اسلام شناسی

اسلام آمیزه‌ای است از جنایت، سکس و خرافه؛ آنچه که مغلطه‌کاران معجزه‌ی قرآن می‌دانند خرافاتی بیش نیستند؛ در این دین زن کالائی است جنسی در اختیار شوهر، مجوز تصاحب زنان کفار نیز در همین راستاست. تاریخ جانیان زیادی را به خود دیده، محمد تنها جنایتکاری است که پیروانش همچنان طبق سنت او آدم‌کشی می‌کنند؛ در این دین تنها مسلمانان انسان شمرده می‌شوند و دیگران جانور؛ پس با شمع روشنگری، سایه سنگین و تاریک مذهب که همان اندیشه‌ی ضحاکی مغز خور باشد را از میهنمان بر خواهیم چید.

جستجو کردن موضوعات خاص (لطفا کلمات مربوطه را وارد نمائید)

در حال بارکردن…

100 مورد از تناقضات و اشتباهات ساختاری قرآن

 بزرگترین تناقض ادیان در این است که اگر خدایشان پدید آورده تمام جهان است، پس آیا منطقی است که خدا به زمینی بسیار کوچک، تا این اندازه ا...

ه‍.ش. ۱۳۸۹ آبان ۱۷, دوشنبه

محمد رسول الله با مشاهده‌ی بدن لخت زن پسرخوانده‌اش عاشق او شد.

      پیش از اسلام در میان اعراب رسم فرزند خواندگی کاملا نهادینه شده بود به گونه‌ای که فرزند خوانده درست مانند فرزند بیولوژیکی انسان محسوب می شد، حتی پس از مرگ مانند سایرین ارث می‌برد؛ اگر پسر خوانده ازدواج می‌کرد همسرش نیز عروس خانواده محسوب می‌گردید، این قضیه در مورد دختر خوانده هم صدق می‌کرد؛ تا اینکه محمد با مشاهده‌ی بدن نیمه لخت زینب بنت جحش، همسر زید ابن حارثه که در آن زمان به او زید ابن محمد می‌گفتند، عاشق اوگردید، موضوع فرزند خواندگی در اسلام لغو شد تا رسول الله بتواند با زن فرزند خوانده‌اش ازدواج نماید.
      انسان به حیرت می‌افتد هنگامیکه مشاهده می‌نماید یکی از بی‌حیاترین انسانها خود را بعنوان پیامبر خدا معرفی نموده است، داستان ازدواج محمد با زینب بنت جحش بی‌گمان سندی است تاریخی و بسیار محکم که کسی از مغلطه‌بازان اسلامی را یارای انکار آن نیست؛ زیرا محتوای این داستان به صراحت در قرآن آمده است و در کتب معتبر هم شیعه و هم اهل سنت این روایت بیان شده است، روایتی که حاکی از آن است محمد با مشاهده‌ی بدن لخت زن پسرخوانده‌اش عاشق او شد، اما از آنجائیکه فرهنگ اعراب پیش از اسلام پسرخوانده را مانند پسر می‌دانستند، امکان ازدواج با او برای این جنایتکار تاریخ بشر وجود نداشت؛ بنابراین او با به خدمت گیری الله، رسم پسرخواندگی را ملغی نمود و سپس زید را با زبان بی‌زبانی مجبور نمود تا زنش را طلاق دهد، او بیان کرد که الله عقد من را با زینب در آسمانها بسته است و شاهد این ازدواج هم جبرئیل بوده است، اما اصل این داستان در تفسیرهای معتبر اسلامی که در شرح این آیه بیان شده است:
     وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِّنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا(احزاب/37) و آنگاه به كسى (زید)كه الله بر او نعمت ارزانى داشته بود (منظور اسلام آورده بود) و تو به او نعمت داده بودى (او را پسر خوانده‌ی خود نمودی) می‌گفتى همسرت را پيش خود نگاه دار و از الله بترس و آنچه را كه الله آشكاركننده آن بود در دل خود نهان می‌‏كردى و از مردم می‌ترسيدى با آنكه الله سزاوارتر بود كه از او بترسى پس هنگامی که زید او را بعد از کام گیری(سکس) طلاق داد وى را به نكاح تو درآورديم تا در مورد ازدواج مؤمنان با زنان پسرخواندگانشان هنگامی که آنان را طلاق گفتند گناهى نباشد و فرمان الله صورت اجرا پذيرد.:
این ازدواج برای زینب با توجه با پیشینه‌ی بردگی زید، از روی اجبار بود و او هموراه با زید سر ناسازگاری داشت.

    رسول الله زینب را دید و او بسیار زیبا و سفید بود مانند زیبائی زنان قریش، پس در دلش عشق و زیبائی او افتاد و گفت: "سبحان الله مقلب القلوب و انصرف" هنگامیکه زید آمد، زینب ماجرا را به او گفت؛ پس زید در دلش از زینب بدش آمد و خواست او را طلاق دهد و این را به رسول الله گفت....  
تفسیر معالم التنزیل بغوی (صفحه 355)
      قرطبی نیز در تفسیرش صفحه‌ی  274 مشابه همین حدیث را بیان نموده است و در ادامه می‌گوید که رسول الله گفت: "یا مقلب القلوب"؛ پس زینب این را شنید و به زید بازگو کرد، پس زید از او بیزار شد و به رسول الله گفت که می‌خواهد زنش را طلاق دهد، رسول الله گفت که او را نگهدار، و برخی گفتند که الله باد را فرستاد تا پرده اتاق زینب کنار رود و عشق او در دل رسول الله قرار گیرد....
      این در حالی بود که محمد در دل آرزو داشت که زید زنش را طلاق دهد ولی از واکنش مردم می‌ترسید:
      والنبی صلى الله عليه وسلم يحب أن يطلقها و يخشى مقالة الناس.  
فتح الباری شرح صحیح البخاری (جلد 8/صفحه524 )
    طبری در تفسیر همین آیه می‌گوید: روزی رسول الله خواست نزد زینب برود، او پشت پرده‌ای بود که از مو بافته بودند، باد آن پرده را کنار زد و پس زینب نمایان شد او در اتاقش بود، رسول الله او را دید و از زیبائی او به وجد آمد و در قلبش عشق او جا گرفت، پس از این ماجرا آن دو از همدیگر بدشان آمد زید نزد رسول الله رفت و گفت که می‌خواهد زنش را طلاق دهد،.....(تفسیر طبری/ص274)
      ابن کثیر در تفسیرش بیان می‌نماید که الله به رسولش پیش از اینکه زید زینب را طلاق دهد خبر داده بود که زینب زن تو خواهد شد.  (تفسیر ابن کثیر جلد 4 صفحه‌ی 225 )
      اما در منابع شیعه:
هنگامی که رسول الله به مدینه هجرت نمود او (زید) با زینب بنت جحش ازدواج نمود تا اینکه روزی رسول الله وارد خانه او شد و از زید پرسید در حالی که زینب وسط اتاق مشغول کوبانیدن ادویه بود، رسول الله به او نگاه کرد او زنی بسیار زیبا بود؛ پس رسول الله گفت: "سبحان الله خالق النور و تبارك الله أحسن الخالقين" سپس رسول الله به خانه اش برگشت در حالی که عشق زینب در دلش افتاده بود آن هم چه عشقی! هنگامی که زید به خانه برگشت زینب آنچه که رسول الله به او گفته بود را بازگو کرد، زید به او گفت:
آیا مایلی که من تو را طلاق دهم تا رسول الله با تو ازدواج کند؟ زیرا تو در قلبش افتاده‌ای!
زینب گفت: می‌ترسم که مرا طلاق دهی و رسول الله با من ازدواج نکند....
 تفسير قمی ج2 ص 173  ؛ علی ابن ابراهیم قمی از استادان و مریدان خاص کلینی است.
متن عربی از تفسیر
     فلما هاجر رسول الله صلى الله عليه و آله إلى المدينه زوجه زينب بنت جحش و أبطأ عنه يوما فأتى رسول الله صلى الله عليه وآله منزله يسأل عنه فإذا زينب جالسه وسط حجرتها تسحق طيبا بفهر فنظر إليها و كانت جميله حسنه فقال "سبحان الله خالق النور و تبارك الله أحسن الخالقين"  ثم رجع رسول الله صلى الله عليه وآله إلى منزله و وقعت زينب فی قلبه موقعا عجيبا و جاء زيد إلى منزله، فأخبرته زينب بما قال رسول الله صلى الله عليه و آله فقال لها زيد:
    هل لک ان أطلقک حتى يتزوجک رسول الله صلى الله عليه و آله فلعلک قد وقعت في قلبه؟
     فقالت: أخشى أن تطلقنی و لا يتزوجنی رسول الله صلى الله عليه وآله، فجاء زيد إلى رسول الله صلى الله عليه و آله فقال:
 بأبی أنت و أمی يا رسول الله! أخبرتنی زينب بكذا و كذا فهل لک ان أطلقها حتى تتزوجها؟
       مأمون از اما رضا درباره‌ی آیه‌ی (احزاب/36، شرح این داستان به نقل از قرآن. کلیک کنید)  پرسید و امام رضا پاسخ داد که همانا رسول الله قصد خانه‌ی زید ابن حارثه را نمود و او در حالیکه مشغول آب‌تنی بود مشاهده کرد و گفتسبحان الذي خلقك (پاک و منزه است آن الله که تو را خلق نمود ...
      عيون أخبار الرضا جلد 2  ص 180 و 181، نوشته‌ی شیخ صدوق از معتبرترین علمای شیعه.
متن مناظره او با مأمون به نقل از این کتاب:
فأخبرنی عن قول الله عزوجل:
    وإذ تقول للذی أنعم الله عليه و أنعمت عليه أمسک زوجك و اتق الله و تخفى نفسک ماالله مبديه و تخشى الناس و الله أحق ان تخشيه)  قال الرضا (ع):
    ان رسول الله (ص) قصد دار زيد بن حارثه بن شراحيل الكلبی فی أمر اراده فراى امرأته تغتسل، فقال لها: سبحان الذي خلقك! وإنما أراد بذلك تنزيه الباری عزوجل عن قول من زعم أن الملائكه بنات الله فقال الله عزوجل: أفأصفاكم ربكم بالبنين و اتخذ من الملائكه إناثا انكم لتقولون قولا عظيما؛ فقال النبی: لما رآها تغتسل:     سبحان الذی خلقك ان يتخذ له ولدا يحتاج إلى هذا التطهير والاغتسال. فلما عاد زيد إلى منزله أخبرته امرأته بمجئ رسول الله (ص) وقوله لها: سبحان الذي خلقك! فلم يعلم زيد ما أراد بذلك و ظن أنه قال ذلک لما أعجبه من حسنها؛ فجاء إلى النبی (ص) و قال له:
      يا رسول الله ان امرأتی فی خلقها سوء و انى أريد طلاقها فقال النبی (ص):
      أمسک عليك زوجک واتق الله و قد كان الله عزوجل عرفه عدد أزواجه و ان تلک المراء منهن فأخفى ذلک فی نفسه و لم يبده لزيد و خشي الناس ان يقولوا: ان محمدا يقول لمولاه:
    ان امرأتک ستكون لی زوجه يعيبونه بذلک فأنزل الله عز وجل: ...
      همچنین در تفسیر مجمع البیان در توجیه این امر آمده است که:
       اگر گفته شود پيامبر گرامى با ديدن جمال و كمال "زينب" از او خوشش آمد و عشق او را به دل گرفت و آرزو كرد كه كاش همسرى مانند او را الله به وى ارزانى دارد و اين امید را در دل نگه می‌داشت کار ناروائی نیست.
        محمد از زینب بنت جحش که دختر عمه‌اش بود برای کسی که در آن زمان فرزندش محسوب می‌شد یعنی زید خواستگاری نمود، زید برده‌ای بود که خدیجه او را از بازار عکاظ مکه خریده و به محمد بخشیده بود، هنگامی که محمد ادعا نمود که فرستاده‌ی الله است زید وی را تصدیق نمود و محمد هم اعلام نمود که زید درست مانند فرزند واقعی اوست و از وی ارث می‌برد، زیرا در آن زمان فرزند خوانده درست مانند فرزند حقیقی محسوب می‌شد.
   تفسیر قمی که از جمله موثق ترین و قدیمی‌ترین تفسیر شیعه و صاحب آن یعنی علی ابن ابراهیم قمی استاد کلینی بوده در این رابطه می‌گوید که محمد به مردم اعلام نمود که " ای مردم، گواهی دهید که زید فرزند من است، او از من ارث می‌برد و من هم از او ارث می‌برم و او را زید ابن محمد می‌خواندند و محمد وی را زید محبت می‌نامید... متن عربی: ...اشهدوا ان زيدا ابنی أرثه ويرثنی، فكان يدعى زید ابن محمد (ص) فکان رسول الله يحبه وسماه زيد الحب... (تفسیر قمی جلد 2 صفحه 172) همین حدیث با همین لفظ در تفسیر المیزان جلد 16 صفحه 322 و در تفسیر الصافی فیض کاشانی جلد 4 صفحه 163 و جلد 6 صفحه 10 و در بحار الانوار جلد 22 صفحه 215 و ... نیز آمده است.
    خانواده‌ی زینب ابتدا تصور کردند که محمد زینب را برای خودش خواستگاری می‌کند و خوشحال شدند اما پس از اینکه متوجه شدند برای زید است این موضوع را توهین تلقی کرده نپذیرفتند، این موضوع برای محمد که ادعا داشت از روی هوا و هوس سخنی نمی‌گوید و سخنانش وحی است سنگین تمام شد و از قول الله بیان نمود که:
      وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَن يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُّبِينًا (احزاب /36 هيچ مرد و زن با ايماني نباید هنگامي كه الله و فرستاده‌اش امري را لازم بدانند گزینه‌ای غیر از این اختیار نماید، و هر كس ‍ نافرماني الله و فرستاده‌اش را كند به گمراهي آشكاري گرفتار شده است."
    داستان ازدواج محمد با عروسش به روایت تصویر
      تمام مفسرین شیعه و سنی اتفاق نظر دارند که این آیه در رابطه با خانواده زید است که ابتدا درخواست محمد را رد کردند  و پس از بیان این سخن از جانب الله زینب گفت که من روی سخن تو سخنی نخواهم گفت (تفسیر قمی جلد 2 صفحه 194)، این بود که این وصلت صورت گرفت؛ زید و زینب به خانه‌ی بخت رفتند.
تا اینکه روزی که زید در خانه نبود محمد به خانه‌ی آنان رفت.
  زینب با حالتی نیمه برهنه و تنها در وسط اتاقش مشغول خودآرائی بود، محمد بر او وارد گردید و پس از مشاهده‌ی شدت زیبائی او انگشت به دهان گردید و گفت: پاک و منزه است الله که خالق زیبائی‌هاست و در برخی دیگر از روایات خالق نور است همچین پاک و منزه است الله که بهترین خالق است نیز بیان شده؛ او مدتی محو مشغول تماشای زینب گردید، سپس به خانه برگشت در حالی که عشق به زینب به صورت عجیبی در دلش افتاده بود ... فنظر إليها و كانت جميله حسنه فقال: سبحان الله خالق النور و تبارك الله أحسن الخالقين؛ ثم رجع رسول الله (ص) إلى منزله و وقعت زينب فی قلبه موقعا عجيبا  ... (تفسیر قمی جلد 2 صفحه 172 و 173 و تفسیر الصافی جلد 4 صفحه 163 و سایر منابع) 



     زینب که در ابتدا هم علاقه‌ای به زید به دلیل سابقه‌ی برده بودنش نداشت، فرصت را مناسب دید و ماجرا و جمله‌ای که محمد به او گفته بود را با زید در میان گذاشت، زید گفت، آیا می‌خواهی که تو را طلاق دهم تا رسول الله با تو ازدواج کند؟ زیرا تو در قلبش قرار گرفتی؛ زینب گفت "نمی‌دانم"، می‌ترسم اگر من را طلاق دهی رسول الله با من ازدواج نکند  ... و جاء زيد إلى منزله فأخبرته زينب بما قال رسول الله (ص) فقال لها زيد: هل لك ان أطلقک حتى يتزوجک رسول الله (ص)، فلعلک قد وقعت في قلبه؟ فقالت: أخشى أن تطلقنی ولا يتزوجنی رسول الله (تفسیر قمی جلد 2 صفحه 173) 

     زید پس از شنیدن سخنان زینب نزد محمد می‌رود و به او می‌گوید که زینب از آنچه که گذشت مرا آگاه کرد، آیا تو می‌خواهی که من او را طلاق دهم تا با او ازدواج کنی؟ محمد مخالفت می‌کند، زیرا می‌داند که اگر چنین امری صورت گیرد او نمی‌تواند با زینب به خاطر رابطه فرزندخواندگی ازدواج نماید.
     فجاء زيد إلى رسول الله (ص) فقال: بأبی أنت وأمی يا رسول الله، أخبرتنی زينب بكذا و كذا فهل لک ان أطلقها حتى تتزوجها؟  فقال رسول الله: لا، اذهب فاتق الله و امسك عليك زوجک...(تفسیر قمی جلد 2 صفحه 173)
 
        اما محمد که عشق زینب در دل داشت باز آیه تألیف نمود و گفت که هرگز محمد پدر هیچ یک از مردان شما نیست و بدین ترتیب رسم فرزند خواندگی را ملغی رو زید را بیگانه توصیف کرد:
     مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ وَلَكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا (احزاب/30) محمد پدر هيچ يك از مردان شما نيست ولى فرستاده الله و خاتم پيامبران است و الله همواره بر هر چيزى داناست. ( شرح این آیه و ایات پیش و پس از آن)

   و سپس اعلام نمود خطبه عقد من و زینب در عرش الله و توسط خود او خوانده شده، فزوجه الله من فوق عرشه (تفسیر قمی جلد 2 صفحه 173)  :
 .... زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا(احزاب/37... وى را به نكاح تو درآورديم تا در مورد ازدواج مؤمنان با زنان پسرخواندگانشان هنگامیکه آنان را طلاق گفتند گناهى نباشد و فرمان الله صورت اجرا پذيرد.:

محمد با خوشحالی پس از رسیدن این آیه به ذهنش به سرعت خانه را ترک و نزد زینب می‌رود تا پیام الله را به او برساند.
     عایشه در این زمینه جمله‌ای معروف دارد که می‌گوید چگونه است که الله همیشه مطابق با میل تو آیه نازل می‌کند قلت يا رسول الله، ما ارى ربک الا يسارع فی هواک. (صحیح بخاری/ کتاب النکاح/ باب هل للمراه ان تهب نفسها لاحد/ حدیث شماره 4823)

و محمد این خبر را به زینب می‌رساند و بدون رسم معمول خواستگاری او را به اتاق خویش برده و در رختخواب خویش می‌خوابانید:

     این ماجرا بسیار معروف و تقریبا تمام مفسرین معتبر اسلام ان را به همین صورتی که بیان کردم نوشته‌اند، در اینجا بیشتر از منابع شیعه استفاده کردم، زیرا بیشتر مخاطبان شیعه هستند گرچه منابع این مذهب چندان اعتباری در میان اسلام شناسان ندارد.

      حجاب هم ارتباط مستقیمی با همین داستان دارد (کلیک کنید)

۳۵ نظر:

ناشناس گفت...

محمد یک روانی عقده جنسی بوده و بهشتی را به تصور کشیده که در آنجا خداوند نقش یک جاکش را برعهده دارد.ناراحت نشوید. خدائی که مرتب اسباب عیش و نوش را فراهم میکند، خدائی که هر روز دخترکان و پسرکان را برایتان می آورد و... چه نامی برایش می گذارید. تمامی جهان رابه مسخره گرفته اند این ادیان و آنهم برای سود یه عده روحانی. از زمانی که انسان اجتماعی زندگی کردن را شروع کرد ، جادوگران یا همان روحانیون آن زمان با روشهای خرافاتی و سرو صداهای عجیب و غریب سعی در استسمار مردم کرده اند و روحانیون فعلی همان جادوگران قبیله ها هستند.

ناشناس گفت...

I HATE ISLAM
محمد یه موجود کسیف مسل خمینی بوده که سکس با نوزاد شیرخواره را حلال میدونست دین کسافت اسلام گند زد به ایران وایرانی.

مسلم گفت...

1.«انسان به حیرت می‌افتد هنگامیکه مشاهده می‌نماید یکی از بی‌حیاترین انسانها خود را بعنوان پیامبر خدا معرفی نموده است»توهینی آشکار به2میلیاردمسلمان.
2.شماخودتان درنظری که داده بودیدگفتیدکه من ازمنابع شیعه استفاده نمیکنم؛زیرامعتبرنیست؛پس چی شدحرف شما؟
می خواهم درتناقضاتی که درمتن وجودداردبپردازم بعداگر جواب دادید برصحت قصه باهم بحث میکنیم.
1.خودپیامبرزینب رابرای زیدخواستگاری کرده است؛پس چرابرای خوداوراخواستگاری نکرد؟2.زینب دخترعمه ی پیامبربود مگرمی شودکه پیامبردراین لحظه که اورادیداززیبایی اوشگفت زده شود؟آیاازکودکی تابه حال اوراندیده بود؟
شکستن قانون باطلی که درفرهنگی ریشه دارشده بایدباطل شودکه پیامبراینکارراکرد.

مسلم گفت...

جنابarashدرتفسیربغوی چیزی درموردلخت بودن زینب نگفته؛بلکه شماترجمه آن راتحریف کرده اید واین نشانه ضغف شماست «فأبصرزینب قایمة فی درع وخمار»دراین جاگفته درپوششی ساده بوده اماشمامیگین اون لخت بوده!!!!!!!!!
جواب بقیه درنظریه بالاداده شده است.

احمد رامز فاروق گفت...

بسم الله و الحمد لله!
همانگونه که شریعت خدا همین است که ازدواج با زن پسری که از پشت خود همان مرد باشد و یا هم دوران شیرخوارگی را در طفلیت که دو سال است را تکمیل کرده باشد، حرام است که آیه 23 سوره مبارکه النساء به این اشاره دارد، و همانگونه تاریخ و آیه 37 سوره مبارکه الاحزاب گواه است که زید پسر خوانده رسول خدا بود نه پسری که از پشت خودش باشد و این رسمی بود در میان اعراب که پسر خوانده میداشتند، پس حضرت حق الله سبحانهُ و تعالی در نخست با در عقد درآوردن زینب در حق زید سپس فرمان داد تا رسول خدا آنرا به نکاح خویش درآورد تا این رسم از میان اعراب ریشه کن شود و همانگونه که میدانیم که در تمام فقه های اسلامی پسر خوانده محرم شمرده نمی شود.

ناشناس گفت...

تو رو خدا خودتونو سر کار نگذارید.طبق ایه های قبلی همین سوره، همه مردم مجاب شده اند بدون قید و شرط بایستی به اطاعت الله در آیند وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَن يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُّبِينًا ﴿36﴾
(و هيچ مرد و زن مؤمنى را نرسد كه چون خدا و فرستاده‏اش به كارى فرمان دهند براى آنان در كارشان اختيارى باشد و هر كس خدا و فرستاده‏اش را نافرمانى كند قطعا دچار گمراهى آشكارى گرديده است (36)
)، چگونه است که صرفا" برای راحتی مومنین برای گرفتن زن پسرخوانده شان در آینده الله با انجام یک نمونه با استفاده از پیغمبر (مشابه سازی،simulation) بفهماند که این کار شدنی است و مشکلی ندارد.

ناشناس گفت...

vaghean jaye tasof darad ke ma esme khod ra ensan gozashte va dar miyane in hame moshkelate faghr va bikariye jahani neshaste va az yek ensane bi meghdar sohbat be miyan miavarim.biyaid jaygahe yek irani ra .be vaghe dar jahan bebinim

ناشناس گفت...

عجب زبلی بوده این محمد!

دو میلیارد نفر رو برای حراقل ۱۴۰۰ سال سر کار گذاشته.

نابغه به این میگن نه انیشتن!

ناشناس گفت...

این ها خرافاتی و دروغ هایی است که به عمد از روی قصد و غرض وارد دین شده است هر کس فکر می کند حضرت محمد(ص) اینجوری بوده نعوذ بالله مسلمان نیست و باید در روز قیامت به خاطر تایید این مسائل جواب پیامبر را بدهد

ناشناس گفت...

جناب اقای ناشناس که فرمودید این ها دروغ هایی است که به دین وارد شده تو رو خدا سرتو مثل کبک زیر برف نکن.
مطالب از روی قران نقل شده پس قرآن هم دروغه ؟؟؟ پس مطالب راستی که به آن معتقدید از کی و کجا به ارث بردید؟؟؟؟

ناشناس گفت...

حصرت عباسی نه بگو این حاجی ممد دل نداشته وقتی خود خدا فرموده بکن توش چرا حاجی نکنه توش خود خدا خلالش کرده چه کمری خدا به این حاجی داده بوده و خود اله فرموده انه بکم یعنی ما به تو کمر دادیم که هرشب یک کسی بکنی تا خدا از تو راضی بشود و تو هم بیاد خدا باشی و خداوند بخشنده هست و مهربان تو برو کست رت بکن تا امتت تو هدایت کنیم

ناشناس گفت...

به فرض که مسلم راست میگه و زینب لخت نبوده، بقیه اش چی؟ عروسش رو از پسرش گرفت اینو چی میگی؟ دفاع مزخرف نکن

ناشناس گفت...

اولا لطف کنید تعداد مسلمین جهان رو دوبرابر نکنید. یک میلیارد و چهارصد میلیون مسلمان با ارفاق داریم که تازه از این جمعیت یک میلیارد و یکصد میلیون سنی مذهب هستند و تعداد شیعیان به زحمت به نزدیک به دویست میلیون میرسد.در ضمن بسیاری از منابع شیعه به دلیل اتکا صرف بر احادیث به هیچ عنوان معتبر نیستند. درضمن این را هم باید عرض کنم: احادیث در طول تاریخ دچار تحریف شده اند و بنا به تایید محمد بن حنفیه پایه گذار مذهب حنفی تنها 17 حدیث قابل نایید هستند و مابقی آنها هیچ اعتباری ندارند.به همین دلیل است که منابع شیعه قابل اطمینان نیستند.
نکته بعد اینست که به هر حال پذیرفتن محمد و اشتباهات فراوانش برای مسلمینی که از یک انسان عادی باهوش که همانند همه اشتباهاتی داشته است و خود هم در قران بارها به آن اشاره کرده است کمی دشوار به نظر میرسد. بخصوص برای شیعیان محترم که در این زمینه به معنای واقعی زیاده روی کرده اند و محمد را تا مقام نزدیک به خدا بالا برده اند.
شما مسلمین عزیز به کرات به پیروان دیگر ادیان توهین میکنید و انواع و اقسام اتهامات ریز و درشت و ناسزاهای آنچنانی را حواله این بندگان خدا میکنید چگونه است که تحمل انتقاد و بررسی کردن یک داستان واقعی را ندارید و مرتب دیگران را با برچسب توهین تکفیر میکنید؟
خود پیامبر در زمانی که زینب را برای زید خواستگاری کرده بود 4 زن عقدی داشت و مطابق قانون خودش نمیتوانست زن دیگری-به طور رسمی-انتخاب کند.در ضمن دیدن یک شخص به هنگام کودکی با دیدن همان شخص به هنگام بزرگسالی بسیار متفاوت است.شما ممکن است دختر عمویتان را در کودکی بارها ببینید و همبازی هم باشید اما در بزرگسالی احساسات متفاوت پیدا کنید پس دیدن شخص در کودکی اش نمیتواند ملاک درستی باشد.
بندگان خدا اعراب پیش از اسلام انگار چندان هم جاهل نبوده اند که هیچ متمدن تر از مسلمین بوده اند. لااقل از قوانین انسانیت بهره میبرده اند که پسر خوانده را همانند پسر واقعی به حساب می آورده اند وعروسش را همانند دختر خود.جناب محمد با این قانون در واقع یک اصل انسانی را به خاطر شهوات خود زیر پا گذاشته و نابود کرده است.عجیب است که اینقدر از انسانیت تهی شده ایم که ازدواج با همسر مطلقه فرزند خوانده را قانون باطل میدانیم گرچه یادم نبود مسلمین ایران پا را از اینهم فراتر گذاشته وقرار است ازدواج با فرزند خوانده را در ایران آزاد وقانونی کنند..

ناشناس گفت...

شما ها خودتان را معرفی میکنید که مصداق بارز «لعین ابن العین» و حرامزاده پسر حرامزاده هستید. از کتابی که سرتاسر آن رحمت و آیه آیه ی آن اعجاز است و هر دل بدون مرضی را هدایت میکند؛ جستجو کرده و تا به قول خودتان یک گاف پیدا کنید! برای اینکه لقمه های حرامی که خورده اید و نطفه های حرامی که بسته اید را توجیه کنید به جنگ با خدا و دین او برخاسته اید و به پیامبری که سیزده سال در مکه بدترین شکنجه هارا تحمل نمود فقط برای ابلاغ دستور خداوند به مردم؛ اینگونه تهمت میزید. شرمتان باد

ناشناس گفت...

آقای ناشناس آخر
البته از حضرتعالی که مشخص است در حفظ بیضه اسلام جد بلیغ دارید بیش از فحاشی هم انتظار نداریم. قرنهاست که مسلمین هرجا کم آورده اند و از دادن پاسخ باز مانده اند رویه نفرین و فحاشی و تهدید را در پیش گرفته اند اما همینجا یک سوال خیلی ساده مطرح میکنم:
دوست گرامی: بنده بر فرض مسلمان نباشم یا اعتقادی به آئین شما نداشته باشم حتما به منبع دیگری معتقدم.خدای دیگری را میشناسم و اگر همسر اختیار کنم طبق آئینی که به آن معتقدم و خدای خودم ازدواجم مشروع و قانونی خواهد بود که البته طبق اسلام نیست.پیش از من هم مادر و پدرم پیرو آئینی بوده اند و ازدواجشان مشروع و قانونی و ثبت شده است.حال شما چطور تشخیص دادید که مخالفین شما حرامزاده هستند؟؟چه حقی دارید و بر طبق کدام دانش به دیگران تهمت حرامزادگی میزنید؟جناب مسلمان معتقد: فرزندان دیگران بر طبق قوانین خودشان ازدواج کرده اند حتی اگر جزو قبایل بدوی آفریقائی باشند.پس فرزندانشان حرامزاده محسوب نمیشوند.شما نیز به گناه تهمت-طبق اسلام خودتان- ارتکاب ورزیده اید.
مورد بعدی لعین بودن است:از کجا تشخیص دادید که ما لعین هستیم؟؟
ملعون بودن و نبودن در دست خدای یکتاست و نه امثال شما بنده حقیر. لطفا در مقام قضاوت قرار نگیرید که نه فقط شما که حتی رهبرتان هم حق دخالت در کار خداوند را ندارد.
مطلب بعدی در مورد اعجاز قرآن: خود پیامبر ادعای اعجاز نکرد شما مسلمین چند قرن بعد با کدام سند حرف از معجزه میزنید؟؟؟
در ضمن اگر اینقدر اعجاز در قرآن وجود دارد چزا تا کنون باعث رستگاری مسلمین نشده است؟چرا تا کنون یکی از این معجزات به اثبات نرسیده است؟قرن اول هجری که نیست برادر من..الان قرن بیست و یکم است و مردم منتظر اعجاز مورد ادعای شما..بدون دلیل و مدرک هم چیزی را قبول نمیکنیم.بفرمائید شروع کنید.
لقمه های ما از حلال هم حلالتر بوده چون نه دزدی کرده ایم و نه به نام خدا و پیامبر سهم بی دردسر و مال مفت از مال مردم به عنوان خمس و زکات به جیب زده ایم. حرام لقمه معلوم است کیست که چون نمیتواند از عقاید سخیف و پر از خرافه اش دفاع کند و لا اقل پیامبرش را همانگونه که هست ببیند و نه موجودی بین زمین و آسمان شیوه فحاشی در پیش میگیرد و منتقدین را تهدید میکند. دوران این تهدید ها مدتهاست سپری شده است.لااقل خود محمد اینقدر شجاعت داشت که بگوید انا بشر مثلکم-انسانی هستم مثل شما.نه تفاوتی دارم و نه از آسمان آمده ام.تنها رسالت بر من نازل شده است.شما بیسوادان پامنبری هستید که به دنبال تولید خرافه به همه فحاشی میکنید. خدا از گناهان شما مشرکین بگذرد که سخت محتاج هستید.انسانهائی که کلمه اهل بیت عصمت و طهارت را استفاده میکنند را چیزی بجز مشرک نمیتوان نامید

ناشناس گفت...

اسلام یک فرقه است جایی که به نفع آن است هر فسق و فجوری را انجام می دهد وآن را به خدا نسبت می دهد.

کیمیا گفت...

کاملا مطمئنم شمایی که باواقعیت این داستان(تحریف نشدن) موافقید،شناخت چندانی ازاسلام وپیامبرخدانداریدوبه خاطرهمین هم دین اسلام را دین تنها ریاضت ورهبانیت می دانید،کاملا منطقی است کسانی که به دنبال آزادی جنسی،فساد وروسپی گری،وزندگی کاملابرپایه شهوات وخواهش های نفسانی هستند بادین اسلام که مصداق بارز تعادل درتمام جوانب زندگی است مخالفت می کنند،شمایی که اینقدرموافق این داستان فوق العاده تحریف شده هستید لطف کنید منابع آن را بخوانید،جالب اینجاست خودتون هم گفتید منابع معتبرنیست،حتی ازتوی منابع غیرمعتبرنمیتونید چیزی دربیارید.ضمنارعایت ادب علاوه براینکه توی اسلام خیلی تاکیدشده،ازاصول انسان بودن هست

کامران گفت...

بد نیست سری به این لینک بزنید
http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=18395&AyeID=3675
آنها حداقل این قدر مروت دارند که نظرات مخالف و ناپسند عوام را هم ذکر کنند اما شما چه؟ چشم خود را بر روی انبوه تفاسیری که این ماجرا را نقل و تفسیر کرده اند بسته اید و فقط تعدادی را و آنهم بخشی دست چین شده از هر یک را انتخاب کرده اید و بهم چسبانده اید و بعد ادعا می کنید "تمام مفسیرین" چنین و چنان می گویند.

آزاده باش هرچه که هستی عزیز من
حتی اگر که بت بپرستی عزیز من

فاطمه گفت...

ازدواج حضرت محمد با عروسش آن هم بدین صورت از دروغهای کفار است که توسط دشمنان اسلام وارد برخی از منابع شده
حضرت محمد هیچگاه با عروش خود بدین صورت که شما میگی ازدواج نکرد او رحمت للعالمین بود و هرکارش با حکمت.

ناشناس گفت...

محمد فقط یه دروغ گوی بچه باز بوده که به خاطر شرایط اون زمان و برای این که تا هفت پشتش تامین باشن این داستان هارو سر هم کرده...فقط ایران امروز رو با ایران 1400 سال پیش مقایسه کنید. چه تغییری کرده؟؟ هیچ! فقط یه مشت پسر شهوت پرست و یه مشت باکره ی پرده دوز شده تحویل ملت داده! هنوز هم احمقانی این چرت و پرت هارو باور می کنن! متاسفم واقعا...

ناشناس گفت...

نویسنده ی این وبلاگ.
الحق که افراد "سخیف العقل و پر ادعا" چون تو نمیتوانند بیشتر از حدی به "بازی و نقش در آوردن های شوم خود" ادامه دهند.
مگر ادعایت گوش فلک کر نمی کنه که "تحقیق میکنی"؟؟
خطاب "بیحیا" در وسط متن،قبل از نتیجه گیری عقلانیته؟؟
خیلی فرومایه هستید.
خجالت می کشم که شما هم پارسی هستید و من هم.
خجالت می کشم که شما رو هم ایرانی می دونند و من رو هم.
نهایت "پستی" و "وقاحت" و "بی شرمی" هستید.
کوروش صالح بنده ی خدا،الله، کجایی که ببینی ایرانی می تواند به این قدر هم "ذلیل" و "دیو صفت" و "نامرد" و "اهریمین" باشد.
شما در سوختن و سوزش خود بمانید.
اهل تحقیق و سوال پی خواهد برد به پیامبری و رحمت للعالمین بودن نبی خاتم خواهد برد.

ناشناس گفت...

برخی ها خیال می کنند "سوار هواپیما شدن و کره ی ماه رفتن" یعنی تمدن!!
نمی دانند که ممکن است آدمی،بجای "الاق" سوار "قطار" شود و لیک همان "اندرون پوچ پرادعای نادان" باشد.
ممکن است سوار بر "خر" صد سال قبل از سوار بر اتومبیل امروزی،انسان تر باشد.
شما عده ای "گمراه" و "بی حیا" و "بی عقل" هستید که،فقط چرت و پرت گفتن بلدید.
اینکه:
1)تکه پاره از منابع آوردن
2)وقتی خود علمای مسلمان در عدم اطمینان به تمامی اقوال منابع یقین ندارند
3)وقتی که این همه مسلمان و عالم مسلمان و اسلام شناس و مسلمان شده ی غرب و شرق و ... را "بی خرد"فرض میکنید(عین خودتون که کافر به کیش خویش پندارد همه را!) کهبی خبر از منابع خود مومنند،
4)گزیده گویی
5)مغلطه
و ....
نشان از پلیدی ذات شماست.
معلوم هست از کجا می سوزید...

ناشناس گفت...

با اینکه خیلی حرفهای زشت و ناروا زدی ولی خوشحالم که رسوا هستید و به مغالطه و مزخرف گویی افتادید و همه میدونند که از کجا می سوزید. اسلام آتیش انداخت توی بساط شما انگل ها و به کوری چشمتان هر روز هم بیشتر توسعه پیدا میکنه همین جور به سوختن ادامه بدید میکروب ها !
خداوند نور خود را فروزان میکند هر چند شما را ناخوش آید

ناشناس گفت...

بنام هستی بخش

ازدواجهای رسول خدا بیشتر ازدواجهائی بوده که بخاطر وضعیت آن زمان اعراب سیاسی بوده است تنها زن جوان وی عایشه می باشد که آنهم برای خنیثی کرده بعضی از توطئه ها بوده است .
در مورد ازدواج با زینب زن زید هم بیشتر روایان معتبر در منابع اسلامی نقل میکنند که زینب با زید به خاطر این بوده که همواره زید نزد رسول خدا آمده از بد خلقیها و توهینهای وی شکایت می کرده است از سوی دیگر این اتفاق را خداوند بر پیامبر خود تحمیل کرد تا یک سنت غلط عربی را از میان مردم بردارد چراکه پسر خواندگی هیچگونه اعتباری بجز یک اعتبار اجتماعی نیست و از ادواج با زن پسر خواهده ام هیچ عوارض زنتیکی ندارد ..
نویسنده مطلب در جواب یکی از نظرات آورده اند که حرامزاده نبوده و پدر و مادرشان پیرو یک آینی خدا هستند وخود ایشان هم ایمان به یک آیئن الهی دارند اگر نگارند لطف کرده بجای کنجاوی مرموزانه از آینن دیگران دین و مذهب و مرام خودشان را معرفی کنند خدمت بزرگی کرده اند
از نوشتهای پیدا ست که فرد نگارند یا یک فرد بهائی و یا از مسحیون افراطی می باشد

در این روزها که ایام شهادت فرزند همین رسول خداست هزاران نفر تحصیل کرده و عامی در غم این فاجعه به عزا نشسته اند که در میان آنها افرادی هستند که دارای تحصیلات بالا می باشند .پس از 14 فرن میلیونها انسان پاک با عقیده محکم در پای مرام و مسلک محمدی زندگی آرامی دارند که هم دنیاشان مملو از آرامش قلبی است و هم به معادی بعد از مرگ امیداوارند و همین امر باعث شده که در آرامش کامل زندگی کرده و با آرامش هم با مرگ روبرو شوند و نوشته های اینچنین هم ذره ای در اراده این خیل عظیم اثری نخواهد داشت .
مضاف بر این هر روزه هزاران نفر از مردمی که در دنیای مادی خود و گذر از ادیان و فرق دیگر به دین محمدی ایمان آورده و مسلمان می شوند. اگر آنطوری که نگارنده آورده باید اینان آدمهای کم عقلی باشند در صورتی که اغلب آنها دارای تحصیلات بالائی هستند


اما در مورد منابعی که آورده اید جه شیعه و چه سنی بیشتر آنها مورد تایید مراجع علمی اسلامی نیست .اصولا این منابع از نوع منابعی هستند که نگارندگان آنها هرچه که شنیده اند را مکتوب کرده اند و علمای اسلامی با بررسی تک تک آنها منابع نقل را به نقد کشیده و ثابت کرده اند که بیشترشان اسرائیلیان است یعنی قوم یهود پس ظهور اسلامی از آنجائی که هویت آنها را کلی بخاطر دین حدید در تهدید جدی بود و آنها هم قادر به مقابله عقلی نبودند پس با طرفندهای فراوانی و نفوذ در میان مسلمانان و ملبس شدن به مسلمانی شروع به ترویج اینگونه رویات و احادیث زدند که به اسرائیلیات مشهور است و هر بچه مسلمان کم سوادی هم این را می داند



با آروزی هدایت همگان بسوی نور حقیقی ذات اقدس الهی
علی

ناشناس گفت...

سلام اقای محترم
من کاری ب این حرفها ندارم قران اول کلامم واخر کلامم
خداوند در قرآن، در سوره نساء آیه ۳۱ می‌فرماید: ﴿إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئَاتِكُمْ وَنُدْخِلْكُمْ مُدْخَلًا كَرِيمًا﴾ ترجمه:« اگر از گناهان بزرگي كه از آنها نهي مي‌شويد دوري گزينيد، گناهان كوچكتان را از شما مي‌زداييم‌ و شما را در جايگاهي ارجمند و پركرامت در مي‌آوريم. »
نیم کیلو باش ولی ادم باش

ناشناس گفت...

اگر میتوانید مانند قران را بیاورید که آن را دروغ فرض میکنید،قرانی که بعد از قرنها نه تنها محتویات آن کهنه نگشته بلکه اعجاز علمیه آن بر تازگیش می افزاید،آنجمله گرد بودن زمین که به خاطر آن گالیله را به قتل رساندند در حالی که قران قرنها پیش به گرد بودن زمین اشاره کرده هست،یا اینکه کره ماه از خود نوری ندارد و نورش را از خورشید میگیرد
از خدا بترسید

Arash Irani گفت...

گرامی، تمام مواردی که عرض کردید در اینجا پاسخ داده شده است، کافی است که در کادر جستجوی بالا، سرچ کنید.

حسین گفت...

در زمان جاهلیت یکی از اعمالی که برای بجا آوردن حج انجام میدادند این بوده ک بایستی یک دور بصورت لخت مادرزاد ب دور کعبه بگردند ب خاطر همین حضرت محمد میرفته ب غار تا این ناپاکی ها رو نبینه...اصلا میشه ی انسانی ک اینقدر با تقوا هست این عمل رو انجام بده
شمائی ک اینهمه حرف بد بار پیامبر میکنی وقتی کسی بهت چیزی میگه دیگه بهت بر نخوره عزیز
اگر دین ندارید آزاده باشین

Arash Irani گفت...

حسین گرامی، همه اعراب در آن زمان به صورت لخت طواف نمی کردند، انها اعتقاد داشتند که اگر کسی با پیراهن خودش طواف نمود، دیگر حق استفاده از آن را ندارد؛ بنابراین عده ای پیراهن را از دیگران قرض می کردند و کسی که نمی توانست قرض کند، لخت طواف می کر.
همانگونه که می بینید اکنون هم تقریبا همین رسم رواج دارد یعنی با لباس ساده که هیچ دوختنی ندارد طواف می کنند.
ضمنا الان حضور ذهن ندارم که به شما نشانی دقیق بدهم، ولی تا جائی که می دانم یک بار خود محمد هم در آن زمان حج را به صورت لخت انجام داد.

ناشناس گفت...

اینا همه غلت و هیچ مدرک و معتبر تاریخی هم نداره و کسانی که می گو سند اسلام بده کافیه یکم تحقیق کنند و از انجیل و منابع معتبر می فهمند که اسلام نه تنها پوشش رو زیاد نکرد بلکه کم هم کرد چون آیینی های مسیحی یهودی و حتا زرتشتی اجازه نمایان کردن هیچ قسمتی از بدن خود را ندارند و در ایران باستان به غیر از ساسانیان جرم پیدا شدن بدن زن اعدام بوده و باید اسلام برای ادم است نه یه مش حیوون حدس باز حل مشنگ

Ali Khademi گفت...

تشهدان لا اله الا الله اشهدان محمد رسول الله اشهدان علیا ولی الله اندازه غلام امیرالمومنین علی ع قنبرهم ارزش ندارین روزی که مهدی بیاد قیافه هاتون دیدن داره مسلمونا جاهلن شیعه ها جاهلن اگه ما جاهلیم چه جاهلیت خوبیه روزی که حضرت مهدی صاحب عصر و الزمان ارواحنا فداه بیاد دلم میخدا ببینمتون مث سگ پشیمونید ولی دیگه فایده نداره روز که بیاد عج میفهمید کت تنه کیه��������خخخخخ دیدن دارید بحدا

ناشناس گفت...

درود
برعکس نظر یکی از دوستان در اینجا که گفته بود تنها زن جوان پیامبر عایشه است باید بگویم که در حقیقت تنها زن مسن و پیر پیامبر سوده بوده ( البته با صرف نظر کرن از همسر اول پیامبر خدیجه) و باقی زنان پیامبر هم جوان بودند و مسنترینشان از پیامبر بیست سالی جوانتر بودند ! و هم بسیار زیبا و بیشترشان هم از ثروتمندان و اشراف بودند!و البته شاید بهتر بود که گفته می شد تنها زن کودک و بچه سال پیامبر عایشه بوده!
سوده بسیار پیر بوده و در چندین منبع چه سنی وچه شیعه آورده شده که پیامبر میخواستند که وی را طلاق دهند ولی او التماس می کند که این افتخار را که در روز قیامت از جمله ی زنان پیامبر باشد را از وی نگیرد!

اما حال اگر این پاسخ کلیشه ای علما در پاسخ به علت ازدواج های پیامبر را قبول کنیم:
یعنی هر کدامش هدفی داشته و چه چه و برای نمونه همین هدف از ازداوج با زینب که برای شکستن قباحت ازدواج با فرزند خوانده بوده.. قبول کنیم خب پس چرا پیامبر برای امری مهمتر و شکستن سنتی بزرکتر کاری نکردند؟ در ضمن اینکه اعراب قبل از اسلام فرزند خوانده را عین فرزند خود می دیدند آیا سنت بدی بوده؟ و اینکه همسرش را هم بر خود حرام می کردند آیا بد بوده ؟ آیا بدتر از برده داری بوده؟ بدتر از چند همسری بوده؟!! چرا پیامبر که چنین قدرتی را داشتند که سنتی را که اصلا نا پسند هم نیست و چه بسا پسندیده هم هست رااز میان بردارند چرا از این قدرتشان برای برداشتن سنتهای بسیار کثیفتر و زشتر چون برده داری و تعدد زوجات اقدام نکردند؟

ناشناس گفت...

خاک بر سر ایرانیانی که عربای کثیف رو قبول دارن،

ناشناس گفت...

توی دانشگاه بودیم، یکی از بچه ها سر یکی کلاس های مذهبی از استادمون که آخوند بود پرسید حضرت محمد چندتا زن داشته، استاد هم گفته زییاااااااد، دوستمم گفت استاد این آقا وقت میکرد شلوارشوا بکشه بالا، الان بهشتی هم که محمد گفته فقط سکس و مشروبه اونم که توی همین دنیا هم هست، خدا هم اون دنیا منشی جنده خونه هاست، تا کی خرافات....

ناشناس گفت...

این همه پیامبر اومدن شما ادم نشدین با چند تا حرف ادم نمیشین

Translate

دریافت از طریق ایمیل

بايگانی وبلاگ