بدترین خرافات، بیگمان خرافاتی است که مستقیما فرهنگ جامعه را هدف قرار میهد.
بزرگترین این خرافات، خرافات دینی است.
اصلاح اعتقادات فردی است که عقیدهی کلی جامعه اصلاح میکند.
جامعه نمیتواند در برابر عقیدهای ساکت بنشیند که فرهنگ جامعه را به خرافه میکشاند.
دو گروه وجود دارند که جامعه را بسوی خرافات دینی (در اینجا منظور خرافات اسلامی است)، سوق میدهند:
1- آخوندها و کسانیکه با استفاده از ناآگاهی مردم، اقدام به نوعی خاص از اخاذی میکنند؛ اخاذی که مالباختگان با دستان خویش، وجوهی را تحت عنوان خمس و سهم امام و... به این آخوندهای شیاد، پرداخت میکنند.
2- روشنفکرمآبان امروزی؛ آنها دانسته و یا نادانسته، کوشش در راه ترویج این اعتقادات را دارند.
به نظر من با توجه به بالا رفتن سطح آگاهی مردم، نقش گروه دوم بسیار مخربتر از آخوندهاست.
اینان با مغالطه و دروغ، سعی در علمی نشان دادن قرآن را دارند.
من نوعی، هنگامیکه میبینم که فلان تحصیلکرده، اینچنین از قرآن دفاع میکند؛ بیگمان بیشتر این دین را الهی خواهم دانست تا اینکه آخوند از اسلام تعریف نماید.
یکی از این مغالطه کاران تحصیل کرده، جناب عبدالعلی بازرگان است......
جناب بازرگان!
شما چند مقاله نوشتهاید و در آنها ادعای علمی بودن قرآن را مینمائید.
از کدامیک از نوشتههای شما بگویم؟
معجزهی ریاضی قرآن؟
من برای شما و سایر بهاصطلاح روشنفکران امروزی تاسف بسیار میخورم.
اگر شما فقط به مغالطه میپرداختید، میتوانستم خویش را قانع کنم که تعصب، شما را کور کرده است؛ اما تعجبم از این است که چرا به دروغ روی آوردهاید؟
البته من پاسخش را میدانم؛ زیرا شما نیک میدانید که خوانندگان مطالب شما، هرگز فرصت بررسی این مطالب را ندارند.
جناب بازرگان!
من نوشتهای از شما با عنوان معجزهی ریاضی قرآن (کلیک کنید تا دروغگویان را بشناسید) را بررسی کردهام؛ متاسفانه 90% مطالبتان دروغ است؛ و بقیه هم مغلطه.
قضاوت را به وجدانهای بیدار هممیهنانم میگذارم.
جناب اقای عبدالعلی بازرگان!
من برخی از نوشتههای شما را در مورد معجزهی علمی قرآن، نیز بررسی نمودهام؛ شما در این نوشتهها نیز اقدام به مغالطهای آشکار نمودهاید.
چرا میخواهید جامعه را بسوی خرافه سوق دهید؟
چرا میخواهید تفکری را در جامعه ترویح کنید که مجوز تجاوز جنسی به زنان و دختران دگراندیش را میدهد؟
با سلام
پاسخ دادنحذفکار پژوهشی شما هرچه باشد قابل تقدیر است اما متأسفانه شما هم مثل خیلی از پژوهشگران دیگر یک طرفه قضاوت کرده و میدان دیدتان را فوق العاده محدود نموده اید.
چه بسیار افرادی که با دانش بالا هم در تفسیر برخی مفاهیم قرآن با قطعیت اظهارنظر نکرده اند.
مطمئناً موضوعات قرآن جای بحث و تبادل نظر دارد اما آیا شما فکر نمی کنید که در ورای ظاهر آیات که شما آنها را مثال می آورید مفاهیم بیشتری نهفته باشد؟
آقای بازرگان که خود مطالب مفصلی درباره نفی خرافات دارد.
به نظر من کار شمااتفاقاً دقیقاً مغالطه است.
چه بسيار افرادي كه با دانش بالاهم در مورد قران با قطعيت سخن نگفته اند ولي ظاهرا يا اقاي بازرگان دروغ گفته يا بايد بپذيريم خدا اشتباه كرده چون مگر قران كتاب رسيدن به سعادت در تمام زمان ومكان نيست؟ پس اوردن اين معجزات كه در فهم مردم 1400 سال پيش زندگي ميكردند ناممكن بوده در نتيجه قران را نميفهميدند پس خدا اشتباه كرده و همچنين اگر معجزات شما درست باشه نشون ميده قران كتاب ناقصيه يعني اگه نظريه علمي اثبات بشه وبعد بفهميم در قران بطور كاملا بي ربط و غير مستقيم به ان اشاره شده در نتيجه فهم قران نياز به فهم تمامي علوم هستي دارد به نظر شما نزول همچين كتاب 1400 سال پيش احمقانه نيست؟ يا خدا فراموش كرده همه انسان ها رو با يه فهم و هوش نيافريده؟ كتابي كه در ان نصف بيشتر مطالب فهميده نميشود و خود مفسران هم با تفاسير گوناگون مردم عادي را گيج تر ميكنند هرچند شايد مطالب امروزي قران از درك ما فرا تر باشد پس قران كتابي براي همه انسان ها نيست خدا تبعيظ قائل شده پس قران كتاب خدا نيست يا خدا شما اشتباه كرده و يا بازرگان مغلطه كرده كدوم منطقي تره؟
پاسخ دادنحذف