اسلام شناسی

اسلام آمیزه‌ای است از جنایت، سکس و خرافه؛ آنچه که مغلطه‌کاران معجزه‌ی قرآن می‌دانند خرافاتی بیش نیستند؛ در این دین زن کالائی است جنسی در اختیار شوهر، مجوز تصاحب زنان کفار نیز در همین راستاست. تاریخ جانیان زیادی را به خود دیده، محمد تنها جنایتکاری است که پیروانش همچنان طبق سنت او آدم‌کشی می‌کنند؛ در این دین تنها مسلمانان انسان شمرده می‌شوند و دیگران جانور؛ پس با شمع روشنگری، سایه سنگین و تاریک مذهب که همان اندیشه‌ی ضحاکی مغز خور باشد را از میهنمان بر خواهیم چید.

جستجو کردن موضوعات خاص (لطفا کلمات مربوطه را وارد نمائید)

در حال بارکردن…

100 مورد از تناقضات و اشتباهات ساختاری قرآن

 بزرگترین تناقض ادیان در این است که اگر خدایشان پدید آورده تمام جهان است، پس آیا منطقی است که خدا به زمینی بسیار کوچک، تا این اندازه ا...

ه‍.ش. ۱۳۹۱ اسفند ۲۹, سه‌شنبه

رد معجزات عددی و ریاضی قرآن.


  
   مسلمانان برای اینکه به هدف ترویج اسلام برسند حاضرند به هر کاری دست بزنند حتی دروغ؛ یکی از این موارد بیان اعجاز قرآن است، شاید با مغلطه بتوانند از دل قرآن هر علمی که بخواهند بیرون بکشند اما ریاضیات تنها موردی از دانش بشری است که زمان و مکان نمی‌شناسد و کسی نمی‌تواند مثلا ثابت کند که 2+2 پنج می‌شود، مدعیان معجزه‌ی ریاضی قرآن خوب می‌دانند که کسی فرصت گشتن در قرآن را ندارد، لذا با دروغ بافی سعی در شگفت انگیز نشان دادن این کتاب دارند و در بهترین حالت هم ممکن است شخصی که در این موضوع شک کند به نرم افزارهای قرآنی مراجعه نماید، نرم افزار کل کلمه را پیدا می‌کند، ساختار زبانهای سامی بر خلاف زبانهای هند و اروپائی به گونه است که برای یافتن کلمه باید ریشه‌ی آن را پیدا کنی، مثلا برای یافتن مصیبت باید اصاب را بگردی، این کلمه خود دارای معنی‌های گوناگونی است که مصیبت به معنی بلا یکی از آن است این واژه در قرآن به معنی رحمت نیز آمده است... بنابراین تصمیم گرفتم تا تک تک آیات را مورد بررسی قرار دهم؛ نوشته‌ی زیر حاصل بیش از 200 ساعت کار روی این موضوع است و نتیجه‌ای که به دست آمده کاملا ثابت می‌کند آنچه که تحت عنوان اعجاز عددی و یا معجزه‌ی ریاضی قرآن از آن یاد می‌گردد دروغی بیش نیست؛ از شخصیتی مانند عبدالعلی بازرگان عجیب بود که اینچنین مرتکب دروغ آشکار برای فریب خوانندگان خویش شود، البته تاریخ و سنت محمد نشان داده است که برای گسترش اسلام هر ابزاری قابل توجیه است و به اصطلاح هدف وسیله را توجیه می‌کند. به جناب عبدالعلی بازرگان که شخصیت شناخته شده و از مفسران قرآن است باید بگویم که برایتان متأسفم که شما دروغی این چنین شاخدار را در سایت خویش قرار داده و اقدام به یارگیری و اغفال خوانندگان خویش می‌نمائید، زیرا خود خوب می‌دانید که خوانندگانتان به حرفهای شما اعتماد دارند و فرصت گشتن در قرآن را ندارند.
موارد مورد ادعا:
   برخی از قرآن پژوهان در سالهای اخیر کشفیاتی درباره‌ی نظم عددی ایات قرآن و مناسبات آماری میان برخی از واژگان این کتاب کرده‌اند که بسیار جالب توجه می‌باشد؛ در ذیل به تعدادی از آنها اشاره می‌کند: 


1-  سال ۳۶۵ روز است و واژه  يوم  به معناي روز در زبان عربي  دقيقاً به همين تعداد در قرآن تكرار شده است. (۱)
2-  كلمه "شهر" به معناي ماه دقيقاً ۱۲ مرتبه در قرآن به كار رفته است. (۲)
3-  نمازهای يوميه پنج وقت دارد و كلمه صلوه نيز در قرآن به همين تعداد آمده است .
4- كلمات زن و مرد هركدام به طور مساوی ۲۴ بار در قرآن آمده است. (۳)
5-  تعداد كلمات فرشته (ملائكه) و شيطان به طور مساوی ۶۸ مي باشد .
6-  اگر مشتقات دو كلمه فوق را هم اضافه كنيم باز هر دو رقم متساويا 88 مي شود .
7-  دو كلمه مترادف دنيا و آخرت هريك دقيقاً 115 بار در قرآن آمده است .
8- دو كلمه عقل و نور هر كدام به تساوی 49 بار تكرار شده است ( اشاره به نقش تعقل در هدايت )
9-   شكر و مصيبت هر كدام ۷۵ بار ( اشاره به شكر نعمت برای رفع مصيبت ) آمده است .
10  لسان ( Tongue ) و موعظه ( Sermon )  هر کدام 25 بار (اشاره به بهترين كاربرد زبان)
11- محمد و شريعت هر كدام 4 بار ( ارتباط پيامبر با آموزش هايش )
12- مشتقات كلمات فساد و نفع به تساوی 50 می‌باشد .
13-  انفاق  و رضايت هر دو 73 بار ( راه آسايش روان ) .
14-  سحر  و فتنه هركدام 60 مرتبه .
15-  زكات و بركت هركدام 32 بار ( ارتباط بركت و باروری و رشد اقتصادی با پرداخت داوطلبانه ماليات ) .
16- مشتقات كلمات صبر و شدائد ( سختی‌ها) هركدام  114 بار ( مساوی سوره های قرآن )
17-  كلمات مرده ( موتی) و گمراه ( اسم فاعل مفرد و جمع كلمه ضال ) هر دو 17 بار به كار رفته است .
آيا چنين هماهنگي و تساوي را ، كه مطلقاً نمي تواند از ذهن پيامبر امّي و درس نخوانده و جامعه مطلقاً جاهل عربستان 1400 سال قبل تراوش كرده باشد جز به حساب وحی و اصالت قرآن میتوان گذاشت؟


۱ - يوم  ( به صورت معرفه)  349 و يوماً (به صورت نكره)  16 جمعاً ۳۶۵ بار.
۲ - شهر 10، شهراً ( نكره ) ۲ ، ( جمعاً ۱۲ ).
۳ - رجل ۱۶ رجلاً ۸ ( جمعاً ۲۴ مرتبه ) . امراة ۱۱ ، امراتك ۲ ، امراته ۸ ، امراتي ۳ ( جمعاً ۲۴ مرتبه )
منبع
 اما پاسخ:

شما گفتید که:

 ا- سال 365 روز است و واژه "یوم" به معنی روز در زبان عربی دقيقا به همين تعداد در قرآن تكرار شده.
      در پاسخ شما باید بگویم که قرآن تنها سال قمری را به رسمیت می‌شناسد و از نظر خدای شما یعنی الله هنگامیکه او آسمانها و زمین را خلق نمود تعداد ماههای سال 12 بود که 4 تایشان ماه‌های حرام هستند، پر واضح است که این ماه‌های حرام یعنی "ذی‌القعده، ذی‌الحجه، محرم و رجب"  در فرهنگ اعراب که تنها سال قمری را می‌شناختند وجود داشت و دارد و منظور قرآن از تعداد ماه‌های سال، همان سال قمری است:
      إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِندَ اللّهِ اثْنَا عَشَرَ شَهْرًا فِي كِتَابِ اللّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّمَاوَات وَالأَرْضَ مِنْهَا أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ فَلاَ تَظْلِمُواْ فِيهِنَّ أَنفُسَكُمْ وَقَاتِلُواْ الْمُشْرِكِينَ كَآفَّةً كَمَا يُقَاتِلُونَكُمْ كَآفَّةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ ﴿توبه/۳۶﴾ در حقيقت‏  شماره ماه‏ها نزد الله از روزى كه آسمانها و زمين را آفريده در كتاب الله دوازده ماه است از اين چهار ماه حرام است اين است آيين استوار پس در اين (4 ماه) بر خود ستم مكنيد و همگى مشرکان را بکشید چنانكه آنان همگى شما را می‌کشند و بدانيد كه الله با پرهيزگاران است. 
     برای بررسی این مورد باید کل واژگان یوم را بررسی نمائید در قرآن این واژگان به صورت "یوم+الیوم+یومٍ+یومٌ+یوماً+یومین+ یومئذٍ +ایام+یومهم+یومکم" آمده است؛ ابتدا واژگان یوم (همراه با تنوین) و "الیوم" را یکجا حساب کردم، این نوع حساب کردن ایراد دارد، زیرا مسلمین معجزه تراش این مجموعه را یکی حساب می‌کنند که به عدد 349 می‌رسند و آن را با تعداد یوما که 16 است جمع کرده و به عدد 365 می‌رسند که صد البته مغلطه است، بنابراین تصمیم گرفتم که اینها را جداگانه حساب کنم که کار خیلی سختی است، البته نرم افزارهای موجود هم به نظر ناقصند مانند پارس قرآن که واژگان "الیوم" را کمتر از واقعی نشان می‌دهد مثلا در سوره‌ی بقره این نرم افزار تنها دو مورد را نشان می‌دهد در صورتی که تعداد این واژه 8 مورد و در 8 آیه‌ی مختلف است، نتیجه‌ای که به دست می‌آید چیزی جز رسوائی معجزه تراشان نیست زیرا مجموع این وازه به عدد 473 می‌رسد:

       یوم(بدون تنوین و به معنی روز) (227 بار):
     فاتحه/4 - بقره/85 - بقره/113 - بقره/174 - بقره/212 - آل عمران/30 - آل عمران/55 - آل عمران/77 - آل عمران/106 - آل عمران/155 - آل عمران/161 - آل عمران/166 - آل عمران/180 - آل عمران/185 - آل عمران/194 - نساء/87 - نساء/109 - نساء/141 - نساء/159 - مائده/14 - مائده/36 - مائده/64 - مائده/109 - مائده/119 -  انعام/12 - انعام/22 - انعام/73 (دو بار) - انعام/128 - انعام/141 - انعام/158 - اعراف/14 - اعراف/32 - اعراف/53 - اعراف/163 (دو بار) - اعراف/167 - اعراف/172 - انفال/41 (دو بار) - توبه/3 - توبه/25 - توبه/35 - توبه/36 - توبه/77 - یونس/28 - یونس/45 - یونس/60 - یونس/93 - هود/8 - هود/60 - هود/98 - هود/99 - هود/105 - ابراهیم/41 - ابراهیم/44 - ابراهیم/48 - حجر/35 - حجر/36 - حجر/38 - نحل/25 - نحل/27 - نحل/80 (دو بار) - نحل/84 - نحل/89 - نحل/92 - نحل/111 - نحل/124 - اسراء/13 - اسراء52 - اسراء/58 - اسراء/62 - اسراء/71 - اسراء/97 - کهف/47 - کهف/52 - کهف/105 - مریم/15 (3 بار) - مریم/33 (3 بار)  - مریم/85 - مریم/95 - طه/100 - طه/101 - طه/102 - طه/124 - انبیاء/47 - انبیاء/104 - حج/2 - حج/9 - حج/17 - حج/69 - مؤمنون/100 - نور/24 - نور/64 - فرقان/17 - فرقان/22 - فرقان/25 - فرقان/27 - فرقان/69 - شعراء/82 - شعراء/87 - شعراء/88 - شعراء/189 - نمل/83 - نمل/87 - قصص/41 - قصص/42 - قصص/61 - قصص/62 -  قصص/65 - قصص/71 -قصص/72 - قصص/74 - عنکبوت/13 - عنکبوت/25 -  عنکبوت/55 - روم/12 - روم/14 - روم/55 - روم/56 (دو بار) - سجده/25 - سجده/29 - احزاب/44 - احزاب/66 - سبأ/40 - فاطر/14 - صافات/20 - صافات/21 - صافات/144 - ص/16 - ص/26 - ص/53 - ص/78 - ص/79 - ص/81 - زمر/15 - زمر/24 - زمر/31 - زمر/47 - زمر/60 - زمر/67 - غافر/15 - غافر/16 - غافر/18 - غافر/27 - غافر/30 - غافر/32 - غافر/33 - غافر/46 - غافر/51 - غافر/52 - فصلت/19 - فصلت/40 - فصلت/47 - شوری/7 - شوری/45 - دخان/10 - دخان/16 - دخان/40 - دخان/41 - جاثیه/17 - جاثیه/26 - جاثیه/27 - احقاف/5 - احقاف/20 - احقاف/34 - احقاف/35 - ق/20 - ق/30 - ق/34 - ق/41 - ق/42 - ق/44 - ذاریات/12 - ذاریات/13 - طور/9 - طور/13 - طور/46 - قمر/6 - قمر/19 - قمر/48 - واقعه/56 - حدید/12 - حدید/13 - مجادله/6 - مجادله/7 - مجادله/18 - ممتحنه/3 - جمعه/9 - تغابن/9 (3 بار) - تحریم/8 - قلم/39 - قلم/42 - معارج/8 - معارج/26 - معارج/43 - مزمل/14 - مدثر/46 - قیامه/1 - قیامه/6 - مرسلات/13 - مرسلات/14 - مرسلات/35 - مرسلات/38 - نبأ/17 - نبأ/18 - نبأ/38 - نبأ/40 - نازعات/6 - نازعات/35 - نازعات/46 - عبس/34 - انفطار/17 - انفطار/15 - انفطار/18 - انفطار/19 -  مطففین/6 - مطففین/11 - طارق/9 - قارعه/4.
الیوم (80 بار و به معنی امروز):
    بقره/8 - بقره/62 - بقره/126 - بقره177 -  بقره/228 -  بقره/232 -  بقره/249  - بقره/264 -  آل عمران/114 - آل عمران/38 - آل عمران/39 - نساء/38 - نساء/39 -  نساء/59 - نساء/136 - نساء/162 - مائده/3( دو بار) - مائده/5 -  مائده/69  - انعام/22 - انعام/93 -  اعراف/51  -  انفال/48 - توبه/18 - توبه/19 - توبه/29 - توبه/44 - توبه/45 - توبه/99 - یونس/92 - هود/43 - یوسف/54 - یوسف/92  - نحل/27  - نحل/63 - اسراء/14 - مریم/26  - مریم/38 - طه/64 - طه/126 - مؤمنون/16 - مؤمنون/65 - مؤمنون/111 - نور/2 - فرقان/14 - عنکبوت/36  - احزاب/21 - سبا/42 - یس/54 - یس/55 - یس/59 - یس/64 - یس/65 -  صافات/26 -  غافر/16 - غافر/17 (دوبار) - غافر/29  -زخرف/39  - زخرف/68 - جاثیه/28 - جاثیه/34 - جاثیه/35 - احقاف/20 - ق/22 - ق/42 - حدید/12 - حدید/15 - مجادله/22  - ممتحنه/6 - طلاق/2 - تحریم/7  - قلم/24 - حاقه/35 -  معارج/44  انسان/11 - نبا/39 - مطففین/34 - بروج/2 .
یومٍ -ٍ( 32 بار):
    بقره/259 - آل عمران/9 - آل عمران/25 - انعام/15 - اعراف/59 - توبه/108 - یونس/15 - هود/3 - هود/26 - هود/84 - ابراهیم/18 - ابراهیم/42 - کهف/19 - مریم/37 - حج/55 - مؤمنون/113 - شعراء/38 - شعراء/135 - شعرائ/155 / شعراء/156 - شعراء/189 - سجده/5 - سبأ/30 -  زمر/13 - زخرف/65 -  احقاف/21 - رحمن/29 - واقعه/50 - معارج/4 - مرسلات/12 - مطففین/5 - بلد/14.
یومٌ  -ٌ (10 بار):
    بقره/254 - هود/77 - هود/103 (دو بار) - ابراهیم/31 - طه/59 - روم/43 - شوری/47 -  قمر/8 - مدثر/9.
   یومئذٍ (68 بار):
   آل عمران/167 - نساء/42 - انعام/16 - اعراف/8 -  انفال/16 - ابراهیم/49 - نحل/87 - کهف/99 - کهف/100 - طه/102 - طه/108 - طه/109 - حج/56 -  مؤمنون/101 - نور/25 - فرقان/22 - فرقان/24 - فرقان/26 - نمل/89 -  قصص/66 - روم/4 - روم/14 - روم/43 - روم/57 - صافات/33 - عافر/9 - شوری/47 - زخرف/67 - جاثیه/27 - طور/11 - رحمن/39 - حاقه/15 - حاقه/16 - حاقه/17 - حاقه/18 - مدثر/9 - قیامه/10 - قیامه/12 - قیامه/13 - قیامه/22 - قیامه/24 - قیامه/30 - مرسلات/15 - مرسلات/19 - مرسلات/24 - مرسلات/28 - مرسلات/34 - مرسلات/37 - مرسلات/40 - مرسلات/45 - مرسلات/47 - مرسلات/49 - نازعات/8 - عبس/37 - عبس/38 - عبس/40 - انفطار/19 - مطففین/10 - مطففین/15 - غاشیه/2  - غاشیه/8 - فجر/23 (دو بار) - فجر/25 - زلزله/4 - زلزله/6 - تکاثر/8.
  ایام (23 بار):
   بقره/184 - بقره/185 - بقره/196 - بقره/203 - آل عمران/41 - آل عمران/140 - مائده/89 - اعراف/54 - یونس/3 - یونس/102 - هود/7 - هود/65 - ابراهیم/5 - حج/28 - فرقان/59 - سجده/4 - فصلت/10 - فصلت/16 - جاثیه/14 - ق/38 - حدید/4 - حاقه/7 - حاقه/24.
  یوما (16 بار):
    بقره/48 - بقره/123 - بقره/259 - بقره/281 - کهف/19 - طه/104 - حج/47 - مؤمنون/113 - نور/37 - فرقان/26 - لقمان/33 - غافر/49 - مزمل/17 - انسان/7 - انسان/10 - انسان/27.
  یومکم (5 بار):
  انعام/130 - انبیاء/103 - سجده/14 - زمر/71 - جاثیه/34.
  یومهم (5 بار):
   اعراف/51 - زخرف/83 - زاریات/60 - طور/45 - معارج/42.
ایاماً (4 بار):
بقره/80 - بقره/184 - آل عمران/24 - نساء/18.
یومین (3 بار):
 بقره/203 - فصلت/9 - فصلت/12
در اینجا تنها یوم به معنی روز است، این هم معنی مشتقات یوم:

الیوم به معنی امروز
یومئذ (یومَ+اذ) به معنی آن روز
ایام به معنی روزها
یوما به معنی یک روزی
یومکم به معنی روزتان
یومهم به معنی روزشان
ایاما به معنی روزهائی
یومین به معنی دو روز  
   227+80+32+10+68+23+16+5+5+4+3
 که مجموع این واژگان به عدد 473 می‌رسد.
----------------------------------------------------------------
شما گفتید:
2- كلمه  "شهر"  به معنی ماه، دقيقا 12 بار در قرآن به كار رفته
    در اینجا نیز شما مرتکب دروغ و مغلطه شده‌اید، زیرا کلمه‌ی "شهر" در5 حالت کلی و جمعا 21 بار در قرآن آمده است:
الشهر (6 بار):
بقره/185 - بقره/194 (دو بار) - بقره/217 - مائده/2 - مائده/97 -.
شهر (4 بار):
سبا/12 (دو بار) - بقره/185- قدر/3 
اشهر (5 بار):
بقره/197 - بقره/226 - بقره/234 - توبه/2 -  طلاق/4.
الاشهر (1 بار):
توبه/5 
شهرا (دو بار):
توبه/36 - احقاف/15.
شهرین ( دو بار):
نساء/92 - مجادله/4.
شهور ( یک بار): 
توبه/36
     شاید بگوئید که تنها حالت مفرد مد نظر است، اولا چرا تنها حالت مفرد و ثانیا باز در همین حالت نیز همانگونه که مشاهده می‌گردد 6 حالت به صورت نکره و 6 حالت دیگر به صورت معرفه است؛ احتمالا اگر این موضوع به صورت 4 و 8 بود شما باز از دل آن معجزه‌ی 4 ماه حرام استخراج را می‌کردید!
     ----------------------------------------------------------------
شما گفتید:
 3- نمازهای يوميه 5 وقت دارد و كلمه صلوه نيز در قرآن به همين تعداد آمده.
     در اینجا چیزی جز دروغگوئی شما وجود ندارد و کلمه‌ی صلاه (نماز) و مشتقات آن 99 بار در قرآن تکرار شده:
الصلاه (67 بار):
بقره/3 - بقره/43 - بقره/45 - بقره/83 - بقره/110 - بقره/153 - بقره/177 - بقره/238 - بقره/277 - نساء/43 - نساء/77 - نساء/101 - نساء/102 - نساء/103 (سه بار) - نساء/142 - نساء/162 - مائده/6 - مائده/12 - مائده/55 - مائده/58 - مائده/91 - مائده/106 - انعام/72 - اعراف/170 - انفال/3 - توبه/5 - توبه/11 - توبه/18 - توبه/54 - توبه/71 - یونس/87 - هود/114 - رعد/22 - ابراهیم/31 - ابراهیم/37 - ابراهیم/40 - اسراء/78 - مریم/31 - مریم/55 - مریم/59 - طه/14 - طه/132 - انبیاء/73 - حج/35 - حج/41 - حج/78 - نور/37 - نور/56 - نور/58 (دو بار) - نمل/3 - عنکبوت/45 (دو بار) - روم/31 - لقمان/4 - لقمان/17 - احزاب/33 - فاطر/18 - فاطر/29 - شوری/38 - مجادله/13 - جمعه/9 - جمعه/10 - مزمل/20 - بینه/5. 
اما سایر مشتقات صلاه:
صلاتَهم (6 بار):
انعام/92 - انفال/35 - مؤمنون/2 - معارج/23 - معارج/34 - ماعون/5.
صلاتک (3 بار):
توبه/103 و به معنای دعا - هود/87 - اسراء/110.
صلوات (4 بار):
بقره/157 و به معنای درود - بقره/238 - توبه/99 و به معنای دعا - حج/40 و به معنی پرستشگاه یهودیان و معادل کنیسه.
صلواتهم (1 بار):
مؤمنون/9
صلاته (1 بار):
نور/41
صلاتی (1 بار):
انعام/162
مصلین (3 بار) و به معنای نمازگزاران:
معارج/22 - مدثر/43 - ماعون/4
مصلی (1 بار) به معنی جای نماز خواندن:
     احتمالا اگر در یکی از این مشتقات عدد 5 و یا 17 وجود داشت از دلش معجزه‌ی نماز 5 گانه و یا 17 رکعت نماز روزانه استخراج می‌کردند.
----------------------------------------------------------------
شما گفتید که:
 4- كلمات زن و مرد هركدام به طور برابر24 بار در قرآن آمده.
     معادل کلمه‎ی زن و جنس مؤنث در قرآن واژگان "نساء"، "امرأه" و "انثی" است؛ اما بررسی این موراد که معلوم نیست شما کدامیک را مد نظر قرار دادید:
     کلمه‎‌ی "نساء" و مشتقات آن که معادل زن است در قرآن به 8 حالت کلی  و مجموعا 59 بار تکرار شده است:
   النساء (38 بار):
   بقره/222 - بقره/231 - بقره/231 - بقره/235 - بقره/236 - آل عمران/14 - آل عمران/42 - نساء/1 - نساء/3 - نساء/4 - نساء/7 - نساء/11 - نساء/19 - نساء/22 - نساء/24 - نساء/32 - نساء/34 - نساء/43 - نساء/75 - نساء/98 - نساء/127 (دو بار)  - نساء/129 - نساء/176 - مائده/6 - اعراف/81 - نور/60 - نور/31 - نمل/55 - احزاب/30 - احزاب/32 (دو بار) - احزاب/52 - احزاب/59 - فتح/25 - حجرات/11 (دو بار) - طلاق/1
نسائِکم ( 5 بار):
بقره/187 - نساء/15 - نساء/23 (دو بار) طلاق/4.
نسائَکم (4 بار):
بقره/49 - آل عمران/61 - اعراف/141 - ابراهیم/6.
نسائَهم ( سه بار):
اعراف/127 - قصص/4 - غافر/25.
نسائِهم ( سه بار):
بقره/226 - مجادله/2 مجادله/3.
نسائِهن (دو بار):
نور/31 - احزاب/55.
نسوه ( دو بار):
یوسف/30 - یوسف/50
نسائُکم (یک بار):
بقره/223
نساءَنا (یک بار):
بقره/61
      کلمه‎‌ی "المرأه" و مشتقات آن به 6 حالت  و مجموعا 26 بار در قرآن تکرار شده:
امرأه (11 بار):
 آل عمران/35 - نساء/12 - نساء/128 - یوسف/30 - یوسف/51 - نمل/23 - قصص/9 - احزاب/50 - تحریم/10 (دو بار) - تحریم/11. 
امرأته ( 8 بار):
اعراف/83 - هود/71 - یوسف/21 - حجر/60 - نمل/57 - عنکبوت/32 - ذاریات/29 - مسد/4
امرأتی ( سه بار):
آل عمران/40 - مریم/5 - مریم/8.
امرأتک (دو بار):
هود/81 - عنکبوت/33
امرأتان ( یک بار):
بقره/282.
امرأتین (یک بار):
قصص/23.
        کلمه‎‌ی "اُنثی" به معنی جنس ماده به 3 حالت و مجموعا 30 بار در قرآن تکرار شده است:
اُنثی (18 بار):
     بقره/178 ( دو بار) - ال عمران/36 ( دو بار) - آل عمران/195 - نساء/124 - رعد/8 - نحل/58 - نحل/97 - فاطر/11 - غافر/40 - فصلت/47 - حجرات/13 - نجم/21 - نجم27 - نجم/45 - قیامه/39 - الیل/3
اُنثیین ( 6 بار):
نساء/11 - نساء/176 - انعام/143 ( دو بار) - انعام/144 ( دوبار).
اناثاً (6 بار):
نساء/11 - نساء/176 - انعام/143 ( دو بار) - انعام/144 ( دو بار).
     لذا این سه کلمه("نساء" و "امرأه" و "انثی") که همگی به معنی جنس مؤنث هستند در مجموع 115 بار(59+26+30) در قرآن تکرار شده‌اند.
  در این مورد نیز کاملا گزینشی برخورد نمودند و فقط امراه و امراتک و امراته و امراتی را مد نظر قرار دادند و صد البته نساء و انثی را نادید گرفتند.
    اما در مورد مرد:
    در قرآن برای این واژه هم از "رجل" و هم از "مرء" و هم از "ذکر" که همگی بر جنس مذکر دلالت دارند استفاده شده است:
   رجل به 7 حالت و در مجموع 57 بار در قرآن تکرار شده است: 
رجال (17 بار):
      بقره/228 - نساء/7 - نساء/32 - نساء/34 - نساء/75 - نساء/98 - اعراف/46 - اعراف/81 - توبه/108 - نور/31 - نور/37 - نمل/55 - عنکبوت/29 - احزاب/23 - فتح/25 - جن/6 ( دو بار).
رجل (16 بار):
بقره/282 - نساء/12 - اعراف/63 - اعراف/69 - یونس/2 - هود/78 - مؤمنون/25 - مؤمنون/38 - قصص/20 - احزاب/4 - سبأ/7 - سبأ/43 - یس/20 - زمر/29 - غافر/28 - زخرف/31.
رجالاً (9 بار):
بقره/239 - نساء/1 -  نساء/176 - اعراف/48 - یوسف/109 - نحل/43 - انبیاء/7 - حج/27 - ص/62.
رجلا (9 بار):
بقره/239 - نساء/1 - نساء/176 - اعراف/48 - یوسف/109 - نحل/43 - انبیاء/7 - حج/27 - ص/62.
رجلین (4 بار):
بقره/282 - نحل/76 - کهف/32 - قصص/15.
رجالکم (2 بار):
بقره/282 - احزاب/40.
رجلان (1 بار):
مائده/23.
مرء به معنی مرد 4 بار در قرآن تکرار شده است:
مرء (4 بار):
بقره/102 - انفال/24 - نبا/40 - عبس/34.
ذکر به معنی جنس نر که خطاب به مردان باشد در قرآن به 5 حالت و 16 بار تکار شده است: 
ذکر(12 بار):
آل عمران/36 - آل عمران/195 - نساء/11 - نساء/124 - نساء/176 - نحل/97 - غافر/40 - حجرات/13 - نجم/21 - نجم/45 - قیامه/39 - الیل/3.
ذکور (1 بار):
شوری/49.
ذکورنا (1 بار):
ذکران (1 بار):
شعراء/165
ذکرانا (1 بار):
شوری/50
   لذا جمع این سه کلمه که همگی به معنی جنس مذکر است 77 بار (16+4+57) تکرار شده است.
    در این مورد نیز شیادانه برخورد نمودند و فقط رجل و رجلا را در نظر گرفتند و صد البته مرء و ذکر را کاملا نادید گرفتند.
---------------------------------------------------------------------------------------
شما گفتید که:
 5- تعداد كلمات فرشته(ملائکه) و شيطان به طور برابر 68 بار است.
    اولا ربط دادن شیطان با ملائکه مغلطه است، زیرا شیطان اسمی است عام که در زبان عربی به معنی سرکش است که شامل انسان هم می‌شود:
    وَكَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا شَيَاطِينَ الإِنسِ وَالْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا وَلَوْ شَاء رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ (انعام/112)
   ضمنا چرا شیطان به صورت مفرد و ملائکه که جمع مَلَک است به صورت جمع در نظر گرفته شده، با فرض درست بودن این دعا، آیا چیزی جز شیادی مدعی را نشان می‌دهد؟
اما بررسی این ادعا
    در قرآن کلمه‌ی شیطان به 4 حالت کلی و در مجموع  88 را تکرار شده است و ایشان تنها واژه‌ی شیطان را گرفته‌اند که 68 بار در قرآن تکرار شده است:
شیطان (68 بار):
      بقره/36 - بقره/168 - بقره/208 - بقره/268 - بقره/275 - آل عمران/36 - آل عمران/155 - آل عمران/175 - نساء/38 - نساء/60 - نساء/76 (دو بار)  - نساء/83 - نساء/119 - نساء/120 - مائده/90 - مائده/91 - انعام/43 - انعام/142 - اعراف/20 - اعراف/22 - اعراف/27 - اعراف/175 - اعراف/200 - اعراف/201 - انفال/11 - انفال/48 - یوسف/5 - یوسف/42 - یوسف/100 - ابراهیم/22 - حجر/17 - نحل/63 - نحل/98 - اسراء/27 - اسراء/53 (دو بار)  - اسراء/64 - کهف/63 - مریم/44 (دو بار) - مریم/45 - طه/120 - حج/3 - حج/52 (دو بار) - حج/53 - نور/21 (دو بار) - فرقان/29 - نمل/24 - قصص/15 - قصص/38 - لقمان/21 - فاطر/6 - یس/60 - صافات/7 - ص/41 - فصلت/36 - زخرف/62 - محمد/25 - مجادله/10 - مجادله/19 (سه بار) - الحشر/16 - تکویر/25.
شیطانا (2 بار):
نساء/117 - زخرف/36.
شیاطین (17 بار):
    بقره/120 ( دو بار) - انعام/71 - انعام/112 - انعام/121 - اعراف/27 - اعراف/30 - اسراء/27 - مریم/68 - مریم/83 - انبیاء/82 - مؤمنون/97 - شعراء/210 - شعراء/221 - صافات/65 - ص/37 - ملک/5.
شیاطینهم ( 1 بار)
بقره/14.
   اما در مورد ملائکه
    این واژه هر گاه در قرآن آمده منظور موجوداتی فرازمینی است که دائما در خدمت الله هستند و برای هیچ انسانی از این واژه استفاده نشده است، در این مورد باز آیه‌ای در قرآن وجود دارد که مبین برتری فرشتگان بر محمد است:
    وَلا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ ...(انعام/50) بگو به شما نمى‏گويم گنجينه‏هاى الله پیش من است و غيب نيز نمى‏دانم و به شما نمى‏گويم كه من فرشته‏ام....
    بنابراین این واژه با هر صیغه‌ای که بیاید منظور همان فرشتگان الله است.
       خوب به مطالب پائین توجه نمائید تا دروغ جناب مدعی را نشان دهد، این واژه به 5 حالت کلی و در مجموع 88 بار تکرار شده است:
ملائکه (73 بار):
      بقره/30 - بقره/31 - بقره/34 - بقره/98 -  بقره/161 - بقره/177 - بقره/210 - بقره/248 - بقره/285 - آل عمران/18 - آل عمران/39 - آل عمران/42 - آل عمران/45 - آل عمران/80 - آل عمران/87 - آل عمران/124 - آل عمران/125 - نساء/97 - نساء/136 - نساء166 - نساء/172 - انعام/93 - انعام/111 - انعام/158 - اعراف/11 - انفال/ 9 - انفال/ 12 - انفال/ 50 - رعد/13 - رعد/23 - حجر/7 - حجر/8 - حجر/28 - حجر/30 - نحل/2 - نحل/28 - نحل/32 - نحل/33 - نحل/49 - اسراء/40 - اسراء/61 - اسراء/92 - اسرائ/95 - کهف/50 - طه/119 - انبیائ/103 - حج/75 - مؤمنون/24 - فرقان/21 - فرقان/22 - فرقان/25 - احزاب/43 - احزاب/56 -  سبأ/40 - فاطر/1 - صافات/150 - ص/71 - ص/73 - زمر/75 - فصلت/14 - فصلت/30 - شوری/5 - زخرف/19 - زخرف/53 - زخرف/60 - محمد/27 - نجم/27 - تحریم/4 - تحریم/6 - معارج/4 - مدثر/31 - نبأ/38 - قدر/4.
ملَک (10بار):
انعام/8 - انعام/50 - هود/12 - هود/31 - یوسف/31 - فرقان/7 - سجده/11 - نجم/26 - حاقه/17 - فجر/22.
ملکین (2 بار):
بقره/102 - اعراف/20.
ملَکا (سه بار):
انعام/8 - انعام/9 - اسراء/95.
و همچنین در همین رابطه گفته شده که:
6- اگر مشتقات دو كلمه فوق را هم اضافه كنيم باز هر دو رقم مساوی88 می‌گردد.
  این مورد تنها موردی است که تا اینجا ادعای ایشان درست است.

----------------------------------------------------------------

شما گفتید که:
7- دو كلمه مترادف دنيا و آخرت هر کدام دقیقا 115 بار در قرآن آمده.  
    ایشان در اینجا اقدام به مغلطه کرده‌اند؛ اولا کی گفته که مترادف "دنیا" "آخرت" است؟ "دنیا" مؤنث "ادنی" که هر دو از ریشه‌ی "دنو" و به معنی پست است می‌باشند؛ پس ضد آن "علیا" است؛ شاید "الاولی" که در قرآن به جای الدنیا استفاده شده بیشتر به واقعیت نزدیکتر باشد و همان مترادفی است که مد نظر شماست.
    این مغلطه را به کنار، فرض را بر این می‌گیریم که منظور مفهوم آن و به معنی اسم مکان و یا زمان باشد؛ ایشان باید توجه داشته باشند که در قرآن علاوه بر کاربر کلمه‌ی آخرت  از 17 (شاید هم بیشتر) نام دیگر استفاده شده است:
1- یوم الدین (حمد/1).
2- یوم القیامه (قیامه/1)
3- یوم الحسره (مریم/39)
4- المیعاد (قصص/85)
5- الساعه (انعام/31)
6- یوم البعث (روم/56)
7- یوم الفصل (صافات/21)
8- یوم التلاق (غافر/7) 
9- یوم الجمع (شوی/7)
10- یوم الوعید (ق/20)
11- الواقعه (واقعه/1)
12- یوم التغابن (تغابن/9)
13- الحاقه (حاقه/1)
14- القارعه (قارعه/1)
15- الطامه الکبری (نازعات/34)
16- الصاخه (عبس/33)
17- الغاشیه (غاشیه/1)
   اگر هم مشتقات اخر مد نظر باشد باز در قرآن از واژگان زیر استفاده شده است:
اخرَه (116 بار):
     بقره/4 - بقره/86 - بقره/94 - بقره/102 - بقره/114 - بقره/130 - بقره/200 - بقره/201 - بقره/217 - بقره/220 - آل عمران/22 - آل عمران/45 - آل عمران/56 - آل عمران/72 - آل عمران/77 - آل عمران/85 - آل عمران/145 - آل عمران/148 - آل عمران/152 - آل عمران/176 - نساء/74  - نساء/77 - نساء/134 مائده/5 - مائده/33 - مائده/41 - انعام/32 - انعام/92 - انعام/113 - انعام/150 - اعراف/45 - اعراف/147 - اعراف/156 - اعراف/169 - انفال/67 - توبه/38 (دو بار) - توبه/69 - توبه/74 - یونس/64 - هود/16 - هود/19 - هود/22 - هود/103 - یوسف/37 - یوسف/57 - یوسف/101 - یوسف/109 - رعد/26 - رعد/34 - ابراهیم/3 - ابراهیم/27 - نحل/22- نحل/30- نحل/41- نحل/60- نحل/107- نحل/109- نحل/122 - اسراء/7 - اسراء/10 - اسراء/19 - اسراء/21 - اسراء/45 - اسراء/72 - اسراء/104 -طه/127 - حج/11 - حج/15 - مؤمنون/33 - مؤمنون/74 - نور/14 - نور/19 - نور/23 - نمل/3 - نمل/4 - نمل/5 - نمل/66 - قصص/70 - قصص/77 - قصص/83 - عنکبوت/20 - عنکبوت/27  - عنکبوت/64 - روم/7 - روم/16 - لقمان/4 - احزاب/29 - احزاب/57 - سبأ/1 - سبأ/8 - سبأ/21 - ص/7 - زمر/9 - زمر/26 - زمر/45 - غافر/39 - غافر/43 - فصلت/7 - فصلت/16 - فصلت/31 - شوری/20 (دو بار) - زخرف/35 - نجم/25 - نجم/27 - حدید/20 - حشر/3 - ممتحنه/13 - قلم/33 - مدثر/53 - قیامه/21 - نازعات/25 - اعلی/17 - الیل/13 - ضحی/4.
یوم الاخِر (26 بار):
    بقره/8 - بقره/62 - بقره/126 - بقره/177 - بقره/228 - بقره/232 - بقره/264 - آل عمران/114 - نساء/ 38 - نساء/39 - نساء/59 - نساء/136 - نساء/162 - مائده/69 - توبه/18 - توبه/ 19 - توبه/29 - توبه/44 - توبه/45 - توبه/99 - نور/2 - عنکبوت/36 - احزاب/21 - مجادله/22 - ممتحنه/6 - طلاق/2.
 اما در رابطه با دنیا
    در قرآن از متضاد آخره یعنی اولی نیز استفاده شده است که من موفق به شمردن کامل آن در قرآن نشدم، این هم برخی از این واژگان:
وَإِنَّ لَنَا لَلآخِرَةَ وَالأُولَى (الیل/13) و دنيا و آخرت از آن ما است. 
وَلَلآخِرَةُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الأُولَى (ضحی/4) و مسلما آخرت برای تو از دنيا بهتر است. 
فَلِلَّهِ الآخِرَةُ وَالأُولَى (نجم/25) در حالی كه آخرت و دنيا از آن خدا است.
فَأَخَذَهُ اللَّهُ نَكَالَ الآخِرَةِ وَالأُولَى (نازعات/25) لذا خداوند او را به عذاب آخرت و دنيا گرفتار ساخت.
  (هر چهار ترجمه از مکارم شیرازی) 
و دقیقا در مقابل آخرت و معادل دنیا آمده است.
    اما کلمه‌ی دنیا، این کلمه در قرآن 115 بار تکرار شده است و چون با مدعی در این زمینه اختلافی ندارم لذا لزومی به نوشتن نشانی نیست.
------------------------------------------------------------------------------
شما گفتید که:
8- دو كلمه عقل و نور هر كدام به تساوی 49 بار تكرار شده است (اشاره به نقش تعقل در هدايت)
اولا عقل و نور چه ربطی با هم دارند و کسی جز سفسطه کاران ارتباط مستقیم آنان را بیان نمی کند.
    دوم اینکه کلمه‌ی عقل حتی یک بار هم در قرآن نیامده بلکه مشتقات آن به صورت فعل به 5 حالت و جمعا 49 بار در قرآن آمده است که مدعی اعجاز بر خلاف سایر موارد که واژگان خاص را گلچین می‌کردند این بار تمامی مشتقات آن را مد نظر قرار دادند:
تعقلون (24 بار)
یعقلون (22 بار)
عقلوه (1 بار)
نعقل (1 بار)
یعقلها (1 بار)
    جزئیات را ننوشتم چون با مدعی در مورد تعداد این واژگان اختلاف نظری نیست؛ کل مشتقات نور که شامل نار هم می‌شود جمعا 194 بار و به 10 حالت در قرآن تکرار شده است؛ کلمه‌ی نور با مشتقات آن هم به 8 حالت و جمعا 49 بار در قرآن آمده است:
نور (24 دبار)
نورا (9 بار)
نوره (4 بار)
نورهم (4 بار)
منیر (4 بار)
نورکم (1 بار)
نورنا (1 بار)
نار (126 بار)
نارا (19 بار)
     همانگونه که مشاهده می‌شود نور به صورت معرفه 24 بار در قرآن تکرار شده و در تمامی این موارد اسم هستند در حالی که تمام موارد عقل نه اسم بلکه فعل می‌باشند.
   ضمنا چرا واژگانی مانند فکر را حذف کرده‌اند، البته یادآور می‌شوم که قرآن عقل را قلب می‌داند.
-----------------------------------------------------------------------
9-  شكر و مصيبت هر كدام 75 بار ( اشاره به شكر نعمت براي رفع مصيبت ) آمده است.
  نخست اینکه چرا ایشان شکر و مصیبت را در یک ردیف قرار دادند، از نظر قرآن ضد شُکر کُفر است:
وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ  (ابراهیم/7)
اما بررسی این واژه در قرآن
  این کلمه به همراه مشتقات آن در قرآن 75 بار و به 18 حالت مختلف تکرار شده است و با توجه به اتفاق نظر با مدعی از ذکر آن خودداری می‌کنم.
اما در رابطه با مصیبت
     این کلمه از اصاب گرفته شده و به معنی برخورد کردن و رسیدن است، در زبان عربی حتی به معنی راه درست نیز آمده است:
 أَصابَ الْمُتَحَدِّثُ: أَتَى الصَّوابَ في قَوْلِهِ أو رَأْيِهِ. نقل از معجم الغنی
   هماگونه که ایشان گفته‌اند 75 بار و البته به 30 حالت گوناگون آمده است که تنها بخشی از آن معنی بلا را می‌دهند:
مصیبه (10 بار)  اصابهم (7 بار)  یصیب (5 بار)  اصاب (5 بار) تصبهم (5 بار)  یصیبهم (4 بار)  اصابکم (4 بار)  تصیبهم (3 بار)  اصابتک (3 بار)  اصابک (3 بار)  اصابه (3 بار)  یصیبکم (2 بار)  تصبک (2 بار)  اصابتهم (2 بار)  اصابها (2 بار)  نصیب  (1 بار) یصبکم  (1 بار)  یصبها (1 بار)  یصبنا  (1 بار)  مصیبها  (1 بار)  اصبناهم (1 بار)  اصیب (1 بار)  تصبکم (1 بار)  فتصبکم (1 بار)  تصیبنا (1 بار)  تصیبن (1 بار)  تصیبوا (1 بار)  اصابت (1 بار)  اصابته (1 بار)  اصبتم (1 بار)
در قرآن هم به نظر می‌رسد که به معنی برخورد کردن و رسیدن است:
     وَيَا قَوْمِ لاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شِقَاقِي أَن يُصِيبَكُم مِّثْلُ مَا أَصَابَ قَوْمَ نُوحٍ أَوْ قَوْمَ هُودٍ أَوْ قَوْمَ صَالِحٍ وَمَا قَوْمُ لُوطٍ مِّنكُم بِبَعِيدٍ (هود/89) و اى قوم من، آگاه باشید که مخالفت‏ شما با من شما را به جائی نرساند كه مانند آنچه به قوم نوح يا قوم هود يا قوم صالح رسيد به شما  برسد و قوم لوط (از لحاظ زمانی) از شما چندان دور نيست. 
     شاید گفته شود که در اینجا منظور از اصاب یعنی رسیدن چیزی از آسمان که همان بلاست، در پاسخ باید گفت اگر چنین است و پس همه جا باید اصاب به معنی بلا باشد، با این آیه چکار می‌کنید که به معنی رسیدن باران و دقیقا به معنای رحمت است؟:
     اللَّهُ الَّذِي يُرْسِلُ الرِّيَاحَ فَتُثِيرُ سَحَابًا فَيَبْسُطُهُ فِي السَّمَاء كَيْفَ يَشَاءُ وَيَجْعَلُهُ كِسَفًا فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ فَإِذَا أَصَابَ بِهِ مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ (روم/48) الله كسى است كه بادها را مى‏فرستد و ابرها را بیرون می‌آورد و آن را در آسمان به گونه‌ای که بخواهد  مى‏گستراند و  فشرده  مى‏گرداند پس مى‏بينى باران از لابلاى آن بيرون مى‏آيد و چون آن را به هر كس از بندگانش كه بخواهد رسانيد، ناگهان آنان شادمان می‌شوند.
   همین آیه‌ی بالا کافی است تا کل ادعا باطل گردد، زیرا با احتساب اصاب که 5 بار در قرآن تکرار شده ایشان به عدد 75 رسیدند، در اینجا مشخص گردید که این اصاب نه تنها به معنی بلا نیست بلکه دقیقا معادل رحمتی است که الله به هر کسی که بخواهد بشارت می‌دهد.
 البته به معنی تصمیم گرفتن نیز آمده است:
      فَسَخَّرْنَا لَهُ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ رُخَاء حَيْثُ أَصَابَ (ص/36)  پس باد را در اختيار او قرار داديم كه هر جا تصميم مى‏گرفت به فرمان او به آرامی روان مى‏شد.
    و در یک حالت نیز دقیقا به معنائی خلاف بدی آمده است:
   ...إِن تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُواْ هَذِهِ مِنْ عِندِ اللّهِ وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُواْ هَذِهِ مِنْ عِندِكَ... (نساء/78) ...و اگر  خوبى به آنان برسد مى‏گويند اين از جانب الله است و  هنگامیکه بدی به ايشان برسد مى‏گويند اين از طرف توست ....
ممکن است به سایر معانی هم آمده باشد.
-----------------------------------------------------------------------------------------------
10 - لسان ( Tongue ) و موعظه ( Sermon )  هر کدام 25 بار (اشاره به بهترين كاربرد زبان)

    در قرآن زبان هم به معنی زبانی که در دهن داریم هم به معنی زبانی که با آن سخن می‌گوئیم که 25 بار و به 6 حالت تکرار شده:

لسان (7 بار)
 مائده/78 - ابراهیم/4 - نحل/103 (دو بار) - مریم/50 - شعراء/84 - شعراء/195
السنتهم (6 بار)
آل عمران/78 - نساء/46 - نحل/62 - نور/24 -فتح/11 - ممتحنه/2
السنتکم (3 بار)
نحل/116 - نور/15 - روم/22
لسانا (3 بار)
قصص/34 احقاف/12 -  بلد/9
لسانک (3 بار)
مریم/97 - دخان/58 - قیامه/16
لسانی (2 بار)
طه/27 - شعراء/13
السنه (1 بار)
احزاب/19
     فرق است میان جنس زبان که در دهن انسان‌ها و جانواران است با آن زبانی که با آن سخن می‌گوئیم گرچه در زبان عربی نیز مانند فارسی به یک شیوه نوشته می‌شود، در قرآن به طور آشکار در 2 آیه به معنی زبانی است که در دهن انسانهاست و نه زبان به معنی "Tongue":
أَلَمْ نَجْعَل لَّهُ عَيْنَيْنِ (بلد/11)  آيا برای او دو چشم قرار نداديم؟ وَلِسَانًا وَشَفَتَيْنِ (بلد/12)  و یک زبان و دو لب؟
     يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَأَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ (نور/24) در روزى كه زبان و دست‌ها و پاهايشان بر ضد آنان براى آنچه انجام مى‏دادند گواهی مى‏دهند.
  اما در رابطه با موعظه:
    این کلمه همراه با مشتقات آن به 11 حالت و جمعا 25 بار تکرار شده است که با توجه به توافق با مدعی از تکرار آن خودداری می‌کنم.
-------------------------------------------------------------------------
11- محمد و شريعت هر كدام 4 بار (ارتباط پيامبر با آموزش‌هايش)
   ایشان در این مورد دچار مغلطه شدند؛ درست است که در قرآن اسم محمد 4 بار آمده است اما یک بار هم از ایشان با عنوان احمد یاد شده:
      يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ (صف/6) ... اى فرزندان اسرائيل، من فرستاده الله به سوى شما هستم؛ تورات را كه پيش از من بوده تصديق مى‏كنم و به فرستاده‏اى كه پس از من مى‏آيد و نام او احمد است بشارتگرم ...
اما در رابطه با شریعت
   در این مورد با ایشان اتفاق نظر دارم که شریعه و مشتقات آن 4 بار تکرار شده:
شریعه (1 بار)  شرعه (1 بار)  شرع (1 بار)  شرعوا (1 بار)
--------------------------------------------------------------------------------
12- مشتقات كلمات فساد و نفع به تساوی 50 می‌باشد .
   نیازی به بررسی این مورد نمی‌بینم زیرا فساد چه ربطی به نفع دارد، اگر منظور این است که این دو کلمه ضد هم هستند باز از نظر قرآن نقطه مقابل فساد اصلاح است:
وَلاَ تُفْسِدُواْ فِي الأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاَحِهَا... (اعراف/56) و در زمين پس از اصلاح آن فساد نكنيد...
----------------------------------------------------------------------------------------
13-  انفاق  و رضايت هر دو 73 بار (راه آسايش روان).
        ایشان در اینجا سفسطه کردند، زیرا از نظر قرآن نتیجه‌ی انفاق بر است و مسلمان باید آن چیزی که بیشتر دوست دارد انفاق نماید:
    لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَيْءٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِيمٌ (آل عمران/92) هرگز به نيكوكارى نخواهيد رسيد مگر آنچه را که دوست داريد انفاق كنيد و از  چیزی که انفاق كنيد قطعا الله به آن آگاه است.
   ایشان در قرآن گشته‌اند و تنها کلمه‌ی که توانستند به طور مساوی با انفاق بیابند همین مشتقات رضی بود که در قرآن به البته به 31 حالت مختلف آمده است، اگر کلمه‌ی مثلا "فقر" یا "حب" (دوست داشتن) هم به همین اندازه بود باز توجیه می‌کردند که انفاق فقر را از بین می‌برد و سایر وآزگان مترادف.
---------------------------------------------------------------------------------
14-  سحر و فتنه هركدام 60 مرتبه.
   سحر و مشتقات آن 60 بار در قرآن تکرار شده اما کجای قرآن گفته شده که سحر همان فتنه است؟ مدعی نخست باید ارتباط این دو را از طریق خود قرآن و یا حادبث معتبر اسلامی ثابت کند سپس دنبال ارتباط ریاضی این دو واژه برگردد.
اما در مورد فتنه
ایشان در این مورد دچار اشتباه خنده داری شدند، درست است که فتنه همراه با مشتقات آن 60 بار در قرآن تکار شده:
فتنه (30 بار) - فتنا (5 بار) - یفتنون (3 بار) - لنفتنهم (2 بار) - فتنتک (1 بار) - فتنتکم (1 بار) - فتنته (1 بار) - فتنتهم (1 بار) -  یفتنهم (1 بار) - یفتنوک (1 بار) - لیفتنوک (1 بار) - فتنتم (1 بار) - فتنوا ( 1 بار) - تفتنون (1 بار)  - فتونا ( 1 بار) - بفاتنین ( 1 بار) - مفتون (1 بار) - فتناک (1 بار) - فتناه (1 بار) - فتنتم (1 بار) - فتنوا (1 بار) - تفتنی( 1 بار) - یفتنکم (1 بار) - یفتننکم (1 بار)
اما در بیشتر جاها به معنی آزمایش آمده است مانند:
   ... إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌ ...  (بقره/102) ...  ما وسيله آزمايش شما هستيم، ...  (شرح این آیه که در مورد خرافه‌ی هاروت و ماروت است)
وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا أَمْوَالُكُمْ وَأَوْلاَدُكُمْ فِتْنَةٌ... (انفال/28)  و بدانيد اموال و فرزندان شما مایه آزمايش است...
 همین دو مورد کافی است تا کل سخن جناب مغله باز باطل گردد.
البته در یک جا از این 60 باری که آمده است به معنی دیوانگی است:
بِأَييِّكُمُ الْمَفْتُونُ (قلم/6) که كداميک از شما ديوانه‏ هستید؟
همانگونه که مشاهده می‌گردد، گوینده دچار دروغ، مغلطه و شیادی شده است.
===========================================
15-  زكات و بركت هركدام 32 بار ( ارتباط بركت و باروری و رشد اقتصادی با پرداخت داوطلبانه ماليات) 
     در این مورد هعم ایشان دچار مغلطه شدند بدین صورت که از میان مشتقات زکی تنها کلمه زکاه که در قرآن به مفهوم پاک کردن مال است را گلچین کردند که در قرآن 32 بار تکرار شده:
زکاه (32 بار) - یزکیهم (5 بار) - ازکی (4 بار)  - تزکی (3 بار) - یتزکی (2 بار) - یزکی (2 بار) - یُزکی (2 بار) - زکیا(1 بار) - زکیه (1 بار) - زکی (1 بار) زکاها (1 بار) - تزکوا (1 بار) - تُزکیهم (1 بار) - یزکون (1 بار)
    اما در مورد برکت برای اینکه به عدد 32 برسند خود این کلمه و تمامی مشتقات آن را آوردند که در اغلب موارد به معنی خجسته و مبارک است نه به آن معنی که مد نظر ایشان است:
     فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِي مِن شَاطِئِ الْوَادِي الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبَارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَن يَا مُوسَى إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِين)قصص/30) پس هنگامیکه به آن رسيد از جانب راست دره در آن جايگاه مبارك از آن درخت ندا آمد كه اى موسى! منم، من الله پروردگار جهانيان.
 فَلَمَّا جَاءهَا نُودِيَ أَن بُورِكَ مَن فِي النَّارِ وَمَنْ حَوْلَهَا وَسُبْحَانَ اللَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ (نمل/8) هنگامي که نزد آتش آمد، ندايي برخاست که مبارک باد آن کس که در آتش است و کسي که در اطراف آن است و منزه است الله که پروردگار جهانيان است! (شرح این داستان)
    تبارک (9 بار) - بارکنا (6 بار) - مبارک (4 بار) - مبارکا (4 بار) - مبارکه (4 بار) - برکات (2 بار) - بارک (1 بار) - برکاته (1 بار) - بورک (1 بار).
و تنها 3 بار به معنی که مد نظر مدعی است آمده است:
لفتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالأَرْضِ (اعراف/96) 
اهْبِطْ بِسَلامٍ مِنَّا وَبَرَكَاتٍ عَلَيْكَ وَعَلَى أُمَمٍ مِمَّنْ مَعَكَ (هود/48)
رَحْمَتُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَجِيدٌ (هود/73)
=================================
16- مشتقات كلمات صبر و شدائد ( سختی‌ها) هركدام  114 بار ( مساوی سوره های قرآن )
     در این سخن دروغی آشکار نهفته است، زیرا صبر و مشتقات آن 103 بار در قرآن بیشتر تکرار نشده است:
     اصبر (19 بار) - صبروا (15 بار) - صابرین (15 بار) - صبرا (8 بار) - اصبروا (6 بار) - الصبر (6 بار) - تصبروا (5 بار) - صبار (4 بار) - اصطبر (3 بار) - صابرون (3 بار) - صبرتم (2 بار) - صبرنا (2 بار) - صبر (2 بار) - صابرا (2 بار) - تصبر (1 بار) - اتصبرون (1 بار) - نصبر (1 بار) - لنصبرن (1 بار) - یصبر (1 بار) - یصبروا (1 بار) - صابروا (1 بار) - اصبرهم (1 بار) - صبرک (1 بار) - صابره (1 بار) -  صابرات (1 بار).
==================================================
17-  كلمات مرده ( موتی) و گمراه ( اسم فاعل مفرد و جمع كلمه ضال ) هر دو 17 بار به كار رفته است. 
    مرده و گمراه چه ربطی به هم دارند؟ یعنی هر مرده‌ای گمراه است؟ محمد چی؟
    البته محمد برای اینکه اخلاص خود را نسبت به الله نشان دهد خود را پیش از پیامبر گمراه می‌دانست؛برای دیدن تناقضات قرآن در قضا و قدر اینجا را کلیک کنید.

 یکی دیگر از معجزات مورد ادعا، معجزه 19 است؛ این اعجاز را نخستین بار رشاد خلیفه مطرح نمود، او بیو شیمیدان مصری مسلمان مقیم آمریکا بود؛ برای اینکه ثابت نماید ادعایش درست است، مجبور شد ایات 128 و 129 سوره توبه را از قرآن حذف نماید؛ وی ادعا کرد که این ایات را شیطان برای تمجید نبی به قرآن افزوده؛ جالب اینجاست که وی نام خودش را نیز از قرآن استخراج نمود و ادعای پیامبری کرد.
     علماء اسلام نخست از نطریه 19 او به وجد آمدند، ولی بعدا که مشاهده کردند او شیادی بیش نیست از وی اعلام برائت جستند و در پایان هم توسط یکی از مسلمین، در مسجدی در آمریکا کشته شد

۳۷ نظر:

گلدوست گفت...

ممنون
می خوانم و استفاده می کنم .

ناشناس گفت...

طبق محاسبه شما: الیوم(349) و یوما(16)(صورت معرفه و نکره کلمه یوم) مجموعا 365 بار و به همین ترتیب مجموع الشهر(10) وشهرا(2) هم 12 بار آمده لذا نتاقضی در این دو مورد نیست چون صورت معرفه و نکره یک کلمه جزو مشتقات محسوب نمیشود

ناشناس گفت...

من گفته های شما رو در این مورد تایید می کنم و بر این باورم که کسانی که می خواهند به زور این گونه معجزه های عددی و ریاضی از قرآن در بیارند مذهبیان افراطی هستند. اما یک جنبه از معجزه های قرآن که توسط علما بیان شده و به نظر من کمی قابل تامله اشاره قرآن به زوجیت گیاهان در زمینه که از جنبه های اعجاز معنویه . من دانشجوی الاهیات و از جور چیزا نیستم . من این مطالبو مثل بقیه آدما تو کتابای دینی دوره دبیرستان خوندم . اشاره به زوجیت گیاهان در سوره "ق" آیه 7اومده . آیا شما دلیلی دارید که این مورد رو هم رد کنید و معجزه نبودن اونو ثبات کنید؟
البته در سوره ذاریات آیه 49 صحبت از زوجیت همه چیز کرده که با وجود اینکه اکنون درستی این امر ثابت شده ولی از نظر خود من این آیه نمی تونه دلیلی بر اعجاز باشه زیرا اگر فرض کنیم که محمد خودش قرآنو نوشته . خوب اومده دیده همه حیوانات و آدما و پرنده ها و خزنده ها جفت دارن و از اینرو اومده همه رو جمع بسته و در قابل "از هر چیزی بصورت زوج آفریدیم" بیان کرده که به هیچ نمیتونه دلیل بر این باشه که منظور محمد از همه چیز ، الکترون و پوزیترون یا ماده و ضد ماده و از این دست باشه. پس بنابراین همون آیه 7 سوره ق میتونه نشان معجزه باشه . آیا میتونید با دلیل منطقی اونو رد کنید؟

Arash Irani گفت...

آیا نوترون مخلوق است یا نه؟ زوجش چیست؟
لطفا در اینجا نظر بدین:
معجزه علمی قرآن , مغلطه یا حقیقت (بخش دوم)
http://iran000.blogspot.com/2009/09/blog-post_30.html

ناشناس گفت...

بعضی موجودات خودشان به تنهایی زاد و ولد می کنند و جفت ندارند.
قابل توجه قرآن پرستان

ناشناس گفت...

رد قرآن با یک دلیل:
موجوداتی هستند که زوج نیستند و منفردانه می توانند تولید مثل کنند:

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AD%D9%84%D8%B2%D9%88%D9%86

حلزون هم نر و هم ماده است بنابراین می‌تواند در یک زمان هم تخم و هم اسپرم را تولید کند. البته برای بارور کردن تخم‌ها، حلزون‌ها باید اسپرم‌های خود را با یکدیگر مبادله کنند. حیوانی که هم نر و هم ماده‌است، هرمافرودیت نام دارد. حلزون قهوه‌ای رنگ باغچه‌ای، در یک زمان حدود ۸۰ تخم کروی زرد یا سفید رنگ بر روی خاک سطحی باغچه می‌گذارد. حلزون می‌تواند بیشتر از ۶ بار در سال تخم ریزی کند. حدود دو سال طول می‌کشد تا یک حلزون بالغ شود.

ناشناس گفت...

سپاس از این نوشته. استفاده کردم.

mo nova گفت...

با درود خدمت دوستان گرامی. به نظر بنده قرآن کتاب انسانسازی است نه کتابی که ما بخواهیم از داخلش معجزه دربیاریم. در مورد این ارقام هم باید بگم که احتمالا کار یک مسلمان افراطی باید باشه. البته ارقام شما هم مثلا در مورد روز زیاد دقیق نیست. چیزی که من شنیدم کلمه یوم به تعداد 365 بار در قرآن اومده نه مشتقاتش. شما تعداد یوم رو 52 تا ذکر کردین ولی اگه دوستان آیاتی رو که شما به عنوان الیوم و به تعداد 293 بار مثال زدید رو بررسی کنند متوجه خواهند شد که خیلی از اونها یوم هستند نه الیوم. من نمیخوام اینجا معجزه استخراج کنم چون مطالب قرآن برای من یکی مهمه نه معجزاتش. در مورد دوستی که گفته بود نوترون یک موجود ولی زوج نداره هم باید بگم که اولا نوترون یک ذره بنیادی نیست و از کوارک تشکیل شده و کوارکها هم آنتی کوارک دارند و بر فرض هم که نوترون بنیادی باشه باید بگم که در فیزیک ذرات بنیادی ذرات بدون بار آنتی ذرشون هم خودشونن. در مورد جانداران البته من تخصصی ندارم. باز هم میگم که بنده بدنبال استخراج معجزه نیستم.

Unknown گفت...

اینجا در مورد همین آیه و موجودات بدون جنسیت، تک جنسیتی و چند جنسیتی توضیح داده.

ناشناس گفت...

نویسنده محترم و دوستان خواهشا به لینک زیر بروید. در این وبلاگ معجزات علمی خنده داری از قرآن ساخته اند که اگر بخوانید دل و روده برایتان نمی ماند و از خنده روده بر میشوید . در این وبلاگ در بخش اعجاز علمی قرآن تمامی ترجمه ها ساختگی است و در هیچ کدام هم به آیات قبلی و بعدی اشاره نکرده چرا که اونوقت کلکشون رو میشه و معجزشون از بین میره. کافیست هر معجزه علمی رو که در این سایت خواندید بلافاصله به متن اصلی قرآن رجوع کنید و ترجمه صحیح و آیات قبل و بعد آیه مذکور را بخوانید تا به حقه جناب مهجزه تراش پی ببرید .

http://www.ghorankalamegod.blogfa.com/cat-8.aspx



به عنوان مثال در این وبلاگ آیه زیر به عنوان یکی از معجزات علمی قرآن آورده شده!!:

9- قرآن و بارش های سنگین اولیه و شقه شقه شدن زمین.

«انا صببنا المائ صبا- ثم شققنا الارض شقا» عبس 26-25

«و اینکه ما آبها را ریختیم ریختنی- بعدها خشکی را شقه کردیم شقه کردنی!»

1- آبهای روی زمين در حجم زيادی ريخته شده است: آبهای موجود روی زمين در ابتدا در درون زمين بوده، بعد بـصـورت بخار با آتـشـفـشـانها همراه با دود و گرما و گاز از زمين خارج شده و در جو جا گرفته و ابرها را تشکيل داده. بعد با سرد شـدن و بـه نـقـطـه بـارش رسـيـدن جـو بـارانـهـای سنگين باريده، طوريکه قـرآن بـجـای واژه بـاريـدن از واژه ريخـتـن استفاده کرده و با مـفـعـول مـطلق «صَـبّـاً» نيز روی ريختنِ آن تأکـيـد کرده که به معنی: "سيل آسا ريختن آن" ميشود. 2ــ خشکی شقه شقه شده است: خشکيهای زمين در ابتدا يکی بود (يک خشکی بوده)، بعدها شـقـه شـقـه شده است.

حال ما به آیات 25 تا 26 سوره عبس مراجعه میکنیم تا ببینید منظور آیه با آنچه نویسنده وبلاگ گفته زمین تا آسمان فرق می کند :

فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ ﴿۲۴﴾
پس انسان بايد به خوراك خود بنگرد (۲۴)


أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاء صَبًّا ﴿۲۵﴾
كه ما آب را به صورت بارشى فرو ريختيم (۲۵)


ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا ﴿۲۶﴾
آنگاه زمين را با شكافتنى [لازم] شكافتيم (۲۶)


فَأَنبَتْنَا فِيهَا حَبًّا ﴿۲۷﴾
پس در آن دانه رويانيديم (۲۷)


وَعِنَبًا وَقَضْبًا ﴿۲۸﴾
و انگور و سبزى (۲۸)


وَزَيْتُونًا وَنَخْلًا ﴿۲۹﴾
و زيتون و درخت‏خرما (۲۹)


دیدید دوستان؟ دیدید چطور معجزه تراشان شکافتن زمین توسط دانه روییده شده را به شقه شقه شدن زمین در اثر بارش های سنگین باران در زمانهای ماقبل تاریخ و جدا شدن قاره های خشکی از یکدیگر و نظریه انقشقاق قاره ها ربط داده اند! گویا کسانی که اینگونه معجزات علمی از قرآن میسازند اصلا پیش خودشان فکر نکرده اند که خوانندگان این گونه مطالب روزی خودشان به قرآن رجوع خواهند کرد تا درستی یا نادرستی حرف اینها را بسنجند .
تازه این یه نمونه بود برید به خود وبلاگ و ببینید چه خبره!! :

اسکا فیلد گفت...

کلی خندیدم
شیطون بلا
کارت جالب بود

ناشناس گفت...

ای دوستی که گفتی :"من دانشجوی الاهیات و از جور چیزا نیستم . من این مطالبو مثل بقیه آدما تو کتابای دینی دوره دبیرستان خوندم . اشاره به زوجیت گیاهان در سوره "ق" آیه 7اومده . آیا شما دلیلی دارید که این مورد رو هم رد کنید و معجزه نبودن اونو ثبات کنید؟ "
دوست عزیز اگر به دستور زبان عربی نگاه کنید که هزاران سال قبل از اسلام وجود داشته همه چیز را مذکر و مونث می داند! پس این موضوع اختصاص به گیاهان ندارد. از طرفی اینکه همه چیز را جفت آفریده شده هم از نظر علمی رد شده است خیلی از جاندارن نظیر باکتری ها و جلبک ها و گیاهان نر و ماده ندارند و از طریق ساقه زنی و یا تکثیر سلولی تکثیر می شوند. یک نمونه روشن سلول های بدن شما. ایا اصلا امکان نر و ماده بودن سلول های بدن شما وجود دارد؟ اگر اینطور باشد لابد باید بین نر ها و ماده ها پرده و حجاب کشید!

ناشناس گفت...

هر قدرکه لق لق بزنید اب دریا کثیف نمیشه.قران خودش معجزه است نه ایاتش چراکه معجزه چیزی است که دیگران ازانجام داون ان عاجز باشندویااگردانستنی باشد دیگران از دانستن ان عاجز باشند.اماچیزی را که شما عقل کل معجزه میگوییداون مطالب علمی است نه معجزه.جناب عقل کل ،قران میگویدوکه که کوها مثل میخ بر زمین استوارهست وبه اندازه ایکه به نظرمیرسنددوچنددرزیرزمین هم بزرگی شان است پس این را هم بگوکه زبان عربی سروزیر داره....البته خودت به حقانیت قران پی میبری اماقلبت را غبارگرفته. گاهی میگویی که قران کاپی دین یهود و عیسویت وزردشت است اما من تمام عخد عتیق و جدید را گشتم این مطالب ور ان وجود نداشت.شاید از دین زردشت گرفته باشنداما اون هم غیراز کرداروپندارنیک چیزی دیگر نداره پس این مطالب را از کجا کاپی کرده.... حتما خود محمد نوشته ....درست است خودش نوشته .....پس معلوم شو که تو هم یک دروغ گوی هستی که کسی که از خودش نوشته میکند را به کاپی برداری متهم میکنی.....زنده باداسلام دین در حال رشد در اروپاو امربکا...

ناشناس گفت...

اگر اشتباهات املایی وجود دارد علت ان این است که از طریق موبایل نوشته کردم

ناشناس گفت...

اسلام را باید از سوره های بقره و نساء شناخت چون در ان ایه ها اسلام ناب محمدی به نمایش گذاشته شده و جدیدا بمب انتحاری هم به ان اضافه شده

ناشناس گفت...

قرآن یک کتاب انسان سازه،کسانی که ارزش قرآنوبامطرح کردن معجزات ریاضی میارن پایین یادشمن این کتاب عظبیم الشان هستندیاازدوستان جاهل هستند،من پنجاه سال سن دارم دوازده سال پیش به توصیه یکی ازدوستان فقط ترجمه فارسی قرآنوخوندم وتونستم راه درست زندگی کردنوازقرآن بیاموزم،بطوری که همه دوستان واطرافیانم بااین تغییرات مثبتی که دراینجانب مشاهده کردن مشتاق به خوندن قران فارسی شدن،واین یعنی معجزه،دوست عزیزی که مطالب این سایتومینویسی،اگرهدفت تخریب قرآنه که امکان نداره کسی بتونه این کتابونابودکنه،کمااینکه تواین هزاروچهارصدسال کسی نتونست،ولی اگه واقعاذهنت نسبت به این کتاب خراب شده،دوستانه ازت خواهش میکنم افکارتومنتشرنکن چون احتمال زیادی داره درآینده ذهنیت خرابت نسبت به قرآن ازبین بره وبه حقانیتش پی ببری،اونموقع ازانتشارافکارفعلیت سخت پشیمون میشی. خدانگهدارت.

ناشناس گفت...

مشنگ تر از محمد شیاد کسانیند که به زحمت ومشقت میخواهند از مزخرفات او انتقاد کنند. دیگه توی قرن بیست ویکم برهمه آشکار شده که همه این اراجیف جز برای کولی گرفتن از مردم و زیرشکم خودش بوده وبس شما هم بجای این تلاشهای بیهودهفرصت بدهید هر کس میخواد مغزش را بکار نگیرد تا ابد این مزخرفات را دنبال کند.

ناشناس گفت...

در مورد سوره تحریم که ماست مالی کردن ملحق کردن ماریه کنیز حفصه به زنان محمد و آیه 24 سوره نسا که میگه به زن شوهر دار چشم نداشته باشید مگر اونایی که در جنگ تصرف میکنید . یعنی همین بلایی که عراقیا به استناد این آیه سر زنای خوزستانی آوردن .

ناشناس گفت...

کسی که ایمان خودرا به خدا ازدست بدهد مثل آرشها ودارودسته شان جز هرزگویی ومهمل بافی چیزی ندارد .دربافت جسمی موجوداتی که ظاهراجفت ندارند نر وماده دریک موجود جمع است که آن هم ازعجایب خلقت خالق است.بقیه موارد ازشبهات به این صورت است که دوستداران دین ومومن به خدا ازروی اخلاص دانسته وندانسته ادراکات خود رامی نویسند که امکان اشتباه هم وجود دارد. انسان خردمند کسی است که بداند علوم ازخلقت بر پایه ی فرضیهبنا شده وتاکنون هم به اثبات صددرصد نرسیده پس چگونه علوم حسی می تواند خط بطلان روی آفرینش ازدید قرآن بکشد؟

ناشناس گفت...

سلام .منهم یک چیز بگم؟
در ذهنیت انسان باستانی ملاک حیات داشتن حرکت بود و هرچیزی که حرکت میکرد زنده بود
و بدین دلیل در ادیان باستانی به اشتراک عقیده براین بود که سیارات و کواکب را زنده وتاثیر گذار میدانستند مثلا مریخ و یا همان مارس مرد جنگجو بود و زهره زن عشوه گر و ماه ،مرد جذاب وتکلیف خورشید هم مشخص بود" خورشید خانم آفتاب کن .یه مشت برنج تو آب کن"
ولی جالبتر اینست که قرآن همین کواکب را با صیغه مونث ومذکر بکار برده والبته در ادبیات جدید برای توجیه آن اصطلاح "مونث ومذکر مجاری" را بکار میبرند

salah saedpour گفت...

عالی بود از زحماتتون ممنون . 200 روز منو جلو انداختید

ناشناس گفت...

دادش با اعتقادات مردم بازی نکن و دیگران رو آزورده خاطر نکن. مذهب کاملا یک مساله شخصی هست و به هیچ کس دیگری ربطی نداره. در ضمن امام بشکل جمع و مفرد در قرآن 12 مرتبه آمده برای این هم یک توضیحی پیدا کن و هیمنطور خواب یوسف رو که به پدرش میگه 11 سیاره و خورشید و ماه رو در آسمان دیدم که به من سجده می کنند و طبق تحقیقات محققین در سال 2008 دو سیاره جدید دیگه بجر 9 سیاره در منظومه شمسی پیدا شده برای این موارد چی داری بگی داداش من

Arash Irani گفت...

در مورد امام این آیه هم حساب کردید؟:
بَلْ يُرِيدُ الْإِنسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ (قیامه / 5) اگر بله پس بدان که معنائی که مد نظر توست یعنی پیشوا در ان نیست.
ترجمه مکارم شیرازی: ما از آنها انتقام گرفتيم و اين دو (قوم لوط و اصحاب ايكه) شهرهاي ويران شده شان بر سر راه آشكار است!
در این آیه هم که گفته با امامان کفر بجنگید:
وَإِن نَّكَثُواْ أَيْمَانَهُم مِّن بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُواْ فِي دِينِكُمْ فَقَاتِلُواْ أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لاَ أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنتَهُونَ (توبه/12)
ترجمه مکارم: و اگر پيمانهاي خود را پس از عهد خويش بشكنند و آئين شما را مورد طعن قرار دهند با پيشوايان كفر پيكار كنيد چرا كه آنها پيماني ندارند، شايد دست بردارند.
در مورد یوسف که خیلی با عرض پوزش پرت و پلا بود که نیازی به دبررسی ندیدم.

ناشناس گفت...

بعد هزار و چهارصد سال تلاش، خسته نشدید؟

خوب یه کتاب مثل قرآن بیارید و دهن مسلمون ها رو ببندید!

ضمنا شاید چندان ربطی نداشته باشه، اما میگم بهتره این قدر حرص ظلم و جفای مردم به خاطر دین رو نخورید

60000000 انسان(فقط در جنگ جهانی دوم) به خاطر عقاید مذهبی کشته نشدن

استالین یه مرد خداپرست نبود

مخترعین گاز خردل، به خطر گسترش دین خدا این کارو نکردن

وقتی خدایی در کار نیست، حق رو کی تعیین می کنه؟

اکثریت؟ اکثریت آلمان هم پشتیبان هیتلر بودن

خرد جمعی؟ می دونید چندتا از این فلاسفه ی بزرگ مبارزات گلادیاتوری رو تایید می کردن یا حداقل بدیهی می دونستن؟

وقتی منافع گروهی با گروه دیگه تضاد داره و هرکدوم هم قانون اون یکی رو قبول نداره، حق با کیه؟
تو ماجرای اوکراین، کاری که روسیه کرد هم کاملا قانونی بود، هم حق وتو داشت و هم نظر اکثریت مردم کریمه برای پیوستن به روسیه بود.

همین آزادی که این قدر نگرانشید، وقتی جامعه ای درست یا غلط احساس ترس کنه، مثل آب خوردن، خودش اصولش رو زیر پا میذاره
کی باورش می شد که یه روز در فرانسه، پلیس به طرز پوشش مردم(روبنده) گیر بده؟!!
مگه اون آدما نباید در پوشش خودشون آزاد باشن؟

ناشناس گفت...

مغلطه two wrong make right
این به آن معنیست که مغالط برای فرار از پاسخ صحیح به انتقاد و یا پرسشی و یا رد مدعایی ویا در صورت صحت گفته طرف بحث پذیرش آن ؛ اشتباه کس دیگر در جای دیگر در قبال فرد یا افراد دیگر
را بیان کرده و بدین طریق ادعای خود را اثبات و مدعای طرف مقابل را رد میکند ! مثلا مادر به حسن : چرا نون نگرفتی ؟ حسن : چطور دیروز حسین نون نگرفت ؟ در اینجا حسن با بیان اشتباه حسین سعی در رفع رجوع بی مسئولیتی خود دارد ! گیرم استالین و هیتلر ... جنایتکار بودن که بودن ،این چگونه قتل عام بنی قریظه و صدها جنایت دیگر اسلام ومسلمین را توجیه مینماید؟
واقعا دلیل و منطق آوردن برای یک نادان مثل تاباندن نور به چشم است هر چه بیشتر بتایانی مردمک آن تنگتر میشود.

ناشناس گفت...

بنظر من برای فرار از جهل دین و خرافه
داشتن IQ حداقل بالای 110 و پرورش آن و مزین شدن به تفکر انتقادی و منطقی و شجاعت در پذیرش ،و غلبه بر ترس ازجهنم
و عذاب دروغین آخرت نیاز است . واقعا چه انتظاری از یک آدم کودن ابله و نادان می رود ؟

Zeynab Ouliyaa گفت...

سلام بر برادر گرامی، من هم موافقم که این ادعاها،پوچ است.اساساً قرآن نیامده که قصه های بی ربطی تعریف کند و در انتها با شمارش فلان کلمه،پرده از یک حقیقت شگرف بردارد.در خود قرآن،مثلاً ذکر شده که دوازده ماه وجود دارد و من نمیدانم چرا مثلاً باید تعداد دفعات استفاده از شهر و الشهر و شهراً ،بشود دوازده تا ، تا یک معجزه بی مورد به این کتاب هدایت ،متصل شود.حتی اگر فرض بگیریم که قطعاً تعداد دفعات استفاده از شهر،دوازده و یوم سیصد و شصت و پنج(روزهای شمسی و نه قمری!) میباشد،این معجزه خاصی نیست و یک رمان نویس هم میتواند با خرج کردن اندکی فسفر ،ساعت را بیست و چهار بار در رمانش استفاده کند و قس علی هذا.مشکل معجزه تراشان اینست که زیارت عاشورا و آش نذری را بیشتر از قرآن دوست دارند و قرآن تنها پای سفره هفتسین به دردشان میخورد.این بیچاره ای که این معجزات را تراشیده احتمالاً نمیدانسته که قرآن هدایت برای متقین هست و نه مرجع صحبت راجع به تعداد ماه و روز( که هر بچه ای هم میداند) و ادعای قرآن برای مبارزه طلبی نیز ، نه در باره توانائی بر تعدد تکرار کلمات خاص،بلکه درباره تعمیق معانی و قدرت کلامی و ادبیاتی هست.شاید هم بنده خدا دلش برای مهجور بودن قرآن سوخته و خواسته تبلیغی کند،اما متاسفانه چیزی بجز جهالت و بی اخلاقی خودش را ثابت نکرده.قرآن نور علی نور هست نه به خاطر اینکه کلمه ساعت،بیست و چهار بار در آن آمده،بلکه به خاطر کلام نورانی و تسلیم کننده الهی. تشکر بخاطر این مطلب و زحمتی که کشیدید.

ناشناس گفت...

اگر میتونی جواب این معجزه را بده تمام معجزات نقد شدن بجز این
حساب کردن ثانیه در سوره اصحاب کهف
http://quraneazim.blogfa.com/page/quraneazim3.aspx

آزاداندیش گفت...

دوست عزیز آیا باکتری ها و میکروب ها و تک سلولی ها جز موجودات نیستند
؟
در تک سلولی ها اصلا جنس نر و ماده ای وجود ندارد ولقاحی صورت نمیگیرد
بلکه عمل تکثیر انجام میشود

ناشناس گفت...

متاسفانه کسانی که به اسلام ایمان دارند حاضر به دیدن بدی ها و کمبودهای قران نیستن اونا فقط خوبی های قران را میبینن که مثلا گفته به پدر و مادر نیکی کنید به یکی از مسلمونای دانشمند افراطی گفتم چرا قران برده داری را ممنوع نکرده گفت چون اون موقع مردم ظرفیت نداشتن که همه چیز را ممنوع کنه ولی ظرفیت داشتن که شراب را ممنوع کنه؟!
خوردن شراب بدتره یا برده داری؟!
باید بهشون حق داد اینقد این اعتقادات از کودکی تو ذهنشون فرو رفته که حالا ریختن باورهاشون سخته ترجیح میدن به همون باورها بچسبن حتی اگه درست نباشه

قرآنیست گفت...

چند معجره دیگر هم من در قرآن پیدا کردم:
تعداد کلمه "محمد" با "حمار" مساوی است. (چراش رو نمیدونم)
تعداد کلمه "الله" به حروف ابجد میشود "دروغ"

مهدی گفت...

در مقاله زیر نقدهایی بر اعجاز علمی و ریاضی قران وارد شده است. لطفا مطالعه و پاسخ دهید.
لینک دانلود:
https://sites.google.com/site/kdhfldfdj/dfd/naghd-ejaze-elmi-riazi.pdf?attredirects=0&d=1

ناشناس گفت...

شکی در اعجاز قرآن نیست.اینکه بحث می شود صرفا دو دو تای ساده نیست.آفریننده ذوالجلال و عظیم الشأن با آیه 31 سوره مدثر به ما یاد میدهد که چرا عدد 19 را انتخاب کرده است. پنج دلیل زیر را بیان میفرماید :
الف) بی ایمانان را آشفته سازد.
ب) به خوبان یهود و نصارا اطمینان دهد که قرآن آسمانی است.
ج) ایمان مؤمنان تقویت نماید.
د) تا هر گونه اثر شک و تردید را از دل مسلمانان و خوبان یهویت و مسیحیت بزداید.
ه) تا منافقین و کفار را که سیستم اعدادی قرآن را قبول ندارند رسوا سازد.

http://sedayeshia.com/showdata.aspx?dataid=6943&siteid=1

ناشناس گفت...

وای بر تو ای آدمی که از الان خودت رو بدبخت کردی. کارت از توبه گذشته فک کنم. ای انسان ها ی عاقل فریب این مطالب رو نخورین اینا همش اجیر شدن برای گول زدن مسلمانان. از عذاب شدید و سخت ااه ذوالجلال -فرمانروای مقتدر - بترسید عذابی که قبلا نیز نازل شده بر امت های دیگر
توبه کن قبل از دیر شدن
در جوانی توبه کردن شیوه پیغمبریست -وقت پیری گرگ ظالم هم می شود پرهیزگار
تمام این حساب کردنات اشتباهه عزیز. تو می خوای با اون عقل 2 کیلو بایتیت قرآن رو تفسیر کنی و برا مردم توضیح بدی . پس کار مفسران بزرگ چیه اونوقت ؟ برگرد از راهی که رفتی . اشتباهه راهت . پشیمونی فایده نداره ها . .از من گفتن بود

ناشناس گفت...

قرآن رو ابوبکر بغدادی که دکترای علوم اسلامی دارند خوب بلدند و به بهترین نحو در حال اجرا هستند! ایشان باتوان علمی بالا و نیروی جهادی محمد وار در حال صدور اسلام به دنیا هستند! تمام برنامه هایشان بر پایه قران و شیوه محمدی است! //// گند بزنند به هر چه مذهب که عقل را بیخود می انگارد و تسلیم بی پرسش و گوسفندی را پاداش بهشت بدون ضمانت میدهد!

ناشناس گفت...

باسلام و درود به همه ی دوستان. لطفا به هم توهین نکنیم و هدفمون کشف حقیقت باشه بدون پیش فرض هایی که از کودکی در باورمون نهادینه شده.
1- خداوند در 1400 سال پیش فردی را فرستاده با مجموعه ای به نام قران تا مردم را به سوی خویش هدایت کند. موهبتی برای عده ای خاص از نظر زمان و مکان در طول تاریخ. آیا این عادلانه است؟ آیا خداوند نمیتوانست او را از ازل تا ابد با محافظت خویش در زمین و در دسترس همه انسانها در طول تاریخ قرار دهد؟
2- جمعیت فعلی کره زمین چیزی حدود 7 میلیارد نفر است. آیا عاقلانه است که تنها 1 میلیارد نفر مسلمان وارد بهشت شوند و ما بقی به آتش جهنم بسوزند. من که در ایران اسلامی به دنیا می آیم به بهشت میروم و شما که مثلا در برزیل یا چین یا سوئد به دنیا آمده ای سر از جهنم در میاوری! یعنی محل تولد یک فاکتور تعیین کننده در تصمیم گیری خدا در خصوص سرنوشت پس از مرگ.

ناشناس گفت...

با سلام واحترام دوست عزیز که 200 ساعت وقت برای رد معجزات ریاضی قران وقت گذاشته اید لطف کنید دو ساعت دیگر هم وقت بگذارید ومطالبی را که میگویم دقیقا بررسی نموده وصادقانه نظر خود را اعلام فرمایید که ان شااله اگر صداقتی بود تا سایر موارد را نیز بررسی کنیم فحاشی وغرض ورزی هرگز نمیتواند حقیقت را از بین ببرد در مورد برابر بودن بعضی وازه ها قران هیچ ادعای ندارد ادعا بر سر حروف مقطعه است که من برای شما به سادگی انرا شرح میدهم امیدوارم منصفانه قضاوت کنید قران در زمان خود برای مردمان عصر خود معجزات کافی داشته وحروف مقطع صرفا برای مردمان عصر کامپیوتر طراحی گردیده وبهیچوجه بر خلاف قول بعضی مفسران رمز بین خدا ورسول نیست وچه بسا خود رسول هرگز ندانسته که این حروف به چه کار میاید برویم سر اصل مطلب رشاد خلیفه در اعلام عدد19 اشتباه نکرد عدد19 شاه کلید معجزات حروف مقطعه میباشد اشتباه بزرگ رشاد خلیفه در این بود که هرگز حروف تشدید دار را در محاسبات خود نیاورذ بعنوان مثال او بسیار تلاش کرد عدد حروف ن در سوره قلم را بهر ترتیبی شده به عدد133 برساند در حالیکه میدانیم حروف ن موجود در سوره قلم با احتساب خود ن 131 مورد است نه بیشتراما اگر او حروف تشدید دار را نیز محاسبه میکرد عدد بدست امده دقیقا 152 میشد که بر 19 قابل قسمت است مثلا کلمه انا نون ان مشدد است وباید دو بار محاسبه شود ویا کلمه جنات که نون ان مشدد است وباید دو بار شمرده شود حال شما با دقت وبدون هیچ ابزاری حروف نون سوره قلم را بشمارید وصادقانه بگویید عدد بدست امده چند است این ساده ترین مورد است که بدون هیچ ابزاری میتوان ان را شمرذحال بیاییم موردییچیده تری را بررسی کنیم در این مورد حتما باید از سیستمword کامپیتوتر استفاده کنیم والا شمردن ان با خطای انسانی مواجه خواهد شد وقطعا اشتباه در خواهد امدهفت سوره در قران وجود دارد که با حروف حم شروع میشود به استثنای سوره شوری که عسق هم دارد حال بیایید با دقت حروف حم هر هفت سوره وعسق سوره شوری رابه اضافه حروف مشدد وبا احتساب خود حروف مقطعه را بشمارید وصادقانه بگویید ایا عدد بدست امده دقیقا بر 19 قابل قسمت است یا خیرقطعا وقطعا عدد بدست امده بدون هیچ شک وشبهه ای بر19 قابل قسمت است اگر این موضوع را صادقانه تایید کردید که ادامه میدهیم والا خیر بدرود

Translate

دریافت از طریق ایمیل