناسد).
و در ادامه همین آیه، هدف از این آزمایش: شرح
    برخی مانند عبدالکریم سروش برای توجیه پارادوکس‌های قرآنی‌، نظریه "قرآن رویاهای محمد" را به میان کشیده‌اند؛ طبق این نظریه، کسی قرآن را به محمد آموزش نداده است، بلکه او به نقطه‌ی خدائی رسیده بود تا جائی که آنچه را که در ذهنش خطور می‌کرده، چیزی نبوده جز سخنان خدا و وجود محمد و خدا در هم تنبیده بود؛ ایشان معتقدند که قرآن نه یک کتاب که حاصل این رویاهای گاهی به نظر متضاد محمد است.
    بر طبق این دیدگاه، نمی‌توان تمایزی میان قرآن و احادیث قائل شد و از این جهت کل قرآن متعارفی که در میان ماست فرو می‌پاشد؛ این نظریه شاید بتواند برخی از پارادوکسهای قرآنی را حل نماید، اما در نگاه برون نگر به این کتاب، نه تنها پارادوکسی حل نشده؛ بلکه مشکلی بر مشکلات قرآن افزوده شده است؛ اگر قبول کنیم که قرآن حاصل رویاهای محمد است، پس نمی‎توان میان خدا و محمد تفاوتی را متصور شد.
  البته به نظر می‌رسد که نظریه جناب سروش، چیزی جدیدی نیست و حالت خاصی از دیدگاه ابن عربی در مورد وحدت وجود است؛ ابن عربی معتقد بود که هستی و خدا حقیقت واحدی هستند و تمام مظاهر مادی دنیا، تجلی وجود الله می‎باشند.
 عبدالکریم سروش این تجلی را از حالت عام خارج و در شخص محمد محصور کرده به گونه‌ای که محمد همان خدای زمینی است؛ بنابراین تمام رفتار محمد خدائی است.
    اگر این نظریه را از نگاه برون نگر بپذیریم، این  بدان معناست او انسان بیماری بوده که رویاهایش را باور کرده بود، پافشاری او بر این رویاها و عدم شناخت مردم از این نوع بیماری دو عاملی بودند که سبب گردید تا مردم به تدریج باور کنند که وی با خدا در ارتباط است؛ بنابراین فرضیه ابتلاء محمد به بیماری خاص روانی مطرح می‌گردد و این بیماری می‌تواند شیزوفرنی باشد، این فرضیه یعنی ابتلاء محمد به بیماری اسکیزوفرنی، می تواند تمامی رفتارهای محمد را توجیه نماید زیرا اروزهای شخص هم می تواند به صورت توهم عینی نمود پیدا کند اگر او مردم اطرافش را به این باور برساند و توهماتش حقیقتی است محض.
       مثلا اینکه اگر محمد جایی مرتکب اشتباه اساسی می‌شد، بیان می‌کرد که این سخنان، نه وحی الله، که القاءات شیطان بوده اند، را تنها با این فرضیه قابل توجیه است؛ ولی طبق نظریه "قرآن رویاهای محمد" مگر کسی که وجودش با خدا تنیده باشد، امکان دارد شیطان در او رخنه‌ای داشته باشد؟:
    وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ )حج/52 )هیج رسول و نبی نیست که آرزوئی داشته باشد(بعضی ها معنای تلاوت را می‌کنند) و شیطان در آرزوی (تلاوت) او القائی نداشته باشد پس الله آنچه را که شیطان القا کرده نسخ می‌کند، سپس آیاتش را محکم می‌سازد.

آیا تمامی قرآن را می‌شود حاصل رویاهای محمد نامید؟
      اگر از کسانی مانند عبدالکریم سروش چنین پرسشی پرسیده شود، خواهند گفت "آری"! اما از یک منتقد برون نگری که قرآن را بررسی نموده، بپرسید، پاسخ منفی است؛ زیرا برخی از آیات قرآن، نه تنها رویا نیستند؛ بلکه حاصل شنیده‌های او از اسطوره‌هاست؛ مانند اقتباس قرآن از تورات؛ زیرا کسی که وجودش در خدا به قول سروش در هم تنیده و خدائی شده باشد، نیازی به پیش زمینه برای کسب آگاهی جهت نزول وحی ندارد.
     احتمالا نظریه پردازان اسلامی خواهند گفت "قرآن امتداد تورات است و تورات اسطوره نیست، بلکه (با پافشاری بر فرضی غلط) این کتاب هم سخنان خدا و قرآن مکمل تورات می‌باشد؛ اگر قرآن امتداد تورات باشد، پس چرا محمد گفته است که تورات تحریف شده است؟ از دید کسی که از برون به این کتاب نگاه می‌کند، این نوع توجیه، نشان از ضعف اقتباس کننده دارد؛ همچنین، چرا خداوند تورات را کامل بیان نکرد تا مجبور نگردد که برای تکمیل آن، ایده‌هایش را به صورت رویا به محمد بنمایاند؟

     برخی از این اقتباسات، نه تنها در هیچ یک از آنچه که کتب آسمانی نامیده شده، بیان نگردیده‌اند؛ بلکه افسانه‌هائی هستند که در زمان هیچ یک از کسانی که محمد مدعی بود آنان پیامبرند، رخ نداده است؛ زیرا از دید اسلام، آخرین پیامبر پیش از محمد، عیسی است، اگر حادثه‌ای مابین عیسی و محمد رخ داده باشد، در این چارچوب می‌گنجد؛ یکی از این افسانه‌ها که مسیحیان آن را ساخته‌اند، افسانه‌ی هفت خفتگان افسس است؛ محمد با شنیدن این افسانه، آن را جالب دید و مانند همیشه آنگونه که خواست، آن را بیان کرد و اگر با اصل در تضاد بود، بیان می‌کرد "روایت من به دلیل اینکه مستقیما از الله دریافت نموده ام، حقیقت است"، این در حالی است که اصل این داستان، افسانه‌ای بیش نیست؛ چگونه است که از محمد در مورد افسانه‌ای پرسیده می‌شود و او فرصت می‌خواهد، پس از مدتی تحقیق، او رویای این داستان را می‌بیند؟
    بنابراین به رغم اینکه بسیاری از آیات قرآن، حاصل رویاهای محمد است:
    لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيَا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ إِن شَاء اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُؤُوسَكُمْ وَمُقَصِّرِينَ لَا تَخَافُونَ فَعَلِمَ مَا لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِن دُونِ ذَلِكَ فَتْحًا قَرِيبًا (فتح/27) بدون شک الله رؤياى پيامبر خود را محقق می‌سازد، اگر الله بخواهد، شما حتما در حالى كه سرتان را تراشیده‌ و ناخنتان را کوتاه کرده‌اید، با خیالی آسوده وارد مسجدالحرام خواهی شد؛ الله آنچه را كه نمی‌‏دانستيد، دانست، و غير از اين، پيروزى نزديک است.
و یا داستان ادعای رفتن در شب با چهارپائی به نام براق به آسمان و نزد الله:
سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ البَصِيرُ (اسراء/1) منزه است آن كه (الله) بنده‌اش را شب هنگام از مسجد الحرام به سوى مسجدالاقصى كه بر گردش بركت داده‌ايم برد، تا از نشانه‌های خود به او نشان دهیم كه او همان شنواى بيناست. شرح 

اما قطعا تمام قرآن، اینگونه نیست و برخی از آیات این کتاب، حاصل تعقل اوست.
   قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّمَاء فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَيْثُ مَا كُنتُمْ فَوَلُّواْ وُجُوِهَكُمْ شَطْرَهُ وَإِنَّ الَّذِينَ أُوْتُواْ الْكِتَابَ لَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ (بقره/144) ما گردانیدن چهره‌ات را به اطراف آسمان می‌بينيم، تو را به سوی قبله‌ای که خشنودت می‌کند برمی گردانيم؛ پس چهره‌ات را به سوی مسجدالحرام کن و هر جا که باشيد به این سمت  رو کنید؛ اهل کتاب (یهودیان و مسیحیان) می دانند که اين (تغییر قبله) به حق و از جانب پروردگارشان بوده است و  الله از آنچه می کنيد غافل نيست.

    و در برخی دیگر از ایات قرآن، نشانه‌ای آشکار از خشم او نسبت به شرایط پیش آمده را نشان می‌دهد:
تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ (لهب/1) بريده باد دو دست ابولهب و مرگ بر او باد.
و در ادامه به زنش که هیزمکش بود، مسخره می‌کند، تمسخری ناشی از خشم:
وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ (لهب/4) و زنش آن هیزم‌کش.
فِي جِيدِهَا حَبْلٌ مِّن مَّسَدٍ (لهب/5) بر گردنش طنابى از ليف خرماست. شرح
ایات بالا نه در عالم رویا، که پاسخی است به شرایطی که او با چشم حقیقی مشاهده می‌کرد.
    محمد آنگونه که دوست داشت با خدایش، الله بازی کرد، او در حالی که در نماز بود، قبله را تغییر داد، آیا او هنگام نماز هم رویا می‌دیده است؟ شرح ...
   در زمان محمد هم از قران ایراد می‌گرفتند، او برای اینکه بتواند تناقضات گفته‌هایی که معتقد بود وحی خداوندی و دارای اعجاز هستند را توجیه نماید، بیان نمود که معجزه بودن قرآن هم دارای دو بخش هستند، برخی از ایات محکماتند و برخی دیگر متشابهات، او د ر ادامه می‌گوید "" تنها افرادی بیمار که نمی‌خواهند به قرآن ایمان بیاورند به متشابهات متوسل می‌شوند":
   هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَابِ (آل عمران/7) اوست كسى كه اين كتاب را بر تو فرو فرستاد؛ بخشی از آن، آيات محكم هستند، آنها مادر این کتابند و برخی ديگر متشابهاتند؛ اما كسانى كه در دلهايشان انحراف است، براى فتنه‏ جويى و طلب تأويل آن، از متشابه آن پيروى می‌کنند، با آنكه تأويلش را غیر از الله کسی نمی‌داند و علماء پیشرو در علم می‌گويند "ما بدان ايمان آورديم، همه  از جانب پروردگار ماست" و جز خردمندان كسى متذكر نمی‌شود.
     اگر تأویل آیات محکمات قرآن را کسی نمی‌داند و با زبان رمز و راز بیان شده، کاربردش برای بشر چیست؟ البته از آیه بالا، هم شیادی محمد را می توان استخراج کرد و هم توهمی که در حالتی خاص به او دست می‌داد.

   برخی از مسلمین، سادگی بیش از حد محمد که در قالب اشتباهات او به صورت توهم نمایان شده است را در راستای گسترده کردن مفهوم وحی استفاده می کنند مانند:
    وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ (نحل/68) و پروردگار تو به زنبور عسل وحى  كرد كه از  كوهها و از برخى درختان و از آنچه  که (مردم برپا می‌کنند خانه‌هائی براى خود درست كن.  و در ادامه آیه محمد گمان داشت که عسل از معده زنبور عسل خارج می شود. (1)
      او از عسل بسیار خوشش می‌آمد و گمان داشت که ساخت آن را حتما خداوند به زنبور یاد داده؛ بنابراین چنین سخنانی را بیان می کند؛ این سخنان آشکارا در تناقض با مفهوم وحی است.
آیا  تمام کارهای عجیبی که جانوران انجام می دهند، وحی الله است؟
      پس برای توجیه پارادوکسهای قرآنی، هیچ راهی نداریم جز اینکه بپذیریم "محمد انسانی خودشیفته بود که گمان داشت آنچه که در مغز او می‌گذرد، تماما وحی خداوندی است.
=================================================
(1)
     ثُمَّ كُلِي مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا يَخْرُجُ مِن بُطُونِهَا شَرَابٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِيهِ شِفَاء لِلنَّاسِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ (نحل/69) سپس از همه ميوه‌ها بخور و راه پروردگارت را فرمانبردارانه بپیما، از شكم‌هاى آنها نوشیدنی‌های رنگارنگ بیرون می‌آید كه در آن شفاى مردم است، در اين نشانه‌ای است براى گروهی که اندیشه می کنند.
طبق این آیه، محمد گمان داشت که عسل در معده تولید و سپس از مقعده زنبور به عنوان مدفوعش خارج می‌شود.
علی ابن ابی طالب در وصف انسان، شعر مشهوری دارد که می گوید:
 أشرف لباس ابن آدم فیها لعاب دوده 
 وأشرف شرابه رجیع نحله
در آبرومندانه‌ترین جامه‌ی انسان آب دهن کرم است. ( اشاره به ابریشم و کرم آن)
و ابرومندانه ترین نوشیدنی‌اش، مدفوع زنبور می‌باشد. (عسل)

۴۵ نظر:

Arash Irani گفت...


مناظره عبدالکریم سروش با عبدالعلی بازرگان در مورد قرآن رویاهای محمد را در بی بی سی دیدم واین پست را در پاسخ به او گذاشتم.

Amir Ravandy گفت...

عجبا.خوب شد باز هم شما وردیدیم.اما کاش فهیم تر از قبل میدیدیمتون.

پدرام گفت...

به نظر من اگر محمد میخواست قرآن را به عنوان یک سند و مجموعه دستورات دائمی نگهدارد، از همان ابتدا نسبت به نگارش رسمی و ثبت آن اقدام میکرد.
ولی قرآن نه به خواست یا دستور محمد، بلکه به صلاحدید عثمان جمع آوری شد. که اصولاً در این جمع آوری اشتباهاتی هم صورت گرفته و پارادوکسهایی مانند آنچه آقای آرش فرمودند هم پیش می آید.
احتمالاً خود محمد هم الهام ها را فقط برای همان موقعیت و زمان خاص معتبر میدانسته و قصد نگهداری آن برای همیشه را نداشه است.

Amir Ravandy گفت...

همین یه تیکه برات بسه که اوج بی سوادیت رو مشخص کنی.
وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ (نحل/68) و پروردگار تو به زنبور عسل وحى كرد كه از كوهها و از برخى درختان و از آنچه که (مردم برپا می‌کنند خانه‌هائی براى خود درست كن. و در ادامه آیه محمد گمان داشت که عسل از معده زنبور عسل خارج می شود. (1)

بی سواد عسل اینطوری درسا میشه: بعد از ترکیب شدن شهد و آب دهن زنبور میره به معده بعد از اون زنبور خارجش میکنه میشه عسل.
سواد نداری لازم نیست بنویسی.
:))))

Arash Irani گفت...

علی پاسخ شما را داده است:
أشرف لباس ابن آدم فیها لعاب دوده
وأشرف شرابه رجیع نحله

Amir Ravandy گفت...

درود بر علی(ع) که 1400 سال پیش گفت عسل از آب دهان زنبور است واین مسئله امروزه مشخص شده.اما حیف که امثال شما چشم ندارین که ببینین و به حق کورید همونطور که خداوند در قرآن گفته و جای تعجبه که چرا شما از این حرف خدا ناراحت میشید و میگید خداوند اهانت کرده در حالی که حقیقت اثبات شده است.
خوشحال میشدم یک جوب کاملتر و شفافتر بدین نه یک شعر از مولای مومنین قرار بدین که تایید حرف بنده است.
آقای مثلا ایرانی بهتره از این جمله عبرت بگیرید و ببینید که چقدر این دنیا بی ارزشه و نیایید با دروغ ساختن ذهن افراد رو مشوش بکنید.
آیا این آیه یک نشانه نیست که شما چشمتون رو باز کنید و ببینید که قرآن یک معجزه است.آیا 1400 سال پیش کسی میتونست از معده ی زنبور خبر بده که اسلام به درستی اشاره کرده و حضرت علی اتصالش رو به علم الهی اثبات کرده و توضیح داده که عسل از آب دهان زنبوره؟تا کی چشماتون رو میبندید؟
شما با این جوابتون حرف من رو تایید کردید که چقدر بیسوادین چون اگر دلیل علمی داشتین میاوردین.اما هاج و واج موندین.
منتظر جوابتون هستم.اگر جواب علمی داشته باشین که ندارین.

ناشناس گفت...

Mr. Ravandi , Everything about honey was said by Aristotle 1500 years before muhammad.
Aristotle has even said that only female bees make the honey.
Islam has not a single NEW and GOOD teaching (which was not already said by other religions or was not already believed by other cultures as a common sense).
Thos few good teachings in islam are not original but plagiraized from other religions or culture.
If you can show me a single teaching of islam which is GOOD and NEW , then I will repent and come back to islam !!
(You can write in Persian if you wish)

Amir Ravandy گفت...

آقای ایرانی انگار یه دوست پیدا کردین که فارسی رو قشنگ میتونه هم بفهمه و صحبت کنه.اما دوس داره انگلیسی بنویسه.
حالا بهش چند دادی بیاد این جفنگیات رو بگه؟

آقای ناشناس شما که فارسی بلدی و بهم میگی فارسی بنویس خودت چرا فارسی نمینویسی؟

ناشناس گفت...

حاجی چرا کم کار شدی؟ پست های شما بسیار مفید بود.

Amir Ravandy گفت...
این نظر توسط نویسنده حذف شده است.
ناشناس گفت...

Jenabe Ravandi
Ba arze mazerat bande dastresi be fonte parsi nadaram. Vali sefaresh dadeam ta az Iran biyayad.
Dar an soorat , chashm be Parsi khaham nevesht.

آزادیخواه گفت...

آقای راوندی امروز موفق به پیدا کردن یک کیبورد پارسی شدم.
و اما در مورد زنبورها باید عرض شود که تقریبا تمام رازهای مربوط به زنبور ها توسط ارسطو قرنها قبل از تولد محمد تشریح شده است.

جها اطلاع دوستان عزیز باید عرض شود که بنده به کمک آقی علی سینا صفحه ای درست کرده ایم بنام wikiislam

در آن صفحه تمام این مزخرفات مبنی بر معجزات علمی قرآن با دلیل و مدرک پاسخ داده شده است.
البته مقالات بسیار دیگری نیز در آن صفحه موجود است.
آقای راوندی شما نیز میتوانید به آن صفحه تشریف آورده و کلی به اسلام عزیز بخندید و تفریح کنید.

آزادیخواه گفت...

آقای راوندی بعد از دیدن متن انگلیسی بنده از آرش بسیار عزیز پرسیدند :
چقدر بهش دادی تا بیاد و این جفنگیات رو بگه ؟

آقای راوندی از وقتیکه ما از دین کثیف و جنایتکار اسلام نجات یافته ایم به چیزی رسیدهایم بنام انسانیت. از مختصات یک مسلمان واقعی (مانند شما) این است که هیچگاه کاری را که پاداش نداشته باشد انجام نمی دهند. یعنی حتی اگر بخواهد به برادر خود کمک کند باید ببیند که آیا در آن دنیا ( و یا همین دنیا) بابت آنکار به او حوری و یا باغی و یا غلمان تعلق میگیرد و یا خیر. اگر جواب خیر باشد بهیچوجه خود را جهت انجام آنکار به زحمت نمی اندازند.
حتی در مورد کارهای کثیف و زشت و غیر انسانی نیز اگر ترس از جهنم نبود نسل بشریت را بخاطر امیال خود کنده بودند. چند هزار بار ما از مربیان آقای راوندی (آخوندها) شنیده ایم که میگویند : اگر ما به جزا در آن دنیا اعتقاد نداشته باشیم چرا بنده شما را نکشته و جیب شما را نزنم.؟؟؟ !!!
این کمال انسانیت یک جنایتکار و پدوفیل میباشد.
وای بر شما.
بنده هنوز خود را بخاطر آن سالهای مسلمان بودن نمی بخشم.

آزادیخواه گفت...


چندی پیش به کمک یکی از دوستانی که به لطف صفحه شما از اسلام خارج و به انسانیت بازگشته است آشنا شدم
آرش عزیز واقعا سایت بسیار زیبا و پر باری دارید. برای شما همیشه آرزوی پیروزی میکنم. امیدوارم که به زودی دور هم نابودی اسلام و ریشه کن شدن آنرا در ایران عزیز جشن بگیریم.
امیدوارم افرادی مانند راوندی نیز روزی به مفهموم انسانیت پی ببرند.

آرش جان واقعا انسان شرافتمند و به نظر بنده خیلی با استعداد و باسوادی میباشی.
ادامه بده عزیزم که تمام آزادیخواهان و انسانهای آزاده از یوق دین طرفدار شما و اندیشه های زیبا و انسانی شما هستند.

آزادیخواه گفت...

این مسلمانها که ادعا میکنند کاملترین و بهترین دین دنیا را دارند لطفا پاسخ دهند :
آیا در دین شما حتی یک تعلیم و یا آموزش انسانی و خوب وجود دارد که اسلام نوآورنده آن باشد؟ منظور اینکه قبل از اسلام آن آموزه توسط هیچ دین و یا فرهنگی مطرح نشده بود.

آن تعداد معدودی ازآموزشهای انسانی که گاها در اسلام یافت میشوند تمام دزدی از ادیان دیگر هستند .
با اینحال اینان میگویند چنانچه به این دین ما ایمان نیاورید نجس هستید و شما را میکشیم. حالا اگر اهل کتاب هستید یک پول زور بدهید تا شما را نکشیم.
آخه کدوم آموزش اسلامی چنان ارزشی دارد ؟ شما یکی از آموزشهای جدید و انسانی اسلام را به ما نشان بدهید تا بنده شخصااز ارتداد توبه کنم.
به احتمال زیاد در پاسخ خواهند گفت : تو لیاقت مسلمان بودن را نداری و از جواب دادن طفره خواهند رفت. این پاسخ را یکی از آخوندهای گردن کلفت ( به اصطلاح خودش مرجع) وقتی زیر سئوال بنده منگنه شده بود داد. بعد از آن نیز چندین بار آنرا به من گفته اند چون پاسخی ندارند.

آزادیخواه گفت...


البته آموزشهای شیطانی بسیاری در اسلام وجود دارد .
تجاوز به دختر بچگان کوچک (حتی شیرخواره) از تعالیم اسلامی است که پیوفیلهای بیشرفی مثل محمد انجام داده و دنبال کنندگان آن پدوفیل (مثل خمینی) به آن افتخار میکنند.
همچنین اسیر گرفتن زندانیان جنگی عنوان برده. حتی اگر در ادیانی مانند یهودیت نیز برده داری وجود داشت ولی به کل از بین رفته اند . ولی اسلام هنوز در این قرن معتقد است که برده داری چیز خوبی است.

آزادیخواه گفت...

وقتی به جنایات اسلام اشاره میکنیم میگویند: آن150 آیه قتل و غارت در قرآن جنبه دفاعی دارند !!!
عجب !!!!!
یعنی آیا آنان انتظار دارند ما باور کنیم که تا آنموقع هیچ بشری نمیدانست که چنانچه به آنان حمله شد باید از خود دفاع کنند و لذا خدا مجبور بود یک پیغمبر پدوفیل بفرستد تاآنرا به مردم آموزش دهد ؟؟؟
آخه شما چرا اینقدر مردم را احمق فرض کرده اید؟

محمد بیش از 67 غزوه داشت. تنها دو تا از جنگهای او دفاعی بودند احد و خندق. باقیمانده جنگهای مسلمانان فقط جهت غارت قبایل مختلف (مخصوصا یهویان پولدار)و تجاوز به زنان و دختران آنان بود.
اصلا کلمه غزوه یعنی شبیخون . در کمین نشستن و ناگهان حمله کردن.
معنی کلمه غزوه خودش گویای نوع جنگهای محمد و یاران دزد و متجاوز او میباشد.

کدام انسان سالمی میتواند چنین شخصی را بعنوان الگو برگزیند؟؟ خجالت بکشید.

Amir Ravandy گفت...

جناب ناشناس اولا اینترنت پره از فونت فارسی در ضمن من نگفتم چرا از فونت انگلیسی استفاده کردی،من گفتم چرا به زبان انگلیسی صحبت کردی در صورتی که فارسی هم بلدی؟اگر تسلط شما به فارسی کمه من مشکلی ندارم به انگلیسی هم میتونم جواب بدم.

Amir Ravandy گفت...

اولا ارسطو تمام مسائل در مورد زنبور ها رو نگفته مخصوصا این مورد.
ثانیا انجام اعمال در اسلام اگر برای پاداش باشه درست هست که دارای پاداش هست اما ارزشی نداره.این برداشت اشتباه شماست چون سواد این کار رو ندارین.ثالثا اگر یک نفر کاری انجام بده اما چیزی بابت اون دریافت نکنه این عین ظلم هست اسم این میشه بی گاری.این نشونه ی ارزش بالای اسلامه که برای کوچکترین کار هم پاداشی قرار داده.
اون آخوند هم احتمالا از توهمات شماست.ما که ندیدیم.
بله نباید هم خودتون رو ببخشین چون یک عمر بدون شناخت از چیزی وقت تلف کردین و بدتر از اون باز هم بدون شناخت چیزی دارین اون رو نفی میکنین،هنوز هم باید ناراحت باشین از وجود خودتون.

Amir Ravandy گفت...

گفتین اسلام چه چیزی آورده که نو باشه.اولا در دوران حضرت محمد تمام دستورات برای انسان ها نو بود و حتی الان هم هست چون اگر فقط به مسائل بهداشتی و فردی که اسلام گفته عمل بشه دنیا آباد میشه(البته شما نمیدونین این ها رو چون تحقیقی نکردین فقط اومدین تو این جور سایت ها یک مشت دروغ به خورد شما دادن و شما اسمش رو گذاشتین اسلام).
ثانیا ادیان تماما یک هدف رو داشتن و اون هم آبادی در دنیا و آخرت بود پس ممکنه حرفی در مسیحیت هم باشه که در اسلام هست و حتی در یهود اما این نفی اسلام نمیکنه.در ضمن اسلام پر هست از دستورات نو که نیاز به مطالعه داره.

Amir Ravandy گفت...

با اینحال اینان میگویند چنانچه به این دین ما ایمان نیاورید نجس هستید و شما را میکشیم. حالا اگر اهل کتاب هستید یک پول زور بدهید تا شما را نکشیم.

این هم از توهمات شماست

Amir Ravandy گفت...

مطالب زیادی نوشتین که همه از بی سوادی شما نشات گرفته دوتای اونها رو میگم بقیه رو اگر دیدم ارزش دارد جواب میدم.

گفتین پیامبر 67 غزوه داشته:شما هنوز نمیدونیم غزوه به چه نوع جنگی میگن.پیامبر فقط 27 غزوه داشته.
گفتین غزوه یعنی شبیه خون:
من چیزی نمیگم فقط لینکش رو میزارم.

http://parsi.wiki/dehkhodaworddetail-d43008695a5e404da04c5745efb31024-fa.html

http://wikifeqh.ir/%D8%BA%D8%B2%D9%88%D9%87

http://www.almaany.com/fa/dict/ar-fa/%D8%BA%D8%B2%D9%88/

امیدوارم خجالت کشیده باشی.از این نوع علم و دانشی که شما دارین بعید نیست اون حرفایی که بالا نوشتین.

آزادیخواه گفت...

بله فرق غزوه و سریه و جنگ رو هم میدونیم.
وفتیکه بچه بودیم به ما میگفتند که غزوه یعنی جنگهائی که محمدخودش در آن شرکت داشت. من همیشه برایم سئوال بود پس چرا اینها احد و خندق را غزوه نمی نامند. تا اینکه یاد گرفتیم کلمه غزوه مختص غارت است :

Qazvah: Sudden attack , ambush

در ضمن واقعا خجالت میکشم از اینکه چندین دهه فکر میکردم دین جنایتکاری مانند اسلام میتواند از سوی خدا باشد.

شما که در گول زدن مردم استاد هستید. لطفا بفرمائید که تمام غزوات جهت دفاع بوده است تا ما یخورده تفریح کنیم.

آزادیخواه گفت...

Ghazvah صحیح است. ببخشید

آزادیخواه گفت...

آقای راوندی حالا گذشته از معنی لغت غزوه ( که فکر نکنم به نتیجه برسیم) اگر مایلید یکی از تعالیم جدید و زیبای اسلام را بیان بفرمائید.
سالها به این امر فکر کردم و هیچ نیافتم. شروع رها کردن اسلام در بنده به این سبک آغار شد.

شاید دلیل اینکه یک چنین آموزش خوب و جدیدی در اسلام پیدا نکردم نداشتن سواد بنده باشد که شما به آن اشاره کردید.
حالا شما که در مسائل اسلامی استاد هستید یکی از آن آموزشهای جدید را نیز به بنده یاد بدهید شاید سر آغازی شد به هدایت ما !!
اگر هم چیز جدیدی در اسلام پیدا نکردید شاید موقع آن رسیده است که از خود بپرسید : دینی که هیچ آموزش جدید و خوبی ندارد چطور خودش را کاملترین دین دنیا شناخته و تمام ادیان دیگر را نکوهش کرده و مرتدین را اعدام می میکند؟

Amir Ravandy گفت...

لزومی نداره به نتیجه برسیم معنا مشخصه اما اینقدر شما مغرض هستی که برای رسیدن به هدف به هر کاری دست میزنی حتی اگه اشتباه معنا کردن یک لغت برای تاثیر گذاشتن روی مخاطب باشه.
لغت نامه ی عربی رو ول کردی برای من انگلیسی معنا میکنی؟خجالت نمیکشی اسم خودت رو هم گذاشتی محقق رفتی ویکی اسلام زدی؟

اون سوال شما رو جواب نمیدم چون شما به دنبال فهمیدن نیستید بلکه فقط به دنبال این هستید که اون چیزی که تو مغزتون هست رو به هر ترتیبی که شده حتی با دروغ و نیرنگ اثبات کنید همون کاری که این ایرانی داره میکنه.

اینم فقط واسه این میزارم که دیگه روت کم بشه.:

,Ghazw :meaning military expeditions or raiding; after the emergence of Islam, it took on new connotations of religious warfare. The related word Ghazwa is a singulative form meaning a battle or military expedition, often one led by the Islamic prophet Muhammad.

اینم برای احتیاط که در نری:
https://en.wiktionary.org/wiki/ghazwa

انگلیسی هم اشتباه معنا کردی بورو خجالت بکش.هروقت این رو فهمیدی که آدم برای فهم یه چیزی نباید اونچیزی که یه عده خوردن رو نشخار کنه و خودش بره به دنبال فهمیدن جواب سوالت رو میدم که آیا غزوات پیامبر برای دفاع بود یا نه.
اول این رو بفهم که نباید مغرضانه چیزی رو رد کرد تا بگم اسلام چی آورده(البته هروقت فهمیدی میری دنبالش دیگه از من نمیپرسی).از زبون تندم ناراحت نشو اما ناراحت میشم وقتی میبینم یک نفر حتی ساده ترین معنا ها رو نمیدونه و داره مثلا نقد دین میکنه.

در ضمن بنده اون سوال رو از خودم پرسیدم و شروع به تحقیق کردم.

Arash Irani گفت...

درود بر تمامی دوستان؛
در پاسخ به اون دوستی که فرمودند "چرا مدتی است که کم می نویسم"، بله درست است، مقالات اینجا بر دو قسم هستند: تحلیلی و تحقیقی، من شخصا مقالات تحلیلی را زیاد دوست ندارم در حالی که نوشتن آنها خیلی راحت است؛ مانند همین مقاله که در کمتر از دو ساعت و پس از دیدن مناظره سروش و بازرگان نوشتم، اما مقالات تحقیقی به زمان بسیار بیشتر نیاز دارند؛ گاهی تا 200 ساعت.... که در نظام مقدس اسلامی، اینقدر گرفتاری زیاد است که کمتر وقت پیدا می کنم.
اما در مورد جناب راوندی و دوست گرامی مان اقای ازادیخواه،
دوست گرامی جناب ازادیخواه، آقای راوندی مانند آخوندها استاد حاشیه سازی هستند، در این مقاله تمام نوشته را رها کرد و به تولید عسل در معده اشاره نمود و فکر کردند که به قول محمد شق القمری در اینجا کشف کرده، من هم گفتم که بابا جان، منظور محمد از تولید عسل در معده یعنی اینکه عسل مدفوع زنبور است که از مقعدش خارج می شود و شعر علی آوردم که به صراحت عسل را حاصل (با عرض پوزش) ریدن زنبور (رجیع نحله) نامیده، ایشان باز حاشیه رفتند که پاسخش را ندادم.
در مورد غزوه هم به شما گیر دادند و به جای بحث اصلی حاشیه سازی نمودند.
در اینجا کاملا حق با شماست؛ خوب است ایشان ابتدا به معنی غزا توجه می کردند و سپس نظر می دادند، غزا در زبان عربی یعنی رفتن به سوی دشمن و نابود کردن آنان و معادل همان شبیخون است، نقل از ابن منظور در لسان العرب:
"السیر الی قتال العدو و انتهائه".
محمد در تمام جنگهایش غیر از احد و خندق شبیخون زده.
این تقسیم بندی اسلامی است که جنکهای محمد را به دو قسمت تقسیم کردند و اسم اون یکی رو سریه گذاشتند، تمام جنگها، جنکهای محمد هستند چه او شخصا در جنگ شرکت می کرد و چه ماننتد هیلتر دستور می داد.
ضمنا غزواتی که محمد در آن شرکت داشته 26 تاست که اولیش ابواء یا ودان است و آخریش تبوک و دو تا از جنگهایش هم دفاعی بودند، احد و خندق که جمعا میشه 28 تا.
پیروز باشید!

آزادیخواه گفت...

آقای راوندی
اتفاقا الآن میتونیم در مورد کلمه غزوه به نتیجه برسیم. خوشحال شدم از اینکه منبع انگلیسی ذکر کردید.
این قسمت اول نوشته شما ست :
Ghazw :meaning military expeditions or raiding
حالا لطفا معنی این کلمه را بفرمائید :Raid

معنی آن لغت جواب حرف شما خواهد بود. شبیخون و غارت . حتی اگر معنی را فقط شبیخون بنامیم معنی را میرساند. حالا شما بفرمائید از کی تا حالا حمله و شبیخون به کاروانها و غارت اموال قبایل مختلف دفاعی تلقی میشود؟

قرنها بعد بعضی از مسلمانان که هنوز انسانیت خود را بطور کامل از دست نداده بودند یک معنی برای غزوه درستا کردند تا غارتهای محمد و یارانش را جنگ بنامند.

آزادیخواه گفت...

آقای راوندی چشم منتظر پاسخ شما خواهم بود.

فرمودید از اینکه بعضی وقتها که این چیزها را میشنوید عصبانی میشوید !!!
انتظار ندارید که ما نیز بخاطر مغرض خطاب شدن توس افرادی مانند جنابعالی عصبانی بشویم ؟

انتظار ندارید که بخاطر دروغهائی که به ما در مورد غارتهای مسلمانان گفته اید ناراحت و عصبانی بشویم؟
انتظار ندارید که بخاطر نجس خوانده شدن توسط شما عصبانی بشویم؟

Amir Ravandy گفت...

بماند که اونهمه معنی رو ول کردی و اومدی چسبیدی به این.
جالب اینکه این هم معنای شبیخون و غارت نمیده.Raid به معنای یورشه.
اینم لینکش.
دیگه چی میخای؟
https://translate.google.com/#en/fa/Raid
فکر میکردم زبانت خوبه.

این معنی رو ول کردی چسبیدی به اون:

(Islam) Any of the battles in which the Islamic prophet Muhammad personally participated.

دقت کن گفته battle که میشه جنگ.نه اون معنایی که تو در ذهن داری برای اینکه بگی به غافله ها حمله میکردن.
اینم ول کردی:

The related word Ghazwa is a singulative form meaning a battle or military expedition, often one led by the Islamic prophet Muhammad

تمام این رفتار تو مغرضانه است.که یک معنا رو میگیری و با خواسته ی خودت معنا میکنی تا به هدفی که داری برسی.این کار یه نوع دروغ گفتنه.

آزادیخواه گفت...

آقای راوندی. خیلی جالبه ها. گویا ما باید معانی کلمات پارسی را هم به شما یاد بدهیم.در همان لینکی که شما فرستادید میگوید غزوه یعنی یورش و حمله ناگهانی.

مگر بنده در همان ابتدا ننوشتم که غزوه یعنی : sudden attack

یورش و حمله ناگهانی چه مفهومی دارند ؟
آرش عزیز هم که همان معنای شبیخون را به شما نشان دادند.
حالا کجای این مغرضانه است؟.

شما شبیخون و یورش و حمله ناگهانی را در نظر بگیرید که به کاروانها (بعضا بی محافظ که در ماههای حرام سفر میکردند) بوده است. در اینجا دیگر نیاز به نبوغ فوق العاده شما که در زبان دارید نداریم که بفهمیم منظور همان غارت کارونها بوده است.

حالا شما فعلا یک آموزش انسانی و زیبا در اسلام نشان بدهید که قبلا شناخته نشده بود. چنانچه موفق به آنکار شدید بنده هم قبول خواهم کرد که غزوه یعنی آب بردن برای کاروانهای خسته و تشنه و سیراب کردن آنها.

آزادیخواه گفت...

از کودکی به دروغ به ما آموختند که غزوه یعنی جنگهائی که محمد در آن شرکت داشته است و بس . هیچ معنی دیگری نیز ارائه نکردند. در همان زمان کودکی من پیش خود میپرسیدم که آیا این کلمه غزوه قبل از محمد وجود نداشت ؟ چون معنی دیگری به ما نمیگفتند.


بعد از آگاهی از غارتهای محمد و یاران با وفایش فهمیدم که اینها مخصوصا آن معانی را از ما پنهان میکردند. همین پنهان بازی خود نشاندهنده معنی واقعی کلمه میباشد.

متاسفانه یک فرد مسلمان در آغاز محمد را بعنوان یک پیامبر قبول کرده و بعد تمام جنایات او را توجیه میکند. و حال آنکه یک شخص مانند میوه اعمال خودش است. یعنی اگر خواستید یک شخص را بشناسید به اعمال او نگاه کنید.
بنده شخصا فکر نمیکنم که اگر خدائی بدان معنی وجود داشت شخصی مانند محمد را بعنوان پیامبر خود ارسال میکرد.

Amir Ravandy گفت...

اولا ملاک اصلا انگلیسی نیست.ثانیا تو همون لینک معناهای دیگه ای گفته که معنی شبیحخون نداره بلکه اگر تمام اونها رو کنار هم قرار بدیم معنی حمله به دست میاد.
معنی که این ایرانی گذاشته رو معنا کنی به هیچ عنوان معنای شبیهخون نمیدهمعنای نوشته ی ایشون میشه حرکت برای جنگ با دشمن.
اینکه شما دوست دارین شبیهخون معنا کنین و حمله رو به کار نبرین برای اینه که شما به زور اثبات کنین که پیامبر به قافله ها حمله میکرده.برای اثبات این حرف مذحک دروغ هم میسازین،کلامت رو اشتباه معنا میکنین.
من برای غزوه دو تاغ لینک عربی گذاشتم که اونها هم از کتب معتبر معنا کرده بودن.اما هر کدوم از شما اومدین از معدتون معنا کردین.باز هم معانی غزوه رو میزارم تا بلکه متنبه بشین واز دروغ گفتن دست بکشین.

http://wikifeqh.ir/%D8%BA%D8%B2%D9%88%D9%87

http://www.almaany.com/fa/dict/ar-fa/%D8%BA%D8%B2%D9%88

هنوز یک کلمه رو نمیتونین معنا کنین.

Amir Ravandy گفت...

گفتم اون جواب رو نمیدم تا برای اثبات بشه شما خودتون مطالعه ی تاریخی داشتین تا وقتی عادت کردین برین نوشته های یک عده مزدور رو کپی کنید و زیر اونها به به و چه چه بنویسین من جوابی نمیدم.

آز گفت...

آقای راوندی بنده در همان ابتدا عرض کردم که در مورد معنی غزوه به نتیجه نخواهیم رسید.
همانطور که دوست عزیزمان آرش نیز از معنی اصل عربی به شما نشان دادند غزوه یعنی شبیخون.

ضمنا شما فرمودید که انگلیسی معنای دقیق آنرا نمی رساند !!! عجب ؟؟؟ من تا حالا فکر میکردم که فقط عربی زبان سخت و مشکلی است و نیاز به 10 سال تدریس در حوزه دارد. پس نگو انگلیسی هم همین مشکل را دارد و ما خبر نداشتیم.

بهرحال بریم سر اصل مطلب :
بنده هنوز منتظر هستم که شما یک آموزش جدید اسلامی راکه تا آنموقع هیچکس نمیدانسته است نشان بدهید.

البته در طی سالیان اخیر هر گاه بنده این سئوال را مطرح کردم طرف مقابل با پیدا کردن یک بهانه ای از بحث فرار کرد. ولی هیچکدامشان ( بالغ بر 100 نفر) حتی سعی در مطرح کردن یک آموزش جدید اسلامی نکردند. البته یکی دو نفر از آنها چیزهای مسخره ای بیان کردند که باعث تفریح همگان شد.
بنده هم طبق دستور قبلی جنابعالی هنوز منتظر جواب شما هستم.

آزادیخواه گفت...

با پوزش.
پست بالائی را بنده نوشتم ولی نمیدانم چرا نام نویسنده اشتباه درآمد. ببخشید.

سنت شکن گفت...

https://jpst.it/MmWQ

بیایید آخوندزدایی از ایران را با کوشش بسیار از زندگی خود و اطرافیانمان آغاز کنیم!

عمده آخوندها نه سربازی می روند و نه کار تولیدی مفیدی انجام می دهند و نه مالیات می پردازند در عوض تا می توانند جلوی پیشرفت و مدرن شدن جامعه و شادی مردم را می گیرند و چهره ای عبوس برای جامعه رقم می زنند. حاصل زندگی انگلی آنها مکیده شدن خون جامعه است. تنها کشوری که روزگاری حاکمان مسلمان صدها سال در آن حکمرانی میکرده ولی اکنون سرزمین مدرن و شادی به حساب می آید کشور اسپانیا است که مردمشان بعد از حدود 700 سال سلطه اسلام آنها را به بیرون راندند. بر تک تک ایرانیان واجب است پس از سال های سال کثافت کاری و جنایت هایی که این قشر با اعتبار گرفتن از نسبت دادن سخنان بیهوده به خدا انجام داده اند از هر روشی برای آخوند زدایی و دور کردن آنها از زندگی خود اقدام نمایند.

در ادامه برخی راهکارهای عملی برای آخوندزدایی از سرزمین ایران ارائه می گردد. امید است با پیروی از این دستورها و اشتراک گذاری آنها در فضای مجازی آخوندزدایی از جامعه ایران با سرعت بیشتری انجام پذیرد:

1- در مراسم تشیع جنازه، ختم، هفتم و چهلم و سالگرد اشخاص فوت شده به هیچ وجه از روحانی و آخوند استفاده نکنید. هزینه برگزاری چنین مراسمی را بدون واسطه و با دست خودتان به کارهای نیک اختصاص داده یا به افراد نیازمند واقعی برسانید.
2- چنانچه به مراسم درگذشت کسی دعوت شدید و آخوندی شروع به سخنرانی کرد آن مجلس را به سرعت ترک کنید! هیچ حس ترحمی به افرادی که با غمگین کردن فضای جامعه کسب درآمد می کنند نداشته باشید.
3- از وارد شدن به مساجد و محل هایی که آخوندها در آنها فعالیت می کنند به شدت بپرهیزید تا هرچه بیشتر محل فعالیت آنها خلوت و بی رونق باشد.
4- در مراسم عروسی به هیچ وجه از روحانی و آخوند برای برگزاری مراسم ازدواج استفاده نکنید. همچنین پیوند زناشویی خود را با واژگانی به زبان پارسی به سرانجام برسانید و از خطبه های عقد عربی که از کلمه نکاح (به معنای زشت گاییدن) استفاده می کنند دوری گزینید.
5- هنگام برگزاری مراسم عزاداری و سینه زنی در خیابان به تماشا نروید و در خانه بمانید. شرکت شما جهت تماشای این مراسم باعث رونق گرفتن این مراسم مزاحمت زا می شود و ساختاری که در نهایت به نفع آخوندهاست را تقویت می کند.
6- به جای نذر کردن برای کشتن موجودات زنده، درخت میوه بکارید و هر سال از آن مراقبت کنید و میوه آن را بدون واسطه با دست خودتان به نیازمندان واقعی بدهید.
7- از گفتن کلماتی همچون انشالله، ماشالله، یاعلی و ... در گفتگو و دیدار با دیگران به شدت پرهیز کنید. اگر به این عادت دچار هستید مدتی تمرین و تمرکز کنید حتما می توانید آنها را کنار بگذارید.
8- به هر طریقی که می توانید به یادگیری موسیقی بپردازید و نوازنده یک ساز موسیقی شوید ولو اندک.
9- از هر رخداد ساده دورهمی استفاده کرده و مجالس رقص و پایکوبی برپا کنید.
10- چنانچه نام عربی توسط پدر و مادر شما برایتان انتخاب شده است بیکار ننشینید و با رفتن به اداره ثبت و احوال نام پارسی برای خود برگزینید.
11- جای نشستن خود را در اتوبوس و مترو به آخوندها ندهید.
12- از شرکت کودکان و نوجوانان اطراف خود در مراسم مذهبی یا کلاس های آموزشی مذهبی خودداری فرمایید.
13- مدام به مسئولین مسجد محل خود برای پخش صدای اذان اعتراض کنید و آن را باعث اذیت و آزار معرفی کنید.
14- از پرداخت هر گونه پول به مراجع تقلید، روحانیون و آخوندها به شدت پرهیز کنید. چنانچه شخصی نادان از اطرافیان شما قصد انجام چنین کاری را دارد با حرف های منطقی جلوی او را بگیرید.
15- افرادی را که در فامیل یا محل زندگی شما با دعوت از آخوندها مراسم مذهبی، نوحه خوانی، سینه زنی، درس قرآن و ... راه اندازی می کنند را مدام سرزنش کنید تا دست از این اقدام بردارند.
16- این مطالب را چندین بار به خود گوشزد کنید و سپس در شبکه های اجتماعی پراکنده سازید.

به امید رهایی ایران از غم و اندوه و سیاهی با کمک همدیگر.

آزادیخواه گفت...

آقای راوندی گفتند :

"با اینحال اینان میگویند چنانچه به این دین ما ایمان نیاورید نجس هستید و شما را میکشیم. حالا اگر اهل کتاب هستید یک پول زور بدهید تا شما را نکشیم. اینهم از توهمات شماست"

آقای راوندی لطفا سوره توبه آیات 28 و 29 را مطالعه فرمائید.

در تعجبم شما چطور اسلام را قبول کرده و از آن دفاع می کنید و حال آنکه یک بار قران خودتان را نخوانده اید. به عبارتی دیگر شما یک مسلمان واقعی هستید.

آزادیخواه گفت...

آقای راوندی زحمت کشدیند و در پاسخ برای نشان دادن یکی از تعالیم اسلامی که جدید باشد فرمودند :
"اولا در دوران حضرت محمد تمام دستورات برای انسان ها نو بود و حتی الان هم هست چون اگر فقط به مسائل بهداشتی و فردی که اسلام گفته عمل بشه دنیا آباد میشه"

پاسخ :شما فرمودید تمام دستورات برای انسانها نو بود و الآن هم هست. ما هم از شما خواستیم که یکی دو نمونه از آنها را بفرمائید .
اینکه جواب نشد دوست عزیز.
شاید متوجه پرسش اینجانب نشدید. لذا تکرار میکنم :
لطفا تنها یکی از تعلیمات اسلامی را نشان دهید که جدید بوده و با خواندن آن متوجه میشویم که اسلامی کامل است و ادیان دیگر ناکامل و طرفداران آنها نجس هستند.

آزادیخواه گفت...

آقای راوندی در ادامه فرمودند :
"ثانیا ادیان تماما یک هدف رو داشتن و اون هم آبادی در دنیا و آخرت بود پس ممکنه حرفی در مسیحیت هم باشه که در اسلام هست و حتی در یهود اما این نفی اسلام نمیکنه.در ضمن اسلام پر هست از دستورات نو که نیاز به مطالعه داره"

پاسخ :
ما هم میدانیم که اسلام کپی برداری از مسحیت و یهودیت و زرتشتی میباشد. خواهش بنده این بود که یک آمکوزش اسلامی که به اصطلاح اوریجینال باشد را نشان دهید.
میفرمائید که اسلام پر است از دستوات نو که نیاز به مطالعه دارد. خوب شما که مطالعه دارید یکی از آن تعالیم را به ما هم نشان دهید تا ما به راه راست!!!! هدایت شویم!!!

امیدوارم که متوجه شده باشید که در اسلام هیچ تعلیم و آموزش جدید و انسانی موجود نمیباشد و با این وجود معتقد است که :
تنها دینی که از انسانها پذیرفته خواهد شد اسلام است !!!!
آیا همین یک مسئله جهت بیداری شما کافی نیست ؟؟؟

آزادیخواه گفت...

آقای راوندی در یکی از پستهای خود در بالا گویا به نظافت بعنوان یکی از تعالیم اسلامی اشاره کردند. حالا ببینیم محمد چه دستوراتی در این باره داده است:

1-بعد از مدفوع اگر خود را با سه سنگ پاک کنید پاکیزه میشوید!!!گویا استفاده از چهار سنگ و یا دو سنگ جایز نیست!!! هنوز پاک کردن بوسیله سه سنگ در رساله و توضیح المسائل این آقایان وجود دارد!! (بخاطر داشته باشید که طبق دستور مراجع استفاده از دستمال کاغذی نیز جایز نیست!!)

2- روزی پیامبر و یارانش به برکه کوچکی از آب رسیدند. محمد شروع به خوردن از آن آب کرد. همراهانش که از خود او بیشتر می فهمیدند گفتند که در این برکه یک سگ مرده و حتی کهنه های آلوده به خون حیض زنان نیز انداخته شده است. محمد نیز با آگاهی اسلامی خود گفت:
آب همیشه پاک است !!!!!
بر اساس همین حدیث در فقه اهل تسنن چیزی بنام آب کر وجود ندارد.آنها هر نوع آبی را پاک و مطهر میدانند. در فقه شیعه و به همت ایرانیان پاک و تمیز دستورات آب کر که بر اساس واحدهای ایران قدیم میباشد به اسلام اضافه شد و بعنوان آب کر نامیده شد.

این بود اوج نظافت و طهارت در اسلام!!!
آقای راوندی آیا شما به این تعالیم افتخار میکنید؟؟


جهت اطلاع آقای راوندی باید اضافه شود که طهارت بعد از قضای حاجت عینا از آئین یهود وارد اسلام شده است که آنها نیز از دین زرتشت به یهودیت وارد کرده اند. منتها آنها اینقدر انصاف داشتند که در تالمود خود نوشته اند که طهارت را از ایرانیان یاد گرفته اند.

آزادیخواه گفت...

آقای راوندی
اجازه بفرمائی سئوالم را طور دیگری مطرح کنم :
فرض کنید شما مشغول انجام وظیفه در شریعت مهم دعوت به اسلام هستید. طرف از شما میپرسد: دین شما چه چیز انسانی بیشتری از ادیان دیگر می آموزد که بنده باید به دین اسلام در بیایم؟

جنابعالی در جواب چه خواهید گفت ؟

البته خمینی که یکی از متخصصین دین اسلام و تفسیر قرآن بود ( بر اساس آیات روشن قرآنی یعنی سوره توبه آیات 28 و 29)در کتاب تحریرالوسیله خود نوشته است :
1- اهل کتاب و مجوسی ها اگر قصد نگاه داشتن دین خود را داشته باشند باید با خفت جزیه بدهند و الا کشته میشوند (حالا شما بفرمائید قاتلو یعنی جنگ . جنگ هم به کشتن منتهی میشود. لذا هیچ فرقی ندارند).

2- بغیر از اهل کتاب: یا اسلام است و یا شمشیر ( نقل به مضمون)

فکر کنم خمینی معتقد است که اگر نتوانستید به طرف مقابل ثابت کنید که اسلام دارای آموزشهای انسانی جدید و بسیاری است و طرف مقابل هم اسلام را قبول نکرد او را بکشید!!
آیا درست فهمیده ام ؟؟!!؟؟؟

Amir Ravandy گفت...

آقای آزادی خواه خودتون رو اذیت نکنین.گفتم که شما هرچی بگین من جواب نمیدم.

ناشناس گفت...

چقدر پراکنده گویی

اشکالی که در نوشته ها وجود دارد، عدم تعریف درست و بیان حریصانه و از شاخه ای به شاخه دیگر پریدن است.
درست مانند فردی که در تلاش برای اثبات نظرات خویش و نه یافتن حقیقت است

ابتدای به ساکن، واژه وحی به درستی امکان تعریف نداشته است.
نه خود وحی قابل تعریف بوده و نه کیفیت آن قابل تعریف شده
چرا!؟ به این دلیل ساده که شناخت وحی بدلیل خارج بودن از حیطه تجربه برای انسانها، تنها گرته برداری از الهامات برای ان است و الهام امر تجربه شده تری برای انسانها است.

خلاصه اینکه افراد زیادی هستند که خود را بر حق و حقیقت اولاتر میدانند، به نظر من نویسنده این وبلاگ هم همینطور است.
چرا!؟
چون میبینم به جای دنباله روی منطقی، علمی و یا فلسفی در بررسی این موضوع
صرفا به دنبال اثبات ادعای خود بوده است.

آزادیخواه گفت...

آقای راوندی فرمودند :

"آقای آزادی خواه خودتون رو اذیت نکنین.گفتم که شما هرچی بگین من جواب نمیدم. "

پاسخ :
اگر به یکی از اولبن پستهای بنده مجددا توجه بفرمائید خواهید دید که بنده نیز انتظار چنین پایانی را پیش بینی کرده بودم و دقیقا شبیه چنین جوابی از طرف شما را پیشگوئی کرده بودم. (شاید هم به پیامبری منصوب شده و علم غیب پیدا کرده و خود خبر ندارم !!)

در این چند سالی که بنده دنبال جواب سئوالی به آن سادگی میگردم همیشه جوابهای شبیه جواب جنابعالی گرفته ام.
فقط بنده برای اشخاصی مانند شما تاسف میخورم که بدون هیچ دلیل واضحی یک دینی را پذیرفته اند که هیچ آموزش انسانی از خود ندارد ولی با اینحال حاضرند تمام دگر اندیشان را بخاطر اسلام بکشند و یا کشته بشوند.

آیا شما فکر میکنید که اگر معادی در کار باشد و خداوند متعال نیز از شما چنان سئوالی بکند خواهید فرمود :
اصرار نکن خداجون چون جواب نخواهم داد؟؟ !!

بنده هیچ نازی به پاسخ جنابعالی ندارم. لااقل یک کم فکر کنید.

Translate

دریافت از طریق ایمیل