اسلام شناسی

اسلام آمیزه‌ای است از جنایت، سکس و خرافه؛ آنچه که مغلطه‌کاران معجزه‌ی قرآن می‌دانند خرافاتی بیش نیستند؛ در این دین زن کالائی است جنسی در اختیار شوهر، مجوز تصاحب زنان کفار نیز در همین راستاست. تاریخ جانیان زیادی را به خود دیده، محمد تنها جنایتکاری است که پیروانش همچنان طبق سنت او آدم‌کشی می‌کنند؛ در این دین تنها مسلمانان انسان شمرده می‌شوند و دیگران جانور؛ پس با شمع روشنگری، سایه سنگین و تاریک مذهب که همان اندیشه‌ی ضحاکی مغز خور باشد را از میهنمان بر خواهیم چید.

جستجو کردن موضوعات خاص (لطفا کلمات مربوطه را وارد نمائید)

در حال بارکردن…

100 مورد از تناقضات و اشتباهات ساختاری قرآن

 بزرگترین تناقض ادیان در این است که اگر خدایشان پدید آورده تمام جهان است، پس آیا منطقی است که خدا به زمینی بسیار کوچک، تا این اندازه ا...

ه‍.ش. ۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۰, سه‌شنبه

توهین قرآن به شاعران

     اگر قرآن با دقت و بدون تعصب خوانده  شود، ملاحظه می‌گردد که در آن به انسان‌های زیادی توهین شده، برخی از این توهین‌ها به نژاد بشریت است، مانند اینکه وی معتقد بود خوک و میمون از انساهای کافر طغیانگر پدید آمدند، گرفته تا دام خواندن تمامی مخالفینش و لعنت فرستادن به آنان، همه تمامی این توهین‌ها را کمابیش شنیده‌اند؛ اما توهینی کمتر شنیده شده در قرآن وجود دارد که زیاد به آن پرداخته نشده است و آن توهین به شعرا در سوره‌ای به همین نام است، قرآن آنان را کسانی می‌نامد که در هر دره‌ای سرگردان هستند و بیان می‌نماید کسانیکه به سخنان شاعران گوش می‌دهند گمراهان هستند.
     از دید این کتاب به اصطلاح آسمانی که بسیاری از شاعران ما نیز آن را ظاهرا نادانسته و تقلید گونه الگوی خویش می‌دانند خطاب به شعرا می‌گوید که آنان در هر دره‌ای سرگردان هستند:
أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وَادٍ يَهِيمُونَ (شعراء/225)  آيا نديده‏اى(نمی‌دانی) كه آنان در هر دره‌ای سرگردان هستند. (وادی یعنی دره)
در آیه‌ی پیش از این نیز می‌گوید که گمراهان پیروان آنان هستند:

 وَالشُّعَرَاء يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ (شعراء/224) و شاعران کسانی هستند که گمراهان از ایشان پیروی می‌نمایند.

     این در حالی است که در آیات پیش از آن،  از کسانی یاد می‌کند که شیطان بر آنان  سخنانی را فرو می‌فرستد و آنان را دروغگوی گناهکار می‌نامد:
هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَى مَن تَنَزَّلُ الشَّيَاطِينُ (شعراء/221)  آيا شما را خبر دهم كه شياطين بر چه كسى فرود مى‏آيند؟
 تَنَزَّلُ عَلَى كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ (شعراء/222) بر هر دروغگوئی گناهكار فرود آید.
 و در ادامه گروه بیشتر آنان را دروغگویان می‌نامد:
يُلْقُونَ السَّمْعَ وَأَكْثَرُهُمْ كَاذِبُونَ (شعراء/223) آنان گوش می‌دهند در حالی که بیشترشان دروغگویانند.
    در زمان محمد در میان قبیله‌های گوناگونی که در مکه حضور داشتند سخنوران و شاعران ماهری وجود داشتند، هنگامی که محمد سخنان خود را به خدایش، الله نسبت می‌داد، میان مردم مکه در مورد او حدس و گمانهای زیادی رواج یافت، خود قرآن در این زمینه می‌گوید که مردم به سه دسته تقسیم شدند، گروهی او را کسی می‌دانستند که خواب‌های پریشان می‌بیند؛ زیرا وی معتقد بود که خواب جزئی از نبوت است، داستان اسرا و سفر شبانه‌ی او با براق به آسمان هفتم و نزد الله در همین راستا بود؛ گروهی هم او را شیاد می‌دیدند و گروه سوم وی را شاعر می‌نامیدند، همه این گروهای در این نقطه اشترک نظر داشتند که اگر او راست می‌گوید معجزه‌ی آشکاری را به آنان نشان دهد: 
بَلْ قَالُواْ أَضْغَاثُ أَحْلاَمٍ بَلِ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَ شَاعِرٌ فَلْيَأْتِنَا بِآيَةٍ كَمَا أُرْسِلَ الأَوَّلُونَ (انبیاء/5)  بلكه گفتند (سخنان او) خواب‌هاى پریشان است (و گروهی گفتند) بلكه دروغگوئی بیش نیست (و گروهی گفتند) بلكه او شاعرى است؛ پس همان گونه كه براى پيشينيان هم عرضه شد بايد براى ما نشانه‏اى بياورد.
     از آنجائیکه سخنان او به زیبائی شعر شاعران نبود، وی را شاعری دیوانه می‌دانستند، شاید دلیل اصلی توهینی که از زبان او و منتسب به الله در مورد شاعران بیان می‌شد در همین نکته باید دید: 
وَيَقُولُونَ أَئِنَّا لَتَارِكُوا آلِهَتِنَا لِشَاعِرٍ مَّجْنُونٍ (صافات/36)  و مى‏گفتند آيا ما به خاطر شاعرى ديوانه دست از خدايانمان برداريم.

۱۱ نظر:

ناشناس گفت...

سلام
ازنویسنده وبلاگ سوال دارم که آیادر مورددین پیامبراسلام قبل ازمبعوث شدن هم تحقیقی انجام داده اید؟

Arash Irani گفت...

تحقیقی ندارم فقط خود محمد از قول الله خودش را گمراه نامیده:
وَ وَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَى (ضحی/7) و تو (پیامبر اسلام) را (الله) گمراه يافت پس هدايت كرد.
http://iran000.blogspot.co.uk/2009/08/blog-post_06.htm

اسلام گفت...

جواب سوالمو ندادی؟ وقتی مرگ یک انسان فرا برسد دیگه هیچ؟ این باعث هرج و مرج در جامعه میشه؟ و هرکس تمام فساد ها و اعمال زشت را انجام خواهد داد تا نفس نهایت طلب خودش را آرام کند. ضمنا چه دلیلی میتونه داشته باشه که من از قوانین پیروی کنم پس اگر بعد از مرگ خبری نباشه شما باید تمام فساد ها را انجام دهی و به خیال هیچ چیز هم نباشی و این یعنی فروپاشی نظام جامعه و روابط انسانی.

Arash Irani گفت...

اتفاقا قوانین دینی (در اینجا اسلام) خود سبب هرج و مرج بیشتری هستند، چه دلیلی وجود دارد که اگر کسی بهترین خدمات را به جامعه بشری انجام داده مثلا کخ و نیوتن و ادیسون چون الله را به عنوان تنها خدا و محمد را به عنوان فرستاده اش قبول نکرد تا ابد بسوزند؟؟؟؟
قوانین دینی در دنیا هم باعث هرج ومرج بیشتری هستند، چرا کسی که مسلمان زاده شده اگر از اسلام خارج شود باید کشته شود؟
چرا باید سخنان مرد جانی را بپذیرم که به صراحت می گوید من برای این آمدم که با مردم بجنگند تا مسلمان شوند؟
به نظرم شما از عقاید فاشیستها اصلاعی ندارید، جنگ برای عدالت وجه مشترک ادیان سامی با فاشیسم است.

اسلام گفت...

اگر واقعا قوانین اسلامی اجرا شود هیچ هرج و مرجی وجود ندارد چون قوانین اسلامی بر پایه عدالت است.
دانشمندانی مانند کخ و ادیسون خدا را قبول داشتند. اما ممکن است به بهشت بروند یا نه ! ما نمیدانیم زیرا این بستگی به خدادارد. مثلا برایتان نمونه ای ذکر میکنم. اگر این افراد از اسلام آگاهی نداشته باشند و نام اسلام به گوششان نخورده باشد این مشکل ماست که در راه اسلام تلاش نکرده ایم و اسلام را به آنان نرسانده ایم و ایرادی بر آنان نیست.
دانشمندان وقتی در نظام آفرینش فکر میکنند به وجو خدا پی میبرند. مقاله زیر در مورد آلبرت اینیشتن است که به وجود خدا اعتقاد دارد.
انیشتین نابغه علمی قرن بیستم می گوید:

" در عالم مجهول، نیروی عاقل و قادری وجود دارد که جهان گواه وجود اوست (کتاب اثبات وجود خدا، چاپ سوم، ص 76 به نقل "مارلین بوکس کریدر"). انیشتین، دانشمند متخصص در فیزیک و ریاضی است نه در مسائل روانی و انسانی و مذهبی و فلسفی. او پس از تقسیم مذهب به سه نوع، نوع سوم را که مذهب حقیقی است مذهب وجود یا مذهب هستی می نامد و احساسی که انسان در مذهب حقیقی دارد این چنین شرح می دهد: " در این مذهب، فرد، کوچکی آمال و هدفهای بشر و عظمت و جلالی که در ماورای پدیده ها در طبیعت و افکار تظاهر می نماید حس می کند، او وجود خود را یک نوع زندان می پندارد چنانکه می خواهد از قفس تن پرواز کند و تمام هستی را یک باره به عنوان یک حقیقت واحد دریابد " (دنیائی که من می بینم ص 57).


این دانشمند مدعی است که احساسات موجد مذهب متفاوت است، علت گرایش به مذهب را در همه طبقات نمی توان یکسان دانست. او می گوید: برای یک انسان ابتدائی، ترس: ترس از مرگ، ترس از گرسنگی، ترس از جانور وحشی، ترس از مرض، ایجاد کننده زمینه مذهبی است. فکر محدود و عدم رشد عقل انسان بدوی برای خود موجودات کم و بیش شبیهی می سازد، این موجودات را با دست و فکر خود می سازد و بعد از این آفریدن به این فکر می افتد که چگونه از خشم آنها جلو بگیرد، چطور بر سر لطفشان بیاورد. اینگونه مذهب را مذهب ترس باید نامید و خدائی که در این مذهب پرستیده می شود خدای واقعی نیست منجر به نوعی بت پرستی می شود. می گوید: خصیصه اجتماعی بشر نیز یکی از تبلورات مذهب است. یک فرد می بیند پدر و مادر، خویشان و رهبران و بزرگان می میرند یک یک اطراف او را خالی می گذارند، پس آرزوی هدایت شدن، دوست داشتن، محبوب بودن و اتکاء و امید داشتن به کسی، زمینه قبول عقیده به خدا را در او ایجاد می کند. به عقیده انیشتین خدائی که ناشی از این احتیاج است نیز خدای واقعی نیست، صفاتی که برای او فرض می شود همه صفات انسانی است، کتاب مذهبی یهودیان و همچنین انجیل این چنین خدائی را معرفی می کنند، این مذهب نسبت بمذاهب ترس یک درجه تکامل یافته است.
............

اسلام گفت...

آن گاه چنین می گوید: ولی فراموش نشود که در این بین عده قلیلی از افراد و اجتماعات یافت می شوند که یک معنی واقعی از وجود خدا را ورای این اوهام دریافته اند که واقعا دارای خصائص و مشخصات بسیار عالی و تفکرات عمیق و معقول بوده به هیچ وجه قابل قیاس با آن عمومیت عقیده نیستند. مقصودش اینست که گمان نرود در میان اجتماعاتی که در آن دو نوع مذهب وجود داشته و دارد همه افراد فکرشان درباره خدا سطحی است، افرادی هم در همان جماعات یافت می شوند که خدا را آنچنان که شایسته قدس و جلال او هست در نظر می آورند و پرستش می نمایند. آنگاه چنین می گوید: یک عقیده و مذهب ثالث بدون استثناء در ذهن همه وجود دارد، گرچه با شکل خالص و یکدست در هیچ کدام یافت نمی شود. من آن را " احساس مذهبی آفرینش یا وجود " می نامم. بسیار مشکل است که این احساس را برای کسی که کاملا فاقد آن است توضیح دهم، بخصوص که در اینجا دیگر بحثی از آن خدا که به اشکال مختلفه تظاهر می کند نیست.

اسلام گفت...

در این مذهب، فرد به کوچکی آمال و هدفهای بشر و عظمت و جلالی که در ماورای امور و پدیده ها در طبیعت و افکار تظاهر مینماید پی می برد. او وجود خود را یک نوع زندان می پندارد، چنانکه می خواهد از قفس تن پرواز کند و تمام هستی را یکباره بعنوان حقیقت واحد در یابد. مطابق این بیان در انسان و حداقل در افراد رشد یافته انسانها چنین احساسی وجود دارد که می خواهد از وجود محدود خود خارج شود و خود را بقلب هستی رساند. در انسان میلی وجود دارد که آرام نمی گیرد مگر آنکه خود را با خدا و منبع هستی متصل ببیند. این همان است که قرآن کریم فرموده است: «الذین آمنوا و تطمئن قلوبهم بذکر الله الا بذکر الله تطمئن القلوب؛ تنها با یاد خدا و جای گرفتن خدا در قلب است که دل آدمی آرامش خویش را باز می یابد» (رعد 28).

انیشتین در مقدمه " خلاصه فلسفی نظریه نسبیت " می گوید: بشر پس از آشنا شدن با فیزیک جدید همین قدر می تواند ادعا کند که با الفبای کتاب آفرینش آشنا شده است نه بیشتر. یعنی مثل بشر از نظر آشنائی با حقایق جهان مثل کودکی است که تازه به دبستان رفته و الفبای یک زبان را شناخته است، این کودک تا وقتی که بتواند کتاب های علمی که به آن زبان نوشته شده است بخواند و بفهمد، چقدر فاصله دارد؟ بشر امروز نیز تا وقتی که بتواند کتاب طبیعت را بخواند همین قدر بلکه بیشتر فاصله دارد.
اما فیلمی منتسب به وی هم یافتم (البته ساختگی است) اما جواب های زیبایی میدهد.
http://www.aparat.com/v/b1yjc
اما مناظره یک ملحد و خداپرست هم در لینک زیر قرار داره که جالبه ببینی
http://www.aparat.com/v/qIlNL
اما اگر شما غیر خدایی را میخواهید تا به زنا یا هر هوس خودتان برسید این مشکل شماست.

یا اگر شما از بعضی از مشکلات جوامع اسلامی به این نتیجه رسیده اید که خدا وجود ندارد باید بدانید این مشکل خود ماست که به این قوانین تن داده ایم. اما بدانید شما غرب زده شدید در غرب هم جمله ای وجود دارد god is trth پس آنها هم به خدا اعتقاد دارند.

در وبلاگ خودم جواب شبهات شما را خواهم داد

http://javab3oni.blogfa.com/category/18

اما در مورد تفکر در قلب که ایمان مرا به قرآن محکم تر کرد به یک اسلاید از خانم Linda Marks موجود است که بعضی از کشف نشده های علم را بازگو میکند.

http://www.google.com/url?sa=t&rct=j&q=linda%20marks%20heart%20brain&source=web&cd=7&cad=rja&ved=0CFMQFjAG&url=http%3A%2F%2Fkaheel7.com%2Feng%2FPowerPoint%2FSecrets%2520of%2520The%2520Heart-2.pps&ei=xf2IUbiiJInbPKqMgfAE&usg=AFQjCNHdmx1dUqRG_27cmhk-nOiyBy5XOA&bvm=bv.45960087,d.d2k

که من مقاله هم در مورد آن گذاشتم

http://javab3oni.blogfa.com/post/105

Arash Irani گفت...

خواهش می کنم به نظریات دانشمندانی مانند ایتنشتین ارجاع نده زیرا خدائی که آنان اعتقاد داشتند بیگ بنگ و ماقبل ( کلمه " بیگ بنگ " را در همین تارنما جستجو کن) آن است و ربطی به خدای مسلمانان یعنی الله ندارد، خدای آنان هرگز دستور نمی دهد که من بر شخصی به نام محمد کتابی را فرستادم تا به شما بگویم که این را بخورید و این را نخورید و چگونه با دیگران رفتار کنید، خدای آنان هرگز اگر فرض شما را هم بپذیریم که تنها مسلمانان و کسانیکه دین به آنان رسیده به دلیل عدم قبولی دلایلشان در آتش تا ابد نمی سوزاند؛ اما خود قرآن گفته که اگر کسی دینی غیر از اسلام را پذیرفت در آتش جهنم تا ابد خواهد سوخت، این جمله به صورت مطلق بیان شده و شرط شما را ندارد:
ومن يبتغ غير الإسلام ديناً فلن يقبل منه وهو في الآخرة من الخاسرين (آل عمران /85)
در ضمن هدایت کامل دست الله است و اگر او بخواهد تمامی انسانهای جهان را مسلمان می کند و کسی بدون اراده او مسلمان نمی شود(کاملا این موضوع را شرح دادم کلمه " قضا و قدر " را در همین تارنما جستجو کن)
این مقاله را هم مطالعه بفرمائید تا بدانید که الله با آفریدگار تفارت اساسی دارد:
http://iran000.blogspot.co.uk/2009/09/blog-post_13.html

اسلام گفت...

الله یکی است . و امکان دو خدایی وجود ندارد. بالاخره اینیشتن به وجود خدا پی برده بود. زیرا در عالم خلقت تفکر کرده بود
که مصداق آیه زیر است.
الذین یذکرون الله قیاما و قعودا و علی جنوبهم و یتفکرون فی خلق السماوات و الارض
ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانک فقنا عذاب النار
بیایید نمونه ای از اعجاز قرآن را به شما نشان دهم یکی از شبهاتی که افراد بی دین به قرآن وارد میکنند این است که میگویند در قرآن آمده قلب محل تفکر است.
http://www.zandiq.com/articles/0000000407.shtml
که به آیات زیر استناد میکنند
سوره حج (22) - آيه 46 ، افلم يسيروا في الارض فتكون لهم قلوب يعقلون بها اوء اذان يسمعون بها فانها لا تعمي الا بصرو لكن تعمي القلوب التي في الصدور

آيا در زمين سير نكردند تا آنان را قلبهايي باشد كه با آن تعقل كنند يا گوشهايي كه با آن بشنوند چرا كه چشمهاي آنان كور نمي شود بلكه قلبهايي كه در سينه هاست كور مي شود.

سوره اعراف (7) ، آيه 179 ، بيقين گروه بسياري از جن و انس را براي دوزخ آفريديم آنها قلبهايي دارند كه با آن نمي فهمند و چشمهايي كه با آن نمي بينند و گوشهايي كه با آن نمي شنوند آنها همچون چهارپايانند بلكه گمراهتر اينان همان غافلانند.

سوره محمد (47) ، آيه 24 ، آيا آنها در قرآن تدبر نمي كنند يا بر قلبهايشان قفل نهاده شده است.
و گفته اند که اسلام با علم بشر در تناقض است. در صورتی که علم بشر امکان دارد ناقص باشد اما علم الهی کامل است.برای این قضیه مثال های زیادی وجود دارد که در این مورد یکی از دانشمندان پرده برداری هایی از تفکر و احساس و تفکر در قلب کرده است. که به صورت اسلاید زیر آماده شده است.
http://www.slideshare.net/effat57/secrets-of-the-heart
یا لینک زیر سر بزن.
http://www.healingheartpower.com/press.html
http://therapists.psychologytoday.com/rms/name/Linda_Marks_Newton_Massachusetts_33239
این هنوز یک تئوری است اما بالاخره اثبات خواهد شد و همین تئوری هم دلیل بر علم کامل الهی که هیچ شکی در آن نیست میتوانی منو هم در این مورد با خبر کنی.

Arash Irani گفت...

گرامی، شما هنوز متوجه فرق الله رو با اله نیستید.
اله در زبان عربی یعنی خدا و الله هم نامی یکی از خدایان عرب بود که محمد تنها به این خدا اعتقاد داشت و می گفت تمامی خدایان غیر از الله دروغین هستند، لا اله الا الله
این را مطالعه بفرمائید:

http://iran000.blogspot.com/2010/04/blog-post.html

هر کسی که معتقد باشد خدایش الله نیست کافر است.

ناشناس گفت...

ارش جان اشاره قران به شعرای زمان پیغمبر است که در وصف بتها دخترها سران مکه شعر میگفتندوپول بدست می اوردند نه ذات و اصل شعری که امروز است.البته امروزهم هستند شاعرانی که دروصف دختر ها و اشخاص شعر میسرایند.وسخن دوم این که هرچیزجنبه مثبت ومنفی داردمثل چاق. که با ان میتوانی توت زمینی راریزه کنی وهم میوانی که با ان کسی را به قتل برسانی پس ذات چاقو بدنیست طریقه استفاده از ان باید درست باشد همین طوراست شاعری که ذات ان مشکلی ندارد درصورتی که مفید به جامعه باشد.

Translate

دریافت از طریق ایمیل