اسلام شناسی

اسلام آمیزه‌ای است از جنایت، سکس و خرافه؛ آنچه که مغلطه‌کاران معجزه‌ی قرآن می‌دانند خرافاتی بیش نیستند؛ در این دین زن کالائی است جنسی در اختیار شوهر، مجوز تصاحب زنان کفار نیز در همین راستاست. تاریخ جانیان زیادی را به خود دیده، محمد تنها جنایتکاری است که پیروانش همچنان طبق سنت او آدم‌کشی می‌کنند؛ در این دین تنها مسلمانان انسان شمرده می‌شوند و دیگران جانور؛ پس با شمع روشنگری، سایه سنگین و تاریک مذهب که همان اندیشه‌ی ضحاکی مغز خور باشد را از میهنمان بر خواهیم چید.

جستجو کردن موضوعات خاص (لطفا کلمات مربوطه را وارد نمائید)

در حال بارکردن…

100 مورد از تناقضات و اشتباهات ساختاری قرآن

 بزرگترین تناقض ادیان در این است که اگر خدایشان پدید آورده تمام جهان است، پس آیا منطقی است که خدا به زمینی بسیار کوچک، تا این اندازه ا...

ه‍.ش. ۱۳۸۹ تیر ۲۹, سه‌شنبه

ماجرای افک؛ چرا رسول الله به ام المومنین، عایشه، مشکوک بود؟ آیا ام المؤمنین با صفوان رابطه داشته بود؟

      ماجرائی که از آن بعنوان ماجرای افک یاد می‌‎نمایند، واقعه‌ای است مسلم؛ هم شیعه و هم اهل سنت این واقعه را تأیید می‌نمایند، شاید به دلیل اینکه عایشه دختر ابوبکر و از مخالفان علی در جنگ جمل بود، شیعیان کمی مغرضانه این واقعه را بیان نمایند و منابع آنان زیاد معتبر نباشد، به همین دلیل من نوشته‌های زیر را از منابع اهل سنت ذکر می‌نمایم:
      محمد ابن عبدالله، در جنگ‌ها معمولا یکی از همسران خویش را با خود به همراه می‌بردند، در جنگ بنی مصطلق، او عایشه را همراه خود برده بود؛ محمد عایشه را در کجاوه‌ای(اتاقی کوچک بالای شتر) گذاشت (البته او چند نفر از یارانش را مسئول اینکار کرده بود)و او را به همراه خود به جنگ برد، هنگام برگشت، همه به تصور اینکه عایشه در کجاوه است به مدینه برگشتند، اما پس از اینکه محمد درون کجاوه را نگاه نمود، عایشه را در آنجا ندید.
     عایشه این ماجرا را اینگونه بیان می‌نماید(نقل از امام بخاری و مسلم):
      هرگاه محمد(ص) انگیزه‌ی سفر را می‌نمود، در میان زنان خود قرعه کشی می‌کرد؛ این‌بار(در غزوه‌ی بنی مصطلق) قرعه به نام من بیرون آمد، در این هنگام، الله حکم حجاب را نازل کرده بود؛ بنابراین پیامبر من را در کجاوه قرار داد؛ پس از اینکه غزوه تمام شد و ما آهنگ برگشتن را نمودیم، نزدیک مدینه اردو زدیم؛ هنوز شب بود که اعلام حرکت نمودند، من برای قضای حاجت(دستشوئی) به گوشه‌ای رفتم، هنگامیکه می‌خواستم به کجاوه داخل شوم، متوجه شدم که گردن بند من پاره و مهره‌هایش ریخته است؛ من مشغول جمع آوری آنها شدم. در این حال کسانیکه مشغول حمل کجاوه‌ من بودند، گمان کردند که من در درون آن هستم، بنابراین آنرا بالای شترم قرار دادند، من هنوز جوان بودم و زنان در آن هنگام بخاطر نداشتن غذای کافی لاغر بودند، لذا آنان (حمالان کجاوه) متوجه خالی بودن کجاوه نشدند و شتر را همراه کاروانیان به حرکت در آوردند؛ من پس از اینکه گردنبد خویش را یافتم، به محل کاروان آمدم و در آنجا بود که متوجه شدم کاروان رفته است و اثری از آن نیست؛ چون می‌دانستم که اگر آنها متوجه شوند بر خواهند گشت، همانجا منتظر ماندم و سپس به خواب رفتم؛ صفوان بن معطل که پشت لشکر مانده بود، هنگام صبح که هوا روشن نشده بود، به محل کاروان رسیده بود، مرا که قبل از حکم حجاب دیده بود، می‌شناخت؛ من با شنیدن "انا ِلله و انا الیه راجعون" از زبان ایشان، بیدار گشتم و خودم را پوشانیدم.
      عایشه همچنین می گوید:
     به الله سوگند، او حتی یک کلمه با من سخن نگفت و فقط دائما "انا لله" بیان می‌نمود؛ شترش را خوابانید و من بر آن سوار شدم، او پیاده جلو شد تا اینکه در گرمای ظهر به لشکر که در جائی اردو زده بود، رسیدیم.
     عایشه می‌گوید هنگامیکه به مدینه رسیدم، بیمار شدم و این در حالی بود که مردم پشت سر من داستان افک را می‌ساختند؛ در این مدت پیامبر هم با من مهربان نبود و من از ماجرا (سخنان مردم) خبر نداشتم؛ تا اینکه حال من بهتر شد، شبی با "ام مسطح"(خاله‌ی ابوبکر) برای قضای حاجت بیرون شدیم، در آن هنگام ما فقط شبها برای این منظور بیرون می‌رفتیم و هنور به ساخت دستشوئی کنار خانه عادت نکرده بودند و اعراب آنرا زشت می‌دانستند؛ در بازگشت، پای ام مسطح به دامنش گیر کرد و افتاد، در این هنگام مسطح (پسرش)را نفرین نمود و من اعتراض کردم؛ او هم ماجرای افک را تعریف نمود(مسطح پسر خاله‌ی ابوبکر بود و گفته بود که قبلا از رابطه ی صفوان را با عایشه خبر داشتم، او از کسانی بود که در جنگ بدر و داستان حمله به کاروان تجاری مکیان و راهزنی مسلمین در صف اسلام جنگیده بود)؛ من پس از شنیدن این ماجرا، بیمار شدم.
      محمد ابن عبدالله هم پس از این ماجرا، با چند تن از یارانش درباره‌ی عایشه مشورت نمود(کنیز عایشه، زید ابن حارثه و علی ابن ابیطالب که هر سه در خانه‌ی او بزرگ شده بودند)، یکی از این مشورت دهندگان علی بود که پیشنهاد طلاق دادن او را به محمد داد، اما محمد این پیشنهاد را نپذیرفت(عایشه دختر زیبای سرخ چهره‌ای بود تا جائیکه محمد به او لقب حمیرا(سرخ روی کوچک) داده بود.
      تا اینکه روزی در خانه‌ی ابوبکر:
      عایشه بیان می‌نماید: یک ماه بود که وحی قطع شده بود، پیامبر به من گفت: ای عایشه! در مورد تو به من خبرهائی رسید، اگر تو واقعاً بی‌گناهی، پس به زودی الله با وحی بی‌گناهی تو را به من خبر خواهد داد، اما اگر مرتکب فحشا شده‌ای توبه کن! من به پدر و مادرم گفتم که پاسخ فرستاده‌ی الله(رسول الله) را بدهید، آنها گفتند که ما نمی‌دانیم چگونه پاسخ او را بدهیم، آنگاه خودم که زن کم سن و سالی بدوم، گفتم:
       به الله سوگند، اکنون که شما این جریان را شنیده‌اید، آنرا باور کرده‌اید؛ اگر من خود را از آن بری بدانم، در حالیکه الله می‌داند که من بری هستم، شما از من نخواهی پذیرفت و اگر اعتراف کنم که الله می‌داند چنین نبوده است، سپس سخن یعقوب را در سوره‌ی یوسف خواندم:
      وَجَآؤُوا عَلَى قَمِيصِهِ بِدَمٍ كَذِبٍ قَالَ بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنفُسُكُمْ أَمْرًا فَصَبْرٌ جَمِيلٌ وَاللّهُ الْمُسْتَعَانُ عَلَى مَا تَصِفُونَ (یوسف/18) و پيراهنش را [آغشته] به خونى دروغين آوردند [يعقوب] گفت [نه] بلكه نفس شما كارى [بد] را براى شما آراسته است اينك صبرى نيكو [براى من بهتر است] و بر آنچه توصيف مى‏كنيد خدا يارى‏ده است.
    عایشه می‌گوید: به الله سوگند، هنوز رسول الله از جایش تکان نخورده بود و هیچکس از کسانیکه درون خانه بودند، خارج نشده بودند که وحی بر آن حضرت نازل شد و آثار وحی بر چهره‌ی پیامبر با عرق کردن و سرخ شدن چهره اش آشکار گردید، رسول الله خندید و اولین سخنی که گفت این بود: 
      ای عایشه، الله تو را تبرئه نمود و این جملات را از قول الله بیان نمود:
      إِنَّ الَّذِينَ جَاؤُوا بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِّنكُمْ لَا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَّكُم بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ لِكُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُم مَّا اكْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَالَّذِي تَوَلَّى كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِيمٌ (نور/11) در حقيقت كسانى كه آن بهتان [داستان افك] را [در ميان] آوردند دسته‏اى از شما بودند آن [تهمت] را شرى براى خود تصور مكنيد بلكه براى شما در آن مصلحتى [بوده] است براى هر مردى از آنان [كه در اين كار دست داشته] همان گناهى است كه مرتكب شده است و آن كس از ايشان كه قسمت عمده آن را به گردن گرفته است عذابى سخت‏خواهد داشت.

      لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنفُسِهِمْ خَيْرًا وَقَالُوا هَذَا إِفْكٌ مُّبِينٌ (نور/12) چرا هنگامى كه آن [بهتان] را شنيديد مردان و زنان مؤمن گمان نيك به خود نبردند و نگفتند اين بهتانى آشكار است.

      لَوْلَا جَاؤُوا عَلَيْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاء فَإِذْ لَمْ يَأْتُوا بِالشُّهَدَاء فَأُوْلَئِكَ عِندَ اللَّهِ هُمُ الْكَاذِبُونَ (نور/13) چرا چهار گواه بر [صحت] آن [بهتان] نياوردند پس چون گواهان [لازم] را نياورده‏اند اينانند كه نزد خدا دروغگويانند.

      وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ لَمَسَّكُمْ فِي مَا أَفَضْتُمْ فِيهِ عَذَابٌ عَظِيمٌ (نور/14) و اگر فضل خدا و رحمتش در دنيا و آخرت بر شما نبود قطعا به [سزاى] آنچه در آن به دخالت پرداختيد به شما عذابى بزرگ مى‏رسيد.
      إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِكُمْ وَتَقُولُونَ بِأَفْوَاهِكُم مَّا لَيْسَ لَكُم بِهِ عِلْمٌ وَتَحْسَبُونَهُ هَيِّنًا وَهُوَ عِندَ اللَّهِ عَظِيمٌ (نور/15) آنگاه كه آن [بهتان] را از زبان يكديگر مى‏گرفتيد و با زبانهاى خود چيزى را كه بدان علم نداشتيد مى‏گفتيد و مى‏پنداشتيد كه كارى سهل و ساده است با اينكه آن [امر] نزد خدا بس بزرگ بود.
      وَلَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ قُلْتُم مَّا يَكُونُ لَنَا أَن نَّتَكَلَّمَ بِهَذَا سُبْحَانَكَ هَذَا بُهْتَانٌ عَظِيمٌ (نور/16) و [گر نه] چرا وقتى آن را شنيديد نگفتيد براى ما سزاوار نيست كه در اين [موضوع] سخن گوييم [خداوندا] تو منزهى اين بهتانى بزرگ است.
    يَعِظُكُمُ اللَّهُ أَن تَعُودُوا لِمِثْلِهِ أَبَدًا إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ(نور/16) خدا اندرزتان مى‏دهد كه هيچ گاه ديگر مثل آن را اگر مؤمنيد تكرار نكنيد.
      وَيُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (نور/17) و خدا براى شما آيات [خود] را بيان مى‏كند و خدا داناى سنجيده‏كار است.
      إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَن تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ (نور/19) كسانى كه دوست دارند كه زشتكارى در ميان آنان كه ايمان آورده‏اند شيوع پيدا كند براى آنان در دنيا و آخرت عذابى پر درد خواهد بود و خدا[ست كه] مى‏داند و شما نمى‏دانيد.
      (ترجمه ی آیات بالا از محمد مهدی فولادوند)
      عایشه می‌گوید: مادرم گفت برو دست رسول الله را ببوس، گفتم نه؛ من از الله تشکر می‌نمایم.
      این ماجرا بسیار عبرت آموز است، که بطور خلاصه:
      1- محمد تا این اندازه شهوت‌رانی را دوست می‌داشت که راضی نبود در جنگ‌ها هم از این کار دست بکشد؟!
      2- داستان فراموشکاری گردنبد عایشه هم بسیار جالب، خواندنی و عین حال تأمل برانگیز است؛ گردنبد انسان زیر لباس او قرار دارد، مگر در هنگام دستشوئی، زنان گردنبدنشان را بیرون می‌آورند؟ دلیل این بیرون آوردن گردنبد چه بود؟
      یا اینکه باید بپذیرم گردنبد او پاره شده است که در این صورت امکان ندارد در شب کسی بتواند مهره‌های آن را پیدا نماید.
اکنون فرض را بر یافتن این مهره‌ها می‌گیریم، چرا این گردنبدی که زیر لباس است پاره می‌شود؟
      3- چرا در حدود یک ماه وحی قطع شده بود، آیا الله هم از این ماجرا ناراحت بود؟ اگر چنین است چرا یک ماه عایشه را اذیت کرد؟
      4- این نکته که وحی پس از دفاعیات عایشه نازل می‌گردد بسیار قابل تأمل می‌باشد.
      5- مگر برای رفتن به قضای حاجت چقدر وقت می‌گیرد و مسافت آن چه اندازه بود که عایشه از رفتن کاروان خبردار نشد؟
      6- آیا منطقی است که زنی جوان در بیابان تنها باشد و این چنین راحت خوابش ببرد، آن هم کسی که از جنگ برگشته است؟
      7- چرا زن محمد بدون اینکه به او خبر دهد، به تنهائی برای قضای حاجت به صحرا می‌رود؟
      8- محمد معتقد به جاری شدن حد است، چرا زن خودش را در این مورد محاکمه نکرد؟ و کسانیکه این ماجرا را بیان نموده بودند شلاق می‌‎زند، البته او برای خودش دلیل داشت، تعدادشان چهار نفر نبودند.
     9- مگر صفوان کجا بود که طبق سخنان عایشه صبح و هنگام بیدار شدنش نزد او رسید؟

اسامی شلاق خوردگان:
    الف- مسطح بن اثاثه از مسلمانان اولیه و کسیکه در جنگ بدر دوشادوش او جنگید.
    ب- حسان بن ثابت از شاعران معروف اسلام که در مدینه مسلمان شد..
    ج- حمنه بنت جحش(خواهر زینب بنت جحش، زن محمد)
      البته من در این مورد قضاوت نمی‌نمایم اما آنچه که مسلم است این ماجراست که محمد علی‌رغم مشکوک بودن بسیار به عایشه، بدلیل زیبائی او، او را بسیار دوست می‌داشت.

۳۳ نظر:

سجودی گفت...

بنظر میاید چونکه اجدادت شیعه بودند هنوز کینه به زنان پیامبر در خونت باشد و ایضا بی منطقی را نیز از شیعه ها به ارث برده ای حالا بشنو:
1 بردن زن به سفر بنفع زن هم بود ای مدافعان حقوق زن و بفرض شهوت ران بودن رسول الله ( خاکم بدهن ) باز هم خالی کردن شهوت از راه حلال ملامت نیست
2 - گردنبند پاره شد چرا مثل ملاها داستان پلیسی میسازی؟
3 ام مومنین عایشه چندان هم بی تقصیر نبود او با توجه بمقامی که داشت باید مواظب ساعت حرکت میبود و دیدی که از تاخیرش تا امروز منافقان شیعه و کافرانی چون شما سوء استفاده میکنند برای این سهل انگاری یک ماه مجازات خیلی سبک است ای دایه مهربانتر از مادر!! آیا شیر فهم شدی؟

سجودی گفت...

4 حرف چهارمت بی ارزش است و نیازی به جواب ندارد
5 از آداب توالت رفتن در صحرا یکی این است که خیلی دور بروی تا کسی ترا نبیند خصوصا برای زن
6- بله چون مطمثن بود دنبالش میایند او ملکه بود
7 - این دمکراسی ولایت فقیه است که برای شاشییدن هم نیاز به اجازه است عجب حرفی زدی!!!
8 - زنش را چرا حد میزد جرمی که ثابت نشده بود اما اینکه عایشه را بسیار دوست میداشت این سخن درستی است اما ایا دوست داشتن همسر جرم است؟

ناشناس گفت...

motaefane harfhaye besyar sathe paeen va bi motalee dary,,be zabane roshantar unche ke khodet khasty khoondy.nemishe bahat bahs kard,to be dine khodet bahs nemikhad ershad koni.bizahmat.

سید گفت...

فكر می كنم اگر با اسلام، پیامبر اسلام و عایشه مخالفت باشید با این حرف موافقید كه تهمت زدن كار خوبی نیست.

H گفت...

بسیار متشکرم از شما

لطفا به حرفهای دیگران توجه نکن چون اکثرا میخوان با موضع گیریهاشون خودشونو تبرئه کنن و بگن ما این همه سال زندگیمونو در عقب ماندگی نبودیم
اصولاً روبرو شدن با واقعییت برای همه سخته

یکم به این جور آدمها هم وقت بده
بهت قول میدم از منو شما میزنن جلو
هدف روشنگریست بازهم متشکرم

mojtaba mostafavi گفت...

سلام ، رهبر عزیز حضرت آیت الله خامنه‌ای فرمودند آزادی سخن و تظاهرات برای مصر ییها و تونسیها و همچنین مردم لیبی حلال است ، فقط می‌خواهم بپرسم آیا این آزادی فقط برای سنی هاست یا برای شیعیان هم هست ؟ چیزی که خیلی واضح است اینکه کشتن مسلمآنانی‌ که فقط آزادی حقیقی میخواهند دوباره مد شده ، چه در خارج و چه در مملکت خودمآن.

ب.بیدار گفت...

البته یکی از دلایل خیانت عایشه را نیز باید در همین جنگ با بنی مصطلق جستجو کرد
در این جنگ زنی زیبا به نام جویریه از قبیله مصطلق اسیر یکی از یاران محمد میشود که از جویریه طلب فدیه سنگینی بابت ازادیش میکند
جویریه برای تخفیف گرفتن در مبلغ فدیه
به نزد محمد میرود محمد هم طبق معمول با مشاهده زیبایی جویریه شیفته او میشود!
وبه میگوید من کل فدیه تورا تقبل میکنم در مقابل تورا بهعقد خود
درمی آورم!جویریه نیز قبول میکند
عایشه که شاهد این ماجرا هم بوده
دراه برگشت به قول خودش از کاروان جا میمونه!!
اما نکته ای که قابل تامله
اینه که شاید با دیدن این ماجرا وزن گرفتن های بی حد ومرز محمد، عایشه حس حسادت درش شعله ور شده وخواسته به نوعی تلافی کنه

ناشناس گفت...

آق یا خانم سجودی:
هدف کینه توزی یا دشمنی نیست. به افکار نویسنده هم کاری ندارم. شخصا پس از خواندن یک مطلب سوالاتی برایم ایجاد می شود همچنین برای شما و افراد دیگر.
یکی از نکته های این ماجرا این است که ایا این ملکه ای که شما نام بردی (عایشه) در اردوگاه محمد بی کس و کار بوده یا اردوگاه جنگی این قدر بی در وپیکر بوده که اگه کسی از اردو به قصد اجابت مزاج (یا هر دلیل دیگر) بیرون رفت کسی منتظرش نباشد؟ این چگونه ملکه ای است که هیچکس متوجه ورود و خروجش نبوده؟ خود شما شخصا وقتی با خانواده به کوه و کمر و در و دشت بابت تفرج که تشریف می برید هرکسی هرجا که خواست بی اجازه تشریف می برد؟ کمی معقول سخن بگویید.
دوم محمدی که از غیب خبر داشته و آینده را می دیده چگونه متوجه سوگلی حرمسرایش نشده که از غافله عقب مانده؟سوالات بسیار دیگری هم هست که شما تاب شنیدنش را ندارید.

ناشناس گفت...

با سلام بنده شیعه هستم اما برای همه زنان محترم حضرت رسول خدا احترام قائلم و معتقدم افراد مختلف با عقاید متفاوت باید از هر گونه اظهار نظر شخصی اجتناب کنند.کسی میتواند اظهار نظر نماید که واقعا دارای مطالعه عمیق تاریخی باشد البته کتب معتبر را مطالعه کند نه هر نوشته بی هویت را. ضمنا معتقدم همه زنان حضرت پاک و منزه از سخنان سخیف و ناروا هستند.

ناشناس گفت...

بابا اینکه عایشه و عاشق قدیمی خواستند یک شب صفایی بکنند دستش رو بوق است حالا مال. دندون گیر بوده رسول لولا نخواسته ته صف وایسه .یک چند تا آیه خرجش کرده عیبی نداره

ناشناس گفت...

داستان افک در سوره نور خود بهترین دلیل بر رد گفته شماست

ناشناس گفت...

با علم امروزی ما مسلم است که محمد از شیزوفرنی رنج میبرده و این آیات و صداهایی که میشنیده دقیقا در بیماران امروزی هم تکرار میشود منتها آن زمان به این افراد میگفتند پیغمبر امروز میگوییم بیمار.این داستان هم دلیل دیگریست بر این ادعا که محمد چون نمیخواست عایشه را از دست بدهداین آیه ها رو اعلام کرد مگر اینکه قبول کنیم خدا اینقدر بیکار بود که مشکلات خانوادگی محمد رو رفع و رجوع میکرد. در ضمن مگر محمد باب علم نبود و از غیب خبر نداشت؟ پس چرا یک ماه کشید تا خدا به او بگوید که عایشه بی گناه است؟

ناشناس گفت...

تنها کافران به قرآن به حضرت عایشه رضی الله عنها تهمت فعل حرام میزنند چرا که خداوند در قرآن کریم و در سوره مبارکه نور به صراحت و در آیات پی در پی و فراوان حضرت عایشه را به پاکی یاد میکند.تهمت زدن به عایشه رضی الله عنها نشانه نفی و انکار سوره قرآن و به معنای کفر ورزیده به آیات خداوند است.

ناشناس گفت...

دوستان لطفا بدون توهين به نظرات يكديگر حرف خود را بزنيم بي احترامى به شيعه و سنى و پيغمبر و خانواده اش كار درستى نيست

ناشناس گفت...

مراجع و منابع حرفاتون؟؟؟

ناشناس گفت...

ﺻﺮﻓﻨﻆﺮ اﺯ اﻳﻨﻜﻪ ﺩاﺳﺘﺎﻥ ﭼﻲ ﺑﻮﺩﻩ, ﻣﻬﻢ اﻳﻨﻜﻪ ﻋﺎﻳﺸﻪ ﺑﺮاﻱ ﻋﺪﻩ اﻱ ﻣﻘﺪﺱ اﺳﺖ و ﻣﺤﻤﺪ و ﻗﺮاﻥ ﺑﺮاﻱ ﻋﺪﻩ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ. ﺗﻮﻫﻴﻦ ﺑﻪ اﻋﺘﻘﺎﺩاﺕ ﺑﻘﻴﻪ ﻫﻴﭻ ﭼﻴﺰ ﺭﻭ ﻋﻮﺽ ﻧﻤﻲ ﻛﻨﻪ. ﻣﻦ ﻣﻮاﻓﻖ ﺭﻭﺷﻨﮕﺮﻱ ﻫﺴﺘﻢ ﻭﻟﻲ ﺟﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺗﻮﺵ ﺗﻮﻫﻴﻦ ﻧﺒﺎﺷﻪ. ﺣﻤﻠﻪ ﺑﻲ ﺩﻳﻦ ﺑﻪ ﺩﻳﻨﺪاﺭ, ﺷﻴﻌﻪ ﺑﻪ ﺳﻨﻲ و ﺑﺮﻋﻜﺲ, ﻫﻤﺶ اﺯ ﻧﺎﺩﻭﻧﻲ و ﻧﺎﺗﻮاﻧﻲ ﺩﺭ ﺑﺤﺚ ﻛﺮﺩﻥ ﻣﻨﻂﻘﻴﻪ.

ناشناس گفت...

١٤٠٠ سال پيش يك اتفاقي افتاده، حالا راست يا دروغ ، آيا الان بايد ما خون همديگر را برايش بريزيم؟ بابا بيدار بشيد!

ناشناس گفت...

موضوع رو علی خوب متوجه شده بود و خواستار طلاق بودعایشه یک فاحشه بود محمد هم قواد

ناشناس گفت...

تو که پیام اولت در مدح فریدون وبد گفتن از ضحاکه معلومه تمام ذهنیتت همین قدر فاقد مصداق تاریخی وخیلی آبکی است برای شناخت ضحاک به سخنرانی شاملو در دانشگاه بروکلین امریکا یه نظری بنداز تا این قد درباره همه چی مطمئن حرف نزنی.وخودت رو با پهار کلمه پرفسور فرض نکنی.

یکی گفت...

چیزی که واسه اسلام داشتن مهمه کتاب خداست نه داستانهایی که بدون هیچ سند و مدرکی ارائه میشه حالا فلان شیعه یا فلان سنی یه چیزی میگه که مدرک نیست شما اگه راست میگی واسه رد قرآن دلیل و منطق بیار آقااااااااا
به قول خود خدا یک سوره مثل قرآن بیار!

ناشناس گفت...

سجودی یک وهابی طالبانی است که در کشتار شیعیان هزاره در افغانستان و حمله به کنسولگری ایران در مزار شریف نقش داشته و با پستی و بی شرمی خودش را ایرانی و شیعه هدایت یافته معرفی میکند، علمای شیعه ازجمله نوری ، طبرسی ، مقدس اردبیلی اشاره به تحریف قرآن دارند و این آیات زورکی دقدقا نشان دهنده الحاق به قرآن می باشد ، زنا و فحشای عایشه آفتاب تابان است و در کتب صحیح بخاری و مسلم روایاتی بس شرم آور تر از این وجود دارد که همگی دال بر فحشا و فساد عایشه می باشد، زنی که متطلقه بوده و خود را باکره معرفی میکند و 9 ساله!!!

ناشناس گفت...

من فقط به طرفین اینچنین بحث های تکراری که از آن هیچ چیز عاید نشده ونخواهد شد و صدها ساله که مارا سرکار گذاشته و دکانداران مربوطه سود خود را برده و سواری مجانی بقیمت حدر رفتن نسل ها از ما میگیرن میگویم که برای همه متاسفم.

آنکس که بداند و بداند که بداند
اسب خرد از گنبد گردون بجهاند

آنکس که بداند و نداند که بداند
بیدارش نمایید که بس خفته نماند

آنکس كه نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به منزل برساند

آنکس که نداند ونداند که نداند
در جهل مرکب ابد الدهر بماند

ناشناس گفت...

جالب است محمد شهوتران نیست اما ناصرادین شاه هست ؟ تفسیر شهوترانی را چه می پنداریم لطفن تعصب های کور کورانه را کنار بگذاریم حتا اگر عایشه 40 کیلو گرم باشد که خیلی به اندیشه دور است باز هم باید کنیزان می فهمیدند که کجاوه خالیست .پیغمبر همیشه بر پایه اینکه چه چیزی به نفعش بوده ایاتی را نازل کرده .ضمنن نباید زیرکی و هوش محمد را دست کم گرفت برای اینکه او را بیشتر بشناسید حتمن کتاب 23 سال را بخوانید

ناشناس گفت...

قربانشان برم حضرت را که لحظه ای هم آلت مبارک را بدون غلاف نمیگذاشتند ، البته زن هم غرایزی دارد به ویژه اگر در سن جوانی ازدواج کرده باشد البته حشری تر و لازم الذکر است به ویژه که روی شتر و اسب اغلب بانوان تا مرحله ارضای جنسی هم میرسند و البته فرج در ان هنگام با آغوش باز از زکر استقبال مینماید پس ایرادی به ام المسلمین وارد نیست . نویسنده گرامی اگر مثل من اغلب وقت سری به جمکران و مسجد ان بزند زن حاجی ها و دختر حاجیهای زیادی را میبیند که گردان بند آنها در نیمه شب گم شده و من در یافتن دانه های ان به آنها کمک میکنم بدبین نباشد جانم

ناشناس گفت...

جالبه که الله هم رو الت مبارک محمد نشسته واسه هوسرانی این شیاد ایه در میکنه عین بیت مبارک مقام عظما

ناشناس گفت...

حاجی قلی
صفوان با عائشه هیچ کاری نکرده بود. عائشه گفته که صفوان نیروی مردی نداشت یعنی کاری ازش ساخته نبود. اگرچە عائشه صفوان را راضی کرده و با خودش برده ولی هرچه دست به زیرش زده چیزی بلند نشده. صفوان مرد مؤمنی بوده و از آن می ترسیده که جبرئیل برای پیامبر خبر ببرد و پیامبر هم صفوان را بکشد. لذا هیچ کاری با عائشه نکرد و عائیه نیز خشمگین شد و گفت مرا برگردان.

ب.بیدار گفت...

مطلبی در مورد عایشه
با مطالعه کتب واحادیث اسلامی میتوان استنباط کرد که عایشه دختر زیباو جوان ابوبکر فردی کاملا"زیرک وهشیار بوده و
چنان به محمد نزدیک بوده که از نیات درونی وهدف او دقیقا"اگاهی داشته است
او بارها به پیامبر تاخته وبا اوبه مخالفت پرداخته وبارها به او گوشزد نموده که خدای تو خداییست که برای رسیدن به امیال مادیت آن را خلق کرده ای.روابط مشکوک او با صفوان زبیر وطلحه وهمچنین اقدامات او بعد از فوت همسرش
گویای اینست که او نیز با دانستن تمام ذهنیت محمد وهدف او چندان وقعی به الله
نمی نهاده وتمام تلاشش بر این بوده ازین بازاری که بوجود آمده نهایت استفاده را ببرد.

ناشناس گفت...

بابا برگردین تو بیابونتون یارو بچه باز بوده .چی میگین اخه؟

منطق کدومه واسه شماها؟
علم ژنتیک داریم الان میگه بچه مال کیه
با همون دقت میگه ادم از نسل میمونه

کل سطح تفکرتون در حد شتر و خرما و اینچیزاس .اخه چی میخواید از جون ایران.برید دیگه اه
اگه اونور دنیا یکی بخواد فک کنه خودتو تو گونی برنج قایم میکنی از حرص و عقدت که بترکی اونم نتونه فکر کنه .چی میخواید شما انگلا؟

ناشناس گفت...

منظور از ترکیدن حملهی انتحاری و گونی برنج وسیلهی نقلیه برای قاچاقی سوار شدن به کشتیه

atefe گفت...

یه سوال اگه پیامبر هوسباز بود چرا آیه ای رو نساخت که زنان به جای رعایت حجاب لخت و عور در جامعه ظاهر بشن اگه آدم هوسبازی بود باید همچین آیه ای درست میکرد یا موضوع محرم و نامحرمی رو بیان نمیکردن و می گفت همه محرمن و زنا و لواط و... مجاز و حلاله

Amir Ravandy گفت...

خدایی اگه مردین جواب نظر قبلی رو بدین.از قدیم گفتن کافر همه را به کیش خود پندارد.امسال نویسنده خودشون به ناموسشون شک دارن فکر میکنن همه اینطورین.نه برادر اول دین ما افافه آخرش حیا.شما چی داری که افتخارتون اهانت به دیگرانه و عقیدت فساد و فحشا.لطف کن یه بارم در مورد پدر و مادر خودت همینطوری بنویس واسه اونم پیام بزاریم:)))))

Arash Irani گفت...

دیدگاه قبلی چیزی برای گفتن نداشت، اگه آیه نازل می کرد که زنان لخت بگردند، زن خودش هم باید لخت میشد، فاطمه هم باید لخت می شد، این آیه را بخوانید:

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاء اللَّهُ عَلَيْكَ ....وَامْرَأَةً مُّؤْمِنَةً إِن وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَن يَسْتَنكِحَهَا خَالِصَةً لَّكَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِينَ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فِي أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ لِكَيْلَا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا (احزاب/50) ای پیامبر! ما براى تو آن همسرانى را كه مهرشان را داده‏اى حلال كرديم و کسانی(زنان و دختران کافری) را كه الله از غنيمت جنگى در اختيار تو قرار داده و.... و زن مؤمنى كه خود را به پيامبر ببخشد در صورتى كه پيامبر بخواهد او را به زنى گيرد ويژه توست نه ديگر مؤمنان؛ ما نيك می‌دانيم كه در مورد زنانشان و زنان و دخترانی کافری که در جنگ بدست می آورند چه بر آنان مقرر كرده‏ايم تا براى تو مشكلى پيش نيايد و الله همواره آمرزنده مهربان است.
رَأَةً مُّؤْمِنَةً إِن وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَن يَسْتَنكِحَهَا

سکس محمد با خاله اش، خوله بنت حکیم و نازل شدن آیات قرآن باب میل جنسی او.
موضوع سکس محمد را در کادر بالا جستجو کنید.
پیروز باشید!

Amir Ravandy گفت...

اگه به گفته ی شما بود میتونست با یک آیه بگه همه لخت بشن به غیر زن و دختر من.
در ضمن آیا زن آدم به غیر آدم حلال میشه.شما رو نمیدونم(شاید شما بدین چون اخلاقی برای شما وجود نداره) اما مسلمونا زنشون رو به کسی نمیدن اصولا هیشکی نمیده به همین خاطر زن انی که بخان با پیامبر ازدواج کنن فقط برای پیامبر حلاله نه غیر اون.
در مورد خوله هم باز کم سوادی کردین همون منبعی که خوله رو خاله ی پیامبر اعلام کرده در حدیثی تو همون کتاب اعلام کرده که اشتباه کرده.اصلا خوله وضعیتش کاملا مشخصه.البته شما میدونین اما کینه ی پیامبر نمیزاره ببینین به قول قرآن کورین.اما حقیقت رو از همه بهتر میشناسین.

Translate

دریافت از طریق ایمیل

بايگانی وبلاگ